De første 200 linjer.
!تیم کریم
پیشنهاد میکنم بهمون شلیک نکنین
این کوچولوهای خوشگل روی مچ دستمون
علائم حیاتی ما رو میخونن
اگه از چیزی که میخونن خوششون نیاد
اونا موقعیت شما رو به تمام ادارات پلیس
توی اروپا میفرستن
نقاشیهای گاردنر که بهم قولشون داده شده بود کجان؟
و چرا هنوز به دستم نرسیدن؟
چون من ندارمشون
خب، پس گمونم
قراره بری بگردی پیداشون کنی، آره؟
نه. به هیچ وجه
ببخشید؟
کورت فقط شوخی میکنه
میدونی، اون یکم بذله گویه
امروز کلا برعکس صحبت میکنه
کمپ تابستونی رو یادته؟
...فردا هم قراره پیژامه بپوشیم کس کلک بازی کنیم
...تفنگهاتون رو بندازین
همین حالا
ما یه قراری داشتیم
آره، قطعا داشتیم
در عوض نقاشیها، تو بهمون قول حفاظت دادی
که شامل گوشیهای یک بار مصرف غیر قابل ردیابی هم میشه
...به لطف گوشیهای خیلی قابل ردیابی تو
...جامون رو پیدا کردن، با پهباد زدنمون
و یکی از بهترین افرادمون رو از دست دادیم
پس ما چیزی بهت بدهکار نیستیم
هی، بچهها، من کاملا
با این خط مشی فکری موافقم
...ولی اونا هنوز تفنگهاشون دستشونه
نمیدونم، شما وقتی آیس کریم
فاز برمیداره اونو ندیدین
...هی
این فاز نیست
هی، آنی اوکلی، تفنگ بازی بسه
ما اینجا زندگی میکنیم
توی ایسلند اینجوری نبود
من توی ایسلند مدیون نبودم
قول نقاشیها رو به کی دادی؟
ایلیا میکایلوف
اوه، پسر
اونو میشناسی؟
آره، اون یه اراذل اوباش روسیه
ساده بگم انگار آندره غوله
و دواین "راک" جانسون بچه دار بشن
و فقط به طور مداوم
به بچههه ماسل میلک و اسلیم جیم بدن
اگه نقاشیها رو به دست ایلیا نرسونم
چشمهام رو از حدقه درمیاره
ما کمکت نمیکنیم- !پس من شما رو میسوزونم-
پناهگاه کوچولوتون رو میسوزونم
همین کارو بکن
موقعیت دقیقتون رو به مدلین برک میدم
جامون رو عوض میکنیم. میریم یه جا دیگه قبلا هم این کارو کردیم
چطوره یه معاملهی کوچیک کنیم؟
چی میگی، کریم بوت؟
...باشه
این پیشنهاد واسه جلب نظرتون چطوره؟ من... در مورد مدلین اطلاعاتی دارم
آره ارواح عمهت
خوشتون میاد ارتباطات روزانهش رو بشنوین؟
کسی تا حالا از بیکانر شنیده؟
نرم افزاره؟ مثل نرم افزار آیمسیج
واسه جاسوسها و روزنامهنگارها میمونه
کاملا رمزگذاری شده، بسیار امن
الان اون قسمتیه که بهمون میگی
بلدی چطور یه نرم افزار کاملا غیر قابل هک رو هک کنی؟
...نه، نه، نه، این اون قسمتیه که بهتون میگم
من بیکانر رو ساختم
و واسه خودم یه در پشتی گذاشتم که فقط خودم بهش دسترسی دارم
بیکانر مال تویه؟
قبل اینکه ازش امضا بگیری مجبورش کن ثابت کنه
از چه زبان برنامه نویسی استفاده کردی؟
چطور اون زبان برنامه نویسی بهت اجازه داد
که امنیت بیکانر رو بیشترین حد کنی؟
من رازهای امنیتیم رو بهت نمیگم
پس از کجا بدونیم مدلین از بیکانر استفاده میکنه؟
دیگه چطور میشد بدونم اون تقریبا
هر روز با آیوی سندز در ارتباطه؟
ارتباطات معمول بین مدلین
...و تروریستهای دابر زان
کاملا شرایط بازی رو عوض میکنه
عالیه، پس شما برین نقاشیهای گاردنر منو برام بیارین
و منم یه مدرک غیر قابل انکار بهتون میدم
قبوله؟
واقعا میخوایم این کارو بکنیم؟
ظاهرا آره واسه همینه که اونا
این موقعیبیابها رو بهمون وصل کردن ...انگار ما نهنگهای مهاجر هستیم
گرگ گرگهای مهاجر
فکر میکنه جیم میکنیم منطقیه
تنها چیزی که منطقیه همینه
باقی این چیزا احمقانهست
اوه، جدی، کدوم قسمت؟ باور اینکه فرو-یو
صحبتهای مدلین رو شنود میکنه؟
دوباره بین مردم رفتن به عنوان فراریهای تحت تعقیب؟
یا تلاش برای پیدا کردن و دزدیدن
آثار هنری ارزشمند به دستور
یه روانی ایسلندی؟
من، گزینهی "دال" رو انتخاب میکنم تمام موارد بالا
گزینهی بهتری دارین؟
بهش بگیم بره به جهنم
و بعدش چی؟
به این اطلاعات علیه مدلین احتیاج داریم
