Udgivelsesinfo

Chicago Typewriter Episode 15
En kommentar af Persian Dream Team
Baran - Neginell - M.Hena @persiandreamteam

Tags

other
Udgivet den: 2017-06-07
Downloads: 23
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

به عنوان عضوي از تشکيلاتِ "اتحاد جوانان چوسان"

اعلام مي کنم که براي آزاديِ چوسان به جنگ ادامه ميديم

... و هر کي جلوي استقلال کشورمون رو بگيره

ترور مي کنيم

بجُنبين

رفقايي که زنده ميمونن؛ توي نقطه ي مرکزي جمع بشن؛

و بعد همه باهم برن ايستگاه کيونگ سونگ و سوار قطاري که به سمت منچوري ميره بشن

اميدوارم همه زنده بمونن و بتونيم دوباره همديگه رو ببينيم

برين جلو

برين جلو

نميتونن زياد دور بشن برين دنبالــــشون

...تيرانداز يو سو يون

به محض اينکه از استيج اومد پايين ...بايد مهموني رو ترک کنه

و خودشو به نقطه ي مرکزي برسونه

و رفقا رو تا ايستگاه کيونگ سونگ همراهي کنه

آناستازيا؟

مگه تو آناستازيا نيستي؟

خودتي ديگه؛ آناستازيا

نکنه بازم داري ميري آهنگسازتُ ببيني؟

بازش کن- چشم-

اووووف! جيگر

با چه اسباب بازي خطرناکي بازي ميکني

اومدين- همه حالشون خوبه؟-

همه خوبن، بجز رفقايي که خودشونو فدا کردن

آقاي شين؛ زخمي شدي؟

اوم؛ چيزِ مهمي نيس

نقشمونو خراب نميکنه؛ نگران نباش

حالا که همه هستن، بريم ايستگاه کيونگ سونگ

وايسين

سو يون هنوز نيومده

...خودم با چشماي خودم ديدم که با بقيه

از مهموني اومد بيرون

پس اگر قبلِ ما از اونجا زده بيرون؛

پس تا الان بايد ميرسيد اينجا

به نظرتون موقعي که داشته ميومده اينجا؛ گير نيفتاده؟

دعوتت کردم که به عنوانِ طعمه واسه ...ِگير انداختن رهبر اون تشکيلات

ازت استفاده کنم

اصاً باور نميکنم که تو تک تيرانداز اتحاد جوانان چوسان" بودي"

