De første 200 linjer.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
ترجمه از رضا کارگران .: greatR :.
من هیچوقت با یه حیوانِ مزرعهای سکس نداشتم
،یا از دوستدخترم سوءاستفاده نکردم
مگه اینکه ازدواج کردن .باهاش رو حساب کنی
...بذار بگم، سخت بود، آه
که 10 تا از مهمترین پروندههام رو محدود کنم
سوالاتِ کوچیکتر رو ترجیح میدم
،از عضویتهای حرفهایم آموزشهام
،خانم رئیسجمهور، فقط بین من و شما
احساس من میگه اونقدر که مردم میگن بعید نیست
هنوز فکر میکنم دنیایی هست
که الحاقیهی حقوق برابر توش توصیب میشه
زنها واقعاً بهترین هستن، مگه نه؟
عمیقاً مفتخرم که به عنوان جایگزین صندلیِ دادگستری اون مرحوم در نظر گرفته شدم
خب، بهم بگو
چطوری خریدنت؟ شپردها
،قاضی آبروتزو، خانم رئیسجمهور دوست ندارم مزاحمتون بشم
اُه، الانش هم بیش از اندازه وقتِ باارزشِ رئیسجمهور رو گرفتم
خانم رئیسجمهور
آقای معاون رئیسجمهور - والاحضرت -
خالصانه لذت بردم
برای آخر روزِ فردا ملاقات با قاضی مایکلز رو هماهنگ کنم؟
وزیر دورنت منتظرتون هستن
احساس ضعیف شدن کردم
ببخشید
بیل شپرد دست منو راهنمایی میکنه
و به نظر سُست و ضعیف اومدی، مارک
اشتباه میکنی - نه، اشتباه نمیکنم -
صورتت رو دیدم - ...خانم رئیسجمهور -
لطفاً منو این صدا نکن. خواهش میکنم
کلر - بهتر شد -
کلر - بله. چیه؟ -
اون مبارزهای نبود که تو توش پیروز بشی
خوشت میاد پیام رسون باشی؟ - چی؟ -
از وقتی یه پسر کوچولو بودی آرزویی چیزی بوده؟
چون میتونم یه چیزی بهت بگم
وقتی بتونی درجهی دست و پا ،بسته بودنت÷ رو شناسایی کنی
میبینی چقدر رهایی بخشـه
...با منی
یا با اون آدمهای افتضاحِ ترسناکی هستی
که خودت رو بهشون وصل کردی؟
چون میتونم یه چیزی درمورد بیل شپرد بهت بگم
میتونستم بوش رو ازش حس کنم
،همونطور که با پدرم میتونستم این کارو کنم با مادرم
اون مریضه
خب، بود - هست -
و بعد این باعث میشه کجا باشی؟
با اون؟
انت شپرد؟
،میدونم اون زن
،چه کاری ازش بر میاد و مهمتر از اون چه کاری نمیاد
اون برخوردِ کوچیک با عالیجناب قاضی آبروتزو
،در مهمونیِ جمعآوریِ کمکِ مالی اون هم هماهنگ شده بود، اینطور نیست؟
بله
بعضی وقتها میبینمش و 6 ساله بودنش رو تصور میکنم
همیشه اینقدر سنجیده بوده؟
محتاط؟
...و فکر میکنم تو یه زندگیِ دیگه
با یه زمینهی دیگه
میتونستیم دوست باشیم
وقتِ تصمیم گرفتنه، مارک
من هر رئیسجمهوری رو با یه استاندارد میسنجم
،باعث میشی آمریکا بهتر باشه
یا آمریکا رو بدتر میکنی؟
...تمام چیزی که مهمه همینه
.ببخشید میشه اینو خاموش کنی، لطفاً؟
بله، قربان - سطح حرف زدن تو این شهر رو ببین -
دارم بهت میگم. حرفش منطقیـه
باید به دانکن بگی که وقتی برسه به سر سگش مراقب باشه
