The Long Shadow

The Long Shadow

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Long Shadow S01E01 720p WEB-DL HEVC x265 BONE
The Long Shadow S01E01 1080p STV WEB-DL AAC2 0 H 264-BTN
The Long Shadow S01E01 720p WEBRip x264-GalaxyTV
The Long Shadow S01E01 1080p WEBRip x265-KONTRAST
The Long Shadow S01E01 1080p STV WEBRip x265-PGW
En kommentar af highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
1080
webrip
x264
BRip
Udgivet den: 2023-10-06
Downloads: 46
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫خب، بیتلز دارن دوباره ‫دور هم جمع میشن، پس...

‫۹۰ ثانیه تا پخش برنامه ‫صبحونه‌مون فرصت داریم

‫رادیو صبح لیدز

‫مردم بریتانیا در شرایط ‫شفاف و به دور از اشتباه...

‫تصمیم تاریخی‌شون رو گرفتن...

‫که بریتانیا بخشی از ‫اتحادیه اروپا بمونه

‫ببینین، از ۱۹۷۲ قیمت‌های جهانی ‫کالاها و مواد خام...

‫بیش از دو برابر شده‌اند

‫به خاطر افزایش هزینه زندگی...

‫بیشتر از هر زمانی در ۲۵ گذشته اذیت میشیم

‫چطور پول رو خرج می‌کنین؟

‫خب، الان درمونده شدیم

‫خب الان به ۵ پوند آخرم رسیدم ‫و همین و بس

‫تمام پس‌اندازمون رو خرج کردیم...

‫پس این چند هفته آینده ‫واقعا خیلی اذیت میشیم

‫از وقتی که هفت هفته اعتصاب ‫فاجعه‌بار در اوایل امسال...

‫تموم شد...

‫درخواست برای اعتصاب از ‫دوشنبه شروع شده

‫معیار زندگی ساده‌ترین ‫و فقیرترین مردم...

‫مورد حمله قرار گرفته و خورده شده

‫به نظرم این نزدیکترین حالت...

‫به انقلابه که در این کشور ‫پس از سالها اتفاق افتاده

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫مترجم: Highbury

‫بگیر بخواب

‫ریچارد

‫ریچارد!

‫نیومده خونه

‫بفرمایین

‫ممنونم، عزیزم. ‫تا بعد، عزیزم

‫- توی اتوبوس بعدیه ‫- اینقدر اینو نگو

‫سونیا و ریچارد، آره؟

‫پس، مامان گفت بیرون نمیره...

‫ولی فکر می‌کنی شاید رفته باشه؟

‫قبلا این کار رو کرده بود، عزیزم؟ ‫شما رو تنها گذاشته بود؟

‫و مامان تا حالا گفته که کجا میره؟

‫یا دیدن کی میره؟

‫بابا چطور؟

‫مامان و بابا هنوز با هم دوستن؟

‫به ظاهر شب‌ها ‫یواشکی می‌رفته بیرون

‫ولی از در جلویی نه، ‫از اینجا می‌رفته بیرون

‫اینطوری همسایه‌ها نمی‌دیدن ‫داره بچه‌ها رو تنها میذاره

‫- کی اینو بهت گفته؟ ‫- همسایه‌ها

‫چهار بچه بین سه تا هفت سال

‫به مرکز نگهداری کودکان زنگ می‌زنیم، ‫ببینیم می‌تونن اونا رو قبول کنن

‫حداقل می‌تونیم بفهمیم باباشون کجاست

‫بهشون توضیح بدیم چی شده

‫نظرت چیه؟

‫فکر می‌کنم که کوچولو‌ها ‫رفتن ایستگاه اتوبوس منتظر بمونن...

‫فقط ندیدنش

‫به سلامت، رفیق

‫قربان

‫تازه یادم افتاد...

‫فردا من و مامانت میریم بیرون

‫باید مراقب برادر و خواهرت باشی

‫- نه، نمیریم. ‫- شهر قرمز رنگ شده

‫- نه نمیریم. ‫- تولد چهل سالگی اریک اوئن ـه

‫- چند وقته کارت رو فرستاده؟ ‫- فکر کنم ۴۰ سال

‫اوه

‫نمی‌تونم بخونم

‫می‌دونم، ولی می‌تونی ‫ببینی چه رنگیه...

