Udgivelsesinfo

[AnimWorld-Temari] Kakuriyo no Yadomeshi - 25
En kommentar af AHEE
Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

Tags

other
Udgivet den: 2018-09-27
Downloads: 22
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 146 linjer.

دنیای انیمه تقدیم میکند

Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

ترجمه و زیرنویس‏‏‏‏:‏‏‏‏

Temari

رانمارو‏-‏ساما‏.‏

باید باهاتون صحبت کنیم‏.‏

چی شده؟ قیافه همه تون خیلی جدیه‏.‏

لطفا اجازه بدین با گنجینه های اقیانوسی آشپزی کنم‏.‏

می ترسیدم‏.‏‏.‏‏.‏ بعد اینکه رایجو حس چشائیم رو مهر کرد‏.‏

من مهم ترین چیزی که برای زندگی در عالم خفا نیاز داشتم رو از دست داده بودم‏.‏

واسه همین کاری ازم برنمیومد جز اینکه با فرض ناتوانی منتظر خورده شدن باشم‏.‏

ولی اشتباه می کردم‏.‏

حتی اگه پرزهای چشائیم از کار افتاده بودن‏،‏ دوستایی داشتم که می تونستم روشون حساب کنم‏.‏‏.‏‏.‏

کای‏،‏ مرغ ماهی خوار سیاه‏،‏ و مای مرغ ماهی خوار سفید‏.‏

تازه گینجی‏-‏سانم کنارمه‏.‏ پس دیگه لازم نیست از چیزی فرار کنم‏.‏

آئویی‏-‏سان‏.‏ حتی بعد اینکه قوه چشائیت رو از دست دادی‏،‏ طعم دستپختت عوض نشده‏.‏

خوب میشی‏.‏

گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

رانمارو‏.‏ پرنسس ایسو اینکار رو به عهده آئویی‏-‏سان گذاشته‏.‏

تو که به توصیه های پرنسس ایسو شک نداری‏،‏ درسته؟

آئویی تسوباکی‏.‏ خودت متوجهی که نباید در انجام این وظیفه شکست بخوری؟

آره‏.‏

پس با گنجینه های اقیانوسی آشپزی کن‏.‏

این یه دستور از طرف من به عنوان هاچیو سرزمین جنویه‏.‏

بسیارخب‏!‏

ممنونم‏.‏ همش به لطف شماست بچه ها‏.‏

به خاطر اینه که امروزز صبح راجع بهش باهام حرف زده بودین‏.‏

تو باید با گنجینه های اقیانوسی آشپزی کنی‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

اگه ما قدرت چشائیمون رو از دست بدیم‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏مطمئنم که دیگه باید آشپزی برای مشتری ها رو بذاریم کنار‏.‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ ولی به نظر ما تو آشپزی نیستی که بخوای با این چیزا کوتاه بیای‏.‏

خیلی ممنون‏.‏

تو سر دسته ای‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و ما هم کمکت می کنیم طعم غذاها رو بررسی کنی‏.‏

خیلی هم عالی‏.‏ عالیه‏.‏

کاری می کنم که طبخ غذا با گنجینه های اقیانوسی موفقیت آمیز بشه‏.‏

یعنی ممکنه گینجی‏-‏سانم‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ با خودت به تنجین‏-‏یا برگردونی‏،‏ درسته؟

البته‏،‏ همین طورم هست‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ قضیه به همین ختم نمیشه‏.‏

هوم؟

منو به زور به سرزمین جنوبی آوردن

ولی کم کم از اینجا خوشم اومد‏.‏

به آیاکاشی های اینجام علاقه مند شدم‏.‏

واسه همین نمی خوام کسی رنج بکشه و گرفتار سختی ها بشه‏.‏

اگه مراسم جشن شکست بخوره‏،‏ تو سرزمین جنوبی فاجعه به بار میاد‏.‏

نباید همچین اتفاقی بیوفته‏.‏ واسه همین کاری می کنم که هر طور شده این مراسم موفقیت آمیز بشه‏!‏

آره‏!‏

رانمارو‏-‏ساما‏!‏ هیده یوشی‏-‏ساما داره دنبال شما می گرده‏!‏

این اومی‏-‏بوزوئهف رانمارو‏-‏ساما‏!‏

پس اون اینجاست‏.‏

لطفا از این استفاده کنین‏.‏

یه صد سالی میشه که‏.‏‏.‏‏.‏

پس اومی بوزو اینجاست؟

ظاهرا همین طوره‏.‏

یکم زوده‏،‏ ولی آتیش بازی رو شروع کنین‏.‏

بله قربان‏!‏

آتیش بازی می کنیم تا اومی‏-‏بوزو رو هدایت کنیم

و بهش نشون بدیم که قراره جشن اینجا برگزار بشه‏.‏

پس واسه همینه که آتیش بازی می کنین‏،‏ ها؟

رانمارو‏-‏ساما‏!‏

رانمارو‏!‏

چی شده؟

یهو یه خروار مهمون ریختن سرمون و ما هم به اندازه کافی نیرو نداریم‏!‏

کشتی های هوایی هم به سرعت دارن به سمتون حرکت می کنن‏.‏

اگه اینجوری پیش بره نمی تونیم آتیش بازی راه بندازیم‏.‏

شنیدم که رایجو‏-‏ساما تو یوتو حسابی روی این مراسم تبلیغ کرده

و گفته که آتیش بازی امسال خیلی دیدنی می شه‏.‏

لعنتی‏.‏ پس اون بازم می خواد برامون دردسر درست کنه‏،‏ ها؟

اون خیلی بچه ساله‏،‏ نه؟

فکرش رو بکن که داره از چه روش قدیمی ای واسه گیج کردن مون استفاده می کنه‏.‏

حالا چیکار کنیم رانمارو‏-‏ساما؟

چی شد؟‏!‏

‏"‏تن‏"‏

اون تنجین‏-‏ماروئه‏.‏

‏"‏تن‏"‏

چرا این همه کشتی‏.‏‏.‏‏.‏؟‏!‏

امکان نداره‏!‏

جریان چیه؟‏!‏

اون اربابه‏!‏

خانم ها و آقایون اوریو‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏ عصر بخیر‏.‏

