El marginal

El marginal

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 3

Udgivelsesinfo

El marginal S03E01 720p WEB-DL x264-Pahe
El Marginal S03E01 720p NF WEB x264-PHOENiX
El Marginal S03E01 720p NF WEB h264-KOGi
En kommentar af MATIN78124
🔲► Matin78124 ◄🔲

Tags

web
x264
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Udgivet den: 2021-08-25
Downloads: 38
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

این سریال دارای صحنه‌های استعمال مواد مخدر یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ مناسب نیست

ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram

‫یالا

‫یک سال قبل

‫دیگه نمیخوام اینجا باشم مرد

‫صبور باش داداش،زیاد طول نمیکشه

‫جداً عجب جای گندی ـه

‫وقتی که رفتم،من رو بسوزون

‫زنده زنده دفن شدن من رو مثل سگ میترسونه

‫این خزعبلات رو نگو ماریو

‫آقایون،وقت نمایشه

‫-اونا تقریباً اینجا هستن ‫-باحاله نه؟

‫-بیا بریم ‫- این یارو از وقتش استفاده میکنه

‫اون احمق نیست

‫اون باید هوشیار باشه تا اونا گیرش نندازن

‫حواست باشه چی میگی

‫مالکوم یه ویساخوسوی حرومزاده واقعی ـه ‫*کله گنده*

‫چی گفت؟

‫اون ویساخوسو ـه

‫خودم ترتیبش رو میدم

‫هی جیمز،اون میدونه که ما کجاییم؟

‫که بورخس ها رئیس زندانِ سان اونوفره هستن؟

‫حرفِ شیطان شد..

‫-پسر عمو. ‫-چه خبر؟

‫-عصربخیر آقایون،متاسفم که دیر کردم ‫-مشکلی نیست

‫-میشه در مورد بیزینس حرف بزنیم؟ ‫-واسه همینه که اینجاییم

‫میخوام بدونی که چون جیمز خیلی تعریفت رو کرد اومدم اینجا

‫بسیار قدردانم

‫جیمز بهم گفت که شما سلطانِ مواد هستی

‫یک ویساخوسو واقعی

‫داداشم رو ببخشید، ‫بدونِ فکر کردن حرف میزنه

‫پسرعموم بهم گفت که توی سان اونوفره چیکار کردی

‫روش ـت رو دوست داشتم

‫میتونی این کار رو توی بقیه زندان ها هم بکنی؟

‫ما توی خیلی از زندان ها آشنا داریم، ‫آشناهای کله گنده

‫ما فقط باید کاری رو که توی سان اونوفره کردیم رو توی بقیه کشور بکنیم

‫شبکه آماده شده و به خوبی کار میکنه.

‫من میخوام همه چی رو روی یه خریدار متمرکز کنم

‫شما فقط بخاطر این که پسرعموم عضوی از گروه ـتونه،اولویت دارید

‫جیمز مثل داداشم میمونه

‫لعنتی

‫به این زودی بریم؟

‫هی رفیق!

‫اون هیچ کاری نکرد

‫میبینمت مرد

‫پسرعموت خیلی بی ادبه جیمز

‫-اون بدونِ خداحافظی رفت ‫-پلیس!پلیس

‫بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

‫مادرجنده ها!برو برو برو

‫بهش شلیک کن

‫بخواب رو زمین،حالا

‫بریم ماریتو!

‫حرومزاده

‫-برو بیرون. ‫-بیا بریم مرد!

