De første 200 linjer.
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
!پاهای لاغرش رو ببین
!خیلی نازن، میخوام نیشگونشون بگیرم
!به خانوادهی تو رفته
چی بهش میدید میخوره؟ !خیلی بزرگ شده
روز تعطیلت چطوره؟ استراحت میکنی؟
یکم. امروز یه کارِ پذیرایی دارم
چرا روز یکشنبه کار میکنی، مامان؟
ما که مشکل مالی نداریم
فقط دلمون میخواد بیای خونه
دلم برات تنگ شده
منم دلم براتون تنگ شده
مامان، ما باید بریم
باید به بچه غذا بدیم
باشه. مواظب بچه باشید
من باید برم سرِ کارم
!با مامانبزرگ خداحافظی کن
!خدافظ مامان !دلمون برات تنگ شده
چرا ما رو میبری خونهی مامانبزرگ؟
...دیگه نمیدونم باهاتون چیکار کنم
من فقط به میندا گفتم به وسایلم دست نزنه
تقصیرِ من نیست که اون استعفا داد
!تو توی صورتش تُف کردی
!دخترها! بسه دیگه
،دارید سرم رو درد میارید !نمیتونم رانندگی کنم
به کلوئی بگو از میندا معذرت خواهی کنه
واسه چی؟ اون میتونه به راحتی یه خدمتکار جدید استخدام کنه
هی، چرا دوباره لباسهای من رو پوشیدی؟
صبح یکشنبهی این هفته تنشها همچنان در مقابل مجتمع دولت مرکزی بالاست
جایی که اعتراضاتِ دانشجویان ...ترافیک را متوقف کرده
در حالی که خیابان هارکورت و خیابان کانوت مرکزی را اشغال کردند
خشمگین از برنامهی سرزمین اصلی برای ...محدود کردن نامزدهای انتخابات هنگکنگ
به افراد تأیید شده توسط هیئت ...گزینش نامزد تحت کنترل دولت
معترضان خواستارند ...که انتخاباتِ آینده
،برای رهبرِ هنگکنگ واقعاً مستقل باشد
بدون دخالتِ پکن
...با تشویقِ حمایت اخیر از طرف رهبران
جنبشِ نافرمانی مدنی وسیعتر ،برای اشغال منطقه مرکزی
...تعداد معترضان در حال حاضر - !ببخشید، ببخشید. شرمنده -
در حال افزایش از صدها به هزاران نفر است - ببخشید -
...همه زیر دریایی از پرچمهای رنگارنگ
...که خواستار انتخاباتِ آزادند
!ما حق رأی همگانی میخواهیم
!تونی
!تونی
چرا انقدر دیر کردی؟
دوستهای مامانبزرگم من رو برده بودن ...میان وعده بخوریم
بعدش چهار دست ماژونگ بازی کردیم
شوخی میکنم! توی ترافیک گیر کرده بودم
آدمهای زیادی بیرون اومدن
...فکرشم نمیکردم
و زمانِ فراخوندن مردان جوان برای جنگیدن ...در خطوط مقدم رسید
و البته پسرِ کشاورز به خاطر پای شکستهاش نمیتونست بجنگه
من این داستانِ قدیمی رو براتون تعریف میکنم چون ما به بالا و پایینهای زندگی ارزش میدیم
وقتی از برنامهی بزرگتر خدا خبر نداریم
پس مهم نیست شرایط ،چقدر خوب یا بد به نظر بیاد
ما باید ایمان داشته باشیم و مطمئن باشیم که خدا برای هر چیزی هدفی داره
...میخواستم بهت بگم - یه برنامه -
،کلارک یه مدته سرِ کار نمیاد ،که واقعاً ازش بعیده
،واسه همین نگران شدم و تماس گرفتم ولی هنوز خبری ازش نشده
متوجهم. ممنون که بهم خبر دادید
...مومو
مومو
مومو
پس اینجایی
نترس
تقریباً رسیدیم خونه
آفرین
لازم نیست بترسی
زندگی کردن توی هتل محشره
حتماً خیلی گرون تموم میشه
شما چند وقته توی هنگکنگ زندگی میکنید و چندتا هتل عوض کردید؟
ما در چهار سال گذشته توی سه هتل اقامت داشتیم
!عجب
من همش از جاناتان میپرسم وقتی بچه به دنیا بیاد چیکار میکنیم
آره
مثلاً وقتی نیاز داریم شیر گرم کنیم یا همچین چیزی
خب؟
فقط صفر رو فشار میدی
!هی اِسی
سالاد مرغ حاضره
!حرف سین! سکس توی اتاق خواب... 44
!سلام پوری
پوری، کجا بودی؟
ببخشید، ببخشید. تمرین زیاد طول کشید
تستِ آزاد یعنی هرکسی میتونه بره
چیکار میکنی؟
کیک شکلاتی میپزی؟
،مسابقهی استعدادیابیه !نه مسابقهی آشپزی
.به هر حال نمیتونم برم باید کار کنم
من از خانم هیلاری صبح رو مرخصی گرفتم تا بتونم برم
!فقط امروز رو مرخصی بگیر، سیسی
و تا دو ماه بعد به خاطرش حرف بشنوم؟
نیازی نیست
پوری تنها کسیه که توی این مسابقه شانس داره
!شانس دارم؟ من برندهی کل مسابقه میشم
!دوباره شروع کرد
...میتونید هر چقدر دلتون میخواد بخندید
ولی من یه روزی خوانندهی معروفی میشم !و بهتون نشون میدم
