De første 200 linjer.
اوه، چیکار داری میکنی فرانکی؟
چون به مواد نیاز دارم - اصلاً هم به مواد نیاز نداری -
فرانکی، من هیچی ندارم
نقض کردن قانون بیشتری میتونه منجر به اخراجت بشه
متوجهای؟
اینو به عنوان آخرین هشدار در نظر بگیر
مواد رو برای کی میخوای؟
در اولین فرصت ممکن
فردا؟ - آره، باشه -
هیچوقت نباید با اون جنده سکس میکردم
یه سری مسائل بین اون و مگ جکسون وجود داشته
کی موادو میاره داخل؟
بریدون؟
!بومر! بومر! بومر
!اوه، لعنتی
دیشب جونمو نجات دادی
میشه لطفاً این نامه رو بدی به بریدون؟
توش نوشتم که تا چه حد متاسفم - حتماً -
!این بخاطر دبیـه
!تو یه هیولای کیری هستی
!لعنتی
خوب بخوابین، خانوما - شب بخیر -
شب بخیر - مگه اینکه شما بگی، آقای جی -
!هی، وقت مهمونیه
امکان نداره! اون نوشیدنی الکلی رو از کجا پیدا کردی؟
دوباره تخمیر کردی، بومر؟
نه. این... برای فرانکیه دخترای بند جی براش فرستادن
کلی تحویلمون گرفتن
آره. همه از اینکه تونستی چیز میزارو وارد زندان کنی، هیجانزده شدن
!بومر، اون نوشیدنی تخمی رو بزار کنار
هان؟
نه، فقط... نه فکر کردم
باید بین جمع - نه، فقط بزارش کنار -
میدونی که دیوارا گوش دارن
اون الکلو بزار کنار
اگه قراره جشن بگیریم باید با یه چیز واقعی این کارو بکنیم
!الکل واقعی - تو رو فراموش نکردم، لیز -
همونی که دوست داری
من رژیمم
به افتخار فرانکی
!به افتخار فرانکی - !آره، به افتخار فرانکی -
ترکوندی، دختر
لعنتی، یه آهنگ لازم داریم
!اوه. اوه، آره
دارم میبینمت عزیزم
...کونتو بلرزون
چطوری موادو آوردی تو؟
چه اهمیتی داره؟ !مهم اینه که داریم لذت میبریم
آره، حق با توئه، دور
پسره که عاشقته، حسودی نمیکنه
نه، بومز. نه
بزار نشونت بدم چطوری این کارو بکنی
میتونم نشونت بدم، باشه؟
!اوه
چطوری این کارو میکنی؟
کاملاً از زیر دستم در رفتی
نمیخوای یه بغل بهم بدی؟
لعنتیا، واقعاً زدن ناکارت کردن
کارلی چطوره؟
ترسیده
مثل همیشه همهی کارا رو گذاشته برای دقیقهی نود
تایلند، هان؟
همین الانشم بزرگ شده
یکی رو دیشب فرستادیم تا همه چیو براش توضیح بده
گفت که ازت خداحافظی کنم
نه، به اون جنده کوچولو بگو خودش تن لششو بیاره اینجا
اگه اتفاقی براش بیافته چی؟
چه بلایی سرت اومده؟
گروه قدیمی جکس کجان؟
فرمانده فرستادتشون به یه بخش دیگه
هنوز دارم دنبال راه و چاه میگردم
خب، بهتره زودتر پیداش کنی
وینی دنبال خونخواهیه
من که قرار نیست صدمه ببینم، مگه نه؟
نگران نباش. بریدون براش توضیح داد که چه اتفاقی افتاده
آره، خوبه
باید با فروختن مواد، حالشو خوب کنیم حالا این جنده تو رو تو مخمصه انداخته
وینی اجازه لغزش نمیده
تو سرتو بنداز پایین
یکی قراره یه کاری با دختره بکنه
عقب وایسا
!هی، آشغال
یادت نرفته که بازیمون هنوزت تموم نشده، مگه نه؟
چرا نمیری با خودت بازی کنی؟
خیلهخب، باشه
حرکت کن، سیمو
بازش کن
میدونی اگه به خاطر حملهی شدید
بیشتر از 18 ماه حبس نخوری، شانس آوردی
بهرحال، حق با توئه
کارخودش بوده
هرچند نمیشه به دادگاه قانونی ثابت کرد
مدیر کل امروز توی دفترم ...بهم گفت که
کارم خوب نیست
به نظرش باید تورو همینجا حبس کنم تا بپوسی
