De første 200 linjer.
صبح بهخیر. کوین بودی دیگه، آره؟
آره - اندی -
لنس
پس، فلزیاباید، آره؟
فلزیابگرا
فلزیابها توی صندوقعقب حاضروْآمادهان
،خب، همونطور که صحبت کرده بودیم، یه قرارداد تنظیم کردم
پیرامون توافقمون که هر چیز ارزشمندی
بین ما، یابندگان، و شما، صاحبزمین، نصفنصف تقسیم میشه
یه نگاه میندازم
راستش میخواستیم ببینیم امکانش هست همین الآن امضاش کنی، کوین
بهتره قبل از شروع کار، ترتیب کاغذبازیها رو بدیم
خب، باشه
پس، به کدوم زمینها اجازۀ ورود داریم؟
خب، همهچیز از جنوب اینجا تا رودخونه، مال ماست
،جو زمستانه توی «جادۀ برنتفورد» به بار نشسته
اما سوای اون، هر جا دوست دارید، برید
و تا جایی که میدونی، کسی تابهحال اینجا رو نگشته؟
فلزیابها؟
فلزیابگراها، آره
نه تا جایی که خبر دارم
خب، باز هم ممنون
بدرود
،خانمها و آقایون، این شما و این 10 جریب خاک سودآور مرغوب
تازهشخمخورده و ماهها مونده تا محصولات به بار بشینن
نفسکِش میطلبم
اصلاً هم قابلت رو نداشت
چند نفر دم جنگل هستن که دارن حصارها رو تعمیر میکنن، اما مزاحمتون نمیشن
فقط بهشون بگید شما فلزیاباید
« فــلــزیــابگــرایــان »
اوی، یادگار باستانی
چشمی
اصطلاحی در فلزیابی برای مواردی که اقلام موردنظر ] [ صرفاً با نگاهکردن یافت میشوند و نه با استفاده از فلزیاب
اوه، ایول، این رو ببین
یه... یه فنجونه
اوه، واقعاً؟ چیز دیگه؟
،آره، به ظروف سفالی «کولچستر» میخوره
نزدیکیهای «کولچستر» ساخته شده
عالیه، تکمیل
بهش میخوره سالخورده باشه
اه
تو ظروف سفالی دوست داری. مال تو
نمیخوامش، مال توئه. تو پیداش کردی. مال خودت، هنرنشناس
من جوشِ ظروف آشپزخونه رو نمیزنم
من دنبال فلزم
خبری نبود؟
اون چیه؟ ونِ «اسکوبی-دو»؟
ماشین اسرار»، آره»
بیا
اوه. آره
میدونی اون چیه؟ - فکر کنم بدونم چیه -
قبۀ شمشیر - میخواستم بگم -
بهم فرصت ندادی
میدونی چه دورانی؟
«ساکسون» - «ساکسون» -
بخشکی شانس
آره، یافتۀ خوبیه
بالأخره یه چیزی برای میز یافتهها جور شد
سهشنبه میری؟
چه خبره؟
تری در باب کانیسازی خاک سخنرانی داره
ازدستندادنی به نظر میرسه
بهت میگم چیه، ساعت 6 بیا
یه «جالفریزی» آماده میکنم
تونی چطوره؟
آره، آره
خوبه
چند هفتهای میشه اسبابکِشی کرده، برگشته به قایقش
چه حسی داره؟
اه، میگذرونم دیگه
خوبه که خونه مال خودمه
هنوز هم میاد وْ میمونه، اما نمیتونیم با هم زندگی کنیم
من سرگرمیهای خودم رو دارم، کارهای خودم
عادات خودم رو
دلش واسه قایقش تنگ شده بود
چرا اینوری میری؟
اون بالا تعمیرات جادهایه
اوه، تُف
شرمنده، رفیق، میخوای دور بزنم؟
نه، عیب نداره
راستش، میشه یه دقیقه بزنی بغل؟
آره
« فروشی توسط مالک - کلبۀ تترداوْن »
« !هشدار! محل ساختوْساز - وارد نشوید »
هر موقع کارـت تموم شد، توی آشپزخونه سوپ هست
اندی، توئی؟
میتونی ناگتهای ماهی رو برگردونی؟
آره، سلام
استن، بابایی اومده
!بابایی - سلام، نور چشم من -
تو دیگه خیلی بزرگ شدی که بغل گرفته بشی. 18 سالت شده
نهخیر. 7 سالمه
چند سال؟ - 7 -
خب، خیلی بزرگ شدی که بغل گرفته بشی
چیزی پیدا کردی؟
آره، راستش. نشونت میدم چی پیدا کردم
سلام - سلام -
مصاحبه چطور پیش رفت؟
بیمشکل پیش رفت
کُل هیئتامنا رو میشناختم. همهشون از حکام بودن
مدارس دولتی در «بریتانیا» دارای هیئتحاکمه هستند ] [ که وظیفهاشان نظارت بر عملکرد مدرسه است
ناگتهای ماهی - !اوه -
شیشۀ چپقهات رو از کجا پیدا کردی؟
رفتم کلبه
لنس اشتباه پیچید
پشت چندتا تیرچه پیداش کردم
چطور بود؟
همهجاش رو گیاه پوشونده بود. گزنه
غمانگیز، اما نه اونقدری که غمانگیز بود
پس، اگه این شغل بهت برسه، حقوق مدیرمدرسه میگیری یا چی؟
بهشکل قابلتوجهی بیشتر؟
چرا؟ نقشه کشیدی؟
بهنظرم باید کلبه رو از بازار خارج کنیم
