Udgivelsesinfo

Renascence E27 720p&480p DramaDL
En kommentar af AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

720p
720
480p
480
Udgivet den: 2020-10-14
Downloads: 14
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

قسمت 26

داداش جون جینگ!

داداش جون جینگ!

منتظر من باشین

مو وان!

نه

تو مو وان نیستی

تو مو شینی!

تو مو شینی!

تو مو شین هستی ، درسته؟

یائو مو وان!

ازدواج ما قرارش گذاشته شده.

من و داداش جون جینگ ...

عشق و علاقه مشابهی داریم

این بهترین انتخابه.

تو باید وضعیت خودت رو درک کنی.

اگر نه ،

فکر می کنی اعلیحضرت جون جینگ رو ول می کنه؟

اگر این ادامه پیدا کنه ،

تو اون رو میکشی

"اگر من مجبور باشم بین امپراطوری و تو یکی رو انتخاب کنم ،"

"من با تو ازدواج میکنم."

"مهم نیست اگر بخوای دور دنیا سفر کنی ،"

"یا اینکه بخوای یک زندگی عادی خلوت داشته باشی"

"من از این الگو پیروی می کنم."

این همون چیزی بود که من به مو شین گفتم.

چطور ممکنه در موردش بدونی؟

چطور می تونی بدونی؟

چطور می تونم هر چیزی رو بدونم که ...

به خواهرم گفتی ، پرنس سو؟

ولی...

اما تو همین حرف رو به من زدی!

تو مو شینی!

تو مو شینی!

تو مو شینی!

مو شین

میدونی؟

تو با دروغت خیلی منو شکنجه کردی!

مو شین

چرا قبول نمی کنی؟

شاهزاده سو!

شما خواهرم رو ملاقات نکردید؟

چطور می تونم اون باشم؟

-نه! -بگذار برم!

برام مهم نیست

برام مهم نیست

اهمیتی نمی دم که تو مو شینی یا مو وان.

من ازدواج نمی کنم

من ازدواج نمی کنم

به من قول ندادی؟

نگفتی ...

فرار می کنیم؟

باشه حتما!

من تو رو همین لحظه می برم

ما همین الان می ریم

بیا بریم!

بیا بریم!

بیدار شو ، یه جون جینگ!

حواست رو جمع کن

تو به سختی از مرگ فرار کردی!

و حالا می گی زندگیت رو رها می کنی؟

فکر می کنی هنوز زنده ای ...

برای خودت؟

چشمات رو باز کن و از نزدیک نگاه کن!

بیرون رو نگاه کن!

به جهنم زنده نگاه کن ...

در چوی بزرگ!

به مصائبی نگاه کن که ...

مردم ما در حال حاضر دارن!

یه جون جینگی که من می شناسم ...

یک مرده که مراقبه ...

و با دنیا همدردی میکنه.

فراموش کردی چه ...

مسئولیت بزرگی که بر دوش توئه؟

من قصد استراحت دارم

لطفاً برگردید ، پرنس سو.

داداش جون جینگ!

به من نزدیک نشو

داداش جون جینگ!

داداش جون جینگ!

جون جینگ!

متاسفم.

یه جون جینگ!

من هیچ مدله بهتر از یائو مو وان نیستم؟

چرا نمی تونی حتی یه نگاه به من کنی؟

یه جون جینگ!

احمق!

اون خیلی به تو آسیب رسوند!

و هنوز هم اونو دوست داری؟

اعتراف می کنم به شکست.

پشیمون نیستم

تا زمانی که بتونی زندگی کنی ،

لطفا بگذارید تا شما رو همراهی کنم.

حتی اگر ما یک زوج واقعی نباشیم ،

من تسلیمش میشم!

یه جون جینگ! جون جینگ!

یه جون جینگ!

چرا؟

آهسته

فرزند من

بیاستید.

شاهزاده سو ، لطفا بایستید.

فرزند من

شما بالاخره با مردی که دوستش دارید ازدواج کردید ...

همونطور که آرزو می کردی.

اما شما باید به یاد داشته باشین ...

