TMNT

TMNT

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

TMNT 2007 1080p BluRay x264 YIFY
En kommentar af AMIRX79X

Tags

BluRay
x264
1080
480p
480
720p
720
Udgivet den: 2024-01-09
Downloads: 63
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫«لاکپشت‌های نینجای نوجوان جهش‌یافته»

‫چهار لاکپشت...

‫چهار برادر...

‫که در فاضلاب‌های نیویورک ‫با ژنتیکی متفاوت دوباره زاده شدند.

‫با اسم‌هایی برگرفته شده ‫از بزرگان عصر رنسانس...

‫و تعلیم دیده شده به‌عنوان نینجا.

‫آن‌ها پیش از شکست دشمن قسم‌خورده‌شان یعنی شردر ‫با دشمنان و موجودات بسیاری مبارزه کردند.

‫اما حالا نیروی شرور بزرگ‌تری ‫قصد جان این چهار برادر را کرده.

‫شروری با قدمت ۳ هزار ساله.

‫در همان زمان بود که ‫پادشاهی جنگجو به‌نام یاتل

‫یک انجمن برادری را تشکیل داد ‫که فقط برای یک هدف در کنار هم می‌جنگیدند...

‫فتح تمامی سلطنت‌های جهان.

‫هیچ چیز جلودار آن‌ها نبود.

‫به هر جا که حمله می‌کردند ‫تنها خرابی و مرگ از آن‌ها به‌جا می‌ماند.

‫در مسیر رسیدن به هدف‌اش، ‫یاتل از یک پدیده‌ی نجومی آگاه شد...

‫پدیده‌ای به‌نام ستارگان کیکان.

‫هر ۳ هزار سال یک بار ‫ستارگان در یک راستا قرار می‌گرفتند

‫و یک درگاه به جهانی از ‫قدرتی ناشناخته باز می‌کردند.

‫او جاودان شد...

‫اما بهای سنگینی را پرداخت.

‫انجمن برادری او تبدیل به سنگ شد.

‫و در زمان باز بودن درگاه

‫۱۳ هیولا به دنیای ما وارد شدند.

‫پادشاه جنگجو بر روی ‫زمین تا ابد تنها ماند...

‫نه می‌توانست بمیرد و نه می‌توانست ‫اشتباه بزرگ‌اش را فراموش کند.

‫هیولاهایی که آزاد شده بودند

‫به آزار دادن نسل بشر ‫تا به امروز ادامه دادند.

‫مترجم: «امـیـر دلـپـسـنـد» @AMIRX79X

‫هیولاها...

‫نه!

‫ممنون که به‌خاطر حفاظت از روستاتون ‫دستمزد خیلی خوبی به ما می‌دید.

‫هر چی نباشه، جنگل جای خطرناکیه.

‫- مامان! ‫- آتیش کن بریم.

‫آره خیلی خطرناکه. ‫کلی هیولا توی جنگله.

‫کُره خر!

‫حواست به چاله چوله باشه!

‫آخه راه بسته‌ست قربان.

‫خب، اگه سرت شلوغ نیست ‫گمشو برو برش دار!

‫کورتز، یالا!

‫خدایا...

‫تو کی هستی؟ ‫بیا بیرون ببینم!

‫روح جنگل‌ـه...

‫کسایی رو که به ضعیف‌ها زور میگن ‫مجازات می‌کنه.

‫داره میاد سراغمون.

‫یا...یادم اومد گاز رو خاموش نکردم. ‫زنم بفهمه بدبختم.

‫- ای ترسو، برگرد ببینم! ‫- خودتی و خودت، رئیس!

‫بیا بیرون. ‫اصلاً می‌دونی من کی‌ام؟

‫صدای چـ...، چی؟!

‫من از خرافات نمی‌ترسم.

‫من از روح نمی‌ترسم!

‫تو دیگه چی هستی؟

‫معجزه شده!

‫روح جنگل!

‫اونجا. ‫همون‌جا دیدمش.

‫مرسی.

‫بهتره دیگه بری خونه.

‫شما روح رو می‌شناسی؟

‫از اول که روح نبوده.

‫آهای...

‫کسی اینجا نیست؟

‫آهای!

‫برای سر زدن به من خیلی از شهر دور شدی.

‫«لئوناردو»

‫لئو...

‫این همه راه اومدی که من رو پیدا کنی؟

‫راستش من که برای کار اومدم

‫اما بعد در مورد یه افسانه توی جنگل شنیدم ‫که برام آشنا اومد

‫برای همین تصمیم گرفتم ‫یه سر و گوشی آب بدم.