هی‏،‏ تنجین‏-‏یا‏!‏ ما وقتی واسه شماها نداریم‏!‏ برین خونه هاتون‏!‏

معلومه که می ریم‏.‏ شماها شاخه جواهر نشان هورای رو به دست آوردین‏،‏ درسته؟

بعدش همون طور که قول داده بودین‏،‏ می خوام برگردونینش به کارکنانم‏.‏

یه لحظه صبر کن ارباب‏!‏

اوه‏،‏ آئویی‏.‏ از وقتی ربوده شده بودی ندیده بودمت‏.‏

شنیدم حس چشائیت مهر و موم شده‏.‏

طفلکی‏.‏ به نظر خیلی خسته میای‏.‏

ها؟

ارباب‏،‏ چرا خودت رو می زنی به اون راه؟

داری از هیجان ناشی از دیدنم به خودت می لرزی‏،‏ نه؟

نه‏،‏ فقط یه خرده دستپاچه شدم‏.‏

نخند‏.‏

ارباب‏.‏ خوشحالم که اومدی دنبالم ولی من هنوز نمی تونم برگردم‏.‏

اوه؟

باید برای مراسم آشپزی کنم‏.‏ باید اینکار رو کنم‏.‏

من به پرنسس ایسو ‏.‏‏.‏‏.‏ نه‏،‏ به رانمارو قول داده بودم‏!‏

رانمارو‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

فقط می خوام یه روز دیگه از آئویی تسوباکی کمک بگیرم‏.‏

اوه؟ تعجب می کنم همچین حرفی از دهنت شنیدم‏.‏

پس ما رو می پذیرین؟

ها؟

به خاطر اینکه این آتیش بازی توی یوتو سر و صدای زیادی به پا کرده

به نظر میاد که همه مهمون های تنجین‏-‏یا هم می خوان بیان اینجا‏.‏

پس واسه اینکه جلوی مهاجرت مهمونامون رو بگیریم

اونا رو توی تنجین‏-‏مارو که دارای امکانات مسکونیِ با خودمون آوردیم‏.‏

در ضمن همه کارکنان مون هم همراهمونن‏.‏

اگه مقدور باشه‏،‏ دوست داریم امروز رو با هم دیگه کار کنیم‏.‏

امروز با هم کار کنیم‏.‏‏.‏‏.‏؟‏!‏

به علاوه این آزار دهنده اس که

که همه چی بر وفق مراد اون کله گنده های یوتو پیش بره‏،‏ درسته؟

از قدیم گفتن دشمن دشمنت دوستته‏،‏ درسته؟

روابطمون داشت به تیرگی می گرائید‏.‏

اگه باهم دیگه کار کنیم‏،‏ اونا شوکه می شن‏.‏

گمونم این مایه خوشحالی مون بشه‏.‏

به عبارت دیگه ما می ذاریم تنجین‏-‏مارو اینجا لنگر بندازه و در عوض

شمام کارکنانتون رو بهمون قرض می دین‏.‏‏.‏‏.‏ معامله همینه؟

آره‏،‏ معامله همینه‏.‏

اگه بخواین می تونیم چند تا کشتی دیگه هم بهتون قرض بدیم‏.‏

این به دردمون می خوره‏!‏

رانمارو‏-‏ساما‏،‏ مشکلی نیست؟

هیده یوشی‏،‏ هر کاری که به نظرت درسته رو انجام بده‏.‏

خیلی ممنون‏.‏

ازتون می خوام دسته های کشتی تون رو در مسیرهای مشخصی هدایت کنین‏.‏

اگه همین جوری پیش بره‏،‏ اونا سد راه آتیش بازی میشن‏.‏

ارباب اینکار رو بسپرین به عهده من‏.‏

آره‏،‏ می سپارمش به خودت‏.‏

او‏-‏روی‏-‏سان‏.‏ می تونی کمک مون کنی؟

چی؟ من؟

تعداد مهمونا خیلی ز یاده‏.‏

گمونم کمکت خیلی می تونه کارمون رو راه بندازه‏.‏

گمونم یه دستی بهتون برسونم‏.‏ خدمتکارامونم حرف ندارن‏،‏ گفته باشم‏.‏

خیلی ممنون‏.‏

رانمارو‏.‏ آتیش بازی رو بسپار به ما و برو به کارات برس‏.‏

باشه‏.‏ ما حتما این جشن رو با موفقیت برگزار می کنیم‏.‏

بریم‏!‏

آئویی‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏

یه یادگاری از آرزوهای خوبمه‏.‏ اگه می تونه کمکی بهت کنه ازش استفاده کن‏.‏

ارباب‏.‏‏.‏‏.‏

برو به کارت برس‏.‏ نگران چیزی هم نباش‏.‏

ممنون‏،‏ ارباب‏!‏

فقط تماشا کن‏!‏ من همه تلاشم رو می کنم‏!‏

‏"‏اوری‏"‏

جفتتون‏.‏‏.‏‏.‏ خیلی خوشگل شدین‏!‏

More Farsi Persian subtitles for Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left