ولی جدی داریم؟ یعنی میگم، به لطف
اون فیلمی که از
برخورد دوستانهی ولر و آیوی داریم
اون شماره تلفنی رو که داریم ردیابی میکنیم، داریم ببخشید
خب، فرض میکنیم که آیوی داشت به یه شماره تلفن زنگ میزد
ولی منطقیتره که اون داشته
پسورد ۱۱ رقمی اکانت بیکانرش رو وارد میکرده
ببین، دوست ندارم به این اعتراف کنم ولی ما به کمک آیس کریم احتیاج داریم
و این ممکنه چیزی باشه
چیزی باشه که موجب سقوط مدلین برای همیشه بشه
!تیم کریم! بریم تو کارش
تو زنگ زدی؟
متیو، چه افتخاری
رئیس وایتز هستم
فقط اونجا رو به دیوار
منتظر من نشسته بودی که بیام
تا بتونی اونجوری بچرخی؟
دوست دارم عنصر غافل گیری رو داشته باشم
مدلین کجایه؟
خانم برک یه سری کار توی واشنگتن داشت که بهش رسیدگی کنه
و از اونجایی که من به عضویت هیئت بازبینیش منصوب شدم
گفتم بیام یه سری بزنم
مطمئن بشم که تو سر قول و قرار هات هستی
من هرگز قولی به تو ندادم
...سوزان شاه
ممکنه ازش بیخبر باشین یه حادثهای رخ داد
اون اسم چیزی یادت آورد؟
قول دادی به مشکل مشاور امنیت ملی خیّرمون
رسیدگی کنی
یا شاید دلت میخواد یه سری به بریانا بزنی؟
!نه، نه، نه
آره، اوه، اون قول رو میگی
...نمیدونستم داریم در مورد اون قول به خصوص حرف
تو ۲۴ ساعت وقت داری کاری کنی که شاه
...از اون لیست کوتاه معاونت رئیس جمهور کنار بره، وگرنه
!گندش بزنن
گوش کن، میتونم زورم رو بزنم
ولی میدونی اون هیچ آتویی دست کسی نداره
اون خیلی تر و تمیزه
پس کر و کثیفش کن
صبر کن، صبر کن، صبر کن، فقط دروغ بگم؟
بیست و چهار ساعت... رئیس
خب، میدونیم نقاشیها دست کی نیست
بخر بخر بچه"؟"
نه، من دارم واسه زاپاتا چیز میز سرچ میکنم
میدونی که اون بچه الان حدودا
اندازهی تمشکه، مگه نه؟
یعنی میگم، هنوز خیلی مونده تا
...نیاز به
قفل صندلی توالت، اصلا همچین چیزایی هست؟
لازم نیست که فورا اونا رو نصب کنیم
بگذریم، همونطور که میگفتم
مشخصا ایلیا نقاشیها رو نداره
میخوای با روند حذفی اونا رو پیدا کنی؟
نه، نه، من... دارم حقایق رو بازبینی میکنم
...اوکی، حقیقت اول
نقاشیها
در تاریخ ۱۸ مارس ۱۹۹۰
از موزهی ایزابلا استوارت گاردنر دزدیده شدن
خیلی خب، آروم بگیر
لازم نیست از اون اولِ اول شروع کنیم
...حقیقت دوم- یا فقط منو نادیده بگیرین-
اونم هیچ عیبی نداره- همین تیم افبیآی-
...رد نقاشیها رو توی خونهی یه استاد دانشگاه کلمبیا زدن
و دوباره اونا رو دزدیدن
هی، توی اون محله یه رستوران زیبار عالی بود
اونو یادته؟- !ریچ، تمرکز کن-
یعنی میگم، واسه یه پیراشکی کنیش حاضرم آدم بکشم
ببخشید، به نظرم تو یکم کج خلقی
،چون، حقیقت سوم یه دامپلینگ ترکی به خصوص
و رفیق گوگولی بانمکش که گهگاه باهاش میخوابه
افبیآی رو گول زدن و نقاشیها رو ازشون دوباره دزدیدن
!اوه، خدای من، خیلی حال داد
داریشون؟
اوه، نه، نقاشیها آره، دارمشون
دوران اوجشون نبود
اوکی، خب این عالیه، ریچ با اونا چیکار کردی؟
بوستون اونا رو فروخت و بعد دوباره فورا دزدیدشون
خب، هوشمندانهست
چرا چیزی رو که میشه دو بار فروخت یه بار بفروشی؟
اوکی، خب الان نقاشیها دست کیه؟
مو لوئیس. اون یارو اشراف زادهه که کازینو داره
بوستون متوجه یه نقص ریاضی
توی یکی از دستگاههای کینو اون شد
و به عنوان هدیه نقاشیها رو به مو داد
در ازای اینکه نده کشککهای زانوش رو بشکنن
پس... اونا دست مو لویسه
میخوام بگم دست مو بود
سه ماه پیش از مو دزدی شد
اوه، خدای من جدی؟ کار بوستون بود؟
نه، نه، اونا دست بوستون نیستن از این بابت مطمئنم
عالیه، پس هیچی نمیدونیم
من یه فرضیهای دارم
مو فکر کرد زن سابقش تیغش زده
طلاق جهنمیای رو پشت سر گذاشتن
پیش شروط ازدواج، جماعت
No comments yet. Be the first to leave one.