‫و این هفته سومین باریه ‫که اینو برامون فرستادن

‫باید به اریک بگی نمی‌تونیم بریم ‫چون هیچ پولی نداریم

‫قدیمی‌ترین رفیقمه

‫گفتم که میایم و میریم

‫در ساعت ۷:۴‍۱ امروز صبح...

‫جسد یه زن ۲۸ ساله ‫به اسم ویلما مک‌کن...

‫در زمین‌های بازی پرنس فیلیپ...

‫پشت خیابون اسکات هال در ‫چپل‌تاون پیدا شد

‫ویلما ۱۵ بار چاقو خورده

‫دو زخم دیگه هم پشت ‫سرش پیدا شده

‫زخمی ناشی از یه جور ابزار بوده. ‫چکش یا شاید آچار

‫اینو بهتون میگم نه ‫اینکه شما رو شوکه کنم...

‫بلکه می‌خوام همه بدونین...

‫یه آدم دیشب چه بلایی سر ‫یه آدم دیگه در شهرمون اورده

‫و کار ماست، کار شماست...

‫که بفهمین طرف کی بوده ‫و چرا این اتفاق افتاده

‫فکر کنم چون فاحشه بوده

‫یکم بلندتر بگو، جان تا ‫تمام کلاس بتونن بشنون

‫گفتم مرده چون یه زن هرزه بوده

‫- اداره تا حالا اسمش رو نشنیده ‫- معناش این نیست که فاحشه نبوده

‫به خاطر مستی و برهم زدن ‫نظم عمومی بازداشت شده بوده

‫شاید یه زن هرزه بوده باشه...

‫شایدم نبوده. شایدم مشروب ‫دوست داشته و شایدم نه

‫ولی هیچکس، هر کسی که باشه...

‫حقش این نیست که ‫مثل ویلما که دیشب مُرد، بمیره

‫از الان شروع میشه. ساعت ۴ سی‌ام اکتبر...

‫و تموم نمیشه تا وقتی یکی ‫از ما این حرومزاده رو بگیره

‫بسیار خب، حالا اولویت‌ها...

‫داگدیل از روزنامه پست رو بگیر ‫حرکات ویلما در شب

‫خونه به خونه و ‫جستجوی دقیق...

‫خونه و منطقه نزدیکش

‫سوالی هست؟

‫نه؟ خوبه. دست به کار بشین

‫- مشکل داریم ‫- بگو

‫درک کردن

‫خودت دیدی که اون ‫بیرون چی شد

‫- بله ‫- مایک دافیلد پشت خطه. - وصل کن

‫- سلام، رفیق ‫- مایک، بله

‫میشه یکی از عکاس‌هاتو...

‫برای یه کار در چپل‌تاون بهم بدی. ‫خودکار دم دستت هست؟

‫دنیس، دفتر روزنامه‌ایم، ‫کلی لوازم تحریر داریم

‫بعد از ظهر بخیر

‫سلام به شما

‫بعد از ظهر بخیر

‫اوه

‫اون چیه؟

‫اینو دوست داری؟

‫شما چی؟

‫- اسباب‌بازی عزیز شما چیه؟ ‫- مامان زود میاد؟

‫مامان نمیاد، عزیزم

‫- مامان دچار یه تصادف شده ‫- زخمی شده؟

‫- آره. درسته. ‫- پس الان کجاست؟

‫خب...

‫بالا توی بهشته

‫میگه، نگران نباشین

‫توی بهشته و منتظر شماست

‫باشه؟

‫حالا...

‫چرا یه عکس از شما...

‫با اسباب‌بازی درجه یک شما نگیریم؟

‫چطوره؟

‫باشه، همگی اینجا رو نگاه کنین

‫عالیه. خوبه. و...

‫خودشه

‫اگه بخوایم کمکی از مردم بگیریم...

‫- یه چند تا دیگه ‫- همین پیام خوبیه

‫اینجا رو نگاه کنین، درسته

‫مادر چهار تا بچه بوده

‫فاحشه‌ها بچه نگه نمی‌دارن

‫یه راست به دوربین نگاه کن

‫ممنونم

‫باشه، شروع کنین!

