The Outlaws

The Outlaws

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Outlaws S01E01 1080p WEB-HD x264 Pahe
En kommentar af thetrueali

Tags

web
x264
1080
HD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Udgivet den: 2023-07-10
Downloads: 46
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫فکر نمی‌کنم مناسب باشه

‫سی پوند بیشتر نیست

‫آره، ولی کجا می‌خوای بپوشی؟

‫تو که جز مدرسه رفتن و درس خوندن ‫کاری نمی‌کنی

‫آره

‫کتابایی از کتابخونه گرفتم ‫که از من بیشتر در گردش بودن

‫دقیقاً. آخه چرا باید پولتو ‫حروم چیزی کنی...

‫که هیچوقت نمی‌پوشی عزیزم؟

‫خیلی‌خب، بریم

‫باید پودر بوگیر پای باباتو بخرم

‫خیلی دوست داشتم باهات بیام، ‫ولی تو ماشین ببینمت؟

‫باشه، ولی طولش نده

‫ده دقیقه از زمان پارکینگم ‫بیشتر نمونده

‫ببخشید خانم

‫باید داخل کیفتونو ببینم

‫چرا؟

‫میشه لطفاً داخل کیفتونو ببینم؟

‫یه فراری داریم پسرا

‫ آهنگ Ring of Fire ‫ از Johnny Cash

‫ببخشید. ببخشید

‫ایست!

‫شرمنده!

‫رانی؟

‫چه خبر شده؟

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫می‌دونی چرا امروز روز مهمیه عزیزم؟

‫- بابابزرگ میاد خونه‌مون بمونه؟ ‫- درسته

‫بابابزرگ شوخ‌طبع و دوست‌داشتنیه

‫و حسابی ازش خوشت میاد...

‫ولی تا وقتی اینجاست، ‫باید یه چیزی رو یادت بمونه

‫باید یادت باشه که بابابزرگ...

‫یه پیرمرد حرومزاده‌ی دروغگو ‫و خودخواهه که دستشم کجه

‫موفق باشی

‫موفق باشی داش

‫پس بابابزرگ چیه؟

‫یه پیر حرومزاده‌ی دروغگو ‫و خودخواهه که دستشم کجه

‫- که هیچوقت... ‫- که هیچوقت نمیشه بهش اعتماد کرد

‫باریکلا، دختر خوب

‫سفر به سلامت، فرانک

‫عرض سلام و شادباش

‫مارجی، مدل موهاتو تغییر دادی؟

‫احتمالش خیلی زیاده، فرانک

‫توی این هشت سالی که ندیدمت

‫این مرد جوون باید تام باشه

‫داداشم، چه خبرا؟

‫وای خدا جون، ‫این شاهزاده‌خانم خوشگل دیگه کیه؟

‫- هالی ‫- وای، از دیدنت خوشوقتم

‫کجا دم و دستگاهمو راه بندازم؟

‫از ساعت هفت بعد از ظهر تا شش صبح...

‫توی این خونه می‌مونید ‫و این چراغ، سبز می‌مونه

‫اگه دو متر از این خونه فاصله بگیرید...

‫چراغ قرمز میشه. مفهوم بود؟

‫چه جورم. اگه قرمز بشه چی میشه؟

‫پلیس میاد ملاقاتت

‫وای

‫خودم میرم بیرون

‫ممنون بابت زحمتت

‫واسه چی افتادی زندان؟

‫- یه سوءتفاهم ساده ‫- بابابزرگت دچار سوءتفاهم شده بود...

