De første 200 linjer.
...شروع میشود با غیاب و شوق خواستن
...شروع میشود با خون و ترس
...شروع میشود با
...اکتشافی بر جادوگران
.حالا گیرت آوردم
.::ارائه ای اختصاصی از ::. Film2Movie.US
تو باید دایانا باشی؟
!جولیت
.سلام متیو
ژبر هم همراهت اینجاست؟
.ترکش کردم
.تو منو ترک کردی
!و حالا داری با این قرار میذاری
...اگه آسیبی بهش بزنی - .باید بدونم که چطور این کار رو کرد -
.ببوسش
.وگرنه خونشو میریزم
.همه چی درست میشه
.همه چی درست میشه
.طوری که بهت واکنش میده رو دوست داری
،ژبر من رو تبدیل کرد
.تمرینم داد تا آلت دست هوس تو باشم
.هیچ ارزشی نداشتم
.متاسفم
!جادوت نمیتونه نجاتش بده
...خیلی خب
.کل زندگیم دنبال تو بودم
.قرار نیست بمیری شنیدی چی گفتم؟
.بهت اجازه نمیدم
.مادر باکره، ای عجوزه، تو را فرا میخوانم .ای الهه کمکم کن
.هر کاری برای نجاتش میکنم
.اگه کمکت کنم، بهایی خواهد بود که باید پرداخته بشه
،هر چی که باشه فدا میکنم
.هر چیزی که بخوای
.هرچی، فقط نجاتش بده
.بهش زندگانی بده
!متیو
!ام
!مارکوس
!دایانا، باید بذاری کمکش کنم
!نکن !ازش دور شو
!اینکارو نکن
.بخور
.بخور
.خونت نمیتونه هردو زخمش رو خوب کنه، اون داره میمیره
.بخور
.دایانا، باید بیخیالش بشی
!بهایی که میخوای رو میپردازم !هر چی که باشه
.خیلی خب
چه مزه ای خواهم بود؟ - .هرگز همچین چیزی به من نگو -
.لحظه ای طول نمیکشه اگه من حمله کنم
.نه تو میتونی جلوی من رو بگیری و نه خودم
.من کنار تو در امانم
.دوستت دارم
چرا انقدر طولش دادی؟ - مجبور شدم تا اونیدا برم -
.از دست چپش استفاده کن، همین الان بریده شده
بدرد نمیخوره. بافتش پر از بزاق توعه .چیزی جذب نمیشه
.خیلی خب، قراره مسیر انتقال خون به دست راستت وارد شه
.ممکنه حس کنی زخمی داره به وسیله جسم نوک تیز ایجاد میشه
خبری از جولیت نشد؟ - .متاسفانه نه -
.فرار کردن برخلاف عاداتشه
چیز دیگه ای درباره ی متیو نشنیدی؟
.اون تو سپت-تور نیست - .با دایانا بیشاپ جایی قایم شده -
.باید پیداشون کنیم
خب، دیگه چیه؟
خبر های دیگه ای دارم که اگه بهتون بگم
خطر بزرگی میکنم، که امیدوارم موافق باشید که این خطرم ارزش
پاداش رو داره
،به اندازه کافی بهت رسیده ،ای طماع کثیف
.بهم بگو چی میدونی
...بوی بد جادوگری که ترسیده
.چقدر که این بو رو دوست دارم
با مریدیانا چیکار کردی؟
.آزادش کردم
.به اندازه کافی در اسارت تو بود
.هیچکس نباید برای قرن ها بردگی رو تجربه کنه
دایانا بیشاپ هم به قدرتمندی اونه؟
.ممکنه بیشتر هم باشه
.اونوقت تو نذاشتی که دستم بهش برسه
.گذاشتی متیو بهش برسه
.نمیخواستم که همچین اتفاقی بیوفته
.اون واقعا شکستت داد
قدرتت
.هنوز برنگشته
،بالدوین من رو اینجا نگه داشته
.چون براش خطر محسوب میشم
نمیخوای بدونی که چرا؟
.کاری که اون کرد بدون شک شجاعانه بود
.ممکن بود نتونی جلوی خودت رو بگیری - .میدونم -
.کاملا پر از سورپرایزه
.آتیش جادوگران
.تو نشانگان دی.ان.ایش نبود
.دوست دارم آزمایشات بیشتری روش انجام بدم - .نه، به اندازه کافی کشیده -
.متیو، اون قویترین جادوگریه که تا حالا باهاش روبرو شدیم
.تازه از نسل خاندان باستانی هم نیست
،اگه میتونستیم رد اجداد ژنتیکیش رو بزنیم
بفهمیم که، چطور قدرت هایی که فکر میکردیم دارن منقرض میشن، نجات یافتن؟
.باشه، باشه، درسته ازش میخوام
،تو بهم تمایل داشتی
این همه مدت
.با اینحال مقاومت کردی
دوستش داشتی؟ - .زمانی -
.اون مخلوق ژبر بود
ژبر آموزشش داد تا
.به قلب من و خانوادهام نفوذ کنه
.و من کشتمش
.من رو نجات دادی - .پشیمون نیستم -
،هنوز نمیتونیم از خودمون محافظت کنیم
،و اگه جولیت تونسته پیدامون کنه ،ناکس و کنگره هم میتونن
نمیتونیم همینجوری دست روی دست بذاریم .تا این اتفاق بیوفته
،دایانا
اگه تو زمان
سفر کنیم چی؟
اگه جایی در گذشته پنهان شیم؟
.این دستور رو پخش کن
کنگره تشکیل جلسه میده تا .درباره ی سرنوشت ساتو یاروینن تصمیم گیری کنه
به نام مقدس الهه ...کمک
.بالدوین
