De første 200 linjer.
...آنچه گذشت
این دسته مویی از پسرمه
تا اینجا من رو آورده، انگار جادوئه
به خاطر بیماری مرد یا از خشونت؟
چرا؟
خشونت مسیر کوتاهیه بیماری مسیر طولانی
خانوادهی تو چهطور؟
خیال ورت نداره که آدمی
دادن فرصت دوباره
به امثال بیلی مایرز اشتباهه
توی ارتش بودی؟
دشمن دارم
راهزنی؟
میخوای بهمون ملحق شی؟
چند ساله روی این این خط کار میکنن... رقابته
گربه چشم سیاه و پسرهاش
نمیدونم پسرا، من انرژیم رو برای طعمهی بزرگتری نگه میدارم
نمیشه که کل این کشور
فقط پر از قاتلان و دزدها باشه
کجاست؟
به کی فروختیش؟ - نفروختم -
اسمـم بر آب میکشده
تو من رو نمیشناسی
قتل عام چاک ریور
خانوادهم بودن
چرا برای آبیها میجنگی؟
برای مردمـم جنگیدم
انگلیسیها هیچوقت مردم تو نبودن
دشمنِ دشمنم بودن
پس ما دشمن هم هستیم
جنگ تموم شده
و وقتی رفتی خونهت هنوز اونجا بود؟
یا هنوز دنبالش میگردی؟
کسی رو مقصر نمیدونم لطفی هم نمیخوام
پس چی؟
صد و شصت هکتار به انتخاب خودم
کجا؟ - نبراسکا -
لوپ
رویات همینه؟
واقعیتمه
حقمه
چند وقته اومدی بیرون؟
از ارتش
یه مدتی میشه
اولین روزی که فهمیدی هیچ حقی نداری کی بود؟
اونها حقت رو گرفتن
همهش رو گرفتن
و برای تو حتی وفاداریت هم دزدیدن
با افتخار خدمت کردم
توی جنگی که محکوم به شکست بودی؟
حدس میزنم این رویاییه که تو رو زنده نگه داشته
در واقعیت هیچوقت به اونجا نمیرسی
فکر کنم این هم میدونی
توی اعماق وجودت
و سعی داری بفهمی چیکار میتونی بکنی تا جایگزینش کنی
زنی که باهاش سفر میکنی
به کجا میره؟
شاید به نفعته که مسیرت رو تغییر بدی
که تو رو به مقصد دیگهای ببره
رویای دیگری که نمیشه داشت
...اول
میخوام یه کاری برام انجام بدی
تو کارت توی کشتن خوبه
...فرمانده کلگ و افرادش
...پانی
با یه تیر توی پشتش
روی این خط برای من کار کردن
تجارتم
الان بار دومه دنیام رو زیر و رو کردی
میخوام درستش کنی
یه زنی هست میخواد این خط رو کنترل کنه
ولی نه واسه من
اسمش گربه چشم سیاهـه
ولی زیاد نزدیکش نشو تا بفهمی چرا
علاقه به کندن پوست سرمون داره
شایان، پانی، زیاد سختگیر نیست
هر پوستی که شبیه ما باشه
شنیدم مجموعهی خوبی داره
مرد
زن
بچه
میخوام جلوش رو بگیری
بکشیش
در غیر این صورت متوقف نمیشه
میخوام بکنیش کار خودت
دنیا رو همینطوری که در واقعیت هست ببینی
...ما
اونها
همینطور که همیشه بوده
و همیشه خواهد بود
...بعدش شاید
این رو بهت برگردونم
و شاید دشمنِ دشمنم بلاخره تبدیل به دوستم بشه
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«مترجمان: سینا اعظمیان» Sina_z
خب
خواننده دوره گرد
هرچهقدر هم که خوشآمد گویی به یه زن انگلیسی توی کانزاس خوشآینده
ولی برام سواله چرا خونهی من رو انتخاب کردی؟
اینها مال کین؟
هر کدوم از اونها که اینقدر احمق بود سر راه من قرار بگیره
دیدم یه پسر رو توی اصطبل حبس کرده بودی
اون هم همینطور؟
...اوه