‫که میشه امضای چک رو جعل کرد

‫آخ قلبم

‫چک چیه دیگه؟

‫ببین، گوش کن. آره، آره

‫آره. میشه منم حرف بزنم؟ خیلی ممنون

‫دو هفته‌ی ناقابل وقت خواستم

‫- گوشی ممنوع ‫- بله؟

‫دوباره از دستگاه رد شو. جیباتم خالی کن

‫خیلی‌خب، جناب سروان. ‫پیاده شو با هم بریم

‫من فقط یه سفیدپوست میانسالم

‫تنها چیزی که پیشمه، دسته‌کلید ‫و چربی ناخواسته‌ی کمرمه

‫نه، گوش من. قرارداد با چینی‌ها انجام میشه

‫- گوشی ممنوع ‫- چی؟

‫- گوشی ممنوع ‫- گوشی ممنوع

‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

‫- کیف رو هم بذار ‫- کیفم بذارم؟

‫گوش کن. من یه کاسب اهل بریستولم

‫عروس جهادی‌ها که نیستم

‫- کمربند بستی؟ ‫- بله، کمربند بستم

‫دوست دارم شلوارم پام بمونه. ایرادی داره؟

‫ممنون. کجا باید برم؟

‫مراقب باش عزیزم. ‫هر کاری بهت گفتن، بکن

‫از این طرف

‫سلام علیک. گِرگ هستم

‫قدم دو متره. و نه، قدم با معامله‌ام ‫متناسب نیست

‫اگه متناسب بود، قدم میشد دو متر و نیم

‫عرض سلام و شادباش

‫دیلاق، چه خبرا سلطان؟

‫همه‌چی توپه... سلطان

‫صبح بخیر خانما

‫اجازه هست بگم که جفتتون خیلی زیبایید؟

‫نه، اجازه نیست

‫اجازه نداره بگه که زیبایید؟

‫راجع به ظاهرمون از کسی نظر نخواستیم

‫شرمنده، ولی من ‫هرچی عشقم بکشه میگم، خانما

‫جفتتون هوش و حواس واسه آدم نمی‌ذارید

‫توجه! بگیر بشین

‫بعضیا فکر می‌کنن خدمات اجتماعی ‫یه راه آسونه

‫هلو برو تو گلو

‫محض اطلاعتون، اینطور نیست

‫با میزان ساعت کاری که دادگاه ‫براتون تعیین کرده...

‫دِینتون به جامعه رو ادا می‌کنید

‫من دایان پمبرلی‌ام

‫ناظر شما

‫و هم می‌تونم آدم خوبی باشم...

‫هم یه حرومزاده‌ی بدجنس

‫- انتخاب با خودتونه ‫- آدم خوب، لطفاً

‫- نمی‌تونی انتخاب کنی که ‫- گفتی انتخابش با خودتونه

‫- استعاره بود ‫- کامل واضح نبود

‫- تنت می‌خواره؟ ‫- نه خانم. صد درصد نه

‫وقتی اسمتونو گفتم، بگید حاضر

‫- جان هالران ‫- حاضر. نباید باشم

‫- فرانک شلدون ‫- نوکرم، حال و احوال؟

‫- کریستین تیلور ‫- سام علیک

‫خیلی‌خب کجای حرفمو نفهمیدید؟ ‫فقط بگید حاضر

‫- میرنا اوکیکی ‫- جسمم حاضره، ولی روحم نه

‫نمی‌دونم یعنی چی

‫- گرگوری دیلارد ‫- آره، منم

‫خواستم بابت شوخی نامناسبی که کردم...

‫راجع به نسبت اعضای بدنم، عذرخواهی کنم

‫راستشو بخواید اصلاً اونقدرا هم ‫دراز نیست

‫ولی خیلی تخته. مثل ماهی دودی

‫- فقط بگو حاضر ‫- آره، آره. حاضر

‫رانی رکاوسکی

‫- حاضر ‫- خدا خیرت بده

‫همه‌تون بیش از صد ساعت باید کار کنید

‫شما موظف به بازسازی اینجا و تبدیلش ‫به مرکز انجمن فرهنگی...

‫برای اهالی اینجا هستید

‫در هر شیفت، چهار ساعت کار می‌کنید

‫فقط وقتی من از کارتون راضی باشم...

‫چهار ساعتتون رو ثبت می‌کنم

‫یکی دیگه بگیر

‫زمانی که در حال نظافت هستید...

‫اگه جنازه‌ی یه حیوون پیدا کردید ‫که بیشتر از ده کیلو وزنش بود...

