De første 200 linjer.
"اخطار" .اين برنامه حاوي صحنه هاي خشن و خونين ميباشد .احتياط براي بينندگان توصيه ميشود
ما توي طبقه هستيم
نشانه هايي از ديده شدن يه زامبي توي خونه سالمندان
مرسي که خيلي سريع خودتون رو رسوندين
آره، مشکلي نيست
... آم، مطمئني که
همه زامبي ها اينجا نيستن؟
يه دقيقه پيش اينجا بود
- آه -
آه
چيزي نيست خانم خانم
چيزي نيست خانم. همه چيز روبراهه. چيزي نيست
حالا اون مرده. ما کشتيمش
چيزي نيست - شما برادر منو کشتين -
چي چيتون رو؟ - "برادرم، "والتر -
اون اومده بود به ديدنم و شماها کشتينش
پس واسه چي انقدر بلند داشتين جيغ ميکشيدين؟
چون که از ديدنش هيجانزده شده بودم
اوه، خداي من. ميکشمت
"جنيس" - ميکشمت -
تو يه احمق گستاخي
تو يه احمق گستاخي
اون ... اون دوربين لعنتيت رو ببر يه جا ديگه
... يک سال پيش
... خون آشام ها، گرگينه ها و زامبي ها
بر دره "سن فرناندو"ـي "کاليفرنيا" نازل شدن
... متوليان امور، از مبدأ و منشا اين موجودات، بي نتيجه موندن
# عشق خيلي کثيفه چون خيلي فاسد ميشه #
# داره کل کنترل از دستمون خارج ميشه #
# همه اين ساختمونا با خاک يکسان ميشن #
# و فکر ميکنم داره نزديکتر ميشه #
# چون اونا دارن به خاطر ما ميان # دره مرگ قسمت پنجم از فصل اول *مبارزات زامبي*
خيلي خب بچه ها، امروز نشانه هايي از ديده شدن يه زامبي
توي خونه سالمندان داشتيم که جنازه يه پيرمرد 82 ساله
به اسم "والتر گيلبرگ" رو، روي دستمون گذاشت
حالا مهم نيست کي باعث اين مرگ شده
که واسه همينه نميخوام بگم کار "جان جان" بوده
موفقيت ها ،UTF ولي ما توي
و شکست هامون رو به عنوان يه تيم برعهده ميگيريم
افتاد؟
ناعادلانه ست اشاره نکنيم که "کارلا" هيچ
ربطي به اين مرگ نداره، چون کاملآ تقصير "جان جان" بوده
که، تا وقتي اين تحقيقات روند خودش رو طي ميکنه
پشت ميز نشين ميمونه - مزخرفه -
عاقبت اون زامبي رو گرفتين؟
خيلي خب، يکي از دو نفر از دور خارج شه، زيادم بد نيست
پچ پچ کردنمون تمومه؟
حالا بياين بريم بيرون و يه چيزي بکشيم
آه کاپيتان، اگه "کارلا" امروز ميتونه از يه همکار استفاده کنه
خوشحال ميشم باهاش برم
بستگي به خود "کارلا" داره
... فکر نکنم فکر خوبي باشه
خارق العاده ست، فکر کنم يه خورده دگرگوني
ممکنه واسه هرکسي مفيد باشه
ميکنن American Idol مثل کاري که اونا با داورهاي
مرسي کاپيتان - مرخصيد -
ببين، فقط ميخوام اينو بهت بگم
و بعدش خفه ميشم
ما بايد باهم دوست باشيم، درسته؟
کاملآ
منظورم اينه که، ما تقريبآ هم سنيم
شايد تو يه دو سالي از من بزرگتر باشي
که چي - من 23 سالمه -
اوه. من فکر کردم سنت بيشتر بود
نه، نه اين که انگار پيرتر به نظر برسي
تو فقط ... تو ... سن بيشتري بهت ميخوره
تو ... اين نگاه مقتدرانه رو نسبت به خودت داري
ولي تو ... تو واقعآ خيلي جوون به نظر ميرسي
تو خيلي خوشگلي
مرسي
دوست پسر داري؟
من که دوست پسري ندارم
يه يارو بود که هفته پيش بهم پيشنهاد داد
ولي مجبورم بودم برم دنبالش
و وقتي اونجا رسيدم
خودش و رفيقش داشتن وزنه و دمبل ميزدن
شرت هاي مخصوص بوکس تنشون بود
... و من فقط
جنگي از اونجا زدم بيرون
يه مورد 115 توي بلوار "ونتورا" داريم
توي خيابون 12555 در حال اجراست
آه، افسر "رينالدي" ... توي راهم
115؟
وقتي که يه زامبي تازه کار
... در حال ايجاد اختلال و آشوب در ملأ عامه
يه زامبيه
عاليه - آروم باش -
اوه، هي کاپيتان
يه بار 36 ساعت پشت ميزم
بدون حتي يه وقفه واسه دستشويي رفتن، نشسته بودم
ميدوني چه طوري اين کارو کردم؟
عزم راسخ و مقاومت قسمت زيرين شکم
واسه همينه اگه پيرهنم رو در بيارم
ممکنه از اين که منو با يه بشکه مار ببيني، قاطي کني
خب توي اينترنت دنبال چي ميگردي، رفيق من؟
اوه، فقط داشتم ايميل هام رو چک ميکردم، کاپيتان
خجالت نکش
وب گردي اين روزها تنها راهيه
