De første 200 linjer.
شهرداری
این یه موقعیت اضطراریه که میخوای
یه افسر کنترل حیوانات بیاد اونجا؟
احتمالا میدونی که والدینت
روزی که به دنیا اومدی باهم ازدواج کرده باشن؟
میخواد در مورد مالیات غذا صحبت کنه
جعبه ی کنترل بازه یا گم شده؟
خب همین الان یه تماس از بوستون دریافت کردیم که یه هشدار آتش سوزیو در
خیابان سی و سوم براونینگ توی دورچستر گزارش میده
و الان امکان جابجایی نیست.
تا یکم واست میگردم یه لحظه صبر کن
میخوام برای سازمان پارک ها
یه پرونده باز کنم. اونا با درختا سرو کار دارن
یه تماس از پلیس بوستون دریافت کردم. تقاطعِ
پارک وی وی اف دابلیو و خیابون لاگرنج در وست راکبوری
چراغ راهنمایی خاموش شده. فقط میخوام تایید کنم که بهش رسیدگی میکنی.
من یه ارباب رجوع دارم که در مورد نگهداری از
جاده ها میپرسه. اشکالی نداره اگه وصلش کنم؟
یه سگ ولگرده؟
گفت نمیتونه دلیل آشکاری ببینه
مثل سیم قطع شده یا همچین چیزی.
ولی انگار برق کل منطقه رفته.
هم پیاده رو هم خیابونو بسته؟
ارباب رجوع میگه که صاحب ملک برقِ
آپارتمانشو قطع کرده
میگه باهاش بگو مگو داره. اونا سر یه قضیه ای
تو دادگاهن و فکر میکنه اون برقو روش قطع کرده
من با چند تا از فعالان مدنی جلسه دارم
یکی از بزرگترین عقب گرد هایی که داشتم
به خاطر پلیس نبود. واسه بعد از وقتیه که پلیس کارشو انجام میده،
بعد از رخداد حادثه، درمان ضربه ی روحی چیه؟
و مشخصه که ما اعضای شورا و پلیس
مشاورانشون رو دارن تا به روش
پلیسی توضیح بدن، و با خانواده، در حین خاکسپاری، همراهی کنن.
و بعدش اتفاقی که بعدش میوفته
و اتفاقی که برای جامعه ی بزرگ تر میوفته، مثل
اتفاقیه که برای یه گروه دوستانه و... میوفته
و میدونم ما داریم، من دارم کارلوس هنریکز رو نقد میکنم
بخشی از نقش کارلوس هنریکز قرار بود که
خدمات رو هماهنگ کنه تا مطئن بشه
درمانی داره. پس، مثلا
یه جورایی مثل عملیات و پشتیبانی.
وقتی یه خبرایی تو انجمن هست
چه توسعه شهری باشه چه پاکسازی خیابونا
یا هرچیز دیگه، فروشگاه عملیات و خدمات جرومی میره و کارشو میکنه
و اونا با توسعه و برنامه ریزی
و با اداره مسکن کار میکنن.
با همه جور سازمانای مختلف و اونا
یه جورایی همیشه تو این محله هستن.
و فکر میکنم، و هنوز کامل بررسی نشده، ولی
به فکرم زد یه همچین کاری تو خیابونا انجام بدم.
وقتی پلیس، وقتی کارتون تموم میشه، بعدش چی میشه؟
ما واردش نمیشیم و ، و، ما
میذاریم امنیت عمومی کارشونو بکنه و یه مدتی
سعی میکنن منطقه رو آروم کنن و گروهای خلاف کار و
کارگرای خیابونی اون بیرون کارشونو میکنن
ولی لزوما توی خدمات هماهنگی ای وجود نداره.
پس وقتی یه نفر کشته میشه کلی
حوادث دیگه در جریانه و، خرابه هاش،
ما به خودی خود تلاش هماهنگ شده ای نداریم تا اونو هماهنگ کنیم.
گفتم کارلوس روی برگردونن
شهروندا کار کنه، و کار کردن روی بخشای مختلف
میتونه به آرومی ظرفیت ایجاد کنه و اشخاصی رو بیاره، مثلا عملیات و حمایت،
که در اصل هماهنگ کننده های داخلی انجمن هستن
و با هرکسی که نیاز باشه کار میکنن
چون فکر میکنم اتفاقی که الان داره میوفته
وقتیه که داریم، مثلا چند ماه پیش
توی ده روز هشت نفر کشته شدن،
همه دنبال مقصر بودن.