!حرف خ! خوشقیافه... 74
خانم هیلاری این فکرها رو توی سرت فرو کرده؟
!رویاهای اون با رویاهای تو یکی نیستن
!اون پولداره
از خانم هیلاری خوشم میاد
چرا؟ چون یه صندلی تاشو بهت داده؟
خانم هیلاری میگه داشتن عزتِ نفس مهمه
این یعنی چی؟
یعنی ما چون روی کارتن میشینیم عزتِ نفس نداریم؟
یا چون خدمتکاریم و قراره همیشه خدمتکار بمونیم؟
خب چرا خانم هیلاری با اون همه عزتِ نفس نمیتونه شوهرش رو نگه داره؟
خانم هیلاری بیچاره شرایط خیلی سختی داره
...اون روز پنجره رو باز کرد
و گذاشت بارون کل اتاق نشیمن رو خیس کنه
...کدوم آدمی دیوونه نمیشه اگه بفهمه
!شوهرش با یه زنِ جوونتر میخوابه؟
چی؟
وانمود نکن تعجب کردی
میدونی که با یه نفر رابطه داره
از کجا میدونی؟
کی؟ کی؟
اون زنِ کرهای... همونی که بچه رو گُم کرد
اسمش چیه؟
مرصی. اون همیشه میاد رستوران
...گاهی باهم میان
،همیشه غذای بیرونبر میگیرن !هیچوقت توی رستوران غذا نمیخورن
...خدای من
برام سؤاله خانم هیلاری میدونه یا نه؟
پوری، تو دخالت نکن
خانم هیلاری رئیسته و باید حد و مرزها رو حفظ کنی
حد و مرز - !ایول، ایول -
خانم هیلاری اینطوری نیست
اون دوستِ منه
دوستته؟
!احمق نباش، اون دوستت نیست
نمیتونی زیادی بهش نزدیک بشی
...ما همه چی رو در مورد این آدمها میدونیم
چیزهایی که حتی صمیمیترین رفقاشون نمیدونن
تصور کن همهمون چیزهایی رو که میدونیم !بهشون میگفتیم
...به خانمم میگفتم که میدونم
!به شوهرِ دایانا کُس میده
...و من به اربابم میگفتم که زنش
!با پسرِ 20 سالهی همسایهمون میخوابه
...و من به خانمم میگفتم که شوهرش
!سیسی رو میکنه
چیکار میتونم بکنم؟ !اقلاً من این کون رو دارم
سلام، هیلاری - اُلیویا، سلام -
.بیرون بدجوری بارون میاد ببخشید، خیلی منتظر موندی؟
انقدر منتظر موندم که دوتا از اینا بخورم
ترافیک وحشتناک بود
...مجبور شدم از مناطق جدید تا اینجا بیام
...بعد از رسوندن بچهها به خونهی مامانم
چون میندا دیروز استعفا داد
،پس حالا علاوه بر چیزهای دیگه باید یه خدمتکار جدید پیدا کنم
چه اتفاقی برای میندا افتاد؟
قصهاش درازه. نمیخوام در موردش حرف بزنم
سلام، خانم چو - سلام، کوین -
چای گل داوودی - چشم -
ایشون هم شامپاین میخورن
نه، من مشروب نمیخورم
دارم بدنم رو پاکسازی میکنم - اون شامپاین میخوره -
انتخابِ خیلی خوبیه
چیه؟ - امروز صبح دادخواستِ طلاق ثبت کردم -
صبر کن، چی؟ - برای همین داریم مشروب میخوریم -
به افتخارِ آزادیام
ولی همه چی که خوب بود
رابطهی شماها خوب بود
اُلیویا، ما خوب نبودیم
و میدونی که خیلی وقته خوب نیستیم
خیلی خب
دیوید گفته طلاق میخواد؟
نه، ولی نیازی نیست بگه
اون با یکی دیگه رابطه داره
بیخیال
.همهی مردها روابط پنهانی دارن این که به معنای پایان ازدواج نیست
خیلی خب
ماجرای اون زنِ استرالیایی ...توی باشگاه کتابخوانیام رو بهت گفتم
که مُچ شوهرش رو در حال خیانت با دختری از کافه کارائوکهای که میره گرفته بود؟
،اون میتونست با خیانت کنار بیاد
...ولی بعدش فهمید شوهرش برای معشوقهاش
جواهراتِ ون کلیف میخرید اما برای اون چاو تای فوک میخرید
من خودم جواهراتم رو میخرم - من میفهمم -
ولی تو واقعاً میخوای بعد از 40 سالگی مطلقه باشی؟
و به صفِ طویل مهاجرانی بپیوندی که ازدواجشون خراب شده؟
...میتونم با انگشتهام بشمارمشون
،هیزل آی، شری چانگ
...پادما سینگ - لطفاً این کارو نکن -
بفرمایید - درست به موقع اومدی -
مردها خیلی قابل پیشبینی هستن
هرکی که دیوید باهاش میخوابه احتمالاً نصفِ خودش سن داره
ببین، هر کاری که تصمیم میگیره ،بیرون از خونهی تو بکنه
تو هنوزم زنش هستی و نباید انقدر بیتفاوت باشه
من واقعاً فکر نمیکردم همچین کاری ازش بربیاد
من نگرانتم
نگران نباش. من خوبم
خیالم راحت شده
انگار لحظهای که تصمیم میگیری ،چنین قدمی برداری
همه چی رو پشت سر میذاری
کلارک، سلام
سلام، آلن
ممنون که گذاشتی به دیدنت بیام
No comments yet. Be the first to leave one.