De første 200 linjer.
خب، بیتلز دارن دوباره دور هم جمع میشن، پس...
۹۰ ثانیه تا پخش برنامه صبحونهمون فرصت داریم
رادیو صبح لیدز
مردم بریتانیا در شرایط شفاف و به دور از اشتباه...
تصمیم تاریخیشون رو گرفتن...
که بریتانیا بخشی از اتحادیه اروپا بمونه
ببینین، از ۱۹۷۲ قیمتهای جهانی کالاها و مواد خام...
بیش از دو برابر شدهاند
به خاطر افزایش هزینه زندگی...
بیشتر از هر زمانی در ۲۵ گذشته اذیت میشیم
چطور پول رو خرج میکنین؟
خب، الان درمونده شدیم
خب الان به ۵ پوند آخرم رسیدم و همین و بس
تمام پساندازمون رو خرج کردیم...
پس این چند هفته آینده واقعا خیلی اذیت میشیم
از وقتی که هفت هفته اعتصاب فاجعهبار در اوایل امسال...
تموم شد...
درخواست برای اعتصاب از دوشنبه شروع شده
معیار زندگی سادهترین و فقیرترین مردم...
مورد حمله قرار گرفته و خورده شده
به نظرم این نزدیکترین حالت...
به انقلابه که در این کشور پس از سالها اتفاق افتاده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: SubKio@
مترجم: Highbury
بگیر بخواب
ریچارد
ریچارد!
نیومده خونه
بفرمایین
ممنونم، عزیزم. تا بعد، عزیزم
- توی اتوبوس بعدیه - اینقدر اینو نگو
سونیا و ریچارد، آره؟
پس، مامان گفت بیرون نمیره...
ولی فکر میکنی شاید رفته باشه؟
قبلا این کار رو کرده بود، عزیزم؟ شما رو تنها گذاشته بود؟
و مامان تا حالا گفته که کجا میره؟
یا دیدن کی میره؟
بابا چطور؟
مامان و بابا هنوز با هم دوستن؟
به ظاهر شبها یواشکی میرفته بیرون
ولی از در جلویی نه، از اینجا میرفته بیرون
اینطوری همسایهها نمیدیدن داره بچهها رو تنها میذاره
- کی اینو بهت گفته؟ - همسایهها
چهار بچه بین سه تا هفت سال
به مرکز نگهداری کودکان زنگ میزنیم، ببینیم میتونن اونا رو قبول کنن
حداقل میتونیم بفهمیم باباشون کجاست
بهشون توضیح بدیم چی شده
نظرت چیه؟
فکر میکنم که کوچولوها رفتن ایستگاه اتوبوس منتظر بمونن...
فقط ندیدنش
به سلامت، رفیق
قربان
تازه یادم افتاد...
فردا من و مامانت میریم بیرون
باید مراقب برادر و خواهرت باشی
- نه، نمیریم. - شهر قرمز رنگ شده
- نه نمیریم. - تولد چهل سالگی اریک اوئن ـه
- چند وقته کارت رو فرستاده؟ - فکر کنم ۴۰ سال
اوه
نمیتونم بخونم
میدونم، ولی میتونی ببینی چه رنگیه...
و این هفته سومین باریه که اینو برامون فرستادن
باید به اریک بگی نمیتونیم بریم چون هیچ پولی نداریم
قدیمیترین رفیقمه
گفتم که میایم و میریم
در ساعت ۷:۴۱ امروز صبح...
جسد یه زن ۲۸ ساله به اسم ویلما مککن...
در زمینهای بازی پرنس فیلیپ...
پشت خیابون اسکات هال در چپلتاون پیدا شد
ویلما ۱۵ بار چاقو خورده
دو زخم دیگه هم پشت سرش پیدا شده
زخمی ناشی از یه جور ابزار بوده. چکش یا شاید آچار
اینو بهتون میگم نه اینکه شما رو شوکه کنم...
بلکه میخوام همه بدونین...
یه آدم دیشب چه بلایی سر یه آدم دیگه در شهرمون اورده
و کار ماست، کار شماست...
که بفهمین طرف کی بوده و چرا این اتفاق افتاده
فکر کنم چون فاحشه بوده
یکم بلندتر بگو، جان تا تمام کلاس بتونن بشنون
گفتم مرده چون یه زن هرزه بوده
- اداره تا حالا اسمش رو نشنیده - معناش این نیست که فاحشه نبوده
به خاطر مستی و برهم زدن نظم عمومی بازداشت شده بوده
شاید یه زن هرزه بوده باشه...
شایدم نبوده. شایدم مشروب دوست داشته و شایدم نه
ولی هیچکس، هر کسی که باشه...
حقش این نیست که مثل ویلما که دیشب مُرد، بمیره
از الان شروع میشه. ساعت ۴ سیام اکتبر...
و تموم نمیشه تا وقتی یکی از ما این حرومزاده رو بگیره
بسیار خب، حالا اولویتها...
داگدیل از روزنامه پست رو بگیر حرکات ویلما در شب
خونه به خونه و جستجوی دقیق...