پلیس سرزنش میشد چون میزان خشونت بالا بود
کارگرای خیابونی سرزنش میشدن چون اونجا نبودن
مشاوران روانشانس سرزنش میشدن چون اونجا نبودن.
شهر سرزنش میشد چون این توی شهر اتفاق
افتاده بود، همه سرزنش میشدن.
یه مسئله اینه که میتونیم خدمات رو هماهنگ کنیم تا
هماهنگی بهتری توی خدمات باشه
تا با این خانواده ها همراهی کنه
و ممکنه وارد یه خانواده بشید و بینید که: وای،
اینجا واقعا شرایط سختی برقراره و میتونیم شخصا کمکشون کنیم
تا همینطور که شرایط میگذرن به خدمات کمکشون کنیم
این نیت پشت پرده ی نقش کارلوسه.
و این... چه کارلوس باشه، چه کس دیگه ای
اون کسی بود که به فکرم رسید، چون اون خیابونا رو درک میکنه
و جامعه رو درک میکنه، و این کار هم قبل از اینکه
انتخاب بشه هم بعد انتخابش انجام داده بود.
اون تو کارش تفاوت زیادی ایجاد میکنه
این یه جورایی دلیل اینه که فکر میکنم اون حلقه ی مفقود شده ی اینجاست
فکر میکنم اون کلی کارای معرکه در حال انجام داره،
سازمان پلیس برنامه ریزی های عالی ای انجام داده.
برنامه ریزی های عالی ای انجام داده.
فکر میکنم الان یه فرصت هست تا
نه لزوما از طریق دفتر نورا،
بلکه از طریق کاری که نورا میکنه و ما کجا واردش میشیم؟
چون تو نمیتونی انجامش بدی، و نورا باید
ارتباط داشته باشه. "به کی باید زنگ بزنم؟"
به جای اینکه من به مارتی
و ویل و کریس و مارک و
دنی و کانون و جروم و لوری و خودم زنگ بزنم،
یه نفر هست که میتونه باهاش تماس بگیره که میتونه
واقعا کمک کنه این چیزا رو دور هم نگهداره
و میشه یه رابط توی محله.
- از این خوشم میاد. - این چیزیه که دنبالشم
و این نتیجه ی یه مکالمه ای بود که با
دنی جلسه رو سر هم کرد و جلسه یه جلسه ی خیلی صادقانه بود
افراد خیلی صادق توی انجمن توی
این جلسه بودن... یه جلسه ی بد نبود
این یکی از اون جلسات مستقیم بود و مردم
همه ی کاری که ما انجام میدادیم رو درک نمیکردن
و فکر نمیکنم که ما
کارمون اونقدرا توی داستان
سر هم کردن در مورد کاری که توی شهر انجام میدیم خوب باشه
همچنین کارمون توی دور هم نگهداشتنش هم خوب نیست.
اینجاست که فکر میکنم میخوایم با اون ادامه بدیم
پس، فقط میخوام درجریان بذارمتون که من یه لیست از افراد دارم.
پس، شما ها، اگه کسی میخواد وارد بشه
فقط باید منو در جریان بذارید تا بتونم
لیست افرادی رو که میخوان شهردارو ببینن
قبل از آخر هفته بهش بدم.
بودجه چیه؟ بودجه مجموعه ای از
اسناد مالیه. نحوه ی خرج کردن پوله،
نحوه ی بدست آوردن پول، نحوه ی تصمیم گیری پرداخت حقوق همه اس.
ولی همچنین صورت حساب اولیت ها هم هست.
این یک بار در ساله که شهر میتونه
توقف کنه و اتفاقاتی که در جریانه رو بررسی کنه
چه تصمیماتی گرفتیم، چه تصمیماتی باید بگیریم،
شهر داره چطوری تغییر میکنه و برای انجامش چه سرمایه گذاری هایی کردیم
بودجه هم به جنبه ی روز به روز شرایط اشاره داره،
که میشه حقوق همه ی افراد، که چه مقدار
خرج خدمات شهری میکنی، چقدر خرج انرژی میکنی.
همچنین به معنی نقشه ی کلی ایه که توی پنج سال آینده انجام میدیم،
پروژه های بزرگ، مثل جاده و پل و
مدرسه و همه ی چیزای بزرگی که میبینین.
شاخص های بودجه ی بوستون. منظورمون ازش
اینه که نمیتونیم تمام کار هایی که همه میخوان رو هم زمان انجام بدیم.
دلیلش هم اینه که، ما در یک جور ساختار
تنگا تنگ که از لحاظ مالی
تحت فشاره زندگی میکنیم. منظورم از این حرف اینه که ما
نمیتونیم یه کسری بودجه مثل دولت فدرال رو مدیریت کنیم.
