De første 200 linjer.
پدر من...نمرده ...درسته؟
درسته مادر؟ درسته
. هون جه
درسته ، جانگ چولل وونگ دلیل تولد توئه
...اما
اما من نمی تونم اون آدمو به عنوان پدر تو قبول کنم
...پس
خودت به تنهایی تصمیم گرفتی که اونو مرده فرض کنی؟
پس ...در مورد پدرم کانگ یونگ هو چی؟
کسی که ما هر سال داریم براش مراسم یاد بود می گیریم
اون شخص ...از دوستان نزدیک رییس جانگ بود
بعد از حامله شدن من اون متوجه شد که من زندگی سختی رو دارم می گذرونم
برای همین بهم خیلی کمک کرد
...اما با این حال چطور تونستی
کسی رو که تمام این سالها زنده بوده بگی مرده؟
پس ...باید چیکار می کردم؟
چطوری قرار بود کسی رو که بخاطر مادرش منو ول کرده بوده ببخشم
بدون اینکه وضعیت منو بدونه با کسی که خونواده اش براش در نظر گرفته بودن ازدواج کرد
چطوری می تونستم بگم اون پدرته؟
اما....برای شما
اون عشقی بوده که به شما پشت کرده اما...اما برای من
پس ...الان از من بدت میاد؟
داری بخاطر قطع رابطه با پدرت منو سرزنش می کنی؟
می دونم برای بزرگ کردن من چقدر سخت زندگی کردین
می دونم اون سالها برای شما چه معنایی داشته
اما الان ....من خیلی عصبانی ام
متاسفم
. هون جه
دارم میرم
. هون جه
هون.... هون جه..
دارم میرم خاله
چی کار کنیم؟
الان باید بذارم از اینجا برم ...آه
نوش جون
...خوش..اومدی هیونگ گیو
نه آقای وکیل
سلام من نمی تونم با سون هی جو تماس بگیرم
خونه نیست و جواب تلفن نمیده اتفاقی براش افتاده؟
...خب اون
هی جو...رفته خونه یکی از دوستاش شهرستان
ببخشید؟ واسه چی؟
برای اینکه دیگه نمی خواست برا شما دردسر درست کنه
برای همین دیگه نمی تونست برای شما کار کنه
الان اون کجاست؟
منم ...نمی دونم
...فقط گفت داره میره خونه دوستش
چطور ممکنه شما ندونین؟ لطفا به من بگین
من واقعا نمی دونم ! نمی دونم؟
چی رو نمی دونی؟ هیونگ گیو چقدر زود اومدی خونه؟
چی شده؟
هیچی نیست من دارم میرم
هیونگ گیو
موضوع چیه؟
!نمی دونم
یو جا
سان ! بیا بیرون یه لحظه
تو می دونی مادرت کجا رفته ، درسته؟
می دونی لطفا بهم بگو
کیم سان ! دوستی ما فقط در همین حد بود؟
من خیلی نا امید شدم
,حتی اگه مامانمو پیدا کنی
اون دوباره می ذاره میره
اون قبلا هم این کارو...بخاطر بابام کرده
اون موقع حتی نمی تونستیم باهاش تماس بگیریم
...اون قبلا این کارو خیلی کرده
سان گریه نکن باشه؟
نباید اینطوری گریه کنی ، گریه نکن
می خوای برات کیک شکلاتی بخرم؟
فکر کردی من بچه ام ؟ در ضمن خودتم نمی تونی وقتی غمگینی کیک شکلاتی بخوری
اوه راست می گی
گریه نکن
چی؟ هی جو گذاشته رفته؟ وای نه
اینطوری نکن ، احساس می کنم تقصیر من بوده
می شه گفت یک سومش تقصیر تو بوده
چی؟ تو ! حتی اگه بخاطر منم بوده باشه
باید طرف منو به عنون شوهرم بگیری نه اینکه به عنوان سرزنش سگ بهم بزنی
یعنی چی بهت سنگ بزنم
اینجارو ببین من سنگم کجا بوده
پدر سنگ پرت کردی؟ واسه چی؟
چرا تو این سرما اومدی اینجا؟
خسته شدم خونه تنها خونه نشستم
نگاش کن ! چرا پا برهنه اومدی
ای بابا صبر کن همینجا وایسا
سیب - نه اونا رو نخور -
اونا رو گذاشتم برا پختن زیاد خوشگل نبودن
چه اهمیتی داره بالاخره همه شون توی شکم یه شکلی می شن
گفتم نه بیا از اینا بخور ، اینا خوشگلن گذاشته بودم کنار
اوه مادر اینارو برای من نگه داشته بودی؟
برا خودم نگه داشته بودم ، چیه؟
خیلی خیلی ازت ممنونم مادر
اوه برو اونور خاک بلند می کنی
بیا زود باش اینو بپوش
پات نباید سرما بخوره
هان؟ اینا رو برای خودم قایم کرده بودم بپوشم
مشکلی نیست من اینطوری راحت ترم
هی یه مادر باردار نباید پاش سرد باشه
زود باش بپوش
چیه؟
بله
به هر حال نمی دونم کار هیونگ سو خوب پیش رفته یا نه؟
