De første 200 linjer.
بعضي زنا .زيبا به دنيا ميان
وقتي ببينيشون فکر مي کني !راحته
...ولي اکثر زنا بايد يه کم وقت و تلاش
.براي ظاهرشون صرف کنند
...و بعد، يه سري از ماها هستن که
.کارشون از اين حرفا گذشته
.مثل من
امشب شوهرم قراره منو ...ببره به
يه مهموني خيلي .با کلاس
پس هر کاري بشه مي کنم .تا ظاهرم عالي باشه
بعضي وقتا بايد هر کاري از دستت .بر مياد انجام بدي
...يه ميني سريال فوق العاده ديگه
...بر اساس نوشته عاشقانه
...سلطان داستان هاي عاشقانه
.والا حضرت مري فيشر
...در سن لطيف 34 سالگي
!بيش از 30 رمان نوشته
اين داستان هاي جذاب ميليون ها ..دلار فروش داشتند
و زندگي اشرافي اي براي مري ...فراهم شده که
.حتي شخصيت هاي کتابش هم بهش حسودي مي کنن
...اينجا، در قصر با شکوهش در لانگ آيلند
.مري در قلب تجملات زندگي مي کنه
!علاقه
!هيجان
به نظرم توي يه رابطه .طولاني مدت اينا مهمن
و به نظرم زنا هم از کتابام همينا ...رو درک مي کنن... يه
...راه هايي براي
...کاري مي کنن مرداشون
.احساس اهميت و آرامش بکنن
..تا اون بفهمه که... اون
.مرد خونه است
.مي دوني،تا اشتباهي پيش نياد
..به عنوان يک دختر هميشه وفا دار
مري هيچ وقت اونقدر سرش شلوغ نيست که .به مادرش سر نزنه
...اون در کمال ارامش
دوره نقاهتش رو در خانه استراحت .گرگ و ميش طلايي مي گذرونه
خانم فرنسين فيشر بزرگ خاندان
.خانواده فيشر هستن
.شمپن، خاويار، و مردان عاشق
!بشين
....مري فيشر
لحظه اي رو صرف فکر کردن به فلسفه نويسندگيش ...مي کنه
..اقاي پچت
.خانمتون رو خط 3 منتظره
!سلام روث
.سلام عزيزم
حسابدار دوست داشتني من چه طوره؟
.اوه خيلي سرم شلوغه ...منشيم استعفا داد
...دارم ديوونه ميشم
...دارم به يه دختر جديد آموزش مي دم
...اوه خب زنگ زدم که بهت بگم
!خيلي براي مهموني امشب هيجان زدم
!روث، بهت گفته باشما .خيلي خسته کننده است
يه ادمايين که اصلا نمي شناسم
..مي خوام يه کم بازاريابي کنم
.چند تا مشتري جديد پيدا کنم
...فکر نمي کنم
ارزش وقت تو رو داشته باشه که از .اون ور شهر بياي
!اوه من مشکلي ندارم
!خيلي وقته با هم نرفتيم بيرون
.باشه روث !نگي نگفتما
بايد برم. باشه عزيزم؟
!باي باي
!باي باب
با چي اومدي اينجا؟
.اوه با هوايپماي شرکت کنکرود اومدم .يه کم شلوغ بود
.اوه ببخشيد
!اوه خداي من
!تويي
!باورم نميشه
!اوه واقعا متاسفم ...لباس منو خراب
روث چي کار داري مي کني؟
..باب، من الان شرابمو روي نويسنده معروف
!مري فيشر ريختم
!همه کتاباتو خوندم
!خيلي خوبه ..روث چرا نمي ري
يه کم نمک و پرير بياري تا لکه رو پاک کنيم؟
!بجنب عزيزم بجنب
!نمک و پرير ..يه مردي که
...به کاراي زنا واده
!خوشم اومد
مسئله اينه که همسرم هميشه .يه چيزي رو داره مي ريزه
يه کم شلخته است اون زنته؟
!حيف شد ..اره
!ديگه دير شده
لکه خشکيده. چرا روشو نپوشونيم؟
اصرار مي کنم که فيش خشک شويي .رو برام بفرستين
.واقعا متاسفم
!کار نجيبانه اي بود
.حالا يه نوشيدني ديگه لازم دارم اقاي؟
.من پچت هستم .باب پچت
،اقاي پچت
هي، ميشه يه کم نمک و پرير بهم بدين؟
.شرابمو ريختم روي مري فيشر
.مي دوني، همون نويسنده معروفه
