De første 200 linjer.
-= قسمت 21 =- اوه دسته گل؟
صبر کن درست انجامش بدم
بفرما شاهزاده خانم لی جین یه ، لبخند بزنید لطفا
چیکار می کنی ؟ بلند شو
اوه ! اینجارو ببین
پیشنهاده؟ دوست پسرته؟ وای خانم لی شما خیلی خوش شانسی
این دیگه چیه؟ الان یه پسر به منشی لی پیشنهاد داد؟
اینطور نیست
بلند شو اینجا محل کارمه
بگیرش
دیگه این کارو نکن
گرفتیش
مدیرعامل
چرا ، اوپـا؟
!چـا ری
اوه پدر
تنهایی اومدی خونه
بله
راننده لی کجاست؟
چی؟
الان رفت
بدون اینکه ببینه تو وارد خونه شدی رفت؟
نه اون وایساد تا من بیام خونه ..بعدش دیدم یه چیزی رو توی ماشین جا گذاشتم
پس؟
چی؟
چیزی رو که توی ماشین جا گذاشته بودی برداشتی؟
بله
چی رو جا گذاشته بودی؟
کیف پولم
چرا اینقدر دیر کردی؟
فکر کردی فقط بخاطر اینکه راننده لی باهاته اشکالی نداره تا دیر وقت بیرون باشی؟
ببخشید مادر بزرگ از فردا دیگه زود میام ، خوبه؟
میرم بالا بابا
چا ری
چیه؟
تو واقعا رفته بودی دیدن دوستات؟
چی؟ بله
من بهت اعتماد دارم
باشه
برو بالا استراحت کن
بله پدر
این دیگه چی بود؟ بعد از مدتها رفتیم بیرون یه چیزی شام با هم بخوریم
دفعه دیگه ، بیا خونه غذا بخوریم
بخاطر منشی لی اشتهاتو از دست دادی درسته؟
اونم واسه خودش چیزیه اونی ، همیشه به نظر میومد دختر سنگین و متینی باشه
به نظر میومد صادق و خجالتی باشه ولی مثل اینکه یه روی دیگه هم داره
به هون جه چیزی نگو
واسه چی؟ باید بهش بگیم که این دختره با دو نفره
یکی از چیزهایی که باعث می شه هون جه اذیت بشه همین ساده لوح بودنشه
گفت اون پسره شوخی می کرده خب این اتفاقا می افته
اونی چطوری باور می کنی ؟ ندیدی چطوری اوپـا می گفت بهش
حتی اگه شوخی هم بوده باشه یه کم زیاده روی بود
حتما باید صاف بگه تا بفهمی اون دوست پسرشه
فکر کردی آدم می تونه به هر کسی بگه اوپا
بله چاری
اوپـا ، راحت رفتی
آره تو چطور؟ از بس می ترسیدم جرات نداشتم جواب بدم
من خوبم
رییس چیزی نگفت؟
فکر کنم چیزی ندید
هر بار که این اتفاق بیفه ده سال از عمرم کم می شه
.اوپـا بیا به پدر همه چی رو بگیم
پدرم ما رو درک می کنه
هنوز زوده خودت گفتی اگه برنامه جه مین درست نشه پدرت ناراحت می شه
اگه بهش بگیم امکان داره همه چی بدتر بشه
پس باید چیکار کنیم؟
چاری ببخشید امشب زودتر بخواب باشه؟
شب بخیر
!اوپـا
نونـا
هیونگ سون
اتفاقی افتاده؟
نه فقط خسته ام
!جین یه
هیونگ این گلا چیه؟
جین یه بیا یه کم با هم حرف بزنیم
بخاطر من خجالت کشیدی؟
وقتی یاد قیافه ات افتادم نتونستم برم خونه
...اوپا من که بهت گفتم
تو فقط دوست برادر بزرگمی
تو نباید این کارو بکنی
تو قیافه ات خیلی گرفته بود می خواستم خوشحالت کنم
مدیرم منو دید حالا باید چیکار کنم؟
خب مگه چیه ، هر چی می خواد فکر کنه نکنه قراره مادر شوهرت بشه
چرا؟ مگه اون مادر شوهرته؟
جین یه دیگه عصبای نباش
نمی خوای اینو قبول کنی؟
من با التماس اینو از یه گل فروشی معرف گرفتم لطفا قبولش کن
اوپـا من واقعا دلم میخواد یه رابطه خواهر برادری خوب داشته باشیم
نه یه همچین چیزی
پس فقط می خوای با اون پسره از این رابطه ها داشته باشی؟
اینقدر دوستش داری؟ نمی خوای نظرتو عوض کنی؟
اون کاملا قلب تو رو پر کرده؟
کدوم قانونی گفت تو فقط باید یه مرد یا یه زنو ببینی؟
تو باید با مردای زیادی بیرون بری تایکی رو انتخاب کنی - اوپـا -
راستش من فقط هون جه رو دوست دارم
پس لطفا منو درک کن
گلهای خیلی قشنگی خریدی ولی متاسفانه نمی تونم قبول کنم
جین یه
هیونگ ، داری جایی میری؟
دارم میرم خونه مون یه کم لباس گرم برای خودم بیارم
خونه تون مگه حومه شهر نیست؟
راستش نه ، توی سئول زندگی می کنیم
