Marat/Sade

Marat/Sade

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Marat Sade 1967
En kommentar af mazdosht
هماهنگ با نسخه ی 01:54:31

Tags

other
Udgivet den: 2018-09-05
Downloads: 35
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

شکنجه و قتل ِ ژان پل مارا به نمایش درآمده توسط ساکنین تیمارستان شارنتون به کارگردانی مارکی دساد نوشته ی پیتر وایس

تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس MAZDOSHT / مزدُشت

به عنوان مدیر ِ کلینیک شارنتون

باید ورودتون به این سالن رو خوشامد بگم

...ما به یکی از ساکنین مون یه تشکر بدهکاریم موسیو دساد

کسی که این نمایش رو برای لذت شما و توانبخشی ِ بیماران مون نوشته و تهیه کرده

ما لطف شما رو برای ایفای نقشی خواستاریم که قبل از اینکه به شارنتون بیاد هیچوقت رو صحنه نرفته

ولی بهتون اطمینان میدم هر کدوم از ساکنین اینجا می تونن کار خودشون رو بدرستی انجام بدن

ما آدمای مدرن و روشنفکری هستیم با غل و زنجیر کردن بیماران موافق نیستیم

ما درمان های علمی و بویژه هنری رو ترجیح میدیم

به همین خاطره که بیمارستان ما نقش شو صادقانه ایفا میکنه با دنبال کردن اون نوری که ما رو هدایت میکنه به سمت اعلامیه ی حقوق بشر

من با نویسنده مون اقای دساد موافقم که این نمایشش در حمام مدرن مون واقع شده

که توسط تمام این وسایلی که برای سلامت جسمی و روحی ست این حمام آسیب دیده

کاملا برعکس ...اونا صحنه رو ترتیب میدن

برای اینکه تو این نمایش ِ موسیو دساد او سعی داره به ما نشون بده ژان پل مارا چگونه مرد

و چطور توی حمام منتظر بود قبل ِ اینکه شارلوت کردِی بیاد و درشو بزنه

بینندگان محترم اجازه بدین برگردیم به فرانسه ی 15 سال قبل

و بزرگترین شوک عصر جدیدو بخاطر بیاریم

آن پیروزی های طلایی و جنایات مخملی

قدرتی که هر موسسه ای را خرد کرد

...آن زلزله ی جهانی انقلاب فرانسه

هیچ کدام ما انقلابی ای به پرشوری ِ (مارا) نمیشناسیم

اما او دوست مردم بود یا دشمن آزادی؟

..نویسنده ی کتاب های امید بخش

یا فاسدترین قصاب ِ عصر خودش؟

گفتن اینکه ( مارا ) خوب بود یا بد خیلی دشواره

بذارید مباحثه ی مارا و دساد رو گوش بدیم

دو قهرمان کشتی با نقطه نظرات خودشون

چگونه میشود برنده را قضاوت کرد؟ انتخاب با شماست

این ماراست که از مرگ برگشته

و دور سرشو بانداژ کرده

بدنش سوخته و مثه پنیر زرد شده

بخاطر یه مریضی پوستی از ریخت افتاده

و فقط آب هر عضوی رو خنک میکنه

تبش مانع میشه که از پا دربیاد

برای این نقش دشوار ما یک روانی ِ خوش شانس رو انتخاب کردیم

یکی از اونا که از موقعی که با آب درمانی آشناشون کردیم قدم های بی سابقه ای برداشته

این فرد تا آخر باها او ( با مارا ) بود

سیمون اورارد دوست دختر لجبازش

شارلوت کردی منتظره وارد بشه

یک دختر روستایی که اقوامش از زمیندارای محترمی بودن

متاسفانه دختری که نقش رو بازی میکنه ناخوش اینجا افتاده ، مالیخولیا هم داره

ما امیدواریم که این روح رنجور نقش شو فراموش نکنه

دوستش آقای دوپره شما مدل موی باکلاسش رو بخاطر خواهید سپرد

این بازیگر خوبه هرچند مورد حمله واقع میشه

یکی از مجانین باهوش و سکسی ما

بخاطر نظریات افراطی یا هرچی اسمشو میذارین زندانی شده

...یه کشیش کشاورز ژاک رو

متحد ِ انقلاب ِ مارا شد

اما متاسفانه سانسورچی بیشتر موارد مربوط به فتنه گری هاشو حذف کرد

محافظین اخلاقگرای ما اونو خیلی افراطی میدونن

من - !آه ! آه

و حالا خواننده ی ما کوکو روکو

...فلفل...

...کوکو...