تا خوی بد خودت رو کنترل کنی.

مراقب همه چیز باش.

من هرگز نمی تونم به شما برای مراقبت از من جبران کنم.

من فقط می تونم هر روز دعا کنم...

برای سلامتی و سعادت شما پدر

شاهزاده سو

لطفا به یاد داشته باشین.

فرزند من جان تو رو نجات داد.

من و شما مهمترین مردان...

زندگی تینگ تینگ هستیم.

به عنوان پدر ،

من سهم خودم رو انجام دادم

امیدوارم بتونی مسئولیت خودت رو...

به عنوان یک شوهر انجام بدی

از زندگی خودت برای دوست داشتن و مراقبت از اون استفاده کن.

اگر من بشنوم که شما اشتباهی در حق تینگ تینگ کردین ...

و قلب اونو بشکنید ،

من پوست شما رو می کنم و استخون های تو رو می شکنم.

تو تا پایان زندگی رنج میبری.

من هرگز قول خودم رو زیر پا نمی گذارم.

پدر

نگران نباش

شوهرم...

بالغ و ثابته.

اون همینطور مراقبه.

ما به هم علاقه مندیم

ما در آینده به همدیگه کمک میکنیم ...

و با هم مودبانه رفتار میکنیم.

عزیزم

من درست میگم

نگاهش کن

تو الان از شوهر خودت محافظت می کنی.

پدر

خوب.

بیا بچه ی من

سفر به چو طولانی و طاقت فرساست.

ما نمی دونیم که چه زمانی دوباره به ملاقات هم میایم.

دلم برات تنگ میشه

ای گدای کوچولو چطور جرات کردی دزدی کنی؟

من برای این دست تو رو می شکنم!

بایست!

موضوع چیه؟

اعلیحضرت.

ما اینجا یک کودک بی قانون داریم.

اون جرات کرد غذای ما رو بدزده.

اون واقعاً ...

به عنوان یک جنگجوی بزرگ چو ،

چطور جرات می کنی با خشونت نسبت به کودک رفتار کنی؟

-عقب بایست! -بله قربان.

بیا.

کامل بخور.

به من بگو.

خانواده ات کجان؟

آدمهای بد دهکده ما رو نابود کردن.

پدر و مادرم منو آوردن و فرار کردن.

اما در نیمه راه از هم جدا شدیم.

اینجا.

همه اینها رو بگیر.

کاروان رو دنبال کن.

خانواده خودت رو پیدا میکنی.

برو

با تشکر از شما خواهر.

سلام ، اعلیحضرت

اعلیحضرت

بعد از جنگ،

فاجعه ها و مصیبت ها رخ داده

بسیاری از شهروندان در مرزها خونه های خودشون رو از دست دادن.

مردم از گرسنگی می میرن ...

و به شدت توسط جنگ شکنجه شدن.

باشد که اعلیحضرت برای راحت کردن فقرا در انبارها رو باز کنن ...

برای نجات مردم.

در انبارها رو باز کنیم تا فقرا رو راحت کنیم؟

بله.

اگر اعلیحضرت اونا رو نادیده بگیرید ،

در آینده،

مردم چوی بزرگ از شما بسیار ناامید خواهند شد.

در انبارها رو باز کنیم تا فقرا رو راحت کنیم؟

فکر کردی من به این فکر نکردم؟

ما الان در یک فاجعه هستیم.

چطور می تونم درمورد شکنجه هایی که مردم من از اون رنج می برند بی توجه باشم؟

اما حالا،

این همه پناهنده وجود داره

اگر انبارها رو باز کنم ،

این تأثیر بسزایی در خزانه داری خواهد داشت.

بعد کل کشور ...

زیر ماشه ...

شورش و اختلافات.

وضعیت ها حتی آشفته تر می شن.

در سه منطقه وضعیت ثابت نیست .

اگر طرفداران دیگر ...

افکار بدخواهانه ای داشتن و

چوی بزرگ ...

در خطر خواهد بود

ما هیچ گزینه دیگه ای نداریم.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left