De første 200 linjer.
بک وون
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم خانم کانگ رو ببینم - رفته خونه -
نه نرفته.تلفنی باهاش صحبت کردم
بک وون
چرا میخوای ببینیش؟
یه چیزی هست که میخوام بهش بگم
میشه اول به من بگی چی میخوای بهش بگی؟
چرا؟
چون رئیس,منم
وقتی به ازمایشگاه گزارش کردین اول به من بگین
این چیزی نیست که بخوام در موردش با تو بحث کنم
باید مستقیما به خودشون بگم
چطور؟ دلیلی هست که نباید الان ببینمشون؟
....: هرگونه استفاده ی مادی از زیرنویس ها :.... ....: بدون هماهنگی با مدیریت تیم :.... ....: مجاز نمی باشد opus_sub :....
بک وون.اینجا چیکار میکنی؟
چی؟ تلفنی بهتون گفتم دارم به دیدنتون میام
آره گفتی چیزی حواسمو پرت کرده
بیا اینجا بشین
خب,چرا اومدی اینجا؟
خانم کانگ,در مورد ها بینه
در مورد اون چی؟
...راستش
مادربزرگ
تو دفترتون بودین؟ فکر کردم رفتین خونه
این گزارش سود این ماهه
واقعا این همه سود این ماه کسب کردیم؟
بله.من بخاطر قضیه ماهی پولاک از همه مشتریا عذرخواهی کردم
من بهشون نشون دادم که حالا چقدر محصولات ما قابل اعتماد هستن.فکر میکنم این کلیدی بود
تو مثه یه گنجی
اون تنها دلیل من برای زنده موندن در این چند سال اخیر بوده
نه اینطور نیست مادربزرگ
نه.ما همه مون میدونیم که شرکت در بحرانه
اگه پیدات نکرده بودم قادر نبودم در آرامش بمیرم
خب,چیزی تو رو کشونده اینجا؟
بله خانم کانگ
من یه اسم برای موسسه خیریه پیدا کردم
واقعا؟ چی هست؟
نظرتون درباره خیریه رنگین کمان طلایی چیه؟
رنگین کمان طلایی؟ - بله -
من طلایی رو از گروه طلایی با رنگین کمان بخاطر پدرم ترکیب کردم
رنگین کمان چه ربطی به پدرت داره؟
اون هفت تا بچه رو با وجودی که بچه های خودش نبودن به فرزندی قبول کرد
به همراه چون وون که اینجاست
اون بهم یاد داد که مردم دنیا باید با هماهنگی زندگی کنن
میخوام اینو تقدیم کنم به همه ماهیگیرایی که اونجا هستن
واقعا؟
رنگین کمان طلایی
خوشم میاد ازش
نظر تو چیه, ها بین؟
منم خوشم میاد
ترکیب رنگین کمان برای امید و طلایی از شرکت ما با معنیه
وای,خیلی خوب تفسیرش کردی
از الان به بعد,تو برای طلایی مسئولی
و همینطور برای رنگین کمان,بک وون
در هماهنگی ,یکی گروه طلایی رو رشد میده
و دیگری سهم طلا رو با دیگران به شراکت میذاره.عالی نیست؟
اینطور فکر نمیکنی؟ - بله مادربزرگ -
بک وون - بله خانم کانگ -
فکر میکنم شما دوتا در زندگی قبلیتون با هم خواهر بودین
امیدوارم شما دوتا باهم کنار بیاین و تمام تلاشتونو بکنین,باشه؟
بله مادربزرگ
جوابمو بده!چرا پدرمو کشتی؟
!جوابمو بده
چرا کشتیش؟بهم بگو چرا؟
چرا کشتیش؟
جوابمو بده چرا اونکارو کردی؟
چرا؟
کافیه !بهت میگم
کافیه کافیه
میدونم غش نکردی !بیدار شو,جو کوانگ دو
جو کوانگ دو !جو کوانگ دو
خودشه؟
جو کوانگ دو کجاست؟ - بهت گفتم اون فرار کرده -
این مرد ملاقاتش کرده چون میتونسته باهاش ارتباط برقرار کنه
اون کجاست؟ کجا ملاقاتش کردی؟
هی,آروم باش ما همه رو ازش پرسیدیم
اون از یه شماره ناشناس یه تماس داشته
جو کوانگ دو برای قاچاقی رفتن به یه کشتی نیاز داشته به همین دلیل اون جو کوانگ دو رو ملاقات کرده
ما ازش بازجویی کردیم اما اونم نمیدونه جو کوانگ دو کجاست
اگه میدونستی جو کوانگ دو کجاست باید با پلیس تماس میگرفتی
باید حداقل به من زنگ میزدی
میخواستم خودم گیرش بندازم
متاسفم
بهرحال,الان میدونیم که اون تو کشوره
با این اتفاق,اون حتی به دزدکی رفتن هم فکر نمیکنه.اون بزودی دستگیر میشه
ناراحت نباش
چرا با این شماره تماس گرفتی؟
میخوای منو تو دردسر بندازی؟
چی؟ خاموشه؟
خب,الان کجایی؟
حرومزاده احمق
بهت گفتم برای مدتی پنهان بمون اما تو این آشوب رو راه میندازی
اگه منتظر بمونی که پلیس حفاظتشو کم کنه میتونی از کشور خارج بشی
چرا دردسر درست کردی؟
متاسفم
من ممکنه بخاطر تو, تو دردسر بیفتم
بت گفتم هیچوقت با من تماس نگیر
واقعا متاسفم
حالا باید چیکار کنیم؟
باید بمیری
چی؟
مردم رو وادار کن باور کنن خودتو کشتی
