De første 89 linjer.
دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا، بدون سانسور و حذفیات، بههمراه زیرنویس چسبیدهی اختصاصی، تنها در رسانهی اینترنتی نایتمووی
بچه ها! برنامه رادیویی مورد علاقمون داره شروع میشه.
- هی!
با لاستیک خوش شانسی من که دوباره بازی نمیکنین،نه؟
البته که نه کتری عزیز.
- هممم... پخش زنده از شهر زیبای جوهر.
اخیش!
...برنامه ی مورد علاقه ی همه تاس بینداز!
با همراهی مسئول اجرای برنامه،
پادشاه تاس.
خیلی خب بپر بریم تو بازی.
اولین شرکت کننده ی خوش شانسمون واسه انداختن تاس کیه؟
- میشه... - اوه، من.
تو!
- آره! - ایول،تلفن.
امروز روز شانسته آقا. بیا بالا و تاس رو بینداز.
اره،اه،اه.
دست نزن.
تنها کاری که باید بکنی اینه که، از دو سه مرحله عبور کنی.
بعدش میتونی وارد اتاق جوایز اسرارآمیز بشی.
مرحله ی اول، اسم آهنگ رو بگو.
اه، کوزه ی قهوه ای کوچولو.
درسته!
حالا، مرحله ی چیز های بی اهمیت.
کدوم حیوون پستاندار نمیتونه بپره؟
همم...
فیل!
- درسته!
- آره!
خودنمایی!
حالا، واسه مرحله ی آخر. تنها کاری که باید بکنی اینه که تاس رو بندازی.
هر عددی بیاد تو میری به اتاق جوایز اسرارآمیز.
اوه،اوه.
ما یه برنده داریم.
تو تلفن خوش شانسی هستی.
حالا به اتاق جایزه ی اسرارآمیز بروید.
ما الان برمیگردیم.
سلام؟
اوه-اوه.
بهترین مجری کیه؟
تو، ای شیطون خوشتیپ. ماچ.
اوه، تو وحشتناکی.
حالا برمیگردیم به برنامه ی رادیویی مورد علاقتون.
تاس بینداز.
شرکت کننده خوش شانس بعدیمون کی خواهد بود؟
تو!تو شرکت کننده ی بعدی بازی تاس بینداز هستی.
به برنامه خوش اومدی، حالا پامو ول کن و یکم از خودت بگو.
اسم من کله فنجونی ئه! من عاشق ترن هوایی، هات داگ
چرخ بازی، هات داگ، تاب پروازی، هات داگ
بالا آوردن و ترن هوایی به ترتیب.
چه معرفی قشنگی!
واو! باورم نمیشه کنار پادشاه تاس ایستادم.
تو از نزدیک خیلی کوتاه تری.
- خب... - وایسا.
همه توی این شهر اینو میشنون، درسته؟
درسته، حالا اول.
این واسه توئه جیمی! و میدونی منظورم چیه.
خب، تو یه سرگرم کننده ای، درسته؟
منم سرگرم کننده ام. یه جوک بامزه دارم برات.
این دو آدمخوار دارن یه دلقک رو میخورن، و، اوه...، چی شد؟
اوه...
صبر کنین.
حالا، یه برنامه ی کوچیک از اسپانسرمون.
الان برمیگردیم.
رییس رو صدا کن.
اوه، هی، رییس، تلفن با شما کار داره.
اه، بهتره که مهم باشه.
شماره یک زنگ زده بهت.
کی؟
پادشاه تاس؟ تو شماره یکی؟
تاسف میدونی من خیلی سرم شلوغه، چی میخوای؟
من همین الان یکیو اسیر کردم که شاید شما خوشتون بیاد.
یه فنجون...خاص.
تو واقعا گرفتیش؟
فقط بنشین، استراحت کن، و من روحشو مستقیم به شما تحویل میدم.
بخاطر اینه که تو شماره یک منی.
- اوه، شماره یک؟ - بله.
من از ناامیدی متنفرم.
و ما برگشتیم.
مرحله ی اول، باید...
اسم اهنگ رو بگم.
اوه، این خیلی آسونه، این...
صبر کن، من میدونستم.
همم....
آقای ماشین آبپاش؟
آقای ماشین آبپاش!
بیخیال...
- نه. - اوه.
همم، پس بهتره از کمک استفاده کنم.
No comments yet. Be the first to leave one.