De første 196 linjer.
جوانی
قسمت اول
مترجم.پریسا
.اوه دوست من
رود زرد با روحیه ی قهرمانانه
.رود زرد با روحیه ی قهرمانانه
.در سرزمین اسیا ظاهر شد
.این نشونه ی روحیه ی ملت ماست
.این نشونه روحیه ملت ماست
.که قوی و برتره
.قوی و برتره
.هر ترم جدید هر مقطع تحصیلی جدید و شروع جدید
.برای من رویایی رو به ارمغان میاره
برای من
اولین بار
...ترس از نقطه شروع... اولین بار
...ترس از نقطه شروع
هیجانی برام نداره
.به جز ترس
محل اقامت خانوم ها...نه اقایون
.چقدر زشت
حتما ضایع شدن های بیشتری در انتظار منه
دنبال کی میگردین؟
.مادربزرگ تونگ
.من امروز اومدم اینجا تازه واردم
.لین شیائو چون
.از اشنناییتون خوشوقتم
.بفرمایید تو
.دنبال من بیا
.برو
.امیدوارم اوقات خوش رو اینجا داشته باشین
.بیا داخل
.برو جلو
چی شده؟کی اینجاست؟
.من نمیشناسم
.تو نمیدونی
چرا انقدر زود اومده اینجا؟
...هم اتاقی جدید...
.بگو خونه نیستی
.من خونه نیستم
تو میتونی بری راهرو طبقه پایین
چی شده؟کسی خونه نیست؟
.باشه بذار من درو باز کنم
.من دارم میام
خونه ای؟
چرا درو باز نمیکنی؟
.خواب بودم
ایشون هم اتاقی جدیدمونه درسته؟
.لطفا بیا داخل
.سلام
.بیا تو
.برو جلو
چرا انقدر زود اومدی؟
.ما ساعت سه توافق کرده بودیم
مگه ساعت پنج نبود؟
.اشکال نداره من خیلی معطل نشدم
.نگران من نباشین
.نه خیلی خوبه که حواست به زمان هست
.هرطبقه از این جاکفشی برای یک نفره
.تو میتونی از اخری استفاده کنی
.باشه
به هرحال
.اینجا بالکونه و اینم دستشویی
.اینجاام اشپزخونه
...و
.اتاقت از اینوره .من بهت نشون میدم
.میتونی اتاقتو چک کنی
.وسایلتو اینجا بذار
.اینم میزته
.من چن چن چن
.دانشجو سال سوم رشته تجارت انگلیس هستم
.از اشناییتون خوشوقتم
.منم از اشناییت خوشوقتم
.هم اتاقی تو شنگ نانه
.اینم میز شنگ نان است
.اون ارشد رشته اقتصاده
.الان بیست و پنج سالشه
.یبار موقتا دانشگاهو ترک کرده
.به ندرت میتونی تو اتاق ببینیش
.معمولا یا کتابخونه است یا کاره نیمه وقت داره
هم اتاقی من هان یی تانگه از بخش روزنامه نگاری
هنوز دانشجوعه و خیلی
.ببینیش میفهمی
.برگشته خونشون احتمالا تا چند روز اینده نمیتونی ببینیش
میدونی که به دنیا اومده تا سینگل باشه؟
این اتاق اخرم
.نی جین تنهایی اشغالش کرده
.اونم ارشده بخش طراحی است
همش تو نمایشگاه و مغازه هاست
.فکر میکنه خیلی جذاب و خوشگله
.خرید کردن بزرگترین افتخارش تو زندگیشه
هیچ کس تا حالا ندیده اون کتاب بخونه گرفتی؟
.اون تمام وقت اهل خوردن و اشامیدن و حال کردنه
.تو میتونی رو تخت طبقه پایین بخوابی
.میتونی از کمد اخری استفاده کنی
.اگه بری بیرون سوپر مارکت سمت راستته
همه چی مرتبه؟
.من رفتم بیرون
.خودت دیگه همه چیزو چک کن
...سالها در این سرزمین...
ایالت متحده...داستانهایی که خانواده ات نمیدونن
چن چن
هان یی تونگ
ژانگ شنگ نان
قوانین....فقط خانوم ها....همجنس گراها با شرایط...درغیر این حالت باید برین بیرون
.یه لحظه صبر کن من دارم حموم میکنم
.من اومدم
تو تازه اومدی اینجا درسته؟
.من نی جین هستم اسمت چیه؟
.لین شیائو چون
.پس من شیائو چون صدات میکنم
اهل کجایی؟
.من از شهر هویژو در گوانگ دانگم
تمیز کاری هات تموم شده؟
.اره بیشترش
.من اینکارو برات کردم
.صبح بخیر
.امروز خیلی زود بیدار شدی
.صبح بخیر خواهر چن
خواهر چن؟
میخوای بهم ثابت کنی که از من جوون تری؟
.نه
مترجم.پریسا قلوبی
یذره میخوای؟
.ممنونم
.خواهش میکنم
!خیلی خوشمزه است
از کجا مربا خریدی؟
من اینو نخریدم .مامانم درستش کرده
!کار مامانت حرف نداره
.میتونی بیشتر برداری اگه دوست داری
.ممنونم
.صبح بخیر
...خوبی
.ببین چیکار کردی.ترسوندیش
.من از خیره شدن نمیترسم باشه؟
چقدر خودنما
.ممنونم
...مننونم
.ممنونم
چی شده؟
.هیچی
...به هر حال خواهر شنگ نان
تو دیدیش؟
.نه هنوز
شنگ نان رقصنده ی باله است؟
اون دختره تو عکس اتاق من کیه؟
.یه رقاص باله
.اونی که تو اتاقه توعه نیست
عکس چی؟
.میتونی بندازیش دور
.من یه کاری دارم بهتره دیگه برم
.من باید الان برم بیرون
میتونی اروم باشی؟
.ببخشید من نمیدونستم شما اینجایین
.یه لحظه
.یه لجظه صبر کن لطفا
.الان میتونی حرف بزنی
.گرفتمش
هم اتاقی؟
.خیلی با من خوبن
.به هرحال از عمو برای پول ممنونم
.لازم نیست لازم نیست بهش بدی
.سلام عمو
.بسیار خوب باید خیلی خوب مراقب خودت باشی
.بای بای
.اخرش خیلی ناراحت کننده بود
یکی دوتاش تا
.تا اخرین لحظات طول کشید
میدونی چرا؟به ثمر رساندن سه گل متوالی
.زیر ده دقیقه !سه تا گل
!فوق العاده است
!خیلی عالیه
.من دیروز دیدم
.میتونی از گوشی من چکش کنی
.من دیدم .این یکی رو ببین
.بذار برات توضیح بدم
چرا الان بلند شدی؟
هنوز سه تا ایستگاه مونده
.من از نشستن خسته شدم من میخوام یه مدت بایستم
دیشب مهمونی ورودی های جدید رو نرفتی
چرا؟
.دیر خوابیدم
.احتمالا برات سخته که با ادمای دیگه مخلوط بشی
.باید بهشون نزدیکتر بشی
.ران هوی تینگ تینگ
.چن چن . چن چن
.سالهاست ندیدمت
.منم همینطور
کجا بودی؟
.نگو که رفته بودی بریتانیا
.من خونه مونده بودم
تو چی؟تو کجا بودی؟
من؟
چرا پیراهن راه راه پوشیدی؟
تو مجله گفته بود که
No comments yet. Be the first to leave one.