چه جوری؟ - اول یه نامه خودکشی بنویس -
بهت میگم چی بنویسی
باید کاری کنیم مردم باور کنن خودتو کشتی
تا زمانی که پلیس این داستانو باور کنه و گاردشو پایین بیاره,باید پنهان بمونی
بله قربان
از الان به بعد همه چیزو میسپرم به تو
برادرت اونو گرفته؟
آره
اون خیلی احمقه
چرا اول به پلیسا زنگ نزدی؟ چرا میخواست خودش به تنهایی انجام بده؟
هرگز به نوکرش فکر نکرده بودم
دستگیر کردن جو کوانگ دو وظیفه تو نیست
این اشتباه پلیسه
بهرحال,همونطور که رئیس چا گفت اون بزودی دستگیر میشه
اون بطور قطع تو کشوره و جاهای زیادی برای مخفی شدن نداره
دو یونگ.فکر میکنم باید اینو بهت بگم
من بهش فکر کردم
اما پنهان نگه داشتنش از بقیه مشکلی رو حل نمیکنه
چیه؟ - من از خانم شنیدم که -
ها بین دختر واقعی اون نیست
اون بخاطر پولهای خانم کانگ وانمود میکنه که ها بینه
و این پدر توه که همه اینا رو برنامه ریزی کرده
همه اینا رو میدونستی؟
آره
چند روز پیش فهمیدم
پس چرا به خانم کانگ نگفتی؟
بخاطر پدرت؟
درک میکنم نمیتونی پدرتو تحویل پلیس بدی
اینطور نیست - نه,دو یونگ -
درک میکنم دو یونگ.وقتی اوپا رو دستگیر کردم دنیا تو سرم خراب شد
بخاطر همینه که از پلیس بودن استعفا دادم
نمیخوام تو هم همون دوره دردناکی که من گذروندم,بگذرونی
راستش,خیال داشتم به خانم کانگ حقیقتو بگم
اما نتونستم
چون وون بخشی از دلیلی ایه که نتونستم به خانم کانگ بگم
اما بیشترش بخاطر تو بود
اگه بهشون میگفتم پدرت صدمه میدید
شاید حق با بابام بود
اون همه چیزو میدونست اما سعی میکرد اونو پشتش پنهان کنه
منظورت چیه؟
بابات اینم میدونست؟
بله
خانم یونگ هی بهش گفته بود
چی شده؟
هیچی
...بهرحال
...از نظر دیگه,فکر میکنم
منظورم اینه که این یه جرمه
و من یه زمانی پلیس بودم
نمیدونم باید وانمود کنم اینو نمیدونستم
برای خانم کانگ متاسفم
من حواسم بهش هست
بذارش به عهده من
اینطور نیست چون اون پدرمه دست از سرش برمیدارم
فقط یه چیزی هست که باید درباره اش بفهمم
تا اونموقع
میخوام که وانمود کنی که چیزی نمیدونی
متاسفم.میدونم برات خیلی سخته
فقط یه چیزی یادت باشه
اگه بعدا اتفاقی افتاد
تو باید فقط نگاهت به من باشه منم میخوام فقط نگاهم به تو باشه
نگران نباش دادیار سو
حتی اگه آسمون به زمین بیاد من در کنار تو میمونم
چیکار میکنی؟ مردم ممکنه ما رو ببینن
بهم اجازه بده
بذار برای مدتی بغلت کنم
شاید نباید در این مورد حرفی بهت میزدم
میدونم احساس خیلی بدی داری
اما سر پا بمون دو یونگ
آقای کیم هم میدونست که ها بین قلابیه این پدر منه که همه اینا رو برنامه ریزی کرده
اگه پدرم میدونسته که بابات اینو میدونه
پس بهش این انگیزه رو داده که باباتو به قتل برسونه
آقای لی,یه کاری هست که الان باید برام انجام بدی
پس,تصمیم گرفتی منو ترک کنی؟ چطور تونستی اینو به بک وون بگی؟
انقدر ازم متنفری؟ دیگه به من به عنوان دخترت فکر نمیکنی؟
چرا بهم خیره شدی؟من از اولش با این نقشه مخالف بودم
اما تو قرار بود قولتو نگه داری
ممکنه با این کارت منو بفرستی زندان
چطور یه مادر میتونه از دخترش محافظت نکنه؟
چی درباره بک وون انقدر مهمه؟
نمیخوام بیشتر از این مرتکب جرم بشم Why do you bring up Baek Won?
از کِی انقدر بی تفاوت شدی؟
شما وقتی برای خرس قطبی کار میکردی هر جرمی که لازم بود مرتکب شدی
اما چرا من نمیتونم انجامش بدم؟
آره.اگه بخاطر هان جو اوپا نبود منم مثل تو میشدم
حالا که بهش فکر میکنم,من هیچوقت موقع انجامشون احساس راحتی نداشتم
باید خودتو از این جهنم بکشی بیرون
تسلیم شو و مجازات جرایمی رو که مرتکب شدی بپذیر
و میتونی با من زندگی کنی تو دیگه بدبخت وفقیر نیستی
نگران گیر افتادن نباش
الان دیگه برای انجامش دیر شده
من ارثیه اشو بدست اُوردم - تو چی؟ -
بله از سهم شیلات طلایی25%
با یه کمی وقت میتونم مالک شیلات طلایی بشم
دارین به کسی که قراره رئیس بشه میگین این پست رو رها کنه
معنی میده؟
شیاد
No comments yet. Be the first to leave one.