شهر
فرانکلین رُزولت اینجا رو یه شهر کرد
با آژانسهاش و لشکرِ کارمندهای دفتریش
تمام پرفسورهایی که بعدش اومدن
،قبل از جنگ این فقط یه شهرِ کوچیکِ جنوبی بود
،شهری که از مرمر ساخته شده ...آره، ولی فقط یه
شهر کوچیک که روی یه مُرداب نشسته
یه جایی واسه دیدن
...یه جایی واسه
حفاظت از جمهوری
اطمینان از تأمین حقوقِ ایالات
امروز همچین چیزی نیست
،یه بهونهی پول به جیب زنیِ سلسلهای برای بوروکراتها لابی گرها و تمامِ حزبِ دموکرات
همیشه نرم و نازک بودی - بیشتر از اون خوکِ خیانتکار فرانکلین؟ -
ببین، میدونم از خودگذشتگیـه که اینجا توی واشنگتون باشی
،ولی محض رضای خدا چرا همون اتاقی که اون توش بود انتخاب کردی؟
...خب
خب، میخواست مراقبش باشه
فرانسیس هیچوقت نمیتونست دست از کاخ سفید برداره
ولی فرصتی رو که منتظرش بودیم بهمون داد
اون واجد شرایط نیست
لامصب رو دزدید
اگه فرصتی بوده باشه که بشه ،اهمیت این مسئولیت رو نصف اندازهش کرد
ریاست جمهوری کلر آندروودـه
شاید باید برای گرفتنِ مقامش تلاش کنی
فکر کنم زمانِ اون گذشته
نگرانتم
اُه، نباش
هیچوقت بهتر از این نبودم
،لایحهی تنظیم مجوز یکی از صد کارمونه
آماده و منتظر
...سرعتی که داری باهاش حرکت میکنی
.میتونم بعداً برگردم وکیلها هر لحظه ممکنه برسن
.نه، نه. بیا اینجا یه فنجون از یه چیزی پُر کن واسه خودت
،میدونم انت میخواست شخصاً باهات حرف بزنه
قبل از اینکه بقیهی تیم برسه
چیزی که درمورد رئیسجمهور بهم گفتی منتقل کردم
میخوام همهی حقایق رو داشته باشی
قبل از اینکه به دست دانکن برسه
به هر سه سقطش اعتراف کرد
.ولی میتونم اسامیِ مردها رو بهت بدم که کیا بودن
نه، باهاش راحت نیستم
بذار فعلاً اون گزینه رو از روی میز برداریم
همکاری میکنه
از این بابت مطمئن میشیم
،همیشه تصور کردم اگه رئیسجمهور باشم
در اون صورت دلم میخواست عضوی از کابینهم باشی
شبیه یه ستارهی فیلم شدی
.اُه، خب، به خاطر نورـه از پائیز میگرن میگیرم
میتونن خیلی یه دفعه ایجاد بشن - اُه، متأسفم که اینو میشنوم -
معاون رئیسجمهور گفت که میخواستی خصوصی منو ببینی
خیلی خوشحالم که میبینمت
بشین
همه کسی از یه سقوط مثل اون برنمیگرده رو پاش، کتی
بله
دارم شروع میکنم به حس کردنِ اینکه یه آدمِ مثال زدنی هستم
،عینکت رو در بیار بذار چشمهات رو ببینم
هیچ کمبودِ داستانی نداری
اینو میدونی
حافظهم جدیداً خیلی دمدمی بوده
بعضی وقتها، فکر میکنم ممکنه
تماماٌ با همدیگه جزئیاتِ مدتی ...که توی دفتر بودم رو فراموش کنم، اگه
اگه؟
صادقانه بگم، هیچی رو بیشتر از اینکه ازش بگذرم دوست ندارم، خانم رئیسجمهور
خب، میدونم که یه پیشنهادِ کاری داری
چند تا. خوششانسم
