De første 200 linjer.
ترجمه اختصاصی R A M I N
صبح بخیر پاتریک - صبح بخیر -
صبح بخیر - صبخ بخیر -
سلام پاتریک - سلام دیوید -
دیوید اینارو داشت یادت میرفت
دیشب چه موقع رفتید؟
حتی حرفشم نزن
کتابات رو گم نکنی
خداحافظ دیوید - خداحافظ بابایی -
"ملاقات با غریبهها"
به عقیده من بهترین موقع برای رُک بودن با یک مرد سر میز صبحانهست
میدونی که چی میگم، بعدش جبهه میگیرن حالا بگو ببینم کُو
پشت تلفن اسم من برات آشنا نبود؟
خیر متاسفانه باید میشناختمت؟
من به اندازه کافی مشهور هستم بعنوان یک نویسنده
کتابی با نام "بسوی ستاره" به گوشِت خورده؟ - خیر -
کتاب "مصیبت" چطور؟
خیر، متاسفانه فراغت مطالعه این همه داستان رو ندارم
البته از همه کس هم انتظار نمیره این دو اثر درخشان رو مطالعه کرده باشند
اگه یکم هم اهل مطالعه باشی
محض اطلاعت "بسوی ستاره" بصورت دورهای در روزنامه چاپ میشه
و بعنوان کتاب ماه شناخته شده و ام جی ام اونو برای رونمایی در گالریش خرید
مصیبت" هم 34 هفته بعنوان" پرفروشترین کتاب سال معرفی شد
کمپانی فاکس هم داره فیلمشو میسازه
پس حسابی کارت گرفته
الان شاه مایدِس هستم (اشاره به ثروت) - باعث خرسندیه -
منم دوست دارم هر از گاهی کارای متفاوتی تجربه کنم
که منجر به درامدزایی هرچند جزئی بشه
این همه زار زدم که بگم پولشو دارم
ولی انگار معمار درست رو انتخاب نکردم
ممکنه. چی شد که منو انتخاب کردی؟
این کارِت رو توی یک مجله وقتی دندانپزشکی بودم دیدم
و ازش خوشم اومد
آخِی این
این از اون خونههایی هست که هیچوقت نمیخوام بکوبم و بهترش رو بسازم
میفهمم چی میگی
منم امیدوارم یه روز بیاد که ناشرم انقدر عکس دلخواهش رو برام نفرسته
هروقت اینکار رو میکنه مجبورم یک کتاب رو دوباره از نو شروع کنم
خب، قراره چطور پیش بریم؟
اول بگو چقدر قراره خرج کنی؟
بیشتر از صدهزار دلار نشه
میتونیم یه کارایی بکنیم
البته بستگی داره چجور خونه ای مدنظرته و اینکه سر سلیقه هم به توافق برسیم
میفرمایید صدهزارتا کافی نیست؟ - ممکنه نباشه -
بهت نمیخوره انقدر وسواس هنری به خرج بدی
هر چی دلت میخواد بگو
ببین ملکی که من میسازم امضای خودم روشه نه تو
نمیتونم به خودم اجازه بدم یه آوارهسرا با اسم من ساخته بشه
سر کار خودت هم همینجوریه؟ ویراستارت نقدت میکنه یا خودت؟
قهوه بیشتری میل دارید؟ - خیر، ممنون -
دختره عجب باسنی داره
باشه. تو بگو سلیقههامون جوره قدم بعد چیه؟
باید از داراییت مطمئن بشم
ولی قبلش کتاب "بسوی ستاره" هم یه نگاهی میندازم
کتاب دومی بهتره
مگه همیشه اولین کتاب راجع به خود نویسنده نیست؟
احسنت انگار کم و بیش مطالعه میکنی
قبل از اینکه طرح ملکت رو بریزم باید همه چیز رو دربارهات بدونم
تا حالا که فقط میدونم از قهوه و باسن خوشت میاد
ترجیح میدم محافظ کارانه عمل کنم
من که خبرچین نیستم
اگه از کتاب خوشت نیومد چی؟
بیا قبل همکاریمون دنبال دردسر نریم
چون حین کار به اندازهی کافی دردسر داریم - مگه میخوای کلیهات رو عمل کنی؟ -
نه واقعا اونقدرا هم بد نمیشه
ببین آلتر ...ساخت و ساز میتونه
کاملا شخصی باشه...
