Udgivelsesinfo

The Eternal Love S03E15 DramaDL
En kommentar af AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Udgivet den: 2021-07-03
Downloads: 17
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 189 linjer.

عشق ابدی۳

قسمت۱۵

چطوره؟

اگه بگم

که نمی خوام اون بره

حتی اگه معنیش این باشه که تا ابد تظاهر کنم

و تمام عمرم رو در دروغ سپری کنم

که اجازه بدم اون تو رویا زندگی کنه

اونوقت عصبانی می شدی؟

بهش گفتی طلاق می خوای؟

من می دونم اون چقدر عاشق چی تان اِره

و می دونم که اگه اون فکر می کنه که

چی تان اِر اونو ول کرده

این براش یه درد غیرقابل تحمل خواهد بود

تحمل ندارم که اینو ببینم

می دونم که

مهربونیش نسبت به تو

و نسبت به من

واقعی بود

اگه راهی هست که تاابد بشه دروغ رو ادامه داد

برای اینکه اون درد نکشه

با خوشحالی انجامش می دم

فرقی نداره چه تصمیمی بگیریم

ما بهش آسیب بی پایانی خواهیم زد

شاید از وقتی که چی تان اِر واقعی

غرق شد و زندگیش رو از دست داد

بزرگترین برادر محدود شده بود که آسیب ببینه

اما اون نمی دونست

که تو چی تان اِرِ واقعی نیستی

خیلی خودت رو سرزنش نکن

اما ورود من بود

که آرامش رو بهم زد

بیا بهش یکم زمان بدیم

و بذاریم با خونسردی بهش فکر کنه

ما هم احتیاج داریم بهش

فکر کنیم

برو استراحت کن حالا

باشه

چنگ چنگ

این روزا یان چن

جوری تظاهر می کنه انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

نمی دونم چیکار کنم

یان چن

در طی صبحانه

دیدم یکم عرق می ریختی

پس فکر کردم که شاید لباسات خیلی ضخیمن

و از خدمتکار خواستم که بره یسری لباس نازک تر از انباری بیاره

. . . یان چن

خیلی خب

من هنوزم باید دفترکل اقامتگاه رو تایید کنم

تو همش به عنوان تنبیه داری هیچ حقوقی نمی گیری

پس من باید بیشتر درباره ی پولمون مراقب باشم

- یان چن - . . . بزرگتر

من لباسارو می ذارم کنار

اون انتخاب کرده که به خودش دروغ بگه

و تظاهر کنه انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده

!تان اِر

من همین الان می خواستم این دسر ها رو برات بیارم

اینا گردوها و دل خوشی هاییِ که برای قرار دوست داری

خودم درستشون کردم

یان چن

این برگه ی طلاقه

اگه فکر می کنی اشتباهی داره لطفا بهم بگو

متاسفم

تو واقعا داری تلاش می کنی با هر کلمه ات از من محافظت کنی

تا وقتی من می خوام که برم

تو می تونی هرچیزی بهم بدی

چه مشکلی داری؟

. . . یان چن

طلاق گرفتن نادرسته

. . . عدم پذیرش

اگه بهم یه برگه ی عدم پذیرش بدی من می رم

اما اگه من تو رو نپذیرم

زندگیت حتی سخت تر هم می شه

. . . فقط طلاق می تونه

اگه قصد داری منو رها کنی

!پس تظاهر کردن به اهمیت دادن به من رو تمومش کن

هرچقدر کمتر این جبران کردنای مسخره رو برام انجام بدی

کمتر احساس غم و بدبختی می کنم

با وضعیت الان

من انتخاب دیگه ای ندارم

متاسفم لطفا آروم باش

انتخاب دیگه ای نداری؟

من نمی خوام برم

من توسط تو پذیرفته نشدم

من منتظرت خواهم موند

تا بیای و منو با برگه ی عدم پذیرش ببینی

دیگه چی می خوای بگی؟

ادامه بده

نمی تونم به خوبی توضیحش بدم

اما چی تان اِر واقعا عاشقت بود

. . . البته پرنسس دومِ حال حاضر نیست

حتی الان

هم تلاش می کنی احساساتم رو وسط بیاری

