Suburræterna

Suburræterna

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Suburræterna S01E08 V plamenech
En kommentar af MrMim

Tags

other
Udgivet den: 2023-12-09
Downloads: 29
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

سی‌ویکم می 1990

حالا ببین چطوری می‌زنمش

شرط می‌بندم نمی‌تونی - چرا، می‌تونی -

بخواب ارکولی

بابا

از امشب به بعد آناکلتی‌ها رئیسن

بوناتستاها و لوسیانی‌ها دیگه عددی نیستتن

کجا میری ویتو؟ فقط تو موندی

خدا

نمیشه سه‌تا خانواده رئیس باشن

تو رقّت‌انگیزی بعدش چی؟

از شرّ همه‌تون خلاص میشم اینجا واسه یه خانواده بیشتر جا نیست

اون یه خانواه هم خانواده تو نیست

گوئری، بذار من برم قول میدم هیچوقت من رو نبینی

حتی یه بار میریم دنبال زندگی خودم

خواهش می‌کنم

قسم می‌خورم برم پی کار و زندگی خوذم

مطمئنم که تو دل و جرئت نداری وگرنه خیلی وقت پیش کاری که من امشب کردم رو کرده بودی

الان هم بعید می‌دونم دل و جرئت پیدا کنی

ولی اگه پیدا کردی خودم میام کارت رو تموم می‌کنم

ویتو، چی میخوای؟

میخوام صلح کنم

ولی اول باید نوه احمقم رو بکشیم

بعدش دوباره برمی‌گردیم سراغ کار و کاسبی

تو حتی نتونستی اون آشغال رو پیدا کنی چطوری میخوای بکشیش؟

ارکولی خیلی آشغاله، ولی برخلاف تو سعی کرد هرطور شده یه کاری از پیش ببره

درسته که شکست خورد، چون من اونجا بودم ولی حد اقل تلاش کرد

به کجا میخوای برسی؟ - تو دیگه کارت تمومه -

هم خودت هم خانواده خواربار فروشت

خداحافظ ویتو

سوبورا، شهر جاودان ترجمه و زیرنویس: آقای میم

انجی، می‌دونم خواب نیستی

هنوز باید با هم حرف بزنیم

این موش و گربه بازی همچنان قراره ادامه داشته باشه؟

من قرار ملاقات دارم نمی‌تونم تا شب اینجا بمونم

برو. من و سزار هیچی بهت نمیگیم

هیچی بهم نمی‌گید؟

هیچی بهت نمی‌گیم - نه بابا -

ببین بالاخره کی اومد

خب، میشه بگی چی شد؟

دارم با تو حرف میزنم

به تو ربطی نداره

می‌بینی؟ اشتباهت همینجاست

الان دیگه تجارت تو تجارت منه

من هیچی بهت نمیگم - باشه دامیا -

ولی امشب یه کار خیلی مهم داری

توقع دارم قبل از اینکه این قضایا تموم بشه از شرّ اسپادینو خلاص شده باشی

ولی فعلا خودم باید به جفتشون رسیدگی کنم

میخوای بکشیشون؟ - نه، نمیخوام -

وقتی می‌تونم بندازمشون به جون هم چرا بکشمشون؟

سرشون خیلی شلوغ‌تر از این حرف‌هاست که بیان واتیکان

نقشه شماها رو امتحان کردیم

تهش گند زدید به همه‌چی

بریم بیرون حرف بزنیم

به چی میخندی؟ - حواست به دهن گشادت باشه -

بیا

اگه یه بار دیگه بیای خونه من و به خانواده‌م دستور بدی

با دست خالی خفه‌ت می‌کنم

ببخشید

عصبانی بودم

ما داریم یه کار بزرگ می‌کنیم دامیا

انگار تو تنها کسی تو این خونه هستی

که درک می‌کنه

جولیا گفت زنت جون اسپادینو رو نجات داده

داستان چیه؟

ماشین رو روشن کن

کجا میریم؟

هرجایی غیر از اینجا

از اینکه با همیم خوشحالی؟

آره

پس قیافه‌ت چرا اینجوریه؟

چی تو سرته؟

بابابزرگ اوتاویانو

گفت تقصیر تو بود که مامان مرد

چرا همچین حرفی زد؟

این حقیقت نداره

من عاشق مامانت بودم خودت که میدونی

نمی‌دونم چرا بابابزرگ همچین حرفی زده

با هم دعوا کردید؟

همه دعوا می‌کنن

مامان داشت دوران سختی رو می‌گذروند من هم متوجه نبودم

کمکش نکردم

تصمیم گرفت از پیش ما بره

تو هنوز جوونی، ولی درک می‌کنی، درسته؟

بیا بریم فابریتزیو رو بیدار کنیم صبحونه بخوریم

بیا تو

خب

آقای قهرمان ما رو برگردوند سراغ دشمن خونیمون

تقریبا کل کمپ رو به آتیش کشیدن

برگشتی که بری رو مخ من گوئرینو؟

نه، برگشتم چون فکر کردم به کمک من نیاز داری

آلبه، یه نفر دنبالت می‌گرده

چه خبر شده؟ میریا و ارکولی کجان؟

از اون دوتا عوضی خبر ندارم فقط می‌دونم که تیر خورده‌م

خیلی شانس اوردم که زنده موندم، می‌فهمی؟

می‌دونی کی بهت شلیک کرده؟

نه، ولی می‌دونم کی پشت ماجراست

