Udgivelsesinfo

경우의 수 More Than Friends E07❤️(Barcode)❤️
En kommentar af Mary_fall
❤@Barcodesubtitle❤

Tags

other
Udgivet den: 2020-10-24
Downloads: 21
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

در زمان های خیلی قدیم تو یه پادشاهی دوردست

یه شاهزاده خانم با نفرین یه جادوگر به دنیا اومد

نفرین اینجوری بود که شاهزاده خانم

انگشتشو روی سوزن دوک نخ ریسی میذاشت و تو تولد16 سالگیش میمرد

با کمک فرشته ی مهربون

شاهزاده خانم به جای مرگ به خوابی طولانی فرو رفت

با بوسه ی شاهزاده نفرین شکسته شد

و اون ها به خوبی و خوشی با هم زندگی کردن

پایان

دیگه بخواب وو یون

پس جادوگره چی شد؟

چه بلایی سر جادوگره اومد؟

نمیدونم

حتما چون آدم بدی بوده تنبیه شده

بخواب

اگه مامانم درست میگفت

شاید نفرین شکسته شده

به خود جادوگر برگشته بود

پس این نفرین طولانی مدتی که رومه

حالا که بالاخره شکسته شده

کجا رفته؟

قسمت 7: نفرین کجا رفت؟

کیونگ وو یون تو که هنوز اونجا منتظرم نموندی؟

من که گفته بودم برنامه دارم

ببخشید

من الان با رییسم باید برم

دوستت دارم

خیلی دوستت دارم

یه مدتی هست

که دوستت دارم

ببخشید

واسه من فقط یه دوستی

پس نگو

حستو بهم اعتراف نکن

تو دوبار ردم کردی

که چی؟ چون تو دوستم داری باید بگم بیا قرار بذاریم

وقتی خودم این حس رو بهت ندارم؟

هی بسه بسه

سرت به جایی خورده؟

حتما عقلمو از دست دادم

هرچقدرم که گریه زاری میکردی نباید بعد از تصادفت بهت الکل میدادم

پسش بده

بیا برگردیم بیمارستان

میدونی وقتی رفتی دکتر چقدر شاکی شد

گفتم پسش بده

نه. درسته من به خواسته ی ملت احترام میذارم

ولی تو الان حالت خوش نیست

نه پاشو بریم بیمارستان

خوبی؟ ببخشید

! تنهام بذار

باشه بابا

میگم داشتی گریه میکردی؟

باشه وانمود میکنم چیزی ندیدم

مرد گنده واسه چی گریه میکنه؟

دارم دیوونه میشم

فقط تنهام بذار

به خاطر امروز متاسفم

نمیخوام کسی باشم که ازش معذرت خواهی یا تشکر کنی

میخوام کسی باشم که دوستش داری

میشه این کارو واسم بکنی؟

تولدت مبارک

به جای اینکه ازم عصبانی بشی بهم هدیه میدی

واقعا آدم عجیبی هستی

از این به بعد فقط بهت هدیه میدم

مثل یه آدم عجیب غریب واقعی

برو دیروفته

باشه

اینارو بپوش و بیا پیشم

پ.ن: اون کفشا فقط به یه مسیر میبرنت

کیونگ وو یون چطور پیش رفت؟

جین جو

هی گفتم دست از سرش بردار

یونگ هی

! کنجکاوم خب

من با رییس قرار میذارم

یونگ هی، جین جو

چتونه؟ چه زود زنگ زدین

هی بالاخره سر عقل اومدی؟

...یعنی چی سر عقل- معلومه که سر عقل اومده-

به جای گودال آتش، راه پر از گل رو انتخاب کرد

چی میگی؟

بیخیال

ماجرا رو از اول تعریف کن

با اینکه باهوشم ولی گمانه زنی هام اشتباه از آب دراومد

شرمنده ام ولی خوشحالم هستم.بهمون بگو

خودش ازت خواست بری بیرون بعد قالت گذاشت؟

اونم تو روز تولدت؟

عجب عوضی ای

واسه چیز به این کوچیکی؟

این مدت درگیر کسی بودم که هیچ حسی بهم نداشت

واقعا که

ولی تو که رفته بودی پیش سو

چطور شد از پیش رییس سر در آوردی؟

بعد از اینکه رییس رو رد کردم، رفتم

هرچند که رییس ازم خواست نرم

بعدش اومده بود جلو خونمون منتظر ایستاده بود

ای بابا

واقعا که- منم یهو فکر کردم-

"آره من باید با این مرد باشم"