که يه پشت ميز نشين رو عاقل نگه ميداره
کاپيتان، اين نبردهاي زامبي هاست
ميدوني، شبيه نبردهايي که ولگردا توش ميجنگن
ولي به جاي اونا، از زامبي ها استفاده کردن
به نظر کار منزجرکننده و کاملآ پستي ميرسه
ميخوام يکي از فيلم هاشون رو ببينم - خيلي خب -
ميبيني؟
ميدوني، يکي از دوستام اين فيلم ها رو ميگيره
آره خب، رفيقت ديوونه ست
اين يه جورايي صنعت پورنوي مرده هاست
... فرقي نداشت اگه
اوه. واو - واو -
کاپيتان، اونجاشو ديدي؟
واو
حالا، اونا اون يارو رو
چون شبيه گوشت کوب ميمونه
يا اينکه حريفاش رو تبديل به گوشت کوبيده ميکنه، گوشت کوب صدا ميکنن؟
يا اينکه فقط شبيه گوشت کوبه؟
ميدوني، سوال خيلي خوبيه کاپيتان
حالا، ميبيني، فکر کنم اون يارو گندهه
ميخواد کله شو از جا بکنه - شرط ميبندي؟ -
بازنده بايد شونه هاي اون يکي رو بماله
اوه، موافق اين کار نيستم، کاپيتان
ميدوني، همين الان به رفيقم اس ام اس دادم
ميگه امشب ميخواد يه چندتا ديگه از اين فيلم ها بگيره
اخيرآ خون آشام ها کلي ماشين انتقال خون رو دزدين
واسه همين فکر کرديم شايد خوب باشه که
مطمئن شيم اين يکي برميگرده به بيمارستان
... تا جايي که يادمه فکر کنم ايده من بود، ولي
واقعآ، "بيلي"؟
قبل از اين که بيايم، يه "ميلک شيک" خيلي خوب از "ميکي دي" گرفتم
اون هم ايده تو بود؟ - آره -
آره، ايده من بود
آره، حق با توئه. ايده تو بود. درسته
آه، همه چيز اينجا روبراه به نظر ميرسه
آره. اگرچه هنوزم ايده خوبي بود که رفتيم بررسيش کرديم
آره. قبلش که گفتم ايده خوبي بود
آره، وقتي که فکر کردي ايده تو بوده
بيلي"، احساس ميکني به اندازه کافي ازت تعريف نميکنم"
يا تصديقت نميکنم يا چي؟
نميدونم. شايد بعضي وقتا
خب، اگه اينجوري احساس ميکني، من معذرت ميخوام
مرسي
هي، متوجه چيز عجيبي اينجا نشدي؟
مثلآ چي؟
"خب، اونا بسته هاي خوني رو نميبرن داخل، "استو
دارن ميارن بيرون
خداي من، راست ميگي
"کارت عالي بود، "بيلي
... "بيلي"
"گفتم "کارت عالي بود
مرسي رفيق
آه
کمربند - اووه. کمربند -
کمربند - ردش ميمونه -
اووه. دارن تيراندازي ميکنن
دارن تيراندازي ميکنن
تيراندازي رو ادامه بده
اوه
هو
هستيم UTF توجه کنيد، ما تيم
صبرکن ببينم. اونا ميدونن معنيش چي ميشه؟
البته که ميدونن معنيش چي ميشه
توجه کنين، ما تيم ضربت موجودات نمردني هستيم
ما محاصره تون کرديم
دستاتون رو بگيريد بالا و از ماشين خارج شيد
بسته هاي خون و اسلحه هاتون رو تحويل بدين
خون ها رو بهتون ميديم ولي اسلحه هامون رو هرگز
من مذاکره با تروريست ها رو 100% رد ميکنم
به نظر ميرسه قبلآ موافق اين کار بودي - الان 100% مخالفم -
خب، هرچي رفيق، الان توپ توي زمين توئه
اسلحه هاتون رو تحويل بدين
و ما هم بهتون اجازه ميديم خون ها رو نگه دارين
فکر کردم اگه اسلحه هاشون رو بگيريم، ميتونيم خون ها رو بگيريم
ما يه گروگان از پرستارا داريم
ما يه مسير امن واسه خروج از اينجا ميخوايم
دارن بلوف ميزنن
اگه گروگان داشتن، زودتر از اينا ميگفتن
ما که مطمئن نيستيم "بيلي". راجبه اين موضوع خيلي سخت گيرم
تو نميتوني با موجودات نمردني مذاکره کني
يا مرده
خيلي خب، اين يکي به نظر خوب ميرسه
"زامبي "هيلفيگر" در مقابل "بلک رودي
من روي "بلک رودي" شرط ميبندم
"منم روي زامبي "هيلفيگر
لباس کش باف
قبول. پس شرط بندي يه آقاي محترم اين جوريه، درسته؟
درسته. بازنده بايد تخم هاش رو
از شرتش بندازه بيرون
اين شرط بنديه يه آقاي محترمه؟ - واسه من اينجوريه -
آه. مرد
بلک رودي" داره بازي رو دست ميگيره"
آره، همينطوره
به نظر مياد بهتره شروع کنم به باز کردن زيپم
... آم، کاپيتان
اون پدر منه، مرد
کجاست؟
کي؟
تو واسه يه زامبي پليس خبر کرده بودي؟
آره
خيلي خب، اون آقا، خانم. اون
اوه، من داشتم مغازه رو ميبستم
No comments yet. Be the first to leave one.