اما البته که این حرف بالاتر از تصمیمگیری منه
اما اصلاً دوست ندارم این کارو بکنم
به علاوه، فکر نمیکنم این رفتار دوباره تکرار بشه
مگر اینکه بریدون هولت انقدر احمق باشه
تا دوباره برگرده ونتورث
درست میگم؟
آره - خوبه -
پس فکر میکنم باید آزادت کنم تا برگردی به بند عمومی
چی، الان؟
اوهوم
یه قرار مداری داریم، مگه نه؟
دیگه سعی نمیکنی کسی رو بکشی
و دیگه برام مشکل نمیتراشی
باشه
میدونی، آدما اونی که فکر میکنی نیستن
اما ذات واقعی انسان یه روزی خودشو نشون میده
مجبوره که نشون بده
توی جنده ازم سوءاستفاده کردی
!معذرتخواهیت تو کونم. فقط گوه خوردی
همهی کارات از اول نقشه بود
آره
ببخشید که اینطوری درگیر شدی
باعث شدی رابطم با هولت به گوه بکشه
اوه، یادشون میره
جونشو نجات دادی
اگه بخاطر این نبود که ...منو از دست فرانکی نجات دادی
فرانکی چطوره؟
در حالی که تو انفرادی بودم دست رو دست گذاشته بود؟
خودت چی فکر میکنی؟
من اصلاً از اون کص لیس نمیترسم - خب باید بترسی -
فراموش نمیکنه که میخواستی باهاش رقابت کنی
میاد سراغت
بخاطر فضولیای که کردی سراغ تو هم میاد
سیمو، میخوام بهم گوش کنی
ما باید هوای همدیگه رو داشته باشیم
در مقابل فرانکی، طرف منو میگیری؟
نه
نه اگه انتخاب کنی که باهاش بجنگی
هیچ علاقهای ندارم که عضو گروهی باشم
اما اگه بشنوم خطری وجود داره اونوقت آره
بهت هشدار میدم
باید رفیق هم باشیم
باید عملیش کنیم - درسته -
آره - قبوله؟ -
آره
هولتا میخوان بهت صدمه بزنن
میدونی کی قراره اینکارو بکنه؟
هر کسی میتونه باشه
امروز براتون یه گروه دوست داشتنی جدید آوردم
یارو مثه جقیاست
بیاید بیرون
عزیزم، بعدی تویی
اوه، یا مسیح
رو به جلو، حرکت کن، حرکت کن
زود باش، آخرین خوش شانس
گمشو اونور، خودم میتونم
آره، درسته، باشه
وسط اون مربع سیاه اونجا
باشه، مستقیم بهم نگاه کن و کلاه گیستو دربیار
برگرد و بهم نگاه کن
درش بیار
اوه، اون کلاه گیسو دربیار، باشه؟
برای عکس شناساییت
برای عکس شناساییت باید اونو دربیاری، باشه؟
...نه، لطفاً، قربان، اینکارو نکن
کاری نکن بیام اونجا و خودم درش بیارم، باشه؟
باشه، فکر کنم در این مورد بتونیم یه استثنا قائل بشیم
درسته، خب، تصمیمش با خودته
اگه فرمانده مخالفت کرد، میتونی یه برگه شناسایی جدید بخری، باشه؟
میتونی پولشو بدی؟ - آره -
ممنون - باشه، منو ببین -
باشه، آمادهای؟
تکون نخور
نیمرخ شو لطفا
باشه، نیمرخ اونطرف
لبخند بزن
اسم؟
جسیکا وارنر
تاریخ تولد؟ - نهم جولای 1995 -
سردته؟ پتو میخوای؟
نه، نه، نه، نه، نه، نه
تنهام نذار
نزدیک ترین خویشاوند؟
نزدیک ترین خویشاوند؟
درمانگاه، آره؟ من تو پذیرشم
ممکنه به آرام بخش نیاز داشته باشم
باشه
جسیکا، میخوام نفس عمیق بکشی، باشه؟
میخوام سعیتو بکنی که آروم باشی
من...من واقعاً ترسیدم
من واقعاً ترسیدم
من هیچکاری نکردم
آره، میدونم
خواهش میکنم، باید بهم کمک کنی
من نمیتونم اینجا باشم
...تو باید - خواهش میکنم -
باید آروم باشی
وگرنه مجبورم دکتر رو بیارم، باشه؟
ولم کن
باشه؟
باشه
آرومم
چیزی نیست
ممنون
انتظار نداشتم یکی مثل تو هم اینجا باشه
No comments yet. Be the first to leave one.