،پارلمانِ استراتژیکِ آیزنهاور مگه نه؟
.بله، یه اتاق فکر با عقل جور در میاد خارج از دولت
خب، کاملاً هم خارجش نیست
...و شدیداً تأمین مالی میشه توسط
یه ائتلاف از کارخانه دارها .و افرادی با افکار مدنی، بله
برنامههایی بزرگ برای تغییر دنیا
همم
قبول نکردم
ولی میخوای
فکر میکنی نباید کارش رو قبول کنم؟
فکر میکنم باید به غریزهت اعتماد کنی، کتی
مواظبِ خودت باش
کلر
...متأسفم که چیزی ننوشتم بعد از اینکه فرانسیس
اُه، نیازی به معذرت خواهی نیست
...هنوز میتونم دستش رو حس کنم
که روی پشتمه
کتی، اون رفته
بیل شپرد زهرش رو بهش ریخته
میتونم حسش کنم. شهادت میده
،وکیلهام میگن تیمش هنوز درحالِ مذاکرهست
شاید یه مدتی بشه
،فکر میکنه با اونا جاش امنه با این شغل
...به جاش محکومش میکنن به
باید به نظر بیاد عوارض سقوطش باشه
.میتونم ترتیبی بدم جزئیاتش در آورده بشه هنوز یه سری افراد رو میشناسم
فرصت خودش رو نشون میده
آخرین تیکهای که هر دومون رو به فرانسیس مرتبط میکنه
دنیا یا با ماست یا علیه ما، داگ
فکر میکنی هیچوقت بپوشیشون؟
حسِ درستی نداره
آخرین چیزی که بهم گفت میدونی چیه؟
بهم قول بده تو و داگ"
".مراقب همدیگه هستین
میخوام از گالریِ ملی بابت مدیریتِ این نمایش مُجلل تشکر کنم
،امیدواریم، وقتش که برسه
این کارهای هنری به مکانِ به حقشون
در افغانستان، عراق و سوریه برسن
آقای ناصر
،دارن یه احمق ازت میسازن این شپردها
منافعِ ویژه. میانجیگرها
به اصطلاح حفظ صلحتون در سوریه یه زمین خواری بیشرمانه بود
که روی زندگیهای سربازهای آمریکاییای که به جنگ فرستادین ساخته شده
پس میتونی جین دیوس رو مقصر بدونی، آقای ناصر
میدونم
امیدوار بودم بشه درباره معاملهای که جین ماهها پیش واسطهش بوده دوباره مذاکره کنیم
حالا میدونم که غیرممکنه
اُه، به خاطر اینکه خیلی راحت در دسترس نیست
چون شما در موقعیتی نیستی که این کارو بکنی
از این امتیاز محروم شدین، درست مثل من
دارن قدرت رو ازت میگیرن
هیچوقت قوانین بعثی رو دیدی؟
از آژانسهای اطلاعاتی آمریکایی الهام گرفته شده
،بعضی وقتها باید توی کشور خودت یه شورشی باشی
.خب، جالبه ،چون درحال حاضر
عضوی از یه تشکیلاتِ تروریستیِ شناخته شده رو ملاقات میکنم
معذرت میخوام. ولی من یه وکیلم
اگه اجازه بدی شرکتهای بزرگ آمریکایی ...نظرشون به خروجِ آیکو از آیندهی سوریه باشه
میخوای منو تهدید کنی، آقای ناصر؟
نه، ولی همهمون میدونیم چه کارهایی از آیکو بر میاد
صرفاً دارم پیغامِ یکی از موکلهام رو میرسونم
تو و موکلت هر دو یکی هستین
آمریکاییها ایمانِ شدیدی به تواناییشون واسه .در امان نگه داشتن چیزها و مردم دارن
...آقای ناصر، سوریه کشوره
No comments yet. Be the first to leave one.