"این جواب درسته"

خدایا شبیه سریال شد

آدما با هم همینجوری ان

بعضی وقتا رابطه ات پیشرفت میکنه یه وقتایی هم جمع میشه

یه جورایی شبیه چتره

حرفات مثل جملات قصار میمونن- مگه نه؟-

خدایا فقط من همچنان سینگل به گورم

وو یون

مثل چی دلم واسش تنگ شده

رباط مچ دست چپتون کش اومده

یه مدت باهاش کار نکنید

نمیتونید باهاش نوشیدنی بخورید یا سیگار بکشید

اگه مراقبش نباشید وضعش بدتر میشه

باید از الان خیلی خوب مراقبش باشید

شماها که فراموش نکردین آره؟

جین سانگ هیوک

!امروز اولین سالگرد بازگشایی" امشب" ـه

کارتون که تموم شد یه کله بیاین امشب

جین جو

میایم، میایم

اگه جای دیگه نوشیدنی بخوریم جنایت کردیم

من نمیام

باشه، باشه

نمیام

امشب

چرا نمیذاری این دفعه من برنده شم؟

چون مسئله برد و باخت نیست

من واست همه کاری کردم.همیشه حرفتو گوش دادم

واسه همین حتی اگه میباختم هم خوشحال بودم

از الان به بعد تا وقتی خوشحال باشی هیچی ازت نمیپرسم

حتی اگه بدونم خودمو میزنم به بی خبری

بقیه ی زندگیم مثل یه احمق بهت لبخند میزنم

ولی واسه تو خیلی سخته

واسه همین نمیتونم ازش بگذرم

ازت نمیخوام تک تک جزئیاتو بهم بگی

اینم نمیخوام که تو کارت فضولی کنم

فقط

بهم تکیه کن

خواهش میکنم بهم تکیه کن

از چیزی که فکر میکنی

سنگین ترم

پس از چیزی که فکر میکنی

قوی تر میشم

دوستت دارم

منم دوستت دارم

اووه چه منظره ای

فکر کردم باهم دعوا کردین.چرا دارین عشقولانه در میکنین؟

میخوای یه چیز قشنگ ببینی؟

میخوای یه بار دیگه ببینی؟

واقعا که

ایشالا همه ی زوجا از رو زمین محو شن

تو اینجا چیکار میکنی؟

اومدی.فکر کردم نمیای

همینجوری اومدم.بیکار بودم

راستی کیونگ وو یون چی؟

من دوست پسر وو یونم

بشین- سلام-

این چرا اومده اینجا؟ چطور جرات کرده بیاد اینجا؟

یه چکش واسم بیارین.این بارو دیگه کوتاه نمیام

لازم نیست

فکرشو که کنی کار اشتباهی نکرده

هنوزم طرفشو میگیری؟

حتی عصبانیمم نمیکنه

حتما دیگه الان واقعا هیچ حسی بهش ندارم

وو یون جدی بالاخره سر عقل اومدی

بیخیال.برم دستشویی

باشه

"مدیرعامل اون جون سو"

پس مدیرعاملی

میدونم اولین باره همو میبینیم ولی میشه هیونگ نیم صدات کنم؟

هرطور راحتی

هیونگ نیم بیا واست نوشیدنی بریزم

ببخشید.با ماشین اومدم

آها پس به جاش سودا میخوری هیونگ نیم؟

هی

تو که تازه باهاش آشنا شدی چرا هیونگ صداش میکنی؟

مگه نمیدونی؟ هر مرد جذاب و پولداری هیونگ منه

خواهشا خودتو ننداز وسط

راستی

چطور شد که با وو یون قرار گذاشتین؟

هنوز دیر نشده میتونی فرار کنی

مگه کیونگ وو یون چشه؟

تو چرا عصبانی میشی؟

عصبانی نشدم

من وو یون رو خیلی دوست دارم

اون کسیه که لیاقت عشق ورزیدن رو داره

شبیه دیالوگ فیلماست

یه سوز سردی حس نکردین؟

یه دستمال میدی؟

دستت چی شده؟

چیزی نیست

اون روزی آسیب دیدی؟

اون روزی؟

شنبه تو پارک نامسان با ماشین تصادف کرد

تا یه ساعت تو بیمارستان بیهوش بود

ولی همینکه بهوش اومد سرمش رو کند

و با دست خونی دوید بیرون

شبیه این نقش اول سریالا شده بود

لازمه بری؟

خیلی متاسفم

واقعا؟- آره-

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left