‫حالا برای چه کاری اومدی؟

‫یادگارهای باستانی.

‫یه کله‌گنده‌ی بیکار گلوش پیش یه مجموعه ‫از مجسمه‌های ۳ هزار ساله گیر کرده.

‫صحیح. همچین هم عجیب نیست. همیشه ‫با عجیب غریب‌ها می‌پریدی، اپریل.

‫آره، ولی گروه عجیب غریب ما از وقتی رفتی ‫دیگه مثل قبل نیست.

‫اوضاع خونه زیاد جالب نیست.

‫مگه چقدر بد می‌تونه باشه؟

‫دانی حواسش به همه چی هست.

‫جناب؟ جناب، جناب. ‫«داناتلو»

‫کامپیوتر رو روشن کردید؟ ‫به برق وصله؟

‫آره خب، تأثیر داره.

‫آخه برای چی باید کلاس بذارم.

‫فقط دارم بهتون میگم تلفن‌تون ‫پشتیبانی نمی‌کنه، جناب.

‫به‌خدا من دشمن‌تون نیستم. ‫من دانی‌ـم.

‫پشتیبان فنی شبانه روزی ‫و مهربون‌تون، جناب.

‫ببخشید، بخشید...خانم.

‫اما دانی که نابغه‌ست

‫چرا باید بره توی همچین کاری؟

‫حداقل سرش گرم یه‌چیزی هست.

‫اگه دانی سرگرم کارشه ‫پس کی حواسش به مایکی‌ـه؟

‫مایک وارد کار سور و سات و سرگرمی شده.

‫خودشه! ‫«مایکل‌آنجلو»

‫یه تبریک تولد مشتی از طرف کاوابانگا کارل!

‫وای نه!

‫آروم باشید بابا، من ظریفم زود کبود میشم!

‫بابا کبودی اصلاً به رنگ پوست من نمیاد. ‫بابا ولم کنیـد، آی!

‫کارش خوب گرفته.

‫خیلی‌خب، برسیم به آخریش. ‫راف سرش با چی گرمه؟

‫هیچکس نمی‌دونه. ‫کل روز رو خوابه.

‫شب‌ها چیکار می‌کنه؟

‫«رافائل»

‫کد ۲۸۰۲، ۲۸۰۲. یک مورد سرقت ‫در جریان در تقاطع خیابان ۵۵ـم و برادوی.

‫گفته شده مظنونین مسلح و خطرناک هستند.

‫بساط جور شد.

‫«پارک کردن ممنوع»

‫آفرین پسرها. از اونی که ‫فکرش رو می‌کردم آسون‌تر بود.

‫اینجا رو ببینید، توستر برداشتم.

‫دیوونه‌ی وجدان کاریتم، تامی. ‫ما همه ازت الگو می‌گیریم.

‫صدای چی بود؟!

‫قضیه چیه، بچه‌ها؟

‫این دیگه چـ...

‫انگار فقط من و تو موندیم، چلمنگ.

‫نترس بابا. ‫من آزاری ندارم...

‫شاید یه‌کم داشته باشم.

‫پِخ!

‫عاشق وقتی‌ام که ناز می‌کنن در میرن.

‫نگهبان شب.

‫- باز هم زحمت رو برامون کم کرده. ‫- تامی...

‫- دستت رو بردار، نکبت! ‫- کی داره من رو قلقلک میده؟

‫تمرینات تو پارسال تموم شد.

‫اسپلینتر هم میگه دیگه نامه نمی‌نویسی.

‫اسپلینتر من رو فرستاد اینجا ‫تا رهبر بهتری بشم.

‫نمی‌تونم برگردم و نااُمیدش کنم.

‫تازه‌‍ش هم، آدم‌های اینجا بیشتر از برادرهام ‫به کمک من نیاز دارن.

‫اگه استاد اسپلینتر اینجا بود ‫ازت می‌پرسید

‫خواسته‌ی قلبیت چیه؟

‫نمی‌دونم. ‫فقط می‌دونم یه‌چیزی کمه.

‫برادرهات به بودنت احتیاج دارن، لئو.

‫بدون تو راهشون رو گم کردن.

‫لئو؟!

‫تا وقتی فاضلاب هست ‫کی میره پیست اسکیت!

‫فاضلاب رو دست نداره، داداش!

‫کاوابانگا!

‫همینه!

‫نزدیک بودا. ‫وقتشه بپریم.

‫ایول.

