De første 200 linjer.
امان از همسرم و بشقاب پرندههاش
امان از شوهرم و کلهی نَشکَنـش
واقعاً زوج محشری نیستیم؟
،وقتی میگم، پنکیک کوچیک و سیبزمینی تُرد و گوشت بیکن و تخممرغ
و آب پرتقال تازه و قهوۀ بیشکر، تو چی میگی؟
«میگم: «من که غذا نمیخورم
خب، پس دلیلِ یخچال خالیمون همینه
واندا؟ - هوم؟ -
امروز مناسبت خاصیه؟
خب، میدونم پیشبند بستن ،دیگه یهکم زیادهرویـه، عزیزم
ولی دارم تمام تلاشمـو میکنم که همرنگِ جماعت شم
نه، نه، تقویم رو میگم
یکی بالای تاریخ امروز یه قلب کوچیک کشیده
آها آره، این قلبـه - ...هوم -
خب، نگو که تو فراموش کردی، ویز؟
فراموش»؟»
واندای عزیزم، من اصلاً توانایی فراموشکردن ندارم همهچیز تو خاطرم هست
اغراق هم نمیکنمـا اتفاقاً من تواناییِ اغراقکردن هم ندارم
خب پس، بگو چرا تاریخ امروز انقدر مهمه
ببینم سؤال چی بود؟
خب خب، شاید خودت یادت رفته
من؟ معلومه که نه خیلیوقته براش لحظهشماری میکنم
منم همینطور
امروز رو قراره جشن بگیریم ...بهخاطر
آره که جشن میگیریم
...اولین باریـه که - اوهوم -
داریم این مناسبت رو جشن میگیریم
!روز خاصیـه
...شاید شبِ - ...بسیار مهمی -
!برای جفتمون باشه - آره دیگه طبیعتاً -
قاعدتاً - دقیقاً -
دممون گرم
خیلهخب
خب پس، من دیگه برم سر کار
!یادت نرهها
نرفته
!عه
!روز خوبی داشته باشی، عزیزم
سلام، عزیزم من اگنسام، همسایۀ خونه راستیتون
راستِ من، نه راستِ شما
ببخشید که زودتر نیومدم استقبالتون
،مادر شوهرم اومده بود اینجا !واسه همینم من رفته بودم
خب، اسم شما چیه؟ اهل کجایید؟
،و مهمتر از همه بازیِ حکم بلدی، عزیزم؟
من «واندا»ـم
واندا. چه قشنگ
!خدای من، چه زود مستقر شدین
از شرکت باربری استفاده کردید؟
بله خب. اون جعبهها خود به خود جابهجا نمیشن
خب، ببینم دختر مجردی مثل تو توی همچین خونۀ درندشتی چیکار میکنه؟
نه نه، من مجرد نیستم
عه، من که حلقهای نمیبینم
خب، مطمئن باشید شوهر دارم
یه مرد. یه انسانِ عادی و قد بلند
اتفاقاً شب قراره بیاد که یه مناسبت خاصی رو جشن بگیریم
خودمون دوتا
عه.. تولد کسیه؟
نه، تولد نیست
خب، امروز که مناسبت رسمیای نیست، ها؟
نه، مناسبت رسمی نیست
پس سالگردتونـه؟
!بلـ... بله
!بله! سالگردمونـه
!وای.. چه عالی
چند ساله با همید؟
خب، حس میکنم سالیانِ سالـه که با همیم
چه دختر خوششانسی
رالفِ من، فقط در این صورت سالگردمون رو یادش میموند
که یه آبجویی بهاسم «دوم ژوئن» وجود داشت
خب، برنامهت چیه؟ - منظورتون چیه؟ -
برای این شبِ خاصتون
دختر جوونی مثل تو ،نیازی نیست زورِ الکی بزنه
،ولی بازم اگه یه تدارکاتِ خاصی ببینی جالب میشه
میگما، من جدیداً یه مقالۀ بینظیر خوندم
به اسم: «چگونه با شوهر خود رفتار کنیم «،که شوهر خود را نگه داریم
،و بذار یهچیزی بهت بگم رالف واقعاً به مقالهی
چگونه دلِ زن خود را ببرید که» زن خود را از دست ندهید»، نیاز داره
وایسا. الان میرم مجلهـه رو بیارم که تدارکات رو شروع کنیم
!وای که چهقدر خوش بگذره
اینم اون فرمهای محاسباتی که خواسته بودی، نورم
خدمت شما
!یا امامزاده بیژن، چه سرعتی
،ببینم آهنگ که اذیتت نمیکنه ها، رفیق؟
منظورت بهخاطر پرتشدنِ حواسم از کاره
یا متن فوقالعاده چرت و پرتش؟
اولی - آها نه، ممنونم نورم -
میگما.. کمکی از من بر میاد؟
آره اتفاقاً، بر میاد
میشه لطف کنی بهم بگی ما دقیقاً اینجا چیکار میکنیم؟
چیزی تولید میکنیم؟
نه - صحیح -
چیزی خرید و فروش میکنیم؟
نه و بازم نه
پس هدفِ این شرکت چیه؟
من فقط اینو میدونم که از وقتی تو اومدی اینجا، 300% رفته روی راندمانمون
آره، ولی چی داریم تولید میکنیم؟
فرمهای محاسباتی
و هیچکس هم مثل تو نمیتونه داده پردازش کنه، رفیق
تو مثل یه کامپیوترِ متحرکی
چی؟ اصلاً هم اینطور نیست
