De første 184 linjer.
تو مثل باد میمونی
تو مثل باد میمونی
چشم هات رو به روی غروب می بندی
چشم هات رو به روی غروب می بندی
یعنی چی تو فکرته؟
یعنی چی تو فکرته؟
وقتی پلک هات بازن
وقتی پلک هات بازن
چشم هات مثل آینه می درخشن
چشم هات مثل آینه می درخشن
کمی بوی یک روز آفتابی رو می داد
کمی بوی یک روز آفتابی رو می داد
آسمون رو صاف کن، بذار گل ها شکوفه کنن
آسمون رو صاف کن، بذار گل ها شکوفه کنن
شکوفه بزن و تقصیرش رو بنداز گردن آسمون آفتابی
شکوفه بزن و تقصیرش رو بنداز گردن آسمون آفتابی
حتی بارون هم وقتی قطع شه
حتی بارون هم وقتی قطع شه
باعث میشه توی نور بدرخشی
باعث میشه توی نور بدرخشی
صداهای لرزان درون قلبم رو آروم کن
صداهای لرزان درون قلبم رو آروم کن
مثل بادِ آفتابی میریم
مثل بادِ آفتابی میریم
ادامه میدیم و به بالای ابرها می رسیم
ادامه میدیم و به بالای ابرها می رسیم
دور و دورتر میشیم
دور و دورتر میشیم
.مسیر مبارزان بی پایانه
تو یک قدم دیگه به سمت .یاد گرفتن رازهاش برداشتی
.من دیگه چیزی ندارم که بهت یاد بدم
.هربار همینو میگی خب
عه؟ فرن؟
.ایش
!اعصابش خرده؟ چرا؟
...می ترسم
فریرن پس از پایان سفر
قسمت بیست و هفتم: عصر انسان ها
.من و فریرن ساما دعوامون شد
دوباره؟ به نظرت اخیرا زیادی دعوا نکردید؟
آزمون سوم دیگه آخریشه، نه؟
.الان وقت این کارا نیست
.این دفعه خیلی کارش بد بود
عصام موقع مبارزه توی مقبره پادشاه شکست
برای همین به فریرن ساما گفتم .میخوام بدم تعمیرش کنن
بهم گفت به جای اینکه بدم تعمیرش کنن .یه جدیدشو بخرم
همون عصا رو میگی؟
گفت چون خرد و خاکشیر شده .نمیشه تعمیرش کرد
.ولی بازم، هایتر ساما اون عصا رو بهم داده بود
.از وقتی بچه بودم داشتمش
.ولی داریم درمورد فریرن حرف می زنیما .فکر نمی کنم منظور بدی داشته
.حداقل من هرگز به دور انداختنش فکر نمی کردم
.سه سال تا آزمون سطح اول بعدی مونده
.سه سال خیلی زیاده
.فقط مثل همیشه مسخره ام کن
واقعا همینو میخوای؟
.نه
پس لاوینه چان، میخوای نازت کنم؟
چیه؟ میخوای دعوا کنی؟
.بدو
.واقعا حالت بده
.عه، فریرنه
چی تو کیفته؟
چقدر دیگه میخواید این اطراف پرسه بزنید؟
.من آزمون رو رد شدم. دیگه چیزی بین ما نیست
.دارید مزاجم کسب و کارم میشید .برید بیرون
.به عنوان مشتری اومدم
.پس سریع انتخاب کن
میخوای؟
.نه
.این دفعه بدشانسی آوردی
.بخت باهات یار نبود
.می تونست برای هرکس اتفاق بیفته
.شکست، شکسته. من به اندازه کافی قوی نبودم
.به هرحال دیگه درموردش حرف نزن
شاید خوب به نظرم برسم .ولی الان واقعا اعصابم خرده
.ولی بازم مغازه ات رو باز کردی
دنکن، شاید ندونی
ولی مردم باید پول دربیارن .مهم نیست حالشون چطوره
جدا؟
.شاید اینکه من بودم که رد شدم بهتر باشه
آزمون جادوی سطح اول هر .سه سال یک بار برگزار میشه
.پیرمردی مثل تو ممکنه سه سال دیگه زنده نباشه
.حق با توعه
.موافقت نکن باهام
.ریهتار تو واقعا جوون گستاخی هستی
تو افراد قدرتمند رو به سخره میگیری
و از بدرفتاری با آدمای ضعیف برای رسیدن .به اهدافت هیچ ابایی نداری
