De første 200 linjer.
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در= =فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غير مجاز است
** کيمياگري روح **
« قسمت 1 »
. طفلک بيچاره
. بچه جون، اين رو بخور
. پسرم
. بخور
. بازم گوشت برات ميارم
. آروم آروم بخور
. مامان
!گون
بهت گفته بودم اگه اتفاقي . براش افتاد خبرم کني
چطور گذاشتي کار به اينجا بکشه؟
به محض اينکه انرژي انساني . جذب کنه حالش خوب ميشه
. به حالت عاديش برميگرده
. پسرت وحشي شده
. بايد روحش رو دربيارم
!نه
تو خودت پسر من رو به يه . انتقالدهندهي روح تبديل کردي
يا يه بدن ديگه بهش بده
. يا بهش انرژي روح انساني برسون
. پسرم رو برگردون
. پسرم رو برگردون
اگه به گوش کسي برسه که من از جادوي ممنوعه استفاده کردم
. هردومون بيچاره ميشيم
... نه
خواهش ميکنم
!نه، خواهش ميکنم، گون
. يه کم بيشتر کنارم بمون
... پسرم
چرا وقتي انتقالدهندههاي روح وحشي ميشن بدنشون مثل سنگ ميشه؟
وقتي بدن با روحي که حمل ميکنه برخورد ميکنه يه شکاف به وجود مياد
. که باعث ميشه انرژي از دست بدن
. اين هشتمين روحيه که وحشي شده
فکر کنم بايد جابجا کردن . روحها رو متوقف کنم
. بايد به قصر سلطنتي بريد
اعليحضرت راجع به طلسم جديدي که شما
. داريد تلاش ميکنيد يادش بگيريد پرسيدن
شنيدم که
داري سعي ميکني يه طلسم متفاوت رو ياد بگيري؟
چيز خاصي نيست. يه ترفنده که . براي سرگرمي روش کار ميکنم
ميدونم نميتونم انتظار داشته باشم بيشتر زندگي کنم
ولي
. اينکه وارث ندارم خيلي غمگينم ميکنه
. اميدوارم هرچه زودتر حالتون بهتر بشه
. با اين بدن مريض هيچ کاري نميتونم بکنم
ولي اگه يه بدن جوون و سالم داشته باشم
. ممکنه يه شانسي داشته باشم
راهي وجود نداره که آدما بتونن . بدنشون رو عوض کنن
. ولي تو ميتوني
. کيمياگري روح
. اون جادوي ممنوعهست
اگه روح و بدن با هم سازگار نباشن ممکنه . تبديل به روح شيطاني بشن
چطور ميتونم به خودم جرات بدم
روح پادشاه رو به بدن يه آدم ديگه منتقل کنم؟
بدن خودت چي؟
. مدت طولاني نه. فقط هفت روز
بيا واسه هفت روز بدنهامون رو . با هم عوض کنيم
شنيدم يه بار به يه روح يه بدن مرده دادي
. و اون روح نصف سال تو اون بدن زندگي کرد
من پادشاهيام که آسمون ازم محافظت . ميکنه و تو بهترين جادوگر اين سرزميني
پس چرا نگران باشيم؟
و بعد از هفت روز ميتوني همه چي رو . به حالت قبلش برگردوني
تو توانايي انجام کارهايي رو داري
که فقط بهترين جادوگرها از پسش برميان
ولي داري وقتت رو با انتقال ارواح
. به بدنهاي بي جون تلف ميکني
. جانگ گانگ
. به پادشاه يه بدن متفاوت بده
من و اعليحضرت بدنهامون رو . با هم عوض کرديم
. من دو هوا رو مال خودم ميکنم
. اگه باردار بشه بدون که بچه مال منه
. دو هوا
. دو هوا
. تو خيلي زيبايي
. نه نبايد اين اتفاق بيفته
. نبايد اين اتفاق بيفته
!نه
باد، ابرها و بارون تحت کنترل . انرژي آسمون هستن
اين انرژي به زمين ميرسه
. و يه انرژي عظيم خلق ميکنه
در کنارههاي درياچهي کيونگچوندهو . يک کشور شکل گرفت
. درياچهاي که تجسم اون انرژي بود
اين کشور بخاطر درياچهي وسيعي که . داشت دِهو نام گرفت
انسانهايي که توانايي کنترل اين انرژي عظيم رو داشتن
. جادوگر ناميده شدن
،اين داستان دربارهي جادوگران دهوئه جايي که نه در کتابها
. ازش حرفي زده شده نه رو نقشه ها وجود داره
= بيست سال بعد =
. پس ناکسو تويي
آدمکش سايه که داره
. جادوگرهاي شهر رو مي کشه
من رو ناکسو صدا ميکنن
چون هر جا قدم ميذارم
. سرها به زمين ميفتن
اسم قشنگيه، مگه نه؟
. بکشيدش
!پرتاب
. نذاريد فرار کنه
. دستگيرش کنيد - !بله -
. بريم اونور، بياين دنبال من
. اونجاست
. من اينجوري نميميرم
. نميتونم
. واي چقدر کم طاقتي، دارم ميام
چي ميخواي؟
واي
= مسافرخونه =
. مُرده
. علامت آبي رو نداره