و کسی که دیگه تو خیابونا نیست رسیگنول

حالا با این آقا از طبقات بالای اجتماع آشنا بشید

کسی که زیر ستاره ی رنگ پریده ی بدنامی اومده تا با ما زندگی کنه ، همین 5 سال پیش

ما این نمایش رو مدیون نبوغ اوییم

مارکی ِ سابق ، موسیو دساد

که کتابهاش قدغن و مقالاتش ممنوع بودن

در حالی که آزار دیده و دشنام چشیده بود

به زندان انداخته شد با حکم چندین سال تبعید

مقدمه به پایان رسید ، حالا نمایش ژان پل مارا میتونه به اجرا در بیاد

امشب سیزدهم جولای هزار و هشتصد و هشته

و در این شب ، بازیگران ما قصد دارن

نشون بدن که چطور 15 سال قبل

شبی بی پایان بر این مرد نازل شد

این معلول

و شما هم خونریزی شو خواهید دید

و این زن رو ببینین بعد از به دقت فکر کردن

دشنه رو کشید و ریز ریزش کرد

!بیعت با مارا

چهار سال بعد از انقلاب و اعدام شاه ِ اسبق

چهار سال بعد ، به یاد بیارین چطور اون درباری ها آخرین تعظیم شونو کردن

و تموم اشراف رو به صف کردن

...با کشیش ها بذار با دنبه هاشون زندگی کنن

چهار سال بعد از اینکه ما مبارزه رو شروع کردیم مارا به نوشتنش ادامه میداد

چهار سال بعد از سقوط باستیل هنوز نعره های اون جنگ قدیمی رو به یاد میاره

مرگ بر تمامی طبقه ی حاکم

تمام ژنرال ها رو با تیپا بندازید بیرون

زنده باد انقلاب

مارا ! ما نمیخوایم قبر لعنتی خودمونو بکَنیم

مارا ما لباس و غذا لازم داریم

مارا از بس عین برده ها جون کندیم مریض شدیم

مارا ما میخوایم نون ِ ارزونتری بیاد تو دست و بالمون

به خاطر کمبود ِ برگ درخت غار مارا ، ما با این برگها بر سر تو تاج میگذاریم

تمام برگای درخت غار رفته واسه آکادمی های تزیین ِ ژنرال ها و رؤسای کشوری

و رؤساشون کله گنده هستن

مارای پیر ِ مهربان ما در کنار تو می ایستیم یا می میریم

تو تنها کسی هستی که میتونیم بهش اعتماد کنیم

پوست تو نخارون وگرنه هیچ وقت خوب نمیشه

چهار سال ِ تمام او جنگید و جنگید ، بدون ترس

سرآخر نقش زمین شد به خاطر خیانت ِ خیانتکارها

مارا در دادگاه زیرزمین ِ مارا

گاهی سمور و گاهی سگ تازی

هر آدم ِ شریف و هر کشیشی جنگید

تاجرها ، اشراف زاده ها ، جونورای ارتشی

مارا همیشه آماده ست تا توطئه ی

پسران ِ چاپلوس ِ رژیم مرده روخاموش کنه

ما ژنرال های تازه پیدا میکنیم رهبران ما جدید هستن

میشینن و بحث میکنن و همون کارایی که همیشه میکنن

آیا او همکارای خودشو فروخت و ازشون سواری گرفت

و زندانی شون کرد و شکنجه شون کرد یا همه شون رو داد زیر تیغ؟

فریاد زدن با زبونی که کسی متوجهش نمیشه

حقی که با دست های خونین خودمون به چنگ آوردیم

وقتیکه ما رؤسا رو محو کردیم و حمله کردیم به سمت دیوار زندانی

که بهمون گفته بودن از همه ی ما بیشتر عمر خواهد کرد

!مارا ! ما فقیریم و فقیر هم همیشه فقیر می مونه

مارا دیگه ما رو منتظر نذار

ما حقوق مون رو میخوایم و واسمون هم مهم نیست از چه راهی

ما انقلاب مونو میخوایم

همین حالا

انقلاب

اومد و رفت

نارضایتی جای آشوب رو گرفت

کی بازارها رو کنترل میکنه؟ کی انبارهای غله رو چفت و بست میزنه؟

کی کاخ ها رو غارت کرده؟

کی سفت جاخوش کرده رو املاکی که قرار بود بین مستضعفین قسمت بشه؟

کی ما رو زندونی میکنه؟

کی ما رو به بند میکشه؟

همه ی ما طبیعی هستیم و آزادی مونو میخوایم

آزادی- آزادی-

آزادی . آزادی

موسیو دساد

به نظر میرسه ، من به عنوان صدای منطق باید حرکتی بکنم

چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی تازه تو شروع نمایش بیمارا اینقدر آشفته هستن

