De første 200 linjer.
شبانهروزي
خودم زدمش
واقعاً؟
حرومزاد? پيرِ سرسختي بود
?9 بار بهش شليک کردم
تا بالاخره شکارش کردم
تموم شد؟ - بله، جناب -
ميتوني اِد صدام کني
دنبالم بيا
تا حالا تو پمپبنزين کار کردي؟
نه
خودت ماشين داري؟
فعلاً نه
ولي هم دوستم ميتونه بيارتم هم با اتوبوس ميشه بيام - خيليخب -
ما دنبال يکي واسه شيفت شب هستيم
از ساعت 10 شب تا 6 صبح
اينم بهت بگم که شبها زياد سرمون شلوغ نيست
ولي بههرحال يه مشتريهايي هستن
شکارچيها و کشاورزهايي که ساعت 4 و 5 ميان
با کار کردن تو اين ساعات مشکلي نداري؟
نه، هر ساعتي بخواين ميتونم بيام سر کار
کاش تجربهت بيشتر بود
آدميام که هم زود ياد ميگيرم و .هم کوشا هستم
پس سوءپيشين? کيفري داري؟
بله
حبس کشيدي؟
يه مدت کوتاه
به چه جرمي؟
دوستپسرم رو آتيش زدم
حقش بود؟
بله
کِي آزاد شدي؟ - دو هفته پيش -
افسر عفو مشروطم سفارش کرد بيام اينجا
پس يه افسر عفو مشروط حواسش بهت هست؟ - تام دوگن -
ايشون گفت بيام اينجا
تام رو ميشناسم
شديداً به اين شغل احتياج دارم
صبح يه نفر ديگه هم درخواست داد و .راستش زياد ازش خوشم نيومد
.من رو ياد دامادم ميانداخت .اونم يه آدم خيلي عوضيـه
معمولاً زياد به حس ششمم اعتماد ميکنم
قول ميدي برام دردسرساز نشي؟
بله، قول ميدم
باشه پس، استخدامي
!ممنونم
...از وقتي آزاد شدم همهش دنبال کار بودم، پسـ
!واقعاً عاليـه
پشيمونتون نميکنم
ميتوني از امشب کارت رو شروع کني؟ - بله، صدالبته -
شمار? تماسي داري؟
نه، فعلاً موبايل ندارم
شمار? خونه چي؟
حدوداً 9:30 اينجا باش
بابي با محيط آشنات ميکنه و .کار با صندوق رو هم يادت ميده
باشه
.خوشحال شدم ديدمت، مري .موفق باشي
مرسي
به تام بگو يه باکسِ شيشتاييِ آبجو طلبم
خب؟
استخدام شدم
!واي، خداي من! مري .تبريک ميگم
حقوقش بالا نيست و ...بايد شيفت شب وايسم، ولي
از هر فرصتي که پيش مياد بايد استفاده کنم، مگه نه؟
.دقيقاً همينطوره. الان به شغل نياز داري .واسه شروع خوبه
خب، از کِي بايد شروع کني؟
همين امشب - !چه سريع -
آره ديگه
.ميخوام ناهار ببرمت جشن بگيريم امروز برنامهت چيه؟
ساعت 11 بايد افسر عفو مشروطم رو ببينم
ساعت 12:30 تو ميدون کنتون همديگه رو ببينيم؟ - باشه -
بهنظرم اين شروع يه زندگي جديده
.:: ترجمه از ياشار و مريم ::. .:: Careless Whissper & TAMAGOTCHi ::.
