De første 200 linjer.
وارلاکا , خوناشاما
.همه افسانه ها حقيقت دارن
ما دنياي انسان ها رو از .دنيا شياطين محافظت ميکنم
,تو يه شکارچي سايه ايي .درست مثل بقيه ما
.من دارم با ليدا ازدواج ميکنم
شايد بايد کاري که قلبت ميگه رو بکني
.من پدرتم کلاري ... و هميطور جيس
بايد باهات حرف بزنم . فکر کنم دارم يه خوناشام ميشم
اينجا خيلي کار داريم
.مثل کنترل کردن غريزه قتلم
جام فنا مهمترين شي توي دنيا .سايه هاست
.ولنتاين جامو داره
.اون ارتش شکارچياي سايه شو ميسازه
اون هزاران نفرو ميکشه فقط .براي اينکه ارتشش رو بسازه
ترجمه نشده -
اون ايجاست
برادرت کجاست؟- !ازش دور شو-
!سايمون
بامن بجنگ , ببين دوستات ميميرن
.اونا تو رو ضعيف ميکنن جيس - جيس -
.ولنتاين غلطه
. تو مثل اون نيستي - . تو اينو نميدوني کلاري -
. تو نميدوني
.. جيس
!به من ...و پسرم ملحق شين
با هم ديگه , مي تونيم جهانو از شر .شياطين که مسمومش کردن پاک کنيم
!!!! شما نوع جديدي از شکارچي سايه اين
جيس
کلاري ؟
. کلاري
چطوري اومدي اينجا؟ - .با پرتال وارد شدم -
.بيا , بريم. زمان زيادي نداريم
نميتونم چي؟
ببين بايد از اينجا بريم بيرون
.نه من بدون تو نميرم
کلاريساي عزيزم
خيلي سرسختي , نه؟ . عقي وايستا
. کشتمش
.جيس زود باش بايد بريم ...ولنتاين
بايد بريم , الان؟ ! نه بايد ببريمش
دلت برام تنگ شده بود پسرم؟
! جيش
اينجا چجور جاييه؟
.مثل يه زندون زيرزميني يه
.بيشتر شبيه يه باغ وحشه
پورتال کجاست
...مهارتات ممکنه بي همتا باشن
اما وفاداريت نقص داره
ببندينش
دوستان اين اولين ترجمه بنده هست اگه هر کم کاستي داشت .حلال کنيد و لطفاً در قسمت نظرات نظر خود رئ برام بگين
شکار چيان سايه فصل اول قسمت اول اين خون گناه کار
هيچ پيغامي از طرف کليو نيموده؟
هنوز نه , و چهار ساعت گذشته در .حال تلاش بوديم
.يه اتفاقي افتاده کليو کمک نميکنه؟
کي شکه شد؟ از دست رفته؟
من نگرانم. من نميتونم جريان .پراپتاي جيش رو حس کنم
. پيداش ميکنيم الکساندر
,وقتي روي بندرگاه بوديم .گفت ولنتاين روي کشتيه
.هنوز بايد روي آب باشن
.راه هاي آبي اطراف نيويورک رو بگردين
.کشتي نميتونه زياد دور شده باشه
چيزي پيدا کردي؟ .متاسفم
!بايد يه چيزي باشه
من نديدمش
!خيلي خوب گوش کن
من مانيتور هاي هادسون و رودخانه شرقي رو ميخوام
اگه چيز غير معمولي ديدين اول به من ميگين
.اين با من الک
پس چرا هنوز جيس رو پيدا نکردي؟
فراموش نکن داري با کي صحبت ميکني
.من هنوز رئيس اينجام
!و برادر من هنوز پيدا نشده
چرا فقط نميري استراحت کني؟ الان نه ايزي
ايزابل درست ميگه و اين يه درخواست نيود
مرخصي
!باشه
...هي
! همه برين عقب
مامان
! دختر شيرنم هيچ وفت فکر نميکردم دوباره ببينمت
متاسفم
.هيچوقت نميخواتسم هيچکئوم از اينا اتفاق بيفته
تمام چيزي که ميخواتم برات انجام بدم .حفاظت کردن ازت بود
... ميدونم ولي
من ديگه بچه نيستم . لازم نيست .بيشتر از اين ازم محافظت کني
.چرا بايد بکنم
با گفتن دروغ بهم؟
... کلاري
.اين زندگي منه. من ... من بايد ميدونستم
.من مي ترسيدم
... چون با يه بيمار رواني ازدواج کردي
.پدرم
. پس ميدوني
مامان چطور تونستي ؟ . اوه کلاري
.پدرت هميشه اينجوري نبود
.من سزاور اين بودم که بدونم واقعا کي هستم .ميدونم
و از الان بهت قول ميدم .که دروغ ها بيشتري نباشه
باشه
يه چيزي برات دارم
از کجا آورديش ؟
زير کفه هاي تخته اي
وقتي يه بچه کوچولو بودم و ...نمي تونستم بخوابم , من
نگات ميکردم که اينو گرفتي و توي . اتاق خوابت گريه ميکني