لطفا نمایش تونو تحت کنترل نگه دارید

زمونه عوض شده زمونه ی متفاوتیه

و این روزا ما باید یه دیدگاه هدفمند از شکایت های قدیمی داشته باشیم

اونا ... آه بخشی از تاریخن

...و تاریخ هم ، باید اضافه کنم که

تاریخ ، واقعا حکایت ِ عامه ی مردم بیسواد نیست

بذارید به جاش تاریخ حقیقی رو مد نظر قرار بدیم

و زندگی اُسوه گونه ی مردانی که به فرانسه عظمت بخشیدن اشاره کنیم

مارا اینجا میشینه برگزیده ی مردم

رویا می بینه و به صدای پر هیجان خودش گوش میده

میبینید دستش حلقه شده دور قلمش

و فریادهای تو خیابون ، کاملا فراموش شده

اون خیره میشه به نقشه ی فرانسه چشمها از شهری به شهر دیگه قدمرو میرن

وقتی که شما منتظرین

!کردِی ! کردِی

کردی

وقتی شما منتظرین تا این زن سرشو قطعش کنه

و هیچ کدوم ما

و هیچ کدوم ما

و هیچ کدوم ما نمیتونه واقعیت رو عوض کنه هر کاری هم که بکنیم

که اون پشت در مارا می ایسته

حاضر و آماده برای کشتن

بیچاره

مارا

در وان حمامت ، بدنت با زهر ، خیس خورده

سم از مخفیگاهت فواره میزنه

مردم رو مسموم میکنه تحریک شون میکنه به غارت و جنایت

مارا

من اومدم من ، شارلوت کردی اهل ِ شهر کان

اهل جایی که یه لشگر بزرگ ِ آزادیبخش جمع شدن

و مارا من به عنوان اولین نفر از اونهاست که میام

مارا

قبلا هردوی ما دیدیم که جهان باید پیش برود

و تغییر کند همانطور که در کتاب های روسوی کبیر میخوانیم

اما ممکن ست تغییر ، برای تو معنیش یک چیز باشد

و برای من چیز کاملا متفاوتی باشد

دقیقا حرفهایی که خود ما دوتا زدیم

برای پر و بال دادن به آرمان های مان بود تا گسترش یابند

اما راه من درست بود

درصورتیکه شاهراه

ترا به کوهستان های مرگ رهنمون شد

قبلا هر دوی ما یک حرف میزدیم

درباره ی عشق برادرانه به زیبایی آواز میخواندیم

اما معنی عشق برای تو یک چیز است

و برای من چیزی کاملا متفاوت است

اما الان آگاهم که قبلا کور بوده ام

و حال میتوانم درون ِ ذهن ترا ببینم

و بهمین خاطر ، میگویم که نه

و میخواهم که ترا بکشم مارا

و کل بشریت را آزاد کنم

سیمون

سیمون

یه کم دیگه آب خنک پانسمانمو عوض کن ! اه این خارش ، غیر قابل تحمله

ژان پل خودتو نخارون پوستتو زخم میکنی

نوشتنو بی خیال شو ژان پل نتیجه ی خوبی نداره

فراخوان من . فراخوان چهاردم جولای من برای مردم فرانسه

ژان پل لطفا بیشتر مراقب باش ببین چطور آب داره سرخ میشه

یه وان پر از خون در مقایسه با حمام خون هایی که در راهه چیه؟

قبلا فکر میکردیم که چند صد جسد ، کافی باشه

بعد دیدیم که هزاران جسد هم باز خیلی کمه

و امروز دیگه حتا نمیتونیم تموم جنازه ها رو بشمریم

از دشمنامون جایی کسی باقی مونده هنوز؟

همه جا ، هرجا که چشم بندازی

اونا اونجان. بالا روی سقف ها پایین تو سرداب ها . پشت دیوارها !آدمای ریاکار

کلاهی مثل مردم عادی سرشون میکنن اما لباس های زیرشون همه طلادوزی شده ست

و اگه حتا یه مغازه هم غارت بشه اونا جیغ میزنن : ای گداها ، ای موجودات پست ای موش های فاضلاب

سیمون کله م انگار تو آتیشه نفسم در نمیاد

درونم غوغای آشوبه

سیمون

من انقلابم

اولین ملاقات ِ کُردِی

اومدم با شهروند مارا صحبت کنم

براش یه پیغام مهم دارم درمورد وضعیت ِ شهر کان ، خونه م

Marat/Sade subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Marat/Sade

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left