حس ميکنم يه چيزي خيلي بزرگتر از انتظارم گيرم اومده

بهت که گفتم

اصاً نميدونم اتحاد جوانان چوسان چي هس

...يکي از مهمونا يه کمي پول بهم داد و

بهم گفت اون جعبه رو با خودم ببرم

فکرشم نميکردم که ممکنه توش تفنگ باشه

چه حيف شد

...منم يه کم پول دادم به يکي از زيردستام

و بهش گفتم يه کاري واسم انجام بده

بهش گفتم به محض اينکه تو واردِ اونجا ...شدي؛ چشم ازت برنداره

...و تمام حرکاتت رو

زير نظر بگيره

چه حيف شد

آخه واسه چي وقتو زحمتتو واسه همچين چيزِ بي ارزشي هدر دادي؟

رهبرِ اتحاد جوانان چوسان کيه؟

باعثِ شرمندگيه

خودمم خيلي دوس دارم باهات ...همکاري کنم

منتهي بايد يه سوال ازم بپرسي که جوابشو بدونم

نميخواي بدوني واسه چي آوردنت اينجا؟

نميدونم واسه چي منو اينجا نگه داشتي؛

اما طعمه ي اشتباهيو انتخاب کردي

نگاهِ تو چشات

من اون نگاهُ تو چشات ديدم

خيله خب

کارآگاه بازي رو شروع کنيم؟

يه فرضيه هس

...يا شين يول يا سو هي يونگ

رهبرِ اتحاد جوانانِ چوسانه

يه واقعيتي هم هس

جفتشون عاشق توان

اين پيش بيني منه؛ بنابراين

جفتشون ميان که نجاتت بدن

بهت که گفتم

من هيچي در موردِ اتحاد جوانان چوسان نميدونم

ميبينيم

بيارينش تو

واقعاً ميخواي همينطوري از کيونگ سونگ بري؟

نميتونيم بيخيالِ سو يون بشيم بايد بريم نجاتش بديم

به قطار نميرسيم

بيشتر از اين نبايد وقت تلف کنيم

پس شماها اول برين؛ منم ...ميرم دنبالِ سو يون

مگه ميدوني کجاس؟

بايد بفهمم

با اين وضعت؟

پس ميگي همينطوري ولش کنيم بريم؟

ناسلامتي سو يون رفقيمونه

کسايي که تو هوانگوم جونگ و تو ...مهموني امشب شهيد شدن هم

رفيقمون بودن

از همون لحظه ي که تصميم گرفتيم ...واسه کشورمون بجنگيم

بايد خودمون زندگي خودمونو نجات بديم

اين سرنوشتمونه

هي يونگ

اگه به موقع نرسيم اونجا؛

نميتونيم واسه ماموريت بعديمون آماده بشيم

همگي راه بيفتين سمتِ ايستگاه کيونگ سونگ

منم

تويي؟

...تو الان بايد ايستگاه کيونگ سونگ باشي

و اوضاع اونجا رو بپاي

پليس عين مورُ ملخ ريخته تو ايستگاه کيونگ سونگ

فقط ـم ايستگاه کيونگ سونگ که نيس؛

تو کل شهر پليس ريخته

همه رو دارن تفتيش و بازرسي ميکنن

...نميدونم کي راپرتمونُ داده اما

تو همون قطاري که قرار بود سوار بشيم کلي پليس با لباس شخصي نشسته

اين همون تک تيراندازس؟

دلت ميخواد پسرت بميره؟

جوابمو بده؛ اين همون تک تيراندازس؟

ببرش بيرون

چشم قربان

...الان همگي پخش شين

و مراقب اوضاع باشين

اونايي که هنوز هويتشون فاش نشده؛

به زندگي عادي خودشون ادامه بدن انگار نه انگار که اتفاقي افتاده

هرکي حس ميکنه که تحتِ نظرِ؛

...بره مخفيگاه و خودشو قايم کنه

و مثل هميشه باهامون در ارتباط باشه

چشم- چشم-

بريم

هي يونگ؛ بايد اول سو يون رو نجات بديم

زخمت ممکنه عفونت کنه

بايد اول اونو دوا درمون کني

شنيدم اين مخفيگاهِ اتحاد جوانانِ چوسان بوده

اي واي! حالا چه بلايي سرشون اومده؟ مجبور شدن ببندنش؟

خيلي شانس آوردي

خداروشکر؛ نياز به بخيه نداشت

مادرم هميشه عادت داشت واسم دعا کنه

...دعا ميکرد

که هميشه سالم بمونم

فکر کنم بخاطرِ دعاهاي اونه که اينقد خوش شانس شدم

رئيس، يه مشکلي پيش اومده

...فکر کنم

هو يونگ مين؛ سو يون رو دستگير کرده

فهميده که سو يون تيراندازِ تشکيلاتمونه؟

...اگه سوفيا دهنشو باز کرده باشه

واسه چي سوفيا دهنشو باز کنه؟ منظورت چيه؟

نکنه منظورت اينه که مادام سوفيا جاسوسه؟

مطمئنم

سوفيا درست قبل از ماموريتمون غيب شد

و يکي از بچه ها ديده بود که رفته داخل فرمانداري

سو يون تو خطره

...تو تفتيش و بازرسياشون

با اين بدن زخميت ميخواي چيکار کني؟

...چطوره بري به همه بگي که

...بعنوان يکي از اعضاي اتحاد جوانان چوسان

يکي از عواملِ درگيري و تيراندازي ديشب بودي؟

پس ميگي دس رو دس بذاريم و هيچکاري نکنيم؟

سو يون همچين آدمي نيس که ما رو لو بده

اينقد شکنجه ـش ميکنن تا بميره

بايد نجاتش بديم

اسلحه ـتو بذار زمين

اگه نميخواي بياي؛

خودم تنهايي ميرم

سرجات وايسا، شين يول

اين يه دستوره

يادت رفته؟

...رفقامون که

اون شب توي هوانگوم جونگ ...بمب کار گذاشتن

...قبل از اينکه گيربيفتن

خودکشي کردن

...اونا اين کارو کردن؛ که از تشکيلاتمون

محافظت کنن و رفقاشونو نجات بدن

هي يونگ

اينکه کي و واسه چي زندگي ـمون ...به خطر بندازيم

به خودمون بستگي داره

...ما بايد خودمون

از خودمون محافظت کنيم

سو يون از اين قضيه مستثني نيس

سو هي يونگ- ...قرار بود بعد از اينکه از -

کيونگ سونگ رفتيم واسه ماموريت بعديمون آماده بشيم

با پولايي که دزديديم اسلحه و مهمات ...بخريم و

واسه نبرد بعدي آماده بشيم

اين هدف اصلي ماموريتمون بود

...اونايي که زنده ميموندن

بايد اون هدف رو عملي ميکردن

اينطوري ميتونيم واسه رفقايي ...که زودتر ازما شهيد شدن

عزاداري کنيم

آقاي جو

بررسي کن ببين چند نفر زنده موندن؛

وقتيکه آمار دستمون باشه؛

ميتونيم يه راهي واسه نجاتمون پيدا کنيم

چشم، رئيس

بخور

بايد زنده بموني

اگه اينقد لجاجت کني؛

خودت اذيت ميشي

حتي نميتوني تصور کني که تا چه حد ميتونن اذيتت ميکنن

...اونقد که

التماسشون ميکني که بکُشنت

چطوري روت ميشه بعد اينکه ...به رفقات

خيانت کردي؛ زندگي کني؟

مقاومت نکن اينطوري خودت اذيت نميشي

...رئيس

خودش حواسش به همه چي هس

از کي جاسوس شدي؟

تو بودي که اطلاعات اين ماموريتو لو دادي؟

واسه چي اينکارو کردي؟

چطوري تونستي اين کارو کني؟

همه به چشم خواهرشون بهت نگاه ميکردن

واسه من مثه مامانم بودي

مگه کاره ديگه ي هم ازم برميومد؟

اگه اين کارو نميکردم؛ پسرمو ميکشتن

More Farsi Persian subtitles for Chicago Typewriter

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left