می دونم

تو هیچ کدوم از توضیحاتم رو باور نمی کنی

اما چی تان اِر قبلا خیلی دوستت داشت

البته که می دونستم

البته که می دونم

عشق تان اِر بهم واقعی بود

اگه به خاطر تو نبود

!احساساتش برای من همیشه واقعی می بود

اون فقط یه اتفاق توی انتخابات اندرونی بود

البته فرداش اون از دیوار بالا رفت که فقط منو ببینه

روز قبل تو به ذخیره ی کل کشور می خندیدی برای بی توجهی

روز بعدش اونو گرفتی

که یه آهنگ بنویسی درباره ی اینکه چقدر بااخلاق به نظر میای

بهم نگو که

!تو کس دیگه ای رو به جز اون برای انتخاب کردن نداشتی

اگه تو واقعا بهش احساسی نداشتی

چرا باید کسی رو که برای من انقدر باارزش بود رو انتخاب می کردی؟

اون موقع

واقعا بهش حسی نداشتم

اشتباهم این بود که دیر اینو فهمیدم

من داشتم از خوشحالی خودم برای حفاظت کردن از تو استفاده می کردم

درطی تمام چیزهایی که اتفاق افتاد

نمی تونم با این بحث کنم

شاید از اون موقع

تمام چیزی که می تونستم ببینم اون بود

متاسفم

من دارم اینجارو همون جور که می خواستی

ترک می کنم

. . . بزرگترین

مو یان چن

!یه لحظه صبر کن مو یان چن

بذار من برت گردونم باشه؟

لطفا بمونین اولیاحضرت

!بدرود

!مو یان چن

اگه پرنسس دوم برای برگردوندنم پافشاری کنن

اونوقت موهامو درست اینجا

می بُرم

. . . تو

اقامتگاه مو

چی شده؟

منم نظری ندارم

!برو

برو برو برو برو

آقا گفتن که بهتون بگم

پند خانواده ی مو باایمان بودن و برجسته بودنه

و اونایی که با زن هاشون فقیرانه برخورد می کنند در اقامتگاه پذیرفته نمی شن

من خیلی متاسفم که اینو می گم

اما اخلاقیات و پند خانواده ی مو از همه چی بالاتره

بزرگترین ارباب جوان لطفا بوسیله ی سنت ها ایستادگی کنین

یا موهاتون رو بزنین و راهب شدن رو تمرین کنین

یا اسمتون رو در طاقِ یادبود بنویسین تا از عفت و پاکدامنیتون حفاظت کنین

برای اینکه راهنمایی های اصلی رو تصحیح کنین و باتقوا بمونین

!ارباب جوان

بزرگترین برادر چیکار می کنی؟

بلند شو و با من بیا

ایده ی پدره؟

من باهاش حرف می زنم

فنگ یانگ

این خوبه

بالاخره می تونم احساساتمو تموم کنم

!بزرگترین برادر

!یون یینگ

از بزرگترین برادر خوب مراقبت کن

بهش بگو می دونم تقصیر اون نیست

باشه

اقامتگاه مو

چرا نمی تونن ببرنش تو؟

فنگ یانگ رئیس خانواده نیست؟

مگه اون همیشه خیلی به یان چن احترام نمی ذاشت؟

اما بزرگترین برادر می ترسید که موندنش روی شهرت خانواده ی مو اثر بذاره

. . . من دراصل فکر می کردم

بهترین گزینه اینه که بذارم اون بره

اما کی فکرشو می کرد به اینجا برسه

چنگ چنگ

امیدوارم بتونه یه زندگی پر از آرامش داشته باشه

کیه؟

پدر

یه لحظه صبر کن

زودباش و از در پشتی برو

به گرفتن سربازای جدید وخرید تدارکات ادامه بدین

اما نه باعجله

از دستورات من پیروی کنین

فهمیدیم

بیا تو

اگه برای بزرگترین برادرت اومدی اینجا

پس خودتو برای حرف زدن خسته نکن

پدر حتی اگه شما می ذاشتین بزرگترین برادر بمونه

چقدر روی شما اثر می ذاشت؟

لازم بود انقدر ظالم باشین؟

می خواستم ازت بپرسم

چرا باید تا این حد پیش می رفتین؟

یان چن رد شده

می ذاشت اولیاحضرت فکر کنن

که چیز بیشتری در ازدواج شما هست

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left