اين علامت آبي نشون ميده روحش . بدنش رو ترک کرده
معنيش اينه که موفق نشده
وارد يه بدن ديگه بشه؟
= سونگريم =
يک
دو
. سه
. يول، بيا اينجا
اين ناکسوئه؟
. آره
اين علامت نشون ميده که . روحش بدن رو ترک کرده
اين علامت رو يادت باشه، وقتي کسي ميخواد بدنش رو تعويض کنه
يه کبودي آبي رنگ درست . بالاي قلبش به جا ميمونه
معنيش اينه که روحش از اين بدن فرار کرده؟
بنظر مياد تلاشش رو کرده، ولي . من فکر ميکنم شکست خورده
اين ثابت ميکنه که روحش از اين بدن فرار کرده
ولي ما نشونهاي از اينکه وارد جسم ديگهاي . شده باشه پيدا نکرديم
اين يه سوته - سوت؟ -
منم قبلنا وقتي پرنده دستآموز داشتم . يه دونه از اين سوتا داشتم
پرنده دستآموز داشته؟
. فکر ميکنم خيلي وقته اين رو داشته
. به نظر مياد چيز مهمي باشه
درسته که قاتلي بوده که مثل آب خوردن آدم ميکشته
ولي بالاخره انسان بوده، حتما . داستاني براي خودش داشته
. آدماي زيادي تا الان جسد ناکسو رو ديدن
. خبرها راجع به کيمياگري روح کم کم ميپيچه
از آخرين باري که يه انتقال دهندهي روح ديديم بيست سال ميگذره؟
. بله
اخرين انتقالدهندهي روح وحشي شد . و در نهايت کلي آدم رو کشت
. ميترسم دوباره اين اتفاق بيفته
!عمو
عمو، شنيدم ناکسو يه . انتقالدهندهي روح بوده
استاد هو، شما هم ديدينش؟
بنظر مياد خيلي مشتاقي شايعه درست کني؟
،همين الانم شايعه پيچيده . تا شنيدم سريع اومدم
کجا شنيدي؟ - تو چيسونرو -
. تو يه جادوگر جونگجينگاک هستي
ولي جاي تمرين کردن به مِيخونه . ميري و به شايعات گوش ميکني
سونگريم جونگجينگاک فقط جايي نيست که جادوگرا طلسمهاشون رو تمرين کنن
. بلکه توش ميشه اطلاعات جمع کرد
در ضمن، دونگگو قراره
پا جاي پاي تو بذاره
. و رييس خانوادهي سونگريم بشه
. بايد نوشيدنيها رو بلد باشه
. خب، بگو ببينم
کدوم نوشيدني چيسونرو مزهي بهتري داره؟
حالا که اوک اينجا نيست ديگه . زياد اونجا نميرم
اوک؟ پسر جانگ گانگ؟
مگه اون الان تو مدرسهي روستا تو يونگچوندانگ نوشتن ياد نميگيره؟
. خيلي وقت پيش انداختنش بيرون
. الان تو گيسانه
فرستادمش تا پيش راهب بودايي . هويونگ آموزش ببينه
اوک اين دفعه رفته يه معبد بودايي؟
. امروز، آموزشم رو به پايان ميبرم
حتي تمرينات رو کامل هم نکردي
چطور جرات ميکني بدون اجازهي من تمومش کني؟
شما ازم خواستيد دانشم رو گسترش بدم
واسه همين صدها کتاب طلسم . خوندم و حفظشون کردم
ازم خواستيد ذهنم رو تعليم بدم
پس من با صبوري هزاران . شمشير رو تيز کردم
. هرچند هيچوقت طلسمي يادم نداديد
تنها درسي که اينجا ياد گرفتم اينه که
شما اصلا قصد نداريد طلسمها رو . به من آموزش بديد
حالا که درس بزرگي ياد گرفتم
. ميخوام تمومش کنم و اينجا رو ترک کنم
رهبر سونگريم از من خواست که . سه سال تو رو اينجا نگه دارم
ميدونم با پولي که بهتون دادم . داريد يه معبد ميسازيد
نميخوام که پولي پس بديد. اميدوارم . با موفقيت ساخته بشه
. کجا داري ميري؟! من نگفتم اجازه داري بري
بنظر ميومد دارم ازتون اجازه ميگيرم؟
مادرت وقتي خيانت ميکرد تو رو حامله شد
. و پدر خودت هم رهات کرد
تو از احترام گذاشتن به استاد چي سرت ميشه؟
. من به آدمي مثل تو هيچي ياد نميدم
ممکنه زياد راجع به احترام گذاشتن به يه استاد ندونم
. ولي طلبکار بودن رو بلدم
کافيه يه جملهي ديگه بگيد
. تا ديگه نتونيد معبدتون رو بسازيد
. چون پولم رو ازتون پس ميگيرم
بخاطر پدرت، هيچ;س بهت . طلسمها رو ياد نميده
. از نگرانيتون ممنونم
. خودم استادم رو پيدا ميکنم
. کسي که حسابي قدرتمند و ماهر باشه
مو دوک حالت خوبه؟
چرا وارد همچين بدني شدم؟
. مطمئنم که نابينا بود
پس چطور من ميتونم ببينم؟
بخاطر اينه که من يه روح متفاوتم؟
اون حتي علامت آبي که نشون بده . من وارد بدنش شدم نداشت
. چقدر عجيب
No comments yet. Be the first to leave one.