دوست دارم از این لحظه لذت ببرم
چرا؟
شایان، سال 1868
بیست و یک سالم بود
همه چیزهای دیگه به جز جونم رو گرفتن
عفتم و خانوادهم
یه جورایی مثل هدیه به بلوغ رسیدن
نیازه درمورد پلکهام بهت بگم؟
اون مال بیشتر از 20 سال پیشه
چندتاست، 50 تا پوست سر؟
فکر نمیکنی از تصفیه حساب هم بیشتر باشه؟
نه تا تک تکشون روی دیوار بیان
و من چی؟
فکر کنم تا حالا از محتویات کیفم با خبر شدی؟
کلی پوله
پوست سر من هم میخوای بکنی بذاری اون بالا؟
مطمئنا، الگوی کاریت رو خراب میکنه
خب، نمیدونم پسرهام چه نقشهای برات دارن
مطمئنا خیلی حال میده
خب، من با جان کلارک ملاقت کردم
اون یه کیکاپوییه
دوستداری باهاش کار کنی؟
فقط با یه چاقو
خب، اون یه چیزی بهم گفت گفتم دوست داری بشنوی
بر آب میکُشَد»، میشناسیش؟»
بدجوری ازم متنفره
بایدم باشه
اون بود که این زخمها رو روی بدنم گذاشته
من با یه دوست سفر میکنم
مال قبیلهی پانیه
یه قاتل کارکشته
و جان کلارک بهم گفت دشمن تو
میخواد دوستم رو بفرسته که تو رو بکشه
چرا داری این رو بهم میگی؟
فقط نمیخوام دوستم بمیره
پس چرا جلوش رو نگرفتی که نیاد
چون نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
دشمنت زندانیش کرده
و فکر میکنم
گرفتن زندگیت هزینهی آزادیشه
پس، تصمیم گرفتم گزینه بعدی مناسب اومدن پیش توئه بهجاش
پس اشتباه کردی
چون الان بهم برتری دادی
خب، این خطرش بود، میدونم
ولی بعدش گفتم اگه من خودم بهت بگم
و تو پول رو دیدی
همه چیز اونجوری که باید پیش میره
...بعدش بذاری من
دست بالا رو داشته باشم
تو به مامانم شلیک کردی
مامانت گفت میخوای باهام خوش بگذرونی
من میگم الان ترکوندن کیر و خایهت
بیشترین لذتیه که یه زن میتونه داشته باشه
ولی از خوششانسیت الان حس و حال خوش گذروندن ندارم
خدای من، ممکن بود بهت شلیک کنم
وقتی تازه به اینجا اومده بودم دوستم بهم گفت
فرق بین چیزی که میخوای با چیزی که نیاز داری
چیزیه که میتونی روی اسب بذاری
درسی بهتر از این نیست
اسب خودت رو انتخاب کن
برای ایلای ویپ اومدم
گرمه
سوختی؟
چیزی نیست
میخوای یه نگاه بندازم؟
نه، خوبم، مرسی
نباید بذاری عفونت کنه
نمیکنه
اون بالا هم همینطور
خیلی زود این راه دراز رو طی کردی
چی از اوکلاهاما؟
نمیدونی از کجا شروع کردم
هر روز داره واضحتر میشه
پسره کیه؟
نجاتش دادم
اون هم همین کار رو برام کرد
بهش میگم بیدردسر چون تاحالا دردسری نداشته
کجا باید ببرمش؟
میتونه راه خودش رو بره
با یا بدون ما
ما؟
گفتم شاید تو رو جایی که میخوای ببرم
اسم بیلی مایرز به گوشت خورده؟
نه
جایی که میخوای بری زندگی میکنه
در نظرم دارم یه سری بهش بزنم
چرا؟
رازی داری؟
که هنوز نگفته باشی؟
اشکالی نداره
فقط تو نیستی
میدونی بهت گفتم داخلش جادوئه
هنوز به اون مرحله نرسیدیم
ولی میرسیم
خانم، اینقدر بلند داد میزنی نه تنها رعد و برق قراره بهمون بزنه
No comments yet. Be the first to leave one.