‫- خب؟ ‫- باشه

‫آخرین باری که دیدنش ‫به جاده مین‌وود برمی‌گرده...

‫درست بعد از آخرین ماشین ‫و چیزی بین اونجا و اینجا نیست

‫یه دشت کوفتی نزدیک یه پارکینگ

‫بفرما. اینم از اولین سرنخت

‫برای همین هیچکس توی اتوبوس ‫یا پیاده روی این تپه ندیدتش

‫و برای همین طرف اونو اورده اینجا

‫یه دشت کنار یه پارکینگ نیست...

‫یه پارکینگ کنار دشته. ‫قاتل داشته رانندگی می‌کرده

‫ممکنه پیاده بوده باشه

‫بعد از اینکه توی میخونه دیدتش ‫تا خونه دنبالش رفته

‫کی با آچار و چاقو میره میخونه؟

‫آره، راست میگی

‫اینم از این

‫هی، هی، هی!

‫لیندا و بقیه زن‌ها کجان؟

‫فقط از خونه تا اینجا ‫تو رو رسوندم، آره؟

‫- آره ‫- ببین

‫نیل پیداش کرد. ‫گفتش اونو به مامان بده

‫بهش بگو یه آهنگ برای خودش بذاره. ‫یکم سرحال بیاد

‫باشه! هی!

‫حالا شروع می‌کنیم. بزن بریم! ‫دمت گرم!

‫ببخشید، عزیزم

‫قبلا تو رو دیدم

‫بسیار خب

‫خب کار چطوره؟

‫جایی داریم که بریم؟ چقدر می‌گیری؟

‫آخرین باری که تایید شده ‫ویلما مک‌کن فقید دیده شده...

‫در کنار جاده مین‌وود در ساعت یک بوده

‫چیزی که الان می‌خوایم ‫اینه که هر کسی که...

‫اون ساعت در چپل‌تاون بوده ‫یا در اون ناحیه رانندگی می‌کرده...

‫بلافاصله خودشو به ‫ما معرفی کنه. ویلما یه مادر بوده

‫بچه‌هاش منتظرش بودن، ‫ولی هرگز نتونسته به خونه برسه

‫لطفا، اگه اطلاعاتی دارین، پا پیش بذارین...

‫به خاطر بچه‌ها

‫- سرپاسبان گریگوری اینجاست. ‫- دارم می‌بینم

‫دیدم مرسدس بیرون پارک شده

‫- اومدی به من سر بزنی؟ ‫- اصلا برای چنین کاری نیومدم

‫جنی دوست‌داشتنی ‫برام یه فنجون چای اورده...

‫و دارم خودم با این نقشه تو آشنا می‌کنم

‫این فلش که اینجاست ‫نمی‌دونم نشانگر...

‫آخرین باری که ویلما مک‌کن دیده شده

‫- و اینجا کشته شده؟ ‫- بله

‫و تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که بفهمی این بین چی شده

‫خب، پس برای سر زدن به من اومدین

‫اومدم ببینم هر چی که ‫لازمه رو داری یا نه

‫قربان، یه لیست از ۲۹ مظنون داریم...

‫که در دفترچه ویلما پیدا کردیم

‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم ‫این افراد دارن بررسی میشن

‫چیزی که این پرونده رو جالب می‌کنه، ‫این نیست که انگیزه‌ش سکس بوده

‫قاتل اونو اول کشته. ‫ولی اولش زیاد خشن نبوده...

‫دنیس، اطمینان داری و ‫منم به تو اطمینان کامل دارم

‫نه، به این دلیل اومدم که ‫مطمئن بشم...

‫برای سومین سال پشت سر هم از ‫نوشیدنی کریسمس شونه خالی نکنی

‫نوشیدنی؟

‫با این ادغام دوست دارم ‫با یه سری آشنا بشی

‫خب، قربان، باید ببینم ‫اون شب وقتم آزاده یا نه

‫وقتت آزاده. اینطور که ‫جنی دوست‌داشتنی میگه، آزادی

‫اون موقع می‌تونی منو ‫در جریان همه چی بذاری

‫مامان!

‫- پول بیارم؟ ‫- آره. - نه

More Farsi Persian subtitles for The Long Shadow

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left