راست می گی پس چرا اینجا زندگی می کنی؟ همونطوری که فکر می کردم
واقعا خواهر منو دوست داری؟
پس چیزی رو که آخرین به ر رییس گفتم درست بود
ها؟ آخرین بار چی گفتی
بهت گفتم که دفعه آخر رییس خواهرمو توی این محل دیدم؟
آخرین بار که دیدمش در مورد دوست پسر خواهرم پرسید منم گفتم از بس دوستش داره اومده خونه ما زندگی میکنه
چی؟ بهش گفتی؟
چرا؟ نباید می گفتم؟
کاریه که شده چه می شه کرد میرم بر می گردم
هیونگ
چیه؟
سانگ هیوک دوباره اینجاست
چی؟
کجا میری آقای نصاب
...بله یه لحظه میرم بیرون
دیر وقت با جین یه بیرون واینسا
اگه باهاش کار داری همینجا انجام بده اشکالی نداره
ممنونم مادر
ای بابا چطوری این بیچاره ها با هم وسط این همه آدم قرار بذارن؟
مهندس کانگ خوشش نمیاد با آجوماها مشروب بخوره
چرا پس براش سیب هم پوست کندی؟
ها؟ یعنی الان دوستی اینا رو قبول کردی؟
اجازه کدومه ؟ ترسیدم بیرون سرما بخورن نصف شبی بیرون بمونن
بله همین کارو می کنم از این به بعد خواستم جین یه رو ببینم همینجا می بینم
متشکرم
دیگه برو
اوه باشه بخاطر امشب معذرت می خوام
جین یه الان داری می گی تو اون باسن اردک...نه منظورم
فقط اینو می دونم با علاقه تو به هون جه احساس من به تو عوض نمی شه
مدیر گروه این موقع شب اینجا چیکار می کنی؟
لی هیون سونگ واقعا که
تو این مدت کم اون همه چی رو بهت گفته؟
من دارم میرم اوپـا
باشه
من برگشتم
قرار نبود آقای نصابُ ببینی
نه
امروز خیلی خسته شدی جین یه
قیافه اش به نظر خوب نبود ، اتفاقی افتاده؟
این چیه؟
این ؟ یه چیزی که احساسمو به جین یه نشون بدم؟
حدس می زنم قبول نکره ...احساستو
زیادم دلتو صابون نزن فقط بخاطر اینکه اینو قبول نکرده
تو اصلا شصتتم خبردار نمی شه من کی قراره نقب بزنم
این روزها شما دوتا یه کم بی انرژی و عجیب به نظر میاین
اینطور که من می بینم اوضاع زیادم خوب نیست
می تونیم بگیم یه وضعیت بحرانی
آقای یون هیوک سونگ
چی؟ آقای ؟ - مگه بهت نگفتم؟ -
اگه کاریت ندارم نه اینکه شخصیت من مثل تو باشه
بیشتر ناراحتم از اینکه تو دوست هیونگ گیویی
یه چیزهایی مثل این
دیگه یه بار دیگه بخوای جین یه رو با همچین چیزهایی ناراحت کنی دیگه بیخیالت نمی شم
اگه خوشت نیاد چی می شه؟ مثلا
می خوای برای عشق بجنگی؟
لطفا جین یه رو ناراحت نکن
شاید تو ندونی ولی اون الان داره شرایط سختی رو می گذرونه
نمی تونم بشینم ببینم آدمی مثل تو باعث ناراحتی جین یه بشه ، فهمیدی؟
واااو چرا تو یهو اینقدر جدی می شی؟
تو چرا با من اینطوری می کنی؟
هی یون سامگ هیوک
هنوزم توی این محل پرسه می زنی؟
...آره ، الانم نوبت تو شد
واااو دوتایی می خواین پاچه مو بگیرین
می خوای با اونها همدست بشی و منو گاز بگیری؟
باشه بیا پاره کن
چیکار می کنی؟
...می خوای ادامه بدی
در اصل این آجوشی الان داشت منو سرزنش می کرد
واقعا که
...فردا
اداره می بینمت آقای کانگ هون جه ، باشه
خوش اومدی
هون جه ، جایی میری؟
دارم میرم خونه
راست می گی؟
برو بعدا حرف میزنیم
بله
جین یه هنوزم با هم دعوا دارین؟
نه
ای بابا پس واسه چی هنوز اینطوری می کنی
اون موقع که بهت می گفتم باهاش نباش
با هم دیگه کل محله رو می چرخیدین
الان دیگه ازش خسته شدی ، نمی خوایش؟
اینطوری نیست موضوع یه چیز دیگه است
اگه این نیست پس چیه؟
لی جین یه
تو هم اومدی اصلا متوجه نشدم
ای خدا باید خسته باشی
مادر می تونم با جین یه حرف بزنم
دوباره چی شده؟ باز خرابکاری کرده؟
!مامان
نه اینطور نیست ، فقط می خواستم در مورد چیزی باهاش حرف بزنم
. باشه . باشه . باشه
چی شده؟
حتما باید این کارو می کردی؟
چه کاری؟
No comments yet. Be the first to leave one.