De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
امت
امت
خانم رید؟
خانم رید
کلی خون بود
وقتی شوهرتون رو پیدا کردین مرده بود؟
اون کشتش
اون؟ - روحه -
توی خونهست
پس داری میگی
یه روح شیاطنی شوهرتون رو با یه شمشیر میخکوب کرد به دیوار
آره
و شما صدایی نشنیدین؟
اخیرا
نوشیدنی تانیک میخورم تا راحتتر بخوابم
چرا اون روح شما رو هم نکشته؟
نمیدونم
من میدونم
چون روحی وجود نداره خانم رید
شما شوهرتون رو کشتین - نه -
شما به اتهام قتل بازداشت هستین
از الان دریازده شدی؟
شیش روز دیگه مونده
برای همینم تا حالا نرفته بودم آمریکا
بوفالو توی راه فالکرافت مانوره
باید اول بریم اونجا
آقای والبریج به هیچکدوم از تلگرامهام جوابی نداده
وقتی به مغازهش رسیدیم باید بهمون توضیح بده
که چرا بنجامین برای خرید سلاح گرم باهاش درتماس بوده
تو سزاوار دونستن دلیل قتل شوهرتی
به جواب هم میرسم
اما درحال حاضر پروندهی خانم رید باید اولویت اولمون باشه
کجا بودی؟
قسمت بار
مادرت خوشحال میشه که داری به خونه برمیگردونش
مطمئنی نمیخوای باهات به مراسم ختم بیایم؟
.طوریم نمیشه. ممنون شماها هم یه پرونده جدید دارین
در غیاب من، شغل تو اینه
که هرنظریهای که ایشون داره رو رد کنی
تموم تلاشم رو میکنم
خانواده ی ترنر، مالکان اصلی این خونه
به طور غمانگیزی اونجا مردن
این مدرک موثقیه که فالکرافت مانور تسخیر شدهست
وگرنه توماس ادیسون شرکت نمیکرد
میتونم بگم ادیسون یه دروغگوی متقلبه؟
به بهترین نابغهی علمی نسلمون توهین میکنی؟
اگه ادیسون دروغگو و متقلب نبود این لقب متعلق به تسلا بود
ایشون با تسلا رفیقه
ادیسون برای اختراع یه دستگاه ارتباطی با مردگان
به کمک تسلا نیازی نداشت
کار کفش منم همینه
شباهت کاربردی بودن دستگاه نکروفون ادیسون
در همین حده
ادعا کرده باهاش صداهایی شنیده - توی ذهنش بوده -
باید اقرار کنی که وجود همچین دستگاهی خیلی متحولکنندهست
اینکه بتونی با عزیزانی که ازدست دادی ارتباط برقرار کنی
به علاوه میتونه یه خانم رو از اعدام شدن نجات بده
بابت کمکتون خیلی ممنونم
هنوز کاری نکردیم
اولین باری نبود که یه چیز عجیب حس میکردم
یهبار دیگه هم بیدار شدم و اتاق داشت یخ میزد
میخواستم یه پتوی دیگه بیارم اما نمیتونستم تکون بخورم
حس میکردم یه چیزی من رو به تخت میخکوب کرده
سعی کردم جیغ بزنم
اما صدایی ازم درنمیاومد
و یه دفعه متوقف شد
دربارهی یه چیز مشابه
توی مجلهی پزشکی خونده بودم
حالتی بین خواب و بیداری
که مردم دچار نوعی فلج میشن
توی اتاق یه چیز شیطانی وجود داشت میتونستم حسش کنم
خانم رید
متوجه شدم اخیرا پسرتون، مکسول رو هم از دست دادین
از صمیم قلب بهتون تسلیت میگیم
چیزی دربارهی نحوهی مرگشون عجیب بهنطر نمیاومد؟
نه
نه، از آنفلوانزا مرد فقط یک ماهش بود
پاسبان مککلر گفتن چندماه پیش
شوهرتون خیلی وحشیانه شما رو مورد ضرب و شتم قرار دادن
جلوی چندین شاهد
اگه مردی حاضر باشه توی فضای عمومی چنین کاری با همسرش کنه
خدا میدونه توی خونه چی کارها میکنه
امت آدم عصبیای بود
باید بهتر حواسم رو جمع میکردم تا باهاش بحث نکنم
اون حق نداشته شما رو کتک بزنه - من همسرش بودم -
هرکاری میخواست میتونست انجام بده
کلارا من خانمهایی توی موقعیت تو رو ملاقات کردم
قربانی شوهرشون بودن
گاهی کشتنشون تنها راه فرار بهنظر میاد
من امت رو نکشتم
قسم میخورم کار یه روح بود
دکتر دویل و پاسبان استراتن
رولند کارسون بابت اومدنتون خیلی ممنونم
وقتی وکیل خانم رید باهام تماس گرفتن میدونستم دارم فراتر از حدم پا میذارم
یعنی درسته یه محقق تازهکار ماوراطبیعی هستم
اما شما واقعا با ماوراطبیعی سروکار داشتین
پروندهی جرایم رو حل کردین - خوشحال میشیم کمکتون کنیم -
.بیاین خانم میلی پسترنک رو بهتون معرفی کنم ایشون یه همدل اهل تورنتو هستن