چرا؟ - میخوام دوباره امتحان کنم -
بازسازیش کنم
قبل از آتشسوزی خیلی خوب داشتیم پیش میرفتیم
دیگه رفته، اندی. چیزی ازش نمونده
هنوز صاحب زمینش که هستیم
میتونیم اینجا رو بفروشیم، یه چند ماهی تا ،سازه بنا میشه، اسبابکِشی کنیم به یه آپارتمان
یا حتی بریم توی یه خونۀ ایستا، بعدش میتونیم درمحل زندگی کنیم
،خیلی خوب داشتیم پیش میرفتیم
و من اون دورۀ گالیپوشی آنلاین رو داشتم
حیفه ازش دست بکِشیم
با فلزیابت چی پیدا کردی؟
نشونت میدم چی پیدا کردم. قسمتی از یه شمشیر
کدوم قسمتش؟ - تیغۀ شمشیر هست ها؟ -
بخش تیزِ برّاقِ درازی که کارش بریدن وْ فروکردنه؟
آره
خب، اون بخش نه
طرف دیگۀ شمشیر یه چیزی هست به اسم قبه
اون رو سر شمشیر تصور کن
مسئله اینجاست که چیز تجملاتیای نیست
،تجهیزات استاندارده
که یعنی میتونه به این معنا باشه که یا پایگاه نظامیه، یا... نبردگاه
ادامه بده - «نبرد برِینْتری» -
599 دوران مشترک
«ردوالدِ شرق آنگلیا» در مقابل «اتلبرتِ کنت»
«و اولین ارتش مسیحی ثبتشده در «بریتانیا
«طبقۀ نوشتۀ «بید معظم
،اما، اگه مسیحیها از «کنتربری» میان
،«و پاگانیها از «رندلزهام
چرا اونهمه دور با هم مواجه میشن؟
فکر میکنی این حوالی مواجه شدن؟
مسیر خیلی مستقیمتریه
و مسیری محتملتر
چرا اسمش «نبرد برِینْتری»ـه؟
خب، زمانی بود که کشاورزه به «جادۀ برنتفورد» اشاره کرد
،برنتفورد» حاکی از پیشروی در «رود برنت»ـه» اما اون رود اسمش «برنت» نیست
...اسمش - رود بلکواتر»ـه» -
دقیقاً. بنابراین، کمی عمیقتر کندوْکاو کردم
حدس بزن در دوران «ساکسون» اسمش چی بود؟
ممکنه...؟
رود برنت»، که «برِینْتری» هم اسمش رو از اون گرفته»
هاه
پس، باری دیگر، «بید معظم» شِروْوِر تلاوت نموده
بیا امشب توی باشگاه، حرفی از این نزنیم
،و توی فکرش بودم
بیا بهطور کلی مجوز جدید رو کماهمیت جلوه بدیم
چطوری کماهمیت جلوهش بدیم؟ همه ازش خبر دارن. جویا میشن
مخصوصاً وقتی قبۀ شمشیرم رو ببینن
کابینت یا یخچال؟
کابینت، نادون
چطوره قبۀ شمشیرت رو این هفته نذاری روی میز یافتهها؟
چی؟
اون همه رو هیجانزده میکنه - پس چی که میکنه -
اون بهترین چیزیه که طی یک سال اخیر پیدا کردم
اون یافتۀ ماه بالقوهست
خب، فقط اولین سهشنبهست
دو هفته رو میتونی صبر کنی. هنوز هم واجدشرایطه
اوه، پسر، لحظهشماری میکردم با اون پُز بدم
بذار فقط صبر کنیم ببینیم دفعۀ بعدی ،که میریم، چیز دیگهای پیدا میشه یا نه
و بعد میتونیم یه مجموعۀ شواهد ارائه کنیم
اون نقاشیای که استن برات کشید کو؟
چی؟ - استن توی «باشگاه شنبه»ش توی تالار پیشاهنگی برات یه نقاشی کشید -
روی یخچال بود
حتماً انداختمش بیرون
انداختیش بیرون؟ چرا؟ خوشت نیومد؟
خب، بد نبود. نقاشی یه بچه بود
خوشم اومد دادش بهم. حرکتش رو دوست داشتم
اما... سه هفته روی یخچال، بهنظرم معقولانهست
سه هفته؟
میخوای همهشون رو تا ابد نگه دارم؟
یخچال تو حکم خطر آتشسوزی رو داره
رفیق
اوه، ببخشید، رفیق. بیفکری کردم
روشون بهترین زمانِ مصرف مینویسی؟
گاهی اوقات. روی یادداشتهای برچسبی
،گوش کن، در خصوص کماهمیتجلوهدادن
فقط میخوام قبل از اینکه دستهدسته بیان سرک بکِشن، ما یه جستوْجوی درستحسابی انجام بدیم
اگه پرسیدن کجاست، مبهم حرف بزن
من تکهای کاغذ در دست دارم که دارای خبر جدیایه
اون نشانۀ خوبی نیست
خبر جدی بهندرت نشانۀ خوبیه، راسل
شامل آیندۀ این تالار میشه
و تمام انجمنها و باشگاههایی که ازش استفاده میکنن
مخلص کلام، بسازبفروشها دارن سرک میکِشن
،و شورا میگه مگراینکه بودجۀ نوسازی رو افزایش بدیم
این ساختمون تخریب میشه و زمینش به فروش میره
،لازم به ذکره که این هم تأیید شده که علیرغم فرجامخواهی ما
ما هیچ پاداشی از 162 سکۀ طلای «رومی» که توی گردهماییمون
No comments yet. Be the first to leave one.