من یه کارمند انسان عادیام ،که کاملاً از مواد طبیعی تشکیل شده
درست مثل خودت، نورم
هی! چرا حالا قاطی کردی؟
آره ببخشید، یه نَمه عصبیام
،میدونی، گویا امروز یه روز خاصیـه
،برای واندا، زنم
و ای خدایا، هر کاری میکنم یادم نمیاد چیه
خیلی خوشحال شدم
ویژن - بله؟ -
من و همسرم بیصبرانه مشتاقِ امشبیم
آقای «هارت». آره دیگه
شام با آقای هارت و همسر عزیزشون، خانم هارت
منم همینو گفتم چِت شده، پسر؟
پیچهات شل شدن؟ - نه قربان. همۀ پیچـام سفتِ سفتن، قربان -
آره، امیدوارم همینطور باشه
شام با کارمندان برای تازهواردها
رسم مهمیـه
اون جونز رو که میبینی بدجوری خرابش کرد
مگه نه، جونز؟
زنم فکر میکرد پنج وعدۀ غذایی کافی باشه
و اون سرگرمیِ در به داغونتون
گروه موسیقی کوارتت رو میگین؟
بعدم که بهطرز خجالتآوری علاقه به تیپ هنریـت رو نشون دادی
یقه اسکی پوشیده بودم
آره. امیدوارم تو صنعت بیکاری موفق باشی، جونز
میدونی، من موفقیتِ الانم رو به تخصصم تو آدمشناسی مدیونم
تو که توی کمدت اسکلتی نداری، ویژن؟
نه من اسکلت ندارم، قربان
خدا رو شکر آیندهت تو این شرکت به همین بستگی داره
آهنگی هم ندارید؟
یه چیز خاصی که تو مراسم عروسیتون پخش کرده باشین؟
نه، چیز خاصی نداریم
پس خودم چندتا صفحه بهت قرض میدم
پس موزیک و دکور و لباس ردیف شد !راستی
تکنیکِ اغوا چطور؟
اونو بلدم
معلومه که بلدی
،حالا محض کنجکاوی درموردش چی گفته؟
نوشته موقعی که وارد اتاق میشی باید تلو تلو بخوری که اون بگیردت
رمانتیکـه
حربۀ دیگهای هم نوشته؟
میتونی به این نکته اشاره کنی که نرخ مرگومیر مجردها دوبرابرِ افراد متأهلـه
!حالا تازه شد رمانتیک
منزل ویژن
واندا، عزیزم - ویژن، عشقم -
...ببین، درمورد امشب
نگران نباش، عزیزم همهچی رو حاضر و آماده کردم
خب.. خیالم راحت شد
باید اعتراف کنم که همچین استرس گرفتم
استرس؟ آخه برای چی؟
،خب میدونی، عزیزم هنوزم گاهی زبونم قاصر میشه
...ویز، آخه بعد این همه مدت
امشب اهمیت خیلی زیادی داره، واندا
،اگه امشب خوب پیش نره میتونه آخر خط باشه
خب، حالا یه شبـه دیگه نمیخواد فیلمهندیـش کنی
ببین، بهنظرم بهترین راهکار اینه که زنـه رو تحت تأثیر قرار بدیم
بهنظر منم بهترین راهکار اینه که شوهره رو تحت تأثیر قرار بدیم
!خب، خیلیم عالی
خوشحالم که هر دومون همنظریم
پس تا امشب، عزیزم
تا امشب
...وای
شوهرتون خسته شده از بس نون تُستهاش رو سوزوندین؟
،توسترِ جدید و ارتقاءیافتۀ ما توستمیتِ 2000» رو امتحان کنید»
توسترِ برگزیدۀ بانوان خانهدار هوشمنده
میگما.. این دستگاه چه جلایی داره
گل گفتی
دکمه رو بفشارید و خوشمزگی رو به نان تُستتون برگردونید
المنتهای حرارتی بالا و پایین ،از پس هر چیزی بر میان
،از میتلوف گرفته، تا پای گیلاس و ساندویچهای پنیر باز
توستر جدید توستمیتِ 2000 «تولیدیِ «صنایع استارک
گذشته رو فراموش کنید آیندهتون اینجاست
!ما اومدیم
!خونهتون چه جوّ جالبی داره
قضیه چیه، ویژن؟ فیوزتون پریده؟
منو ببخشید تا برم خانم خونه رو بیارم
بگو کیه؟
!واندا
ویژن
!وای
این کارا چه معنی داره؟
...خب، این
...آره، معنیِ این کار
!آها، معنیـش
میخواید بدونید معنیش چیه و معنیش اینه که
این خوشآمدگویی و مهماننوازیِ مرسوم بین سوکواییهاست
بگو کیه؟ - میزبانـه که پشتم وایساده؟ -
بله دیگه
خیلی خوشوقتم - !بله -
والا یادم رفته بود بهتون بگم همسر من اروپاییـه
!چه جالب
ما با «بلشویکها» دمخور نمیشیم
!عه.. ساکت، آرتور
اصلاً فرهنگ حاليت نيست؟
!و اون لباس
...بله! اين.. اون خيلي !سوکوياييـه، همينه که گفتم! بله
ميشه يه لحظه تو آشپزخونه ببينمت، عزيز دلم؟
!اُه، بله
اون آدمها کي هستن؟ - اين چيه تنت؟ -
واسه چي اينجان؟ - چيه اين تنته؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.