‫بهش دست نزنید

‫اون دیگه به شورا مربوط میشه

‫هر چیزی سبک‌تر از ده کیلوگرم، ‫جانوران موذی، گربه، سگ کوچیک...

‫اون به عهده‌ی خودتونه

‫- می‌تونیم نگهش داریم؟ ‫- نه، نمی‌تونید

‫حالا شاید فکرتون رفته باشه ‫پیش مدفوع و فضولات

‫ذهنمو خوندی

‫اگه مدفوع انسان پیدا کردید ‫بهش دست نزنید

‫ولی مدفوع حیوانات به عهده‌ی خودتونه

‫- می‌تونیم نگهش داریم؟ ‫- نه خیر، نمی‌تونید

‫تا چهار ساعت آینده، شما اینجایید بروبچ

‫می‌تونید شروع کنید

‫تو واسه چی اینجایی؟

‫خب به خاطر اینکه...

‫با اینکه یه شرکت موفق ‫لنت ترمز رو می‌چرخونم...

‫مالیات میدم و پنجاه و دو نفر رو ‫آوردم سر کار

‫نظام عدالت کیفری‌مون...

‫غلام حلقه به گوش ‫گروه‌های چپول افراطی لیبراله

‫- من یه چپ افراطی لیبرالم ‫- مطمئنی؟

‫این روزا ظاهراً کسی نمی‌تونه خودشو ‫چپ حساب کنه...

‫مگه اینکه یه ترنس گیاه‌خوار معلول باشه...

‫و به آجیل آلرژی داشته باشه ‫و واسه خودش صابون درست کنه

‫این حرفا رو داری مستقیم ‫از سایت دیلی‌میل می‌خونی؟

‫خب اونا هم راجع به یه سری چیزا درست میگن

‫فقط میگم مراقب خودت باش

‫این چپ‌ها بیشتر از هر چیزی ‫عاشق اینن که همدیگه رو ببلعن

‫مگه اینکه طرف آجیل تو جیباش داشته باشه

‫بیش از حد به خودت فشار میاری

‫فکر می‌کنی مهمه که این آت و آشغالا رو ‫تمیز کنیم یا نه؟

‫فقط می‌خوان یه کاری بدن که مشغول باشیم

‫من اگه جات بودم، آرومتر کار می‌کردم. ‫اینطوری خودتو از پا می‌اندازی

‫در ضمن داری وجهه‌ی منو خراب می‌کنی

‫تو واسه چی اینجایی؟

‫دزدی کردم

‫چرا یکی که انقدر باهوشه باید دزدی کنه؟

‫حالا کی گفته من باهوشم؟

‫خب کیفت رو دیدم، ‫روش نوشته بود دانشگاه آکسفورد

‫اونو مامانم خرید...

‫وقتی رفتم مصاحبه‌ی دانشگاه آکسفورد

‫قبول شدی؟

‫خب آره، ولی من خیلی هم باهوش نیستم

‫فقط پدر و مادرم هرگز برام ‫اسباب‌بازی غیرآموزشی نخریدن

‫هوی، خانم رکاوسکی

‫کمتر لاس بزن، بیشتر زور بزن

‫نه، من لاس نمی‌زدم

‫راست میگم. لاس نمی‌زدم

‫اون لاس نمیزد. من می‌زدم

‫ببخشید

‫چی شده؟

‫سلام، گبی

‫حالت خوبه، گبی؟

‫گبی، سلام

‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت

‫وای، اگه سی سال جوون‌تر بودم ها...

‫تازه میشد هم‌سن دخترت

‫خیلی ممنون

‫می‌دونستی که توی توییتر بحث راه افتاده...

‫که امروز چی می‌پوشی؟

‫امروز راجع به اینه که من ‫از اشتباهاتم درس بگیرم...

‫اونوقت ملت نگران لباس پوشیدن منن؟

‫واقعاً که

‫حالا چی پوشیدی؟

‫ژاکتم کار استلا مک‌کارتنی‌ـه، ‫پیراهن ومپایرز وایف

‫- کفشامم ایزابل ماران ‫- چه قشنگ

More Farsi Persian subtitles for The Outlaws

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left