De første 180 linjer.
صدمات جدی ای بهت زدم
چرا هنوز میتونی لبخند بزنی و ازم عذرخواهی کنی؟
اونوقت میگی که میخوای جبران کنی؟
!چرا
،خب
صدمه دیدم چون میخواستم باهاشون رو به رو شم
پس، تقصیر تو نیست، می فهمی؟
سان لانگ؟
چی داره میشه؟
،هیچی
فراموشش کن
،سان لانگ
چرا داری منو میزنی؟
همیشه گریه میکنی و نق میزنی
.بی مصرف
.سان لانک
!لعنتی
کدوم خری میدونه چطوری این در لعنتی رو باز کنه؟
!ژنرال نان یانگ
!من من من
!میدونم
...صبر کن
!یعنی ممکنه؟
.سان لانگ
!گفتم که
!بذارش زمین
ببینیم میتونه یا نه
سان لانگ از تلپورت توی پایتخت آسمانی استفاده کرد
واسه همین؟
،اوه نه
!این سازه نباید با عجله فعال شه
!بس کن
!صبر کن
!لعنتی
چه خری میدونه چطوری این درو باز کنه؟
!ژنرال نان یانگ
!من من من
!میدونم
منم از این حقه خیلی ضربه خوردم
وقتی که توی یه عملیات ویژه برای اعلی حضرت بودم
،ژنال نان یانگ
.زودباش دوتا تاس پیدا کن
.توی ورودی بندازشون
!بعد سعی کن دوباره درو باز کنی
تاس؟
توی پایتخت آسمانی تاس از کجا اومد؟
!زودباش، یه چیزی رو برام پیدا کن
!حالا میتونیم
چطور پیش رفت؟
!لعنتی
،ژنرال نان یانگ
!چه مرگته تو
!لعنتی
!همه مراقب باشن
هرعدد متفاوتی که بیاری باعث میشه
.بری یه جای متفاوت
تو چی آوردی؟
چهار آورد
!فنگ شین
!مو چینگ
صدامو داری؟
،به نظر میاد قدرتم باز داره تموم میشه
.صدا بهشون نمیرسه
،سان لانگ
اگه چهار بیاری کجا میری؟
شانسیه
ترسناک ترین جا اونجاییه که تاس
درو باز می کنه
ترسناک تری جایی که
با تاس ممکنه بری؟
چی؟
چطوری از پوستت مراقبت میکنی؟
.خوبه
قشنگه
چه جاییه؟
!منحرف
میخواستی بندازیش درسته؟
...خب، در نهایت یه
!اومدیم حموم زنونه
من از کجا بدونم؟
فنگ شین قطعاً
رفته توی لونه شیر
این طلسم واقعاً افسانه ایه
!پس محتاط باشید ژنرال ها
!برو کنار
این بار نوبت منه
..تو
چیزی دیدی؟
این
مرداب تاریکه؟
!کروکودیل بزرگ
چی آوردی؟
!بدش به من
!من باید بندازمش
روح یه کروکودیل از !حموم زنونه بهتره
کی میدونه که بعدش چی میاری
!تاسو بده من
،بیخیال
همین الان تاس دستت بود، نبود؟
تاس کو؟
چطوری این دوتا باز با هم دعواشون شد؟
این بار چندمه؟
مبارزه از آسمون تا زمین
خوب میدونن چیکار کنن
!من روی این یکی شرط می بندم
!پولمو روی برد ژنرال شوان ژن میذارم
لزوما! درست نیست
.ژنرال شوان ژن خیلی دقیقه
فکر کنم ژنرال نان یانگ توی این مرداب مسخره
دست بالاترو داره
نکته ظریفی بود
!پس منم میرم طرف ژنرال نان یانگ
!هی
این ارواح وحشی کوهستان
نباید بتونن فنگ شین و مو چینگ رو عقب نگه دارن
!امیدوارم زود تسلیم شن
..خوشبختانه، ولی که من انداختم
سان لانگ رو احضار کردم
یعنی چیز افسانه ای ای داخلش هست
سان لانگ
،درسته که دو بیارم
میتونم ببینمت؟
نه
که اینطور
اشتباه من همینه
...راستش
تا وقتی که بخوای منو ببینی
مهم نیست چه عدی بیاری
.میتونی منو ببینی
،سان لانگ
...تو
.بذار
...این
.شمشیر توئه
.عامر سلطنتی
بذار
!بیا مبارزه کنیم
!چه مرگ چه زندگی
خیلی خب
خودت خواستی
،توی این مبارزه
مهم نیست نتیجه چی باشه
!راه برگشتی نیست
!پشیمونی نداریم
،عامر سلطنتی
چیکار داری میکنی؟
!نزدیک بود، خیلی
!ولم کن
بیا درست مبارزه کنیم
من الان جدی بودم
!آماده یه مبارزه تا حد مرگ بودم
چیزی که الان دورته یکی از گنجینه های منه
تو
.همین الانشم باختی
چطور ممکنه باخت به حساب بیاد؟
استفاده از تاکتیک های قدیمی !همراه ابریشم سفید نفرت انگیزه
یه مرد واقعی
!باید از شمشیرش استفاده کنه
واضح نگفتی باید از شمشیر استفاده کنیم
...من
تو برنامه ای نداشتی
و اگه کسی ازش سود ببره
کسی که بتونه
!برای باخت سرزنشت کنه
چی؟
همه چیز دیگه توی عشق و !جنگ خلاصه میشه
.و حملات قایمی هم یه تاکتیکن
اگه حریفت من نبودم
.تا الان مرده بودی
عامر سلطنتی
خیلی تغییر کردی
!قبلاً اینطوری نبودی
من همیشه همینطوری بودم
صرفاً تو نمیدونستی
.یادمه که خیلی وقت پیش بهت گفتم
بدون رضایت من، توی قلبت
.چیزی ازم نساز
،من کسی که فکر میکردی نیستم
و در نهایت
.ناامیدی خودته
No comments yet. Be the first to leave one.