قوانین ایالت مارو ملزم میکنه که هر سال یک بودجه ی متعادل داشته باشیم
و ما محدود به میزانی در آمدی میشیم که میتونیم خودمون بدست بیاریم.
ما محدود به مالیات اموال با نرخ 2.5 درصدهستیم،
همچنین مثل باقی شهر ها توی کشور یا این ایالت
توانایی نداریم که مالیات بر در آمد رو افزایش بدیم.
پس تو یه دنیای واقعا از لحاظ مالی تحت فشار زندگی میکنیم
که یعنی باید سرمایه گذاری های راهبردی
انجام بدیم. باید اولویت بندی کنیم،
تا بین اون چیزهایی که هست مصالحه کنیم
دلیلی که آخر کار این چیز خوبی از آب در میاد
اینه که وقتی یه رکود اقتصادی مثل سال 2010 به وجود میاد،
عملکردمون نسبت به کل ایالت خیلی بهتره، خیلی بهتر
از باقی شهر ها و شهرستان های کشور.
خیلی از شهرستان های باتجربه در سال 2010
وقتی اقتصاد ثابت شد طرح های بزرگی داشتن.
ایالت به وضوع یک میلیارد دلار کسری بودجه داشت.
این شهر، به دلیل نحوه ی اداره شدنش
و به خاطر مسیری که تاریخ مدیریت مالی رفته،
از اون طرف تقریبا بدون مشکل به در اومد
و رک بگم ما از کلی از خطرات و کلی از
عواقب بد که با رکود اقتصادی سال 2010 همراه بود اجتناب کردیم.
آخر کار چه در آمدی داریم؟
ما پول رو همینطور که اینجا میبینیم تو داده های مختلفی جمع میکنیم.
بودجه ی سال مالی 2019 حدود 3.3 میلیارد دلاره.
70 درصدش از جانب مالیات بر امواله. کمک ایالتی حدود
13 درصدش میشه و در آمد های دیگه ای داریم، مالیات غیر مستقیم،
مجوز های محلی، همه ی این جور موارد دیگه
که تو دنیا وجود داره.
مالیات بر اموال حیاتیه. مالیات بر درآمد فقط
2.5 درصدی نیست که هرسال روی اموال موجود اضافه میکنیم
بلکه همچنین چیزیه که اسمشو میذاریم رشد جدید که
میشه ساختمان های جدید، ساکنین جدید،
همه ی سازه های جدیدی که هر ساله وارد شهر میشه،
که پیش بینیش یکم سخت تره، ولی در آخر کار
بیشترش از چیزاییه که میسازیم یا توسعه میدیم و
بهتر میکنیمش. اینطوری تونستیم تا
در طول چند سال گذشته سرمایه گذاری راهبردی انجام بدیم
و به نوعی شهر رو به جلو هول بدیم.
کمک ایالتی اونجا توی 13 درصده.
ده سال پیش، اون قبلا حدود 20% بود
و بیست سال پیش، 30% بود
پس به این معنیه که ایالت قبلا بخش خیلی بزرگتری
از بودجه مون رو شامل میشد. به این میگن کاهش
در چیزی که آخر کار اسمشو گذاشتیم کمک ایالتی
و مالیات بر اموال در چند سال گذشته خیلی شدید بوده.
این همچنین کمک کرد اعتمادمون رو هم افزایش بدیم.
پس روی هم رفته ما تو یه دولت در حال رشدیم.
ما هر سال حدود 4 یا 5% رشد داریم.
هم از جانب مالیات بر اموال و هم درآمد های راهبردی پیشقدم دیگه
که در سال گذشته ایجاد کردیم
بریم سراغ اینکه این 3.3 میلیارد دلار رو چطوری خرج میکنیم.
الان عملا 5 تا داده دان بزرگ هست
البته پیچیدگی های خیلی زیادی توی هرکدومشون وجود داره.
اولیش باید برای همه آشنا باشه.
تحصیلات حدود 40% از
بودجه رو میگیره. که شامل مدارس دولتی بوستون و هم مدارس خصوصی میشه
مشخصا هر دوی این ها از زمانی
که شهردار فعلی روی کار اومده افزایش پیدا کرده
بخشی از بودجه ی قبلی 200 میلیون دلار بیشتر به
مدارس دولتی اختصاص میداد
و ارزیابی مدارس خصوصیمون در اون زمان
100 میلیون دلار بود.
No comments yet. Be the first to leave one.