مطمئنم که خوب پیش میره برای اینکه الان دیگه با ذهن یه پدر خوب رفته جلو
اوپا میره سر کار من خیلی حوصله ام سر میره
ای خدا چقدر این بچه مونده
پس می خوای کل روز ور دلت بشینه توی خونه
باهات یه قول دو قول بازی کنه
شما ها به زودی باید تشکیل خونواده بدین
از کجا قراره پول وشک و شیر خشک بچه رو بیاره؟
مشترک مورد نظر در دسترس نیست
بازدوباره جواب نمیده
چرا اینقدر کار داره؟
لطفا لذت ببرید
ببخشید می شه یکم کالبی بیشتری بیارین؟
بله الان میارم
بله
25 میس کال
اوپا ! واسه چی جواب نمیدی؟
چیه؟ چیزی شده؟
نه فقط می خواستم صداتو بشنوم
آه فکر کردم برات اتفاقی افتاده
الان پنج ساعته رفتی سر کار یه زنگم بهم نزدی
چطوری سر کار می تونم بهت زنگ بزنم؟
بازم می دونی که من توی خونه تنهام
سلام اوپـا - سلام اوپـا -
سلام اومدین ؟ برید داخل
اوپا این چی بود؟ اون دخترا کی بودن؟
آه؟ اونا کارگرای دیگه پاره وقتن ، مثل خواهرامن
برای چی اینقدر باهاشون دوستانه بودی؟
منظورت چیه؟ باید وقتی دارن بهم سلام می کنن دعواشون کنم؟
اوپـا ! رییس کارت داره
اوه باشه
اوپـا؟
برای چی به تو می گه اوپـا؟
چـاری,
فعلا خیلی کار دارم اگه اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن باشه ؟ دیگه میرم
اوپـا ...اوپـا
...تماس شما به صندوق صوتی وصل می شود
اوپـا ؟ به اوپـای من می گه اوپـا؟
چقدر سرو صدا می کنی؟
داری چیکار می کنی؟ با تلفن بازی می کنی؟
برادر شوهر به این زودی اومدی خونه؟
دارم بر میگردم برو داخل سرما می خوری
برادر شوهر
بله؟
اوپای من بین دخترا یه کمی محبوب بوده ، درسته؟
نه فقط یه کمی
راستش دروغ چرا بخاطر همین دخترا نمی تونست بره کالج
چی؟
...هیونگ سو
چطوری اینارو با خودم ببرم؟
اوپا ، بیا
مال مم هست
ممنون
چه توی آکادمی یا کتابخونه ، هر جا میرفت دخترا ولش نمی کردن
برای همین نمی تونست درست درس بخونه
واقعا؟ تا این حد نمی دونستم
اما نگران نباش هیونگ سون فوق العاده وفاداره
برای همین اصلا نیاز نگران باشی
اگه همچین چیزی دیدی سریع به من خبر بده
من ادبش می کنم
ازت ممنونم هیونگ نیم
...اما در مورد آدرس من
بیخیال برو استراحت کن
حتی اگه وفادارم باشه وقتی دخترا بهش نزدیک باشن بهش سخت می گذره
...من نمی خوام اونا با اوپای من کاری داشته باشن
نکنه بخاطر خوب بودنش بهش فشار بیارن؟
واقعا که
!اوپـا !اوپـا
دخترا ، دخترا ، می خوام یه چیزی بگم
اوپـا نمی شه ، نمی خوام
تو می تونی با رفتن و مطالعه کردن موفق بشی؟
اینطوره؟ تو هنوزم همین فکر و داری؟
هون جه
فکر کردم خوب می شه اگه عکس پدرو توی اتاقتون بذارم
این شخص پدرت نیست
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
جین یه می تونم یه لحظه ببینمت
جین یه ، حالت خوبه؟ زیاد خوب به نظر نمیومدی
از نگرانی نمی تونستم کار کنم
چیزی شده ، درسته؟
راستش این حقیقت داره که اون بخاطر دخترا نتونست به درسش برسه
نمی تونم دروغ بگم که بخاطر دخترا نبوده
!اوپـا !اوپـا
اینطوری نمی شه
با این سبک آشغالی نمی شه
جین یه بهم گفت فقط از لباسای سمت چپ بپوشم
نمی دونم
کانگ هون جه در موردت دچار سوء تفاهم می شه پیشنهادشو رد کردی برا اینکه بری درس بخونی
اینطوری نمی شه ، نباید بذاری براش سوء تفاهم بشه
می خوای مثل آدمی به نظر بیای که بخاطر جاه طلبی عشقشو ول می کنه؟
من بهش می گم
نه اوپا لطفا این کارو نکن
اگه رییس بفهمه که من نظرم عوض شده خیلی بد می شه
اینطوری هون جه هم عذاب می کشه
اونوقت رابطه اش با مادرش خراب می شه
...جین یه پس می خوای
وقتی می بینم رییس اینطوری نا امیده
با خودم می گم" این عشق ـه"؟
که من باعث بشم به قلب مادرش آسیب بزنم؟
این فکریه که می کنم
No comments yet. Be the first to leave one.