ازت خوشم میاد کُو
از منم خوشت میاد؟
هنوز مطمئن نیستم ولی بعدا شاید
نمیخوام که باهات ازدواج کنم - متاسفانه جواب رد بهت میدم -
احوال شریف، لَری - درود، فیلیکس -
ایو تماس گرفت. انگار سفارش گوشت رو یادت رفته. به هری گفتم زحمتشو بکشه
سپاس مهمونی دیشب چطور گذشت؟
اهمیت چندانی برام نداشت لَری
البته ممکنه کمی سنتگرا باشم اما باد یکم زیاد از حد خودش رفتار میکنه
منظورت چیه؟
میدونی که چه جور جوکهایی تعریف میکنه مجبور شدم بتی رو از اتاق ببرم بیرون
من آدم کوتهفکری نیستم ...اما در یک میهمانی
جایی برای این نوع کنایهها نیست... نظرتون؟
فکر نمیکنم باد منظوری داشته - آره شاید منم زیادی سنتی برخورد میکنم -
بله یحتمل با اجازه
خانم، ظاهرا سبد خرید بنده رو برداشتید
...نه من مطمئنم که
عذر میخوام. حتما خیال برم داشته بوده
بنظرتون راحتتر نیست دوتا یکی کنیم؟
فکر خوبیه
شما مادر پاتریک هستید مگه نه؟ امروز صبح توی ایستگاه اتوبوس دیدمتون
منم پدر دیوید هستم - صحیح، بتی اندرز راجبتون صحبت میکرد -
نظرتون راجع به کتابش چیه؟ - هنوز مطالعه نکردم -
من شروع کردم ولی - ولی چی؟ -
بنظرم شخصیتهای زنش غلط انداز بودند مطمئن نیستم
یه جورایی سطحی بودند منم دیگه تمومش نکردم
حتما از نظرتون استقبال میکنه - مگه ایشون رو میشناسید؟ -
قراره براش ساخت و ساز کنم
آها پس شما معمارش هستید
باید کارتون خوب باشه بتی از جایزهای که بُردید تعریف میکرد
حرف خیلی وقت پیشه
محلهمون رو میپسندید؟
فکر کنم تازگی نقل مکان کردید - ماه گذشته. محله بدی نیست -
مردم همه جا مثل هم شدند
فکر کنم تمام چیزایی که میخواستم رو برداشتم
ببخشید که خرید شما رو برداشتم
کار قشنگی نکردید
دیگه باید برم
بعد از ظهر خوبی داشته باشید خانم گالت
بانوی برازندهای هست بسیار با متانت برخورد میکنه
مچتو گرفتم. حالا شیرتو بخور - چقدر بخورم؟ -
تا اینجا. بعدش اجازه داری یه رازی به من بگی
نه، اینقدر میخوام - باشه پس بزار ببینم -
لَری، آقای آلتر انقدر مثل عکس کتابش رسمی هست؟
نه نه اصلا
یه جورایی ازش خوشم میاد ایو
بنظرم این فرصت رو به من میده تا جوری که دوست دارم ساحت و ساز کنم
مهم همینه درسته؟
خب اگه پولش هم خوب باشه دیگه نگران لولهکشی نیستم
وای چقدر خیالم راحت میشه
آفرین که خودتو خوب جلوه دادی
نگران بودم بری و حتی یک کلمه از حرفایی که بلغور میکنه نفهمی
یعنی چی این حرفت؟
چه میدونم. با خودم گفتم امروز صبح کله میزنی و میری
من خودم کله دارم. همه دارن تو هم کله داری پیتر؟
شوخی بسه لَری امروز واقعا قرار مهمی داشتی
یکم مارتینی هیچوقت ضرری نداره
ولی منو به دام عشق میندازه
تویی که اینطور فکر میکنی مارتینی فقط واسه س-ک-س نیست
س-ک-س دیگه چیه؟
هیچی شیرتو بخور
شبیه بابا نوئل هست؟
یه جورایی پسرم
بابایی میخواد واسه بابا نوئل خونه بسازه؟
نه عزیزم. واسه یه نویسنده میسازه چیزی که میخواستی شد خوشحالم، لَری