12:30 - ميبينمت -
!کمک! کمک
!کمک
هم? اين کارها رو بهخاطر تو کردم، مري
نگاهم کن، مري
ميدونم عاشق نگاه کردني
واقعي نيستي
واقعي نيستي
واقعي نيستي
هي. حالِت خوبه؟
آره، آره. خوبم
چرا در نميزني؟ !نبايد همينجوري بياي تو خون? مردم
در باز بود
ساعت 11 شده؟ - آره -
کي تو دستشوييـه؟
هيچکس
با کي حرف ميزدي؟
با کسي حرف نميزدم
.سعي کردم باهات تماس بگيرم تلفنت چشـه؟
به پريز وصل نيست - چرا؟ -
چون تلفن نميخوام - تلفنت رو وصل کن -
اين يه درخواست نيست
اگه باهات در تماس نباشم شرايط سخت ميشه ها
ببين، من از جريان تو و دوستپسرت باخبرم
مطمئنم که نميتوني فراموشش کني و .راحت به زندگيت برسي
ولي الان شانسش رو داري که .واسه خودت کاري کني
پس خرابش نکن
ميدوني... من ديوونه نيستم
تو پروندهت ذکر شده که پارانويا داري و متوهمي
از توهمات بصري رنج ميبري
من هيچ خطايي نکردم - پس چرا اينجايي؟ -
اين بلبلزبوني و حاشا کردنهات رو .بذار واسه کسي که براش مهم باشه
کار پيدا کردم - آفرين به تو -
کجا؟ - سوپري-پمپبنزينِ گوزن -
بفرما، ديدي؟ .به توصيهم عمل کردي
اد گفت يه باکس شيشتايي آبجو طلبش - ...خب -
بيشتر از يه باکس شيشتايي آبجو .به اون پيرمردِ لاشي بدهکارم
از کِي کار رو شروع ميکني؟
امشب
خوبه
مرسي
شب باهم صحبت ميکنيم
بذار يه راز کوچيکي رو بهت بگم
خيليها دلشون نميخواست آزاد بشي
معتقدن شرايطت هنوز شديداً بيثباتـه
خيلي از خونوادهها و مسئولين ميخوان شکست بخوري
حسابي خوشحال ميشن اگه .خطاي احمقانهاي ازت سر بزنه
،عليهت ازش استفاده ميکنن .مياندازنت تو هلفدوني و ميذارن هميشه همونجا بموني
درست عين دوستپسرت
حالا بگو ببينم تنها منبع آگاهي که طرف توئه کيه؟
تو - باريکلا -
،پس اصولي رفتار کن و سربهراه باش .هر روز به من گزارش بده
منم خاطرجمع ميشم که دوباره برنگردي زندان
مفهومـه؟
مگه نگفتي برات مهم نيست؟ - نيست -
!سلام
حالِت خوبه؟
آره
کجا رو نگاه ميکردي؟ - هيچجا. فکرکردم يه نفر رو ديدم -
کي؟ - هيچکس -
آمادهاي بريم؟ - آره. بريم هارمون يا ميفلاور؟ -
ميفلاور خوبه
يالا، از اين شغله بيشتر برام تعريف کن
چي ميخواي بدوني؟
صاحبش چي ميگفت؟
"گفت: "کاش تجربهت بيشتر بود
!پمپبنزينـه ديگه، نميخواي که موشک هوا کني
آره، ولي تجرب? کار تو پمپبنزين ندارم
خب، يکي از فاميلهاي من همچين جايي کار ميکنه و .طرف اُسکلم هست
پس راحت از پسش برمياي
نميتونم غذا بخورم. خيلي اضطراب دارم
!آخه چرا اضطراب داشته باشي؟
نميدونم
،خب، اگه تو نميخوايش ميشه من بخورمش؟
معلومـه که ميشه
يادته بيرون که بوديم پرسيدي دارم کجا رو نگاه ميکنم؟
آره - يه نفر بهم زل زده بود -
کي؟
شبيه جيمز بود
جيمز که زندانـه
آره، خودم ميدونم
و حتي اگه معجزهاي بشه و بياد بيرون
.بعيد ميدونم اصلاً بتونه درست راه بره !يارو رو جزغاله کردي ها
هي، مطمئني حالِت خوبه؟
آره
داروهات رو مصرف ميکني؟
آره
آره، ولي... ؟
هنوزم بعضي وقتها حمله بهم دست ميده و .توهم ميبينم
!خدايا
!به افسر عفو مشروطت يا دکترت چيزي نگي ها
نميگم - واسه هميشه مياندازنت تو هلفدوني -
بهنظرت اوضاعم بهتر ميشه؟
گوش کن، تو خيلي سختي کشيدي
اونقدري که حتي تصورشم برام سختـه
ولي نبايد همهش تو گذشه سير کني
حبست رو کشيدي و .اون اتفاقها تموم شدن رفتن
بايد بيخيالشون بشي
آره
حق با توئه
همهچي روبهراه و عالي ميشه
پاشو بريم
الو؟ - خوشحالم تلفن رو وصل کردي -
گفتم که ميکنم
آفرين، مري
اميدوارم تو کارت هم موفق باشي - ممنون -
خداحافظ
بله، تام؟
تو شاهد مرگ دخترم بودي
!حالا نوبت منـه که شاهد مرگت باشم
سلام
امشب قراره بارون بياد
مرسي
قبلاً در مورد اين مسئله حرف زديم
!نبايد هر بار که بارون مياد وحشت کني
اون آهنگ قديمي به اسم "قطرات باران" که مال ده? 50 ست رو شنيدي؟
نه
قطرات باران ?
قطرات فراوان باران ?
مانند قطرات باران ست ?
.خيليخب، بسه .لطفاً نخون ديگه
آره، اين آهنگ رو ميشناسم
،خب، هروقت بارون مياومد جيمز بهم زنگ ميزد و
اين آهنگ رو پشت تلفن پخش ميکرد
از رو همين ميفهميدم قراره يه نفر رو بکُشه
!خدايا! خيلي افتضاحـه
بهخاطر همينـه نميخواي تلفن داشته باشي؟
يکي از دليلهاش اينـه
ميدوني، تو تنها کسي هستي که .هميشه پشتم بوده
No comments yet. Be the first to leave one.