De første 200 linjer.
می تونست تا صبح صبر کنه
نه، نمی تونست
چی بلند کرده ؟
عطر
اینجاست
من هیچ چیزی از اون مغازه ی لعنتی برنداشتم
قرار نیست متهم بشی
پس می تونم برم ؟
درباره ی مواد بهم بگو
اونا با پرواز بردنتون جنوب، امپریال ولی؟
من واقعا یه چیزی می خوام تا حالم سر جاش بیاد
به محض اینکه کارمون اینجا تموم شد دکتر یه چیزی بهت میده
سباکسون ؟
لعنتی، من با اون به خر خر می افتم
چیزی از هواپیما دیدی ؟ علامتی چیزی؟
اون یه آشغال دونی بود
وسط ناکجا آباد
کوه؟ صحرا ؟
صحرا
یه .... جای پر ابی بود جایی که ما فرود می اومدیم
مثل یه دریاچه ؟
به نظرم
بعد از اینکه فرود اومدید؟
اونا بردنمون وسط تپه ها چند وقت رانندگی کردن؟
کی می دونه ؟ انگار تا ابد طول کشید
مواد.... چند تا محموله بود؟
چند تایی بود، شاید چند نفر اداره می کردنش ؟
پنج یا شش تا
مسلح؟
اه اره
چطوری بود ؟
ماشین های اسقاطی
چادرها
یه اتوبوس قدیمی .... یه دو اتاقه
دو اتاقه ؟ خونه ی خودشون
جایی که مشروب می زدن، کارت بازی می کردن
و جایی که می تونستی راهت رو برای چند تا اکسی بیشتر باز کنی
اگر تمایل داشتی
چیزدیگه ؟
چشم هات رو ببند
بعضی وقت ها کمک می کنه به یاداوری تصویرها
مم
متاسفم ، من
همش همینا رو می دونستم
دوباره سعی کن
خدایا، عجب بویی میاد
پاشید عوضی ها
زودباش
امروز زود شروع می کنیم
پاشید پاشید
پاشو لعنتی
اه، لعنتی
فکر کردم توی خواب دیدمت
هنور همینجام
یه چیزی یادم اومد
ما توی ماشین گذشتیم از
یه کوه سیمانی
با رنگ های روشن
راه راه
شعارهای مسیحی
خدا عشق است
یه صلیب بزرگ مسخره هم بالاش بود
ما بررسیش می کنیم
شایدم توی رویا دیدمش
رایلی ، آشغال هات رو بردار
█► مترجم: صفا | WorldSubtitle.Us ارائه ای از وبسایتِ ◄█
ته صف
چی شده ؟ تو میری خونه
همینه
کوه رستگاری
کوه رستگاری ؟
جنوب دریای جنوب
اون یه دریاچه ست ؟ اره
یه تماس با دادستانی می گیرم برای تصاویر ماهواره ای
امیدارم که تو به موادت برسی
باشه
من نمی خوام برای این کار شمشیر بکشم
خیلی قاطع به نظر میرسی
این داره آمار ها رو جابه جای می کنه
عجیب هم نیست
چی ؟ من تاییدش نمی کنم
یعنی...هر کاری که بتونم می کنم
این روشی نیست که سیستم قضاییه جنایی
قرار بود باهاش کار کنه
به دنیای واقعی خوش اومدی
اه خدای من، دیرم شد
اه خدای من
تو خوبی؟
این حقیقت نداره، می دونی
باشه
به خاطر مهمونی متاسفم
باشه، من، اه
ببین، من امیدوارم اتفاقی نیفتاده باشه
که مجبور شده باشی از اونجا بری نه
نه
باید قبل از رفتن خداحافظی می کردم
بی ادبی کردم
بهم خوش گذشت
تا وقتی که بد شد اوضاع
ممنونم که دعوتم کردی
خب، من، اه، بعدا می بینمت
باش هستم پیام بگذارید
بابا
کجایی؟
بهم بگو که این مزخرفه
پلیس لعنتی
وقت پریدنه ، اقا پلیسه
کمربندت رو باز کن
محاله
پاشو
پاشو
منو بکشی، خودت رو به کشتن دادی
من یه پلیسم عوضی