‫ببرش

‫خودش میدونه چیکار کنه

‫برو ماریو،برو

‫من رو از اینجا ببر بیرون لطفاً

‫-دیوز،کجایی؟ ‫-جیمز،من رو ببر بیرون

‫-آروم ‫-منو بیار بیرون

‫-آروم باش خوان پابلو ‫-ماریو،ماریتو

‫من رو از اینجا ببر بیرون ماریو

‫نزدیکه

‫زندان سان اونوفره

‫آروم تر حرکت کن احمق

‫-من منتظر میمونم ‫-یکم با پلیسا به مشکل خوردیم

‫چرا اینقدر طولش دادی؟

‫همین الان گفتم بهت! ‫ازم میخوای که پلیسا رو بعنوان پیشنهاد بیارم اینجا؟

‫خوبه،حالا ورود و خروجت به مدت نامعلوم ممنوع ـه

‫-مفهوم شد؟ ‫-باید ریسک کنی آنتین

‫اگه نمیتونی گرما رو تحمل کنی،از آشپزخونه برو بیرون

‫منو نصیحت نکن مرتیکه آشغال

‫یه دوش بگیر و برو به دفتر من، ‫مردم منتظرن

‫یه دوش سریع میگیریم و میایم اونجا

‫تو نرو گوساله،داداشت

‫تو پوشکت رو عوض کن

‫هرچی میخواد بگه،واسم مهم نیست

‫بس کن مرد

‫بگیرش!

‫سوسک کجاست؟

‫این کصکشا یه جوری میان توی حیاط که انگار صاحب حیاط هستن

‫-برو کلمبیا ‫-من به اندازه کافی با این کونیا سر و کله زدم

‫میخوای بزنیم جرشون بدیم؟

‫آره سزار،بیا صورتشون رو خط خطی کنیم و توپ رو بکنیم تو ماتحت ـشون

‫-نظرت چیه؟ ‫-راحت میتونیم بزنیمشون

‫یالا کونی

‫بیا مرد

‫رفیق توپ رو بنداز

‫اینُ؟

‫آره توپ بسکتبال رو میخوام،تخمات که به کارم نمیاد

‫بگیرش کصکش

‫حرومزاده

‫کیرخورِ همجنسباز

‫-چه مرگته ؟؟ ‫-داریم سر به سرش میذاریم کپیس

‫اینطوره؟

‫مامان بزرگم میگفت:سر به سر یکی گذاشتن منجر به دعوا میشه

‫-مادربزرگت راست میگفت ‫-حرومزاده

‫دهنت رو ببند کونی

‫و تو،مو رنگی

‫اینقدر شر درست نکن وگرنه حیاط ممنوع ـه ‫فهمیدی؟

‫-برو بیرون ‫-این کچلک نجاتت داد

‫دهن یَک یَکتون رو میگام

‫گمشو،کصکشِ خیانت کار

‫لطفاً خفه شو

‫حیاط مال ماست ، لعنتی!

‫ مال ماست!

‫بیا داخل ماریو

‫باعث افتخاره که بهتون معرفی کنم..

‫آقای ماریو بورخس رو،که یکی از زندانیان نمونه واسه جامعه هستند، در عرصه همکاری

‫من به عنوان سرپرست سان ‫اونوفره بسیار به ایشون افتخار میکنم.

‫ماریو ، ایشون ادواردو پاردو هستند

‫یکی از تاجرای مهم در شهر

‫و دکتر کایتانو لوناتی ، قاضی فدرال.

‫بشین ماریو

‫آنتین بهم گفت که شما مردی عالی و شریفی بودید

‫این تنها راه زنده ماندن در اینجا است.

‫خودتون که میدونید

‫کریستیان،پسر کوچیکه ی ادواردو، ‫فردا میاد

‫یه پسر عالی که یکی از دوستای خوبِ دخترم لونا ـست

‫اون به این محیط عادت ندارد.

‫از آنجا که او خیلی خوب است ، چه اشتباهی انجام داده است؟

‫گنده زده

‫یه احمق

‫موقع رانندگی مست بود و تصادف کرد،ایناهاشش

‫دوتا از رفقاش و دوتا از دخترا از دنیا رفتن

‫بچه بودن

‫یه گنده خیلی بزرگ

‫-مشروب رو بده بیاد ‫-زودباش،بده من

‫مشروب رو بده

‫سلام به همه شماهایی که دارید تماشا میکنید، ‫داریم میریم به مهمونی

‫مراقبت باش

‫متاسفانه،این ویدئو همه جا پخش شده

‫رسانه ها به حداقل رساندن ‫مسئولیت کریستیان را غیرممکن کردند.