کار شما دقيقا چيه اقاي پچت؟
.من مشاور مالي هستم واقعا؟
!بله
...اوه من از مردايي که
مي دونن چه طور با پول کار کنن .شگفت زده ميشم
من حتي نمي تونم حساب کنم چه قدر !پول مياد تو حسابم چه قدر ميره
حسابدارت اين کارو نمي کنه؟
بايد بکنه؟
.افراد ماهر بله ..اصلا خانم فيشر
من به سرعت دارم به بخش مديريت هنرمندا .منتقل ميشم
.دوست دارم اطراف اشخاص خلاق باشم .به نظر... هيجان انگيز مياد
...حساب داري هيجان انگيز
!خيلي جالب به نظر مياد
.بيشتر برام بگو اقاي پچت
...ديگه از خودم حرفي نمي زنم
.مگه اين که باب صدام کني
!خيلي خب
...اگه قول بدي منو
.مري صدا کني
..اون همه خانواده کوچيک
...مامانا و باباها
..بچه کوچولو هاشون رو
!تا اخر شب بردن جاي ديگه
!چه قدر خوش شانسن
.خيلي لطف کردين رسوندينم خونه
.اصلا قابلي نداره
.خب روث، مواظب باش
از اينجا به بعد من مي رونم باشه عزيزم؟
نبايد تا دم در ببريمش باب؟
اوه مشکي نيست خانم فيشر. ما همين نزديکي .ساکنيم
لازم نيست زحمت دور زدن به شما بديم مگه نه؟
نه، ما هنوز خيلي مونده .تا برسيم
..يه ساعت ديگه مونده تا به
!همپتونز برسيم
حالت خوبه؟
.اره خوبم
مطمئني مزاحمت نيستم؟
!نه بابا! 150 کيلومتر که چيزي نيست
!خدافظ عزيزم
از ديدن شما خيلي خوشحال شدم .خانم فيشر
.همچنين
!خدافظ عزيزم !تند نريا
.مري فيشر
.مري فيشر خوشگل و پولداره
!و لاغر
و پرفروش ترين کتاباي .عاشقانه رو مي نويسه
...خوشبختانه
.من به شوهرم اعتماد دارم
!خداي من اين فوق العاده است
.بايد قبض برقمو ببيني
!خوشحال ميشم
وقت داري؟
!گارسيا
.منتظرت بودم
لازم نبود. گارسيا .مي توني بري بخوابي
.مشکلي نيست
.چشم خانم
نوشيدني مي خوري؟
.خوشحال ميشم
.شب خوش
!اوه بله! شب خوش
*!بوناس نوچس مترجم: شب بخير به اسپانيايي
!عجب دفتر خونگي اي داري اينجا
.نمي دونم از چي حرف مي زني
کانياک؟
!اره
...منظورم اينه که هر چي تو اين اتاق هست
...از کف گرفته تا سقف
...من جمله اون مشروب کوباسيه
.از ماليات کم مي کنه
...اين الان
چيز خوبيه؟
!اره !عاليه
من مثل تو .تو حساب کتاب نيستم
....برام خيلي خيلي
.گيج کننده است
مي دوني، من فقط سعي مي کنم فکراي زيبا ...داشته باشم
...چون به نظرم اون زيبايي
.توي کارم منعکس ميشه
بايد زندگي محسور کننده اي .داشته باشي مري
فکر مي کنم همينطور .باشه باب
...بعضي وقتي اينجا ميشينم
...روز پشت روز
...کليداي کيبوردمو مي زنم
...نويسندگي کار خيلي
.تنهاييه
فکر کنم بايد قوه تخيل قوي اي داشته باشي ...که
بتوني اين رمانا رو بنويسي درسته؟
.اره همينطوره
...ولي من تحقيقات
.زياديم مي کنم
دست هايش را دور ...او پيچيد
وقتي که ايوي مي خودش را دور ستون غول پيکر پيچيد
...و شهد عشق او جاري شد
.به خواب خوشي رفتند
شايد تصادف کرده .فراموشي گرفته
!اينقدر احمق نباش
...اگه حافطشو از دست داده
ادماي توي بيمارستان .کيف پولشو مي گردن
و اگه ماشينش ...از جاده زده باشه بيرون و
تيکه تيک شده باشه چي؟
!از اين حرفا نزنين
!اندرو اون حيوونو بذار زمين
...پدرت يه نفر رو رسونده خونش
.و احتمالا سر راه تايرش ترکيده
No comments yet. Be the first to leave one.