برمون گردون به ال ای
هیچ فرودگاهی صدای من رو دریافت می کنه ؟
اینجا فرودگاه امپریال کانتیه
ادامه بدید
من کارآگاه هری باش از پلیس لس آنجلس هستم
شماره شناسایی دو نه نه هفت
در حادثه ی هوایی بودم، یه مسافر مرده و یکی مفقود شده، در دریای سالتون
با فرماندهیه بخش هالیوود تماس بگیرید
اطلاع میدم، کم دارم به فرودگاه وایتمن نزدیک می شم، تمام
ستاد مبارزه با مواد مخدر عکس ها رو آورد
اکی، مطمئنی همونجا بود ؟
می تونستی مواد رو به روشنیه روز ببینی
من باید به سرپرست بگم، جی ادگار
قبول کن گند زدیم
خب... قبل از اینکه ماشه رو بکشی ، بزار من برم اونجا
با محلی ها هماهنگ کنم
نمی تونم دیگه مخفی نگهش دارم
ما به تمام منابعمون برای این کار نیاز داریم
اما خبر نداریم هری لو رفته یا نه
اره، هیچ چی نمی دونیم منظور من هم همینه
ال تی
ببین، وقت تمومه، متاسفم
صبر کن
اه، کنترل هوایی همین الان زنگ زد
به نظر کارآگاه هری باش توی یه هواپیماست
داره میاد به فرودگاه وایتمن
درخواست واحد و سرپرست کرده
باشه، چیزی که الان گفتم رو فراموش کن اه، هری داره میاد
همدیگه رو توی فرودگاه وایتمن می بینیم
دریافت شد
ممنونم مانک
می دونی چیه؟ ام
این موضوع رو تا اطلاع ثانوی مخفی نگه داره
نمی دونم، نمی دونم، اونا باید تا
نیم ساعت دیگه اینجا می بودن لعنت به من
چقدر دیگه مونده ؟
حداقل دو تا دیگه، چرا ؟
نفرمون توی وایتمن همین الان خبر داد هواپیما داره فرود میاد
یک مسافر مرده یکی دیگه مفقود شده
چه اتفاقی افتاده ؟
من از کدوم جهنمی بدونم
اما پلیسه همین الان زنگ زد
باید حرکت کنیم
حالا ؟ باید همه ی اینها رو ول کنیم ؟
باید کاری رو که مجبوریم بکنیم بکنیم
همه ی چیزهایی رو که به خاطر این همه کار کردیم ؟
نجات پیدا کردن از اینجا، همه چیزه
کارآگاه ادگار مامور هووان، ستوان بیلیتز
براتون جالب شد
فنتالین، دنیای عجیبیه
بیرون
من گشتم
باید هواپیما رو پاکسازی کنیم کسی داخل هست ؟
هیچ کس زنده ای نیست
هری
تو خوبی ؟
باید دست هام رو بشورم
باشه، خب، اول باید با نیروی پلیس متمرکز حرف بزنه
می تونم صبر کنم. من افرادم رو از اینجا می برم بیرون، با خلبان حرف می زنم
میرم سراغ هواپیما
هر وقت که تونستید
به پلیس بگید من چند دقیقه وقت می خوام
باید چند تا تماس بگیرم
البته
تصمیم لحظه ای بود
من هم بودم همون کار رو می کردم
ممنونم برادر
بابا تو خوبی؟
کجایی ؟ من خوبم
متاسفم، موبایلم همراهم نبود
برای دو روز؟ فکر کردم....
چه اتفاقی افتاد؟
کلی حرف برای گفتن هست، امشب حرف بزنیم؟
مدز ؟ مدز؟
آدم بدها رو گرفتی ؟
اره
پس به نظرم ارزشش رو داشت
اره
تمام ماجرا رو امشب برات میگم
باید برم
من....
اسپنسر دود شده رفته هوا
تعجب آور نیست
خونه خالیه ، ماشین ها نیستن
کار؟
خبرداده که مریضه و دو روز نیومده
همسرش هم
No comments yet. Be the first to leave one.