Hero (Youngwoong / Heroine / 영웅)

Hero (Youngwoong / Heroine / 영웅)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Hero 2022 HDTV-NEXT KoreaTimes
En kommentar af KoreaTimes
🐉 تیم ترجمه ی کُریا تایمز 🐉 [@KoreaTimes]

Tags

HDTV
hdtv
HD
Udgivet den: 2023-05-09
Downloads: 22
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»

جونگ سونگ هوا

کیم گو اون

نا مون هی

جو جه یون به جونگ نام

لی هیون وو پارک جین جو

"مارس هزار و نهصد و نه" روسیه، اواخر زمستان

برای روزی که زیر آسمون کشورم زندگی کنم

رفقای بیشماری که زیر آفتاب کشورای دیگه مبارزه میکنن

تو درختای توس غیب میشن

آرزوی واقعیشون

اینه که بتونن آسمونارو به حرکت دربیارن

میهن پرستی پرشور

با خلوص نیت قلبش

یه انگشت از من، آن جونگ اون

به جنگل سرسبز توس سرزمین مادری اختصاص داده میشه

سرزمین تحت سلطه

ما جمع شدیم

با دل های بازیگوش مشتاق

با دل های آتشین

و من در این لحظه سوگند میخورم

حتی اگه چیز کوچیکی باشه

این شروع جداسازیه

..جنگیدن با حرارت

امروز در این لحظه قسم میخورم

..برای خوبی کشورم، تعصبمون

اینجا جمع شدیم تا لحظات رو با هم به اشتراک بذاریم

هرگز تسلیم شکست نشو

درست مثل نور خورشید که روی زمین میتابه

درست مثل بادی که در درخت ها میوزه

منو تو یه قول داریم

برای همیشه در قلبمان به یاد داریم

انگار که تشویق ماست

بیداری جنگل خفته

این دنیای تاریک رو بیدار کن

!امروز رو فراموش نکن

"قهرمان"