یعنی واسطهاین؟ - نه دقیقا -
من احساسات بقیه رو حس میکنم
که شامل درگذشتگان هم میشه
...و ایشون - شخصی که معرفی لازم نداره -
باعث افتخاره جناب ادیسون
شما الهامبخش یکی از شخصیتهای داستانم بودین
آقای هترلی در ماجرای انگشت شست مهندس
من برای رمان تخیلی وقتی ندارم
همونطور که میدونین جناب ادیسون خیلی سرشون شلوغه
رستم آواری هستم دستیار جناب ادیسون
از دیدنتون خوشوقتم
دربارهی خانوادهی ترنر چی میتونین بهمون بگین
مالکان قبلی خونه
پلیس خیلی جزئیاتی در اختیارمون نذاشتن
آره خب
ده سال پیش آقای ترنر مرتکب جنایت شدن
نه خواهش میکنم
بعد هم رفت طبقهی بالا سمت دوتا پسرهاش که خواب بودن
جوانترین دختر ترنر
سعی کرد جلوی در رو با صندلی بگیره
آقای ترنر بعدش هم خودش رو کشت
از بالای صخرهی همون خونه پرید
...به نظر من
روح آقای ترنر
آقای رید رو کشته
میتونم دردشون رو حس کنم
آدمهای بیچاره
امیدواریم بتونیم از طریق نکروفون باهاشون ارتباط برقرار کنیم
خیلی هیجانزدهایم که دستگاه شگفتانگیز رو ببینیم
حتما همینطوره
.خارقالعادهست چهطور کار میکنه؟
بسی پیچیده ست
امواج الکترومغناطیسی
وقتی مارکنی به طور اتفاقی به رادیو برخورد
گزارش شنیدن صداهای عجیب و غریبی داد
شما فکر میکنین اونا ارواح بودن؟
اگه بتونیم فرکانس درست رو پیدا کنیم
بهنظرم میتونیم در رو به اون دنیا باز کنیم
فکر میکردم همین الانش هم ارتباط برقرار کردین
آره. اما دیگه نتونستم به همون نتیجه دست پیدا کنم
اما میکنم
مصمم هستم که توی هرخونه یه نکروفون باشه
فکر میکنین این کار عاقلانهست؟
که به ارواح یه دروازهی باز داد؟
میترسین اونا ازش سوءاستفاده کنن؟
میترسم ما سوءاستفاده کنیم
بله و روی شغل شما هم تاثیرگذاره
تموم اختراعات بزرگ با ترس و وحشت همراه بودن
موتورهای بخار رو درنظر بگیرین
مردم از سفر کردن با چنین سرعتی هراس داشتن
اما حالا نمیتونیم زندگیمون رو بدون اونا تصور کنیم
قطار توسعهای منطقی از توانایی انسان بود
برقراری ارتباط با مردگان کاملا فرق میکنه
اگه باز کردن در به اون دنیا
بخشی از برنامهی خدا نبوده باشه چی؟
اگه خدا رشد علمی رو نمیخواست
هیچوقت به انسان دانشش رو برای تغییر دنیا رو نمیداد
پیشرفت همیشه قیمتی داره و همیشه ارزشش رو داره
حقیقت هم همینطور
با اختراع لامپ
من تاریکی رو تصرف کردم
با نکروفون
مرگ رو تصرف میکنم
من براین باورم که قراره امشب تاریخساز باشه
اریک؟
اریک بس کن - خاخام داره دربارهی خدا روضه میخونه -
مامان هیچوقت مذهبی نبود
.حلال یهودیت رو رعایت میکردیم هرهفته به کنیسه میرفتیم
آره چون پدر اصرار داشت
بحث مامان نیست بحث تویی
و تموم اون آدمهایی که مامان سالها ندیده بود
این تقصیر کیه؟
مامان میخواست به اروپا بره
اون هرجا میرفتی دنبالت میاومد
دوست نداشت بالای سرقبرش اشک بریزیم
و غرق دلسوزی برای خودمون باشیم
میخوام به یاد و خاطرهش احترام بذارم
پس مهمونی بگیر
مامان معتقد بود از زندگی باید لذت برد
میتونم کمکتون کنم؟ - نه چیزی نیست. ممنون -
قهوه میخورین؟
نه من چای بیشتر دوست دارم - منم همینطور -
اینا موردعلاقهی جناب ادیسون هستن
آدم جالبیه
میدونم خیلی مهارت اجتماعی و معاشرت نداره
اما یه نابغهست
.خیلی هم متعهده روزانه 18 ساعت کار میکنه
آخرین دانشمندی که براش کار میکردم میانبر میزد
و توی کشفیاتش اغراق میکرد
آقای ادیسون هیچوقت چنین کاری نمیکنه
اینقدر روی یه چیزی کار میکنه تا درست انجامش بده
نکروفون چهطور؟
بهنظرت پلی به اون دنیا
از لامپ و سیم ساخته شده؟
نمیدونم
...اما
اگه ساخته شده باشه چی؟
اگه جعبه بهمون این قابلیت رو بده
که با هرکسی تا بهحال زنده بوده حرف بزنیم؟
با گورو ناناک، مسیح، موسی
هرکی
No comments yet. Be the first to leave one.