‫منظورتون اینِ که نمیتونه قسر در بره

‫درسته

‫پسرت پیش من در امان ـه ‫کاری میکنم احساس کنه توی مدرسه راهب هاست

‫در عوضش چی گیر من میاد؟

‫آنتین،میشه یه لحظه با آقای بورخس تنها باشیم؟

‫من با کمال میل میرم

‫میرم سرم به کار خودم باشه،ببخشید

‫ادواردو مایل است مبلغی منصفانه ‫و معقول به شما پرداخت کند.

‫درست.مبلغی منصفانه و معقول.

‫عالیه،ولی..

‫من جدای از پول،یه چیز دیگه میخوام

‫ما الان رفیق هستیم و ‫شما مرد قانون ـید

‫مردی با نفوذ سیاسی. ‫این خیلی خوبه

‫چه میخوای بورخس؟

‫آزادی من.

‫و آزادی برادرم.

‫حرفی که رسانه ها میزنن یه چیزه، ‫حرفی که خانواده همسرم میگه یه چیزه

‫اما احساس میکنم خیلی ها ‫هستند که با من همدردی میکنند.

‫نامه های پشتیبانی و همدردی زیادی دریافت میکنم.

‫بسیاری از زنانی که

‫میخواهند دوست دختر من باشش

‫واقعاً؟

‫به خدا قسم

‫تا حالا از کاری که کردی احساس پشیمانی کردی؟

‫مسئله اینِ که.. ‫شما هرگز اونا رو ندیدید

‫اونا سه تا کصکش لعنتی بودن

‫همسر من...

‫بیشتر از همه،مادر زنم و خواهر زنم

‫اینا دلیل بر کُشتنشون نمیشه، ‫میتونستی نقل مکان کنی

‫درسته

‫ولی اونا زندگیِ من رو جهنم کردن

‫میدونی زندگی کردن با همچین آدمایی چجوریه؟

‫افرادی که مدام شما رو کوچک میکنن؟

‫بذار بره

‫اونا بخاطر این که من یه آدم وسواسی بودم،من رو مسخره میکردن

‫بهم میگفتن پری خانوم

‫"کاکاتو".

‫"مردک کونی".

‫جالبیش اینجاست که آدمای اینجا همه بهم احترام میذارن

‫اونا به چیزی که خانواده ام مسخره میکردن،احترام میذارن

‫من میفهمم.

‫احترام گذاشتن خیلی مهم ـه

‫همینطور پشیمانی از اقدامات گذشته خود

‫پیشمونم،البته که پشیمونم

‫باید همونطور که شما گفتید،اونا رو ترک میکردم

‫ولی کاریه که شده...

‫حالا باید محکومیتم رو اینجا بگذرونم

‫میدونی چیه؟

‫ترجیح میدم که باقی عمرم رو توی این گوه دونی زندگی کنم

‫تا اینکه بخوام یه دقیقه دیگه با اون کصکشای بی همه چیز باشم

‫فکر کنم واسه امروز کافیه

‫متشکرم.

‫یادت میاد چی پرسیدم؟

‫آره.

‫ببخشید،خیلی مشغله ذهنی دارم

‫-نه نه اصلاً،مهمون من باشید ‫-لطفاً بگیرش

‫اصرار میکنم

‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

‫قرص ها معمولاً مسکن هستن

‫این کپسول ها مهیج کننده هستن

‫مراقب باش،خودِ سرعت ـه

‫لذتش رو ببر

‫تمرکز کن،ریتم رو از دست نده

‫این بی فایده اس

‫پاها هم به اندازه دستها مهم هستن

El marginal subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for El marginal

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left