De første 155 linjer.
ببخشید. بیدارت کردم؟
.اشکال نداره. یکم دیگه بخواب
.منم به کارم میرسم
«لابد الان میخوای بگی: «تو کی باشی؟
اینطوری که انگار همو نمیشناسیم .رفتار میکنی یکم آزردهام میکنه
...من
.خب، میتونی آمِث صدام کنی
تا تعمیرم تموم نشه نمیتونم .با واقعیت تعامل داشته باشم
برای همین ترتیبی دادم یه نفر
.بجای خودم راهنمات باشه
...اگه یکم بیشتر گپ میزدیم عالی میشد
.اما نمیشه تا ابد رویا دید
!چه ستاره خوشگلی
ستاره دنبالهداره؟
منو ۱ ماراجویی آغاز میشود ~قارچهای سوخاری هنگام غروب~
.کوکورو
.باید به وحی آمث ساما عمل کنی
...پدر
.با هرچه در توان دارم به اربابم خدمت میکنم
.این تپه روبرویی همون مکان موعود تو پیشگوئی ـه
یعنی چجور آدمیه؟
.باید مثل دستهی یه گل جلوی اربابم حاضر شم
...اونه که
...ارباب
...منه
!ارباب
.خیلی نزدیک بود
،پاشو که خورشید خانوم در اومده
.پاشو که وقت کاره
...پاشو که از دنیا جا نمونی
بیدار شدید؟
درد دارید؟
.بنظر که سالمید
.بنده رو آمث سامای بزرگ فرستادن تا راهنماتون باشم
.اسمم کوکورو ـه
،وظیفهام اینه که شبانه روز
،از گهواره تا گور
،مراقب اربابم باشم
.و خودم رو وقف خدمت به شما کنم
اوه؟
میشه اسمتون رو بپرسم؟
.یوکی
.اسمم یوکی ـه
.خدارو شکر
بدون شک شما همون اربابی .هستید که برام مقرر شده بود
،آمث ساما وحی کردن که
.شما بیشتر خاطراتتون رو از دست دادید
.مطمئنم الان حسابی گیج شدید
،اما من کنارتونم
.پس با خیال راحت میل کنید
.بفرمایید
.دست بردار نیستن
...ارباب
.درحال حاضر برامون حریف مناسبی ان
با کسب تجربه
،قدرتهای اصلیتون رو پس میگیرید
.و اینطوری حریفی باقی نمیمونه که جلودار شما باشه
.من هم هر خطری بهتون بباره دفع میکنم
!بریم
!ارباب
ارباب، حالتون خوبه؟
.کوتاهی منو ببخشید
...آخه شما همین تازه چشم باز کردید
!ارباب
.نباید یکی دو روز دیگه بیشتر تا لانداسول مونده باشه
.حیف که هیولاهای سنگی خوردنی نیستن
!اینم از این
...پدر، مادر
!هی! یکی به دادمون برسه
چی شده؟
!آی آی آی آی آی آی آی
!داداشی! طاقت بیار، داداش
...چشام داره قیری ویری میره
!چرت و پرت نگو، داداشی
!نه! نباس چشاتو ببندی
هیولا بهتون حمله کرده؟
!اوه چه بموقع اومدی، خواهرجان
...دارم یه گلزار میبینم
!بِریبِری داداشم زده بالا
.نوعی سوءتغذیه دراثر کمبود ویتامین بی
!الان هم ببین به چه وضعی افتاده
...اع، ننجون بزرگم داره برام دست تکون میده
اون کیسه رو میبینی؟
!دوای داداشم اون توئه
میری بیاریش؟
...درد داره...درد داره
باشه! دوا رو دیگه؟
!روت حساب کردیم، خوشگل خانوم
!آوردمش
اع؟
...اع
!دممون گرم، داداش
!دست صاحابش درد نکنه
!اع؟
!وایسیـــن
پایتخت سلطنتی
.رسیدیم
.اما واقعاً خوشحالم سالمید
بریم باهم آبتنی؟
دُم؟
آبتنی؟
.صابون دارم از اون خوباش
.نه ممنون
.از قبیله بیست(حیوان)هاست
،تو این دنیا انسان هست، الف، بیست، شیطان
.ببین، همین جاده رو بگیر، دومین تقاطع بپیچ راست
.و انواع و اقسام گونهها
.بنده خودم الف ام
،اینجا، که میشه لانداسول
.بزرگترین سرزمین قاره آسترئا ـه
.و این شهر پایتختشه
!آی خونه دار و بچهدار، ماهی دارم زمبیلو بیار
.ببخشید، یه لحظه حواسم پرت شد
اع؟ ارباب؟
!سلام به روی ماهتون، بفرمایید
!خوش اومدید
چه خواهر برادر گلی. چی بدم خدمتتون؟
...من خواهرش نیستم
اع؟
پس دوستدخترشی؟
!نـ نـ نـ نه
شرمنده. خب، چه مدل کِرِپای دوست دارین؟
!خیلی هم عالی
!شکلاتی و توتفرنگی
.بفرمایید ارباب
!ارباب! نذارید تو دهنتون
!خوراکی نیست! اخش کن! اخ
.اخ
.آره، خاطراتتون رو ازدست داده بودید
.به این میگن پول
.اینو میدی و عوضش هرچی میخوای میخری
.خوراکی نیست
حالا متوجه شدید؟
!معطل شدید
!عالیه! حالا میتونیم بریم خرید
.پول...مهمه. فهمیدم
.به به
.اولین باره همچین چیزی میخورم
.چقدر شیرینه
...مزه توتفرنگی هم میـ
.امـ امروز خسته شدید
.بریم یه جایی پیدا کنیم تا استراحت کنین
بله؟
.شرمنده روی گلت، خانومی
.اما منم کار و کاسبی دارم
!پولشو بدین روی سرم هم جا دارین
.متاسفم. نمیدونستم هزینه مسافرخونه اینقدر بالائه
...فقط کافیه با عصایی که پدرم داد
بابت این که راهنمای بیکفایتی .بودم حتی اخم هم نکرد
.کاملاً قبولم کرده
.اربابم چه خوشقلبه
...فردا...برای اربابم
!ارباب
!تقصیر من بود
!باید گوش به زنگ میبودم
No comments yet. Be the first to leave one.