.ناکس میدونه که ساتو در ونیزه و تقاضای تجمع داده
اگه کنگره تشکیل جلسه بده ممکنه نشه
.جلوی تحقیقات بیشترشون رو گرفت
.باید جلوشون رو بگیری
!وقتت داره تموم میشه
این چیه؟ - .یه پوپته -
.جادوگرا ازش برای اجرای طلسم استفاده میکردن .تا حالا به این قدیمیشو ندیده بودم
جدت، بریجت بیشاپ، با یکی از اینا به مشکل نخورده بود؟
آره، اونا از این به عنوان مدرکی .برای محکوم کردنش تو سیلم استفاده کردن
این چیه؟ گوشواره؟
.مال ایسابوعه
پدرم فیلیپ این رو بهش داد .ولی چند صد سال پیش گمش کرد
...چطور ممکنه
این خونه سعی داره چی بهمون بگه؟
.متیو به این هم نیاز پیدا میکنه - .مطمئن میشم که دستش بهش برسه -
عشقمون رو نسبت بهشون
.بهشون ابراز کن
ممکنه جایی که میرید وسط جنگ ...یا بیماری فراگیر، یا
ولی چاره چیه؟ وقتی کتاب رو بدست بیاره .تبدیل به هدف میشه
تو چی فکر میکنی دایانا؟ - .خب بستگی به این داره که کجا بریم -
،هر جا یا هر موقع که هست .باید جایی باشه که بتونم جادوم رو یاد بگیرم
موافقم، ام، تو گفتی برای سفر در زمان
.به سه شی از یک زمان و مکان خاص نیاز داریم
.این چیزیه که استفن بهم گفت - .سپردم اشیایی رو از زندگی گذشتهام برام بیارن -
ولی، چیزی که الان واقعا منو نگران میکنه اینه که، وقتی وارد اون بازه زمانی شدیم
چطور از گذشته برگردیم؟
.اگه خیلی عقب نرین، سخت برگشتتون سخت نخواهد بود
استفن گفته بود که هر چی بیشتر به عقب برین .برگشتن سخت تر میشه
.به طلسم قوی برای انجام این کار نیاز دارین
.و این نیازمند آمادگی مناسبیه
.ذهنت رو خالی کن
.به آشپزخونه فکر کن
.باید اونجا بودن رو بیشتر از اینجا بخوای
شما کجا خواهین بود؟ - .بستگی به زمانی که اونجا میری داره -
اگه قبل از رفتنت باشه، ما اونجا خواهیم بود .اگر نه، اینجاییم
.وقتشه که قدم بزرگی به دل گنگی برداریم
.یه پات رو بلند کن، و سفر خواهیم کرد
!تمرکز کن دایانا، تمرکز کن
چرا کار نکرد؟
.عزیزم زیادی داری به جزییات اتاق فکر میکنی
.باید به متیو فکر کنی
.میخوای که با اون باشی
.جادو از قلب نشات میگیره نه مغز .دوباره امتحان کن
.باشه
.متیو آروم باش - ...آروم باشم -
.ممکنه جایی در گذشته گیر کنه اونوقت چطور برگردونیمش؟
!موفق شدم - .میدونستم که میتونی -
از جادوگری با خون گرگ و شیر بر حذر باش
.چرا که او، فرزندان شب را نابود خواهد کرد
بیشتر از اون چیزی که فکرشو کنی
.در تلاشم تا این پیشگویی رو رمزگشایی کنم
،فکر میکردم ممکنه ساتو باشه ولی
،وضعیتش
.حتما دایانا بیشاپه
با ساتو چیکار کردی؟
.دومنیکو اون رو با تاییدیه بالدوین نگهش داشته .این یک تاکتیک تاخیریه
.بالدوین داره از برادرش و اون جادوگره محافظت میکنه
!دیگه زیادی پیش رفته - .موافقم -
.و اگه بتونیم ثابت کنیم، میتونیم اون رو از کنگره بیرون بندازیم
.اینکار د کلرمونت ها رو در آشوب فرو میبره
...و بهمون
...فرصتی میده تا...
.دایانا رو پیدا کنیم...
.هیمیش - .سلام متیو، مارکوس، مریم -
.و شمام باید دایانا باشی - .خیلی چیزا دربارهات شنیدم -
.منم همینطور
ببینم همه چی رو آوردی؟ - .بله، چندتا چیز اضافه هم آوردم -
.اونا از شیاطینن. میتونم تضمینشون کنم .و اینکه یه چیزی برای دایانا دارن
میخواستم زودتر بیام پیشت
.ولی تا وقتی آگاتا بهمون نگفته بود، نمیدونستیم که کجایی
.آگاتا ویلسون .اون شیطانی در کنگره است
شما به کنگره وصلین؟ - آگاتا قابل اعتماده -
و از کجا همچین چیزی میگین؟ - !چون مادر منه -
.این تو خاندان نورمن دست به دست میشده
،پدرم بهم گفت که وقتی زمانش فرا رسید
.این رو به کسی بدم که بهش نیاز داره
این چیه؟ - .دایانا. این الهه ی شکاره -
.مهره ی شطرنجه، وزیر سفید
اون رو در یک شرط بندی، ، «شبِ روز «تمام ارواح درگذشته
.خیلی وقت پیش باختم - ولی چطور دست خانواده من رسیده؟ -
.روحمم خبر نداره
.سوف، بیا بریم
!نه ناتانیل. به این آدما نگاه کن جادوگر، شیطان، خون آشام
No comments yet. Be the first to leave one.