ارکولی بوناتستا

و چیناگلیا

چی داری میگی؟

دارم میگم با هم متحد شده‌ن

از معامله سوری‌شون خبر دارم واسه به دست اوردن استادیومه

آره، ولی خیلی هم سوری نیست جدی جدی معامله کردن

آلبه، ارکولی میریانا رو خریده جای تابوت رو اون بهش لو داده بود

بعدش هم با چیناگلیا همدست شد که استادیوم رو با هم شریک بشن

چینا ما رو پیچونده، می‌فهمی؟

دیگه به ما احتیاجی ندارن

الان با بوناتستاهاست

میخواستن شرّ من رو هم کم کنن

دیشب هم میخواستن همین بلا رو سر تو بیارن

هرچی کمتر باشیم سهم اون‌ها درشت‌تر میشه

من دیگه نیستم تو هم به نفعته تا دیر نشده بری

من و تو رو کنار زد که خودش پیشرفت کنه

ما دیگه به حساب نمیایم

ارکولی، من رو داری کجا می‌بری؟

خودت می‌بینی میخوام غافلگیرت کنم

نگنه برام کادوی کریسمس گرفتی؟

یه جورهایی

با اون دوتا میخوای چکار کنی؟ هرچی میخوای بگی بگو

چروکی رو کشیدم سمت خودمون

باهاش یه معامله‌ای کردم

داره چیناگلیا و اسپادینو رو میندازه به جون هم

چه سیاستمدار

الان دیگه چاره‌ای نداریم، داریم؟

باشه، هرچی تو بگی

دامیانو، نگو که هنوز به من اعتماد نداری

حالت چطوره آلبه؟

قبلا بهتر بودم

چرا؟ مگه چی شده؟

نشنیدی؟

بگو ببینم چی شده؟ - وقتی دیدمت میگم -

به زودی همدیگه رو می‌بینیم دیگه، مگه نه؟

یادت رفته امشب تو دفترخونه قرار داریم؟

یادم نرفته

امشب همه‌چی تموم میشه

بعدا می‌بینمت

صبحونه‌تون رو بخورید

چیه؟ گربه زبونت رو خورده؟ نظرت چیه؟

اینجا حیاط زندانته؟

نسبت به خونه تو شبیه قصره

همه‌ش آلومینیومیه - پنجره رو به دریا نداره -

صداش رو شنیدی؟ - آره -

از اینطرف

بفرمایید

هنوز چندتا کارتن باز نکرده مونده تازه دیروز رسیدم

روکش پیریزها رو جا گذاشتم تو ماشین

میخوام لوستر رو بهت نشون بدم

هی، کجا داری میری؟ من کار و زندگی دارم

یه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه

هی، هی - بیا اینجا ببینم -

من رو کجا می‌برید؟ - برو -

چه خبر شده؟ - برو -

زود باش

از جون من چی میخواید؟ داستان چیه؟

چیناگلیا شماها رو فرستاده؟ آدم‌های اونید؟

نیازی به خشونت نیست یه سوءتفاهم کوچیکه

داریم میریم خونه؟

میشه چندتا از دوست‌هامون بیان خونه؟

البته که میشه عزیزم

همه‌چی میشه مثل قبل

زود برمی‌گردیم خونه که هر کاری دوست داشتید بکنید

شب به دوست‌هات زنگ بزن

شاید فردا بتونیم یه قرار بذاریم که دوست‌هات رو ببینی

مرسی بابا، ولی خیلی تند داری میری

باید به موقع برسیم مدرسه

خواهش می‌کنم سرعتت رو کم کن - نگران نباش عزیزم -

حداقل بگو کجا داریم میریم اینجا وسط ناکجا آباده

زود باش تمومش کن دیگه نکاهش کن! شاشید به خودش

از طرف بابابزرگ ویتو، ارکولی

دامیا

ارکولی، هی

دامیا

حات خوبه؟

دامیا - چیه؟ -

میخواستن من رو بکشن - دیدم -

کی بودن؟

آدم‌های بابابزرگم

به خاطر اینکه دارم راه خودم رو میرم

به خاطر همین میخواد دخلت رو بیاره؟

بس کن

تو جون من رو نجات دادی

فراموشش کن

جونم رو نجات دادی - آره بابا، فهمیدم -

بیا بریم

خدمت روزانه ما به پایان رسیده

برادران و خواهران عزیزم

به درگاه سرور خود عیسی مسیح دعا می‌کنم که دستان بخشاینده خود را

به سمت تمام فرزندان خود در این محله و در این شهر دراز کند

و یه تمام کسانی که در این دوران سخت با مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کنند کمک کند

برای ضعیفان دعا می‌کنیم

مردمی که گرفتار بیماری هستند

برای کسانی که شغل خود را از دست دادند دعا می‌کنیم

برای بیکاران دعا می‌کنیم

تا مگر نور الوهی روشنگر راهشان باشد

و مشکلاتشان را برطرف کند

به نام پدر، پسر و روح‌القدس

آمین

مراسم نیایش به پایان رسید

با آروزی سلامتی برای همه شما

انگار مجبورت کردن استعفا بدی

More Farsi Persian subtitles for Suburræterna

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left