منم خوشحالم فکر کنم هیجان انگیز باشه
خوشحالم - یه چیزی بگم؟ -
چیه پیتر؟
حدس بزن - دندونت افتاده؟ -
نه فقط دیشب دوباره تختم رو خیس کردم
حواستو بیشتر جمع کن پسرم
من اینو سفارش ندادم
...اون مالِ یه کمی خرید فروشگاه قرقاطی شده
خرید من با یه بلوند باکمالات
اینجوریاست؟ با کی؟ - مامان پاتریک -
مارگارت گالت. از بتی تعریفشو شنیدم شنیدم خیلی خوشگله
زودتر اومد مهمونی دنبالم گفت برگردیم خستهست
منم بعدش یکم تلویزیون دیدم ولی فیلیکس ندید
اونم مثل یک قهرمان همیشگی باید منو ببره طبقه بالا
شرط میبندم اون یه فکری تو سرش داره
اخیرا هروقت برای ناهار از خونه میرم اونم میپیچونه و نمیاد
بنظرم مردا همشون همینجورن
کِن هم اینجوریه؟
آره همینجوره
یه وقتایی دیگه تحملش رو ندارم
از کِن خسته نمیشی؟
نه هیچوقت. همیشه جذابیت خودش رو داره
...خب، زنی مثل تو
میدونی، با این همه وجنات بعضی وقتا میخوام خفت کنم
مرد فسیل خونه الاناست واسه ناهار پیداش بشه بهتره برم خونه
از دیدارتون سیر نمیشم خانم وَگنر - ممنونم -
مرسی بابت قهوه - قابلت رو نداشت -
فرصت کردی بهمون سر بزن - باشه -
اَلو؟
تویی. شمارمو از کجا اوردی؟
نه، فکرشم نکن
اگه یه بار دیگه مزاحم بشی به پلیس زنگ میزنم
مارگارت، پاتریک دیر نکرده؟
نه، الان دیگه پیداش میشه مادر
اینروزا بیش از حد نگهشون میدارن ...زمان تحصیل خودت
اگه اذیت میشید هیچ اشکالی نداره نیازی نیست منتظرش بمونید
اون جز مزاحمت چیزی براتون نداره
من که دوست دارم پیشم بمونه
حتی آرزومه هر از گاهی شبا هم اینجا وایسه
وَلی (شمال لس آنجلس) وقتی تنهام دلگیرتر هم میشه
از تنهایی صحبت میکنید مادر؟
تلفن کی بود عزیزم؟
یه خانم. یه همسایه
همه چی خوبه؟ آشفته بنظر میرسی
نه مشکلی نیست مادر. اگه اجازه بدید به کارهای زیادی باید رسیدگی کنم
کمکی از من ساختهست؟ - بنظرتون یکم دیر نشده؟ -
...واقعا میگم، دوست دارم - منو دوست دارید؟ -
منو قضاوت نکن. نمیتونی منو قضاوت کنی میدونی که من هنوز مادرت هستم
بله میدونم - بله مارگارت من مادرت هستم -
و کمی هم بیشتر از تصورت از زندگی درس گرفتم
تصور میکنم تجربه شما از زندگی خیلی بیشتر از این حرفاست مادر
خیلی سرد برخورد میکنی مارگارت
همیشه در هم کلام شدن با تو مشکل داشتم
...قبلا تعجب میکردم که چطور اتفاق افتاد
که چطور وقتی بزرگ میشی... بتونم برات توضيح بدم
که چطور بهت بفهمونم عشق... و صداقت با یک زن چه میکنه
حتما همینطوره که میگید منزه و زیبا
من ولگرد نیستم مارگارت لطفا درک کن
من ولگرد نیستم
اتفاقی که برام افتاد برای هر زنی ممکن بود بیافته
نمیخوام چیزی بشنوم
میدونی آرزوم چیه مارگارت؟
دوست دارم یک روز واقعا طعم عشق رو بچشی
من عاشق هستم مادر عاشق همسرم
اون که بله
مارگارت، تو با اولین پسر خوبی که از راه رسید ازدواج کردی
مامان - ...شاید تقصیر من بوده ولی -
منو ببخشید مادر
No comments yet. Be the first to leave one.