خونه و منطقه نزدیکش
سوالی هست؟
نه؟ خوبه. دست به کار بشین
- مشکل داریم - بگو
درک کردن
خودت دیدی که اون بیرون چی شد
- بله - مایک دافیلد پشت خطه. - وصل کن
- سلام، رفیق - مایک، بله
میشه یکی از عکاسهاتو...
برای یه کار در چپلتاون بهم بدی. خودکار دم دستت هست؟
دنیس، دفتر روزنامهایم، کلی لوازم تحریر داریم
بعد از ظهر بخیر
سلام به شما
بعد از ظهر بخیر
اوه
اون چیه؟
اینو دوست داری؟
شما چی؟
- اسباببازی عزیز شما چیه؟ - مامان زود میاد؟
مامان نمیاد، عزیزم
- مامان دچار یه تصادف شده - زخمی شده؟
- آره. درسته. - پس الان کجاست؟
خب...
بالا توی بهشته
میگه، نگران نباشین
توی بهشته و منتظر شماست
باشه؟
حالا...
چرا یه عکس از شما...
با اسباببازی درجه یک شما نگیریم؟
چطوره؟
باشه، همگی اینجا رو نگاه کنین
عالیه. خوبه. و...
خودشه
اگه بخوایم کمکی از مردم بگیریم...
- یه چند تا دیگه - همین پیام خوبیه
اینجا رو نگاه کنین، درسته
مادر چهار تا بچه بوده
فاحشهها بچه نگه نمیدارن
یه راست به دوربین نگاه کن
ممنونم
باشه، شروع کنین!
- خب؟ - باشه
آخرین باری که دیدنش به جاده مینوود برمیگرده...
درست بعد از آخرین ماشین و چیزی بین اونجا و اینجا نیست
یه دشت کوفتی نزدیک یه پارکینگ
بفرما. اینم از اولین سرنخت
برای همین هیچکس توی اتوبوس یا پیاده روی این تپه ندیدتش
و برای همین طرف اونو اورده اینجا
یه دشت کنار یه پارکینگ نیست...
یه پارکینگ کنار دشته. قاتل داشته رانندگی میکرده
ممکنه پیاده بوده باشه
بعد از اینکه توی میخونه دیدتش تا خونه دنبالش رفته
کی با آچار و چاقو میره میخونه؟
آره، راست میگی
اینم از این
هی، هی، هی!
لیندا و بقیه زنها کجان؟
فقط از خونه تا اینجا تو رو رسوندم، آره؟
- آره - ببین
نیل پیداش کرد. گفتش اونو به مامان بده
بهش بگو یه آهنگ برای خودش بذاره. یکم سرحال بیاد
باشه! هی!
حالا شروع میکنیم. بزن بریم! دمت گرم!
ببخشید، عزیزم
قبلا تو رو دیدم
بسیار خب
خب کار چطوره؟
جایی داریم که بریم؟ چقدر میگیری؟
آخرین باری که تایید شده ویلما مککن فقید دیده شده...
در کنار جاده مینوود در ساعت یک بوده
چیزی که الان میخوایم اینه که هر کسی که...
اون ساعت در چپلتاون بوده یا در اون ناحیه رانندگی میکرده...
بلافاصله خودشو به ما معرفی کنه. ویلما یه مادر بوده
بچههاش منتظرش بودن، ولی هرگز نتونسته به خونه برسه
لطفا، اگه اطلاعاتی دارین، پا پیش بذارین...
به خاطر بچهها
- سرپاسبان گریگوری اینجاست. - دارم میبینم
دیدم مرسدس بیرون پارک شده
- اومدی به من سر بزنی؟ - اصلا برای چنین کاری نیومدم
جنی دوستداشتنی برام یه فنجون چای اورده...
و دارم خودم با این نقشه تو آشنا میکنم
این فلش که اینجاست نمیدونم نشانگر...
آخرین باری که ویلما مککن دیده شده
- و اینجا کشته شده؟ - بله
و تنها کاری که باید بکنی اینه که بفهمی این بین چی شده
خب، پس برای سر زدن به من اومدین
اومدم ببینم هر چی که لازمه رو داری یا نه
قربان، یه لیست از ۲۹ مظنون داریم...
که در دفترچه ویلما پیدا کردیم
همین الان که داریم حرف میزنیم این افراد دارن بررسی میشن
چیزی که این پرونده رو جالب میکنه، این نیست که انگیزهش سکس بوده
قاتل اونو اول کشته. ولی اولش زیاد خشن نبوده...
دنیس، اطمینان داری و منم به تو اطمینان کامل دارم
نه، به این دلیل اومدم که مطمئن بشم...
برای سومین سال پشت سر هم از نوشیدنی کریسمس شونه خالی نکنی
نوشیدنی؟
با این ادغام دوست دارم با یه سری آشنا بشی
خب، قربان، باید ببینم اون شب وقتم آزاده یا نه
وقتت آزاده. اینطور که جنی دوستداشتنی میگه، آزادی
اون موقع میتونی منو در جریان همه چی بذاری
مامان!
- پول بیارم؟ - آره. - نه
No comments yet. Be the first to leave one.