Runaway Brain

Runaway Brain

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

El Marginal S01E13 720p NF WEB-DL x264-Pahe
El Marginal S01E13 720p NF WEB-DL x264-Pahe
El Marginal S01E13 720p NF WEB DL x264
El Marginal S01E13 1080p WEB h264-KOGi
El Marginal S01E13 WEB x264-PHOENiX
En kommentar af MATIN78124
🔲► Matin78124 ◄🔲

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
Udgivet den: 2021-08-03
Downloads: 51
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

این سریال دارای صحنه‌های استعمال مواد مخدر یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ مناسب نیست

ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram

باید برگردیم و کارمون رو ادامه بدیم

کار زیادی نمونده

ولی میخوام چشم های من باشی

چرا هنوز کسی

توی اینهمه مدت این گذرگاه رو کشف نکرده؟

چون این بخش از زندان عملاً غیرقابل دسترسی ـه

‫با گذشت زمان ، سوراخ های ‫کوچکی در امتداد لوله تخلیه باز شدند.

‫همانطور که گفتم ، فکر میکنم ‫تقریباً به کانال زیرزمینی رسیده.

‫از اونجا به اتاقهایی در امتداد ‫خیابانهای فرعی متصل میشه.

واسه این میدونم چونکه همینطوری بود که از زندان توی پادستا فرار کردم

تمام این حفره رو خودت کَندی؟

میدونی..به کسی اعتماد نداشتم

بچه های حیاط وفادار ان،ولی بعضی وقتا زیاده روی میکنن

اما سزار فرق داره

آره راست میگی،آوردن اون هم کار درستی بود

‫ایناهاش.

‫اینا مواد منفجره اس ‫تعجب نمیکنم که کور شدی.

‫یعنی ما نزدیک هستیم.

‫گوش کن.

‫خواهی دید... ‫من دیوونه نیستم

آره،صدای آب رو میشنوم

صدای آبُ میشنوم

‫این صدای آزادی است.

‫خیلی احمق بودم.. ‫با عجله کردن تمامش رو نابود کردم

اگه کلنگ داشتم،تا الان بیرون بودیم

آروم باش

بیا وقت بذاریم و کارها رو درست انجام بدیم

با مواد منفجره یا هرچی

به اونجا میرسیم،خواهی دید

‫بگا رفتیم ‫کارمون تموم ـه..

‫نه،یه پیرمرد هنگامِ سکس مُرد!

هرروز این اتفاقا میوفته،امروز روزنامه رو نخوندی؟

‫گوش کن.

‫"وكیل سیستم زندان ‫لودوئنا درگذشت.

‫"وکیل افسانه ای سیستم زندان

‫"شب گذشته بر اثر ‫ایست قلبی درگذشت"

‫ در خانه ای که او با ‫همسر محبوبش مشترک بود.

‫ طبق منابع معتبر ،

‫ لودوئنا داشت برای ‫نوه هایش کتاب میخواند

مثل هر شب،وقتی که احساس درد شدیدی در قفسه سینه کرد

و توی اتاق نشیمن درگذشت

‫گریه نکن بابا! ‫میشنوی چی میگم؟

‫آره.

باید بهم تبریک بگی چرا؟

امروز،استاندار به من اطلاع

‫داد که من دبیر جدید امنیتی هستم.

پس بیا گریه نکنیم عزیزم بیا جشن بگیریم

‫باورم نمیشه! ‫تو نابغه ای

چی شد؟ طول کشید

پیپیتا

منو نگه دار

خیلی طولانی بود

این یارو مثل یه مهندس ـه تونل خیلی طولانیه

خب؟ نظرت چیه؟

شدنی ـه

خیلی طول میکشه،ولی شدنی ـه

ساکت باش

اگه کسی توی "زیر21"بفهمه همه جا پخش میشه

منم همینو گفتم

چرا در مورد تونل چیزی بهم نگفتی پیپیتا؟

خیلی خب خانما،بیاید این نمایش رو برگزار کنیم

‫یه تلویزیون میره تو اتاق غذاخوری ‫بعدی توی پله ها..

و اون یکی توی این سلول

‫میبینی،اونا جدا میشن ‫و وقتی که بفهمن..

واقعاً لازمه که بروس لی اینجا پیشمون باشه؟

چیه؟سوخا هیچ مشکلی نداره،خوبه

اون الان عضوی از خانوادس

چیزی که مهم تره،اینِ که اون قابل اعتماد ـه

‫عمدتا به این دلیل که ‫اون چیزی نمیفهمه.

درسته چینی؟ تو هیچی از حرفامون نمیفهمی؟

فکر نکنم اونقدر احمق باشه

باید فهمیده باشه که نقشه یه چیزی رو کشیدیم

واسه اون بی ارزش های توی حیاط

نگران نباش،اون احمق ـه نگاه کن

سوخا ، بیا اینجا

بیا اینجا چینی میبینی چجوری میاد؟

اومدیا

جوری صداش میکنی انگار که سگه

بشین سوخا

‫بیا دیگه.

ادامه بده

میشه اینقدر کص نگیم و برگردیم به کارمون؟

‫سوخا،یه بطری آبجو دیگه واسم بیام، ‫یدونه بیار،این خالی ـه.

یکی از اون کامل هاش رو توی انباری بیار

برو

ببین،داره میره،میبینی؟

سرد

خوبه که از ما کلاسترفوبیوک نیستیم *ترسیدن از مکانهای محدود*

یعنی چی؟

یعنی ترس از قرار گرفتن توی فضاهای محدود

همه چی خوبه؟ میخوای جابجا شیم؟

نه ما خوبیم

پاپیتا اگه تونستیم بریم بیرون،برنامه ات چیه ؟

تو کوری،چجوری میخوای اون بیرون از پس خودت بر بیای

فکر میکنی که من اونقدر به در و دیوار میخورم تا

پلیسا بیان دستگیرم کنن؟

نه،من یه زید دارم

‫حالا شد یه چیزی!