‫مایکی اومده!

‫بچه‌ها؟

‫کسی خونه نیست؟

‫سلام؟

‫بیخیال.

‫یادش بخیر اینجا چقدر باحال بود.

‫افزایش نرخ تقاضای املاک ‫خبر بدی برای صاحبان املاک

‫می‌باشد چرا که بازار مسکن ‫همچنان در حال سقوط است.

‫قهرمان خودسر یعنی نگهبان شب ‫دوباره برگشت.

‫زیاد مطمئن نیستم ‫ولی صد درصد فضایی بود.

‫از این قبیح‌تر نمیشه که به قانون ‫بی‌محلی کنی تا خودت عدالت رو اجرا کنی.

‫- اینجور کارها رو بسپر به پلیس بچه! ‫- در اخبار دیگر...

‫یادش بخیر، چه صفایی داشت...

‫داغون کردن گروه‌های خلافکاری ‫پشت سر هم.

‫آره خب تفنگ مفنگ داشتن

‫ولی به زور و بازوی ما که نمی‌رسید.

‫خودآزاری داری الکی ‫خودت رو ناراحت می‌کنی؟

‫اون روزها دیگه تموم شده.

‫فراموشش کن. ‫به زندگیت برس.

‫روی کارِت تمرکز کن.

‫بله. ‫دو کلمه از جهان پهلوان داناتلو.

‫به‌به، ببین کی بیدار شده.

‫گمونم شما به‌نظرت نگهبان شب ‫قهرمانه، نه؟

‫هرچی هست بهتر از اینه که وقتی اون ‫نکبت‌ها خلاف می‌کنن دست روی دست بذاره.

‫دوست دارم بدونم تو چیکار می‌کنی ‫که انقدر پر ادعا حرف می‌زنی.

‫حداقل ما داریم کمک می‌کنیم زندگی ‫رو بچرخونیم. تو که کل روز خوابی.

‫آره، من هیچ کاری نمی‌کنم. ‫راست میگی.

‫خوب فهمیدی ۲۴ ساعت زندگیم چطور می‌گذره.

‫هرچی رو ندونم، این رو می‌دونم که ‫سرکش بودنت همیشه توی تیم اختلاف انداخته.

‫فکر می‌کنی بهترین روش برای انجام ‫یه کار، ترسه. اما کاملاً در اشتباهی.

‫اولاً این تیمی که ازش دم می‌زنی ‫دیگه وجود نداره.

‫و دوماً...

‫رافائل...

‫کافیه.

‫فکر کنم که دیگه دوزاریت افتاد.

‫اما این چیزی رو ثابت نمی‌کنه.

‫چرا به‌جای لئو ‫این رو نفرستادی بره؟

‫داناتلو، این خونه چند وقتی هست ‫که گرمای خانواده رو حس نکرده.

‫هر کدوم از برادرهات نقاط ضعف و قدرتی دارن.

‫باید یاد بگیری که وقتی برادرهات ضعیفن ‫تو قوی باشی.

‫اگه این نکته رو یاد نگیری

‫دیگه امیدی به خانواده‌مون نیست.

‫بذارش زمین!

‫مواظب باش!

‫اونا که سوغاتی نیستن.

‫شرمنده خانم.

‫پس کجایی، کیسی؟

‫یالا دیگه، زود باش، بردار.

‫باز من رو غال گذاشت. ‫آخه الان؟!

‫کیسی الان نمی‌تونه جواب بده ‫چون...

‫دستش بند هیچ کاری نکردنه.

‫به نفعته کارِت مهم باشه.

‫کیسی، من وسط بندرگاه ‫وایسادم و کنارم یه مجسمه‌ی

‫خیلی قیمتیه که هیچ ‫کامیونی برای بردنش نیومده.

‫- سؤالم اینه که، کجایی؟ ‫- اپریل!

‫سلام عشقم. خیلی ببخشید ‫به‌خدا ساعت رو کوک کرده بودم ولی...

‫خرابه. ‫ساعت خـ...

‫همینجوریش که شب‌ها غیبت می‌زنه ‫میری قهرمان‌بازی اعصابم رو خرد کردی

‫اما الان دیگه موعد تحویل بار رسیده.

‫ببخشید.

‫وایسا عشقم، راستی...

‫پیام گذاشتی گفتی لئو رو پیدا کردی.

‫- یعنی الان پیشته؟ ‫- نه.

‫پیداش کردم ولی برنمی‌گرده.

More Farsi Persian subtitles for TMNT

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left