من فکر ميکردم اين براي پدرم بود ...اما حالا
اما حالا ميدونم درباره برادرم بود
.جاناتان
.اشمش جيسه
.اون زندست
.غير ممکنه
متاسفم که قبلاً چطوري واکنش نشون دادم .شخصي نبود
ميفهمم
.چيز زيادي دارم که ازش استفده کنم
ميدونم ميخواي چيکار کني الکساندر
...نه من
.من فکر ميکنم تو انجام ميدي
جيس يه قسمت از منه
با يه طلسم ما دوتا جسماً و روحاً بهم متصليم
اگه اون بميره يه قسمت از من ميمره
و ميدونم بيرون اينجاس
و توي دردسره
و هيچکار لعنتي نيست .که بتونم براش بکنم
بهم بگو چيکار ميتونم بکم
.کمکم کن جيسو رديابي کنم .من يخوام از طلسمون استفاده کنم
.من فقط جادوتو براي درد ميخوام
. نميتونم با اين بهت کمک کنم چرا نه ؟
آخرين بار که اينکارو کردم تا جيسو .رديابي کنم تقريباً تو رو کشت
!چرا فقط نميتوني يه کارو انجام بدي ؟
بعد از تمام کاراي که برات کردم؟
.تو نمفهمي و ديدم اونا ميسوزن
ببخشيد , فقط ميخواستم مطمئن شم ... همه چيز
. خوب باشه لوک
تو خوبي؟
اين راسته؟
جاناتان زندست؟
.منم نميتونستم اول باورش کنم
.سلام يچه ها
سايمون سلام خانم اف
خيلي عاليه که دوباره روي پاهاتون ميبينمتون ... شما عالي بنظر
. توي اين شرايط
اينجا چيکار ميکني ؟
.داستانش طولانيه
پس ...خيلي چيزا...خيلي جيزا .اتفاق افتادن وقتي شما نبودين
اره مثل چي؟
تو يه خوناشامي
. بايد همين الان بريم به مرکز فرماندهي
.ما توي جنگيم
ولنتاين الان جام فاني رو داره
و يکي از خود ما به اون محلق شده
مثل اينکه ملکه داره بر ميگرده به پادشاهيش
همانطور که از نتايج معلومه کليو تصميم گرفت
شرايط بحراني در محفل اعلاک کنه
اولين اقدام آنها جايگزيني
رئيس سابق که فکر ميکنن تماما بي اثر بوده
باعث افتخاره تا رييس
جديد تعيين شده محفل نيويو رو به شما معرفي کنم
" نماينده کليو "ويکتورآلدرته
ميشناسيش ؟ نه
اما ممکنه اين چراي برگشتن بابا به آيدرس باشه
.ماريس پشتمو خالي کرد
.شکارچيان سايه من
.اين مايه افتخاره که اينجا با همه شما هستم
.ما بايد جيس وايلند رو پيدا کنيم
اون يه شکارچي سايه است , و ما مردمون .رو پشت سر رها نمي کنيم
جواب مکان اون ممکنه يه دروغ عالي .توي اين اتاق باشه
.پس , ما ميخوايم با همه صصحبت کنيم
هر کس توي مامورتي که .جيس ناپديد شده بوده
. آخرين چيز
سريعاً تحت تاثير قرار بگيرين .محفل قراه قفل بشه
اما اين موقته. بيايين اين محفل رو اطراف بپرخونيم
,صب کن, اگه ما اين زنداني بشيم کي دنبال جيس ميگرده؟
روش فکر ميکنم. نگران نباش
.جيس سرسخته
.ولنتاين هيچوقت نميتونه اونه بشکنه
کافيه
.امروز دوبار تو رو کشتم
ميخواي يه دور ديگه بريم هاه؟
.تو يه مبارز به دنيا اومدي
.خوشم مياد
.لباس بپوش
.خيلي چيزا داريم که دربارش حرف بزنيم
ميخواستي منو ببني ؟
.اره , کلاري
.بشين
.راجب دوربين متاسفم
همنطور که به دوستات گفتم وقتي ميان داخل
اين يه تجارت رسميـه پس
پس من بايد رسمي باشم
...حالا
.بيا راجب جيس حرف بزنيم
باشه
تو بايد تحت تاثير قرار گرفته باشي که با رفتن با ولنتاين جونت رو نجات داد؟
. بيشتر ار تحت تاثير قرار گرفتن .درباره اينه که دقيقاً چه اتفاقي افتاد
اگه تلاش هر کاري کنه هممون کشته مي شديم
آيا از رويارويي با ولنتاين ضربه خورده بود؟
...بهت گفتم اين... اين
مي تونست آدماش رو از پا در بياره؟
موقعيت غير ممکني بود, باشه؟
.جيس سعي کرد بهمون هشدار بده
.اون بهمون گفت ولنتاين توي راهه
پس ... جيس ميدونست ولنتاين اينبار .يه تله پهن کرده
No comments yet. Be the first to leave one.