همیشه تصمیمات رو کیرت میگرفته درسته؟

من توی اینجا توسط پست باهاش آشنا شدم

واقعاً؟

آره،اون منتظرمه قراره بریم پاراگوئه

چیزی درمورد پاراگوئه میدونی؟

نه

‫-سزار ‫-چیه؟

بیا اینجا،جابجا شیم

یه پسر دارم،شیش سالشه

خوش به حالت..نمیدونستیم

الان با کیه؟

پیش یکی ـه

نباید بذاریم کسی از این راهرو عبور کنه

حتماً

‫باید این نقاط دسترسی رو مسدود نگه داریم.

ماریتو داره یه لیست از نگهبانایی که باهامون هستن درست میکنه

‫امیدوارم هیچ هدفی ‫رو از دست ندیم.

بچها یه لحظه وایسید

گلادیس میخواد یه چیزی بهتون بگه

میذارمت روی اسپیکر

سلام،حالتون چطوره؟

سلام ، گلادیس

گلادیس همه چی خوبه؟

گوش کن،همه چیو آماده کردم

فردا،صفحه ها و پروژکتورها رو میفرستن

و صندلی های پلاستیکی تا همه بتونن بشینن روش

بوق بفرست گلادیس

تو ساکت،همیشه همه چیو بگا میدی دیوزیتو

‫جعبه ها مهر و موم شدند تا مانند محصولات ‫الکترونیکی کاملاً جدید به نظر برسند.

لطفا اونارو به درستی بررسی کنید

جعبه هایی که علامت قرمز روش هست،مال شماس

خیلی مهمه که اون جعبه ها دست کس دیگه ای نیوفته

چون که قراره باهاشون اون حیاطی هارو غافلگیر کنیم،فهمیدید؟

بنظر خوبه

محض رضای خدا،بگا ندید

بهم قول بدید که هیچکدوم از این قاتلها زنده نمونن

شماها دارید انتقام مرگ برادرم رو میگیرید

مشکلی نیست عزیزم،قول میدیم

دوستت دارم عزیزم خداحافظ

دوستان،میتونم یه لحظه توجهتون رو جلب کنم؟

من شبیه یه سیاستمدار ام

ولی اگه سیاستمدار بودم،توی زندان نبودم

من واقعاً امیدوارم که این امر به بهبود زندگی

‫مشترک در اینجا و کاهش ‫تنش بین ما کمک کند.

ما این صفحه ها رو وارد کردیم

تا بتونیم بازی مقابل برزیلیا رو ببینیم

بعد از اون،این صفحه همینجا میمونه

دست خوش

این یه هدیه اس از صمیم قلبم،واسه همه ما،واسه همه شما

تا بتونیم تا ابد ازشون لذت ببریم

چون قراره اینجا بمونن

بیاید اختلافاتمون رو بپذیریم،اون کصکشای توی حیاط میتونن

یه آنتن به کونشون وصل کنن

اگه میخوان برنامه رو ببینن

آرژانتین!خودشه

همه چی خوبه؟ میدونی کلی دنبالت گشتم؟

-برا چی؟ -میخواستم یه چیزی ازت بخوام

یکی از هم نوعات اومده پیشمون،واقعاً محکم ـه

باهاش رفیق شدم،مبارز خوبی ـه

نمیتونم باهاش حرف بزنم

ازت میخوام حرفاشو واسم ترجمه کنی،باشه؟

کجاست؟

بیا،میارمش پیشت

‫عاشقشم! ‫این منو خیلی رنگارنگ ـه.

خیلی رنگارنگ ـه بذار ببینم اینجا چی داریم

‫قهوه،چایی،چایی ماته،چقدر تنوع! ‫شیرشکلات..

‫عاشقشم!

میخوام سفارش بدم چای ماته خوبه؟

‫آره.

شیرین است یا تلخ؟

خیلی شیرینه خیلی شیرین

یه ماته و چندتا نون کره ای سفارش میدم

حتماً

‫متشکرم.

من اینجا منتظر میمونم

خودتون چی پیشنهاد میکنید؟ این منوی امروز ـه؟

بله،منوی امروز ـه

واقعاً؟

‫عالیه! ‫عاشق چیزی ام که سفارش کردید.

آیا این ویژه امروز است؟

بله ، توصیه من

عالیه! بیاید دوباره خوراک ویژه و منو رو ببینیم

‫دیوونگی ـه..

بنظر میرسه که از این واقعیت که من پدرش هستم،جلوگیری کردم

‫با این اتفاقایی که با برادرم افتاد..

‫بعدش.. ‫لوکاس تنها بود و تو آوردیش اینجا..

نمیتونم بهش فکر نکنم

نمیتونم از ذهنم بیرونش کنم

لوکاس یه پسر کوچولوی خیلی خاص ـه

بچه که بود خیلی ناز بود

‫-واقعا؟ ‫-خیلی دوست داشتنی بود

‫خب البته من پدرشم.. ‫ولی اون...

‫ولی.. ‫بعدش زندگیش خیلی افتضاح شد..

واقعاً زندگیش گوه شد،البته نه به معنای واقعی کلمه

‫ولی من و مادرش گند زدیم.. ‫یه..

یه مدتی من فکر کردم که

این مسئله شخصیتش رو عوض میکنه،نابودش میکنه

آره،ولی این اتفاق نیوفتاد

اتفاقای خوب واسه تو هم افتاد

تو وارد زندگی من شدی

Runaway Brain subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Runaway Brain

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left