"دو سال پیش" آمپو، جنوب پیونیانگ

گفتی این دفعه کجا میری؟

با پیشنهاد پدر فران

برنامه دارم برم رم

فکر میکنم به درد عملیات اجرایی مدرسه ی استقلال هم بخوره

تولدت نزدیکه

حداقل قبل رفتن سوپ جلبک بخور

آخه بلیت قطارو گرفتم

برای چی داری گریه میکنی؟

فقط یه سفر دارم میرم

...سفر چه کوفتیه

فکر میکنی احمقم؟

این دفعه میخوای کجا بری خرابکاری؟

برای اینکه بودجه ی استقلال جور شه انبار برنج خالی شد

مدرسه به خاطر حرکات استقلال طلبانه از بین رفت

کشور برای ما چیکار کرده؟

چرا باید تا پای مرگ برای کشورت بجنگی؟

الان وقت گفتن این حرفاست؟

الان دیگه فروختن ضایعاتم کفاف بودجه ی استقلالو نمیده

مگه اونا رو نبردی فروختی؟

عوضی

بیرون که میری مراقب بدنت باش

گشنه نمون

و هله ووله نخور

اگه تو دردسر افتادی از خدا کمک بخواه

بیا

مادر من نگران هیچی نیستم

جز اینکه دلم برای غر زدن شما تنگ بشه

تو هم با این زبونت

من برای تولد بعدیتون برنامه میریزم

پس تا اون موقع مراقب خودتون باشید

باشه

من دیگه میرم

هیون سنگ، بابا باید بره

بون دو خدافظ

دیگه رفتم، خداحافظ

برو

ژوئن هزار و نهصد و هشت، اولین پیروزی حملات داخلی

!دارن میان

جولای 1908، اولین پیروزی حملات داخلی

"هیون این، شمال هامگیونگ" آگوست هزار و نهصد و هشت

تفنگ ها بالا

!رحم کنید

تفنگ ها آماده

نشانه گیری

شلیک نکنید

شلیک نکنید

چیکار داری میکنی؟

جزئیات حقوق بین المللو نمیدونی که نمیتونی یه اسیر جنگیو بکشی؟

ازمون میخوای اون هیولاهایی که رفقامونو کشتنو زنده بذاریم؟

میخوای یه هیولا مثل اونا بشیم؟

برای انسان بودن باید از اصول اخلاقیو رفتاری پیروی کرد

آزادشون کن

ممنونم

خدافظ

بیا اینجا

میتونم یه دونه دیگه هم بخورم؟

نه

یه دونه واسه خوردن کافی نیست

هی، دور و ورتو یه نگاه بنداز

اینجا هیچکس نیست که به اندازه کافی بخوره

تف بهش

تف بهش؟

حواست باشه با چشمات آش شله قلمکار درست نکنم

چه دختر عجیب غریبیه

هی، چی گفتی؟

مرسی

خیلی جوونه

امثال اون اینجا زیاده

دو شیک، خسته نباشی

خستگی چیه بابا

ولی خوب میشه؟

منظورت چیه؟

بین سربازای داوطلب واسه ول کردن هیولاها

شکایت زیادی میبینم

بکشیمشون عیب نداره؟

کاپیتان

بفرمایید

بیخیال

واسه کوفته برنجی ممنونم

پسش بده

میگم پس بده

واقعا نمیفهمم خواهرمه یا داداشم

واسه کاپیتانه

ولی ببین چطوری تو جوونی مولین باباشو از دست داده

و داداششو دنبال کرد که !سختی بکشه حرف نداره

درد میکنه

نزن منو، حرف بزن

با حرف زدن، بچه عجیب غریب

فکر کردی خودت عجیب نمیزنی؟

ببند

چطور میتونی اونجامو لگدمال کنی؟

ولم کن

چیشد؟

اینا واسه چیه؟

کاپیتان

کاپیتان، کجا دارید میرید؟

کاپیتان

بلند شو، به خودت بیا

بیدار شو

خوبی؟

آره، خوبم

اونوریا چند نفرن؟

مطمئن نیستم

بنظر زیاد میاد

عقب نشینی کنید، عقب نشینی کنید

عقب نشینی کنید، عقب نشینی کنید

منتظر فرمان باشید، برید

بلند شو، بلند شو

عقب نشینی کنید

عقب نشینی کنید

جین جو

"ژاپن، توکیو"

ایتو هیروبومی، فرماندار اول چوسان

گفتی اسمت یوکیه؟

بله

..باعث افتخارمه که در خدمت

عالیجناب هستم

خدا به آدم دو نعمتو همزمان نمیده

و با این حال تو هم زیبایی داری هم حرکات رقص فوق العاده ای داری

مایه ی خرسندیمه

کنار رقصیدن استعدادای دیگه ایم داری؟

کنجکاو نیستید، قربان؟

...تو

ولی چرا عالیجناب با حمله به کره مخالفت کردن؟

...همه تو قبیله چوشو طرفدار

!هی، دایسوکه

!بله

میدونی چیکار کنی که سگا به آدما گوش بدن؟

بله؟

اولین روش اینه که تا آخر عمر بجنگی تا بترسونیش

..دومین روش اینه که

تظاهر کنی دوستش داریو اغواش کنی

وادارش کنی که با تلاش زیاد دمشو به سمت آدما تکون بده

حالا وقت اینه که وانمود کنیم کره رو دوست داریم تا تشویقشون کنیم

..بعد

صبر کنیم تا فراموش کنن تا کجا باید برن

و تنبیهشون کنیم

...پس

چرا ملکه میونگ سونگ حذف شد؟

...وقتی سگ میخواد اربابشو گاز بگیره

!بکشش

اصلش اینه

سول هی هنوز یادشه

تو رو یادمه

تو خیلی ملایم و ظریفی

نمیتونم فراموش کنم

..تو چشمات

..تو چشمات

پر از خون و اشکه

باعث میشه تو قلبم خیلی احساس پشیمونی کنم

نمیتونم فراموش کنم

..جیغ اون روز

هنوزم تو گوشام زنگ میزنه

وقتی عالیجناب میرن

..آخرین صداقتش من ملکه ی چوسانم -

به من اشاره کردی که نزدیکتر نشم

یه نگاهی بهم انداختی که بهم گفت فرار کن

زیر نور ماه تو عمارت اوکو

اعلیحضرت

مردا شمشیراشونو تو حیاط قصر گیونگ بوکگونگ نگه داشتن

از یه چاقو واسه بریدن قلب اعلیحضرت استفاده کردن، خون بی نهایتی ازش میاد

بدنش سوختو خاکستر شد - !اعلیحضرت

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left