.رفتارت تعریفی نداره
ولی من اصلا ازت متنفر نیستم
احتمالا به خاطر اینکه منم .زمانی یه جوون گستاخ بودم
.و الان جادوگر امپراتوری هستم
چی میخوای بگی؟
.میخوام بگم شوقت رو از دست نده
سه سال دیگه حسابی از اینکه .الان هستی قوی تر میشی
.لائوفن بیا بریم
.شرمنده، پیرمرد خیلی خوب نمیتونه حرفشو بزنه
رابطه تو با دنکن دقیقا چیه؟
.لعنت بهت پیرمرد
.آخرش هم هیچی نخرید
امروز روز بدشانسیمه یا چی؟
اطراف شهر پرس و جو کردم گفتن این مغازه .هر عصایی رو میتونه تعمیر کنه
.نشونم بده
این تپه چوب دیگه چیه؟ .نگو که این یه عصا بوده
.من با زباله ها کار نمی کنم میدونی که
.این آشغال نیست
.احتمالا
حالم داشت بهتر میشد .ولی به لطف تو دوباره حس بدی دارم
.من میتونم انتخاب کنم روی چه چیزی کار کنم
.باید بیخیال این عصا شی
.که اینطور
.اگه نمیتونی طوری نیست
.فریرن تو واقعا اعصابمو خرد می کنی
کی گفتم نمی تونم؟
میتونی امروز تمومش کنی؟
.میخوام به موقع برای آزمون سوم تعمیر شه
.مسخره نباش
.فریرن
بله؟
.ببخشید که بهش گفتم آشغال
.این عصای خوب و سالمیه
.حتما یه نفر خیلی مراقبش بوده
.فرن دیگه بیا برگردیم
.فریرن ساما اصلا منو درک نمیکنه
.منم درکت نمی کنم
!بس کن! سر من خالیش نکن
.این مهمه که اون تلاش میکنه درکت کنه
.به نظرم فریرن داره تمام تلاشش رو میکنه
.تو دوست فریرنی
شاگردش، درسته؟
اشتباه می کنم؟
.نه، درسته
به هرحال، آزمون دوم دیروز تموم شد
.ولی به خاطر تو امروز هم روز بدی داشتم
.اگه یه جدیدشو میخریدی بیشتر سود می کردم
.خوب ازش مراقبت کن
.عصام
.فریرن سخت میتونه احساسات رو درک کنه
.مطمئنم باعث میشه ناراحتی هایی پیش بیاد
.ولی یه چیز خوب درموردش هست
فریرن به همون اندازه نگرانت میشه .و ازت مراقبت میکنه
.استادهای خیلی کمی هستن که ازش بهتر باشن
...فریرن ساما درمورد دیروز
چی؟
.هیچی، ولش کن
.باشه
.آزمون سوم از حالا شروع میشه
میدونی چرا این همه راه تا اینجا اومدم زنزه؟
حرفی نداری؟
.همیشه توی موقعیت های سخت ساکت میشی
.دوازده تا شرکت کننده آزمون دوم رو قبول شدن
.این ناهنجاریه. خیلی زیادن
من مشکلی با آزمونی که همکاری میخواد ندارم
.از اونجایی که توی آزمون اول اصلا همکاری مهم نبود
.ما رو ببخشید
.ولی یه نفر بین شرکت کننده ها هست که زیادی قویه
.منظورت فریرن ساماست
به خاطر اون خیلیا بدون اینکه .قدرت کافی داشته باشن قبول شدن
.یه آزمون سوم معمولی همشون رو می کشه
زنزه تو اینو نمیخوای
.و حتی منم نمیخوام مرگ های بی فایده ببینم
.زیریه ساما
.نمیخواد عذرخواهی کنی .اینا همش تقصیر فریرنه
.ناهنجاری، ناهنجاری جذب می کنه
.خودم ناظر آزمون سوم میشم
.با صلح و آرامش انتخاب میشن
.توی سال های پیش تو ناظر آزمون بودی
مخالفتی که نداری، لرنن؟
.خودرای بود شما چیز جدیدی نیست زیریه ساما
به علاوه من امکان نداره بتونم .از فریرن ساما امتحان بگیرم
.با یه نگاه فهمیدم داره ماناش رو محدود میکنه
.ماناش خیلی زیاده، برابر با مال شما
فالش، تو توجه کردی؟
.نه، نمیدونم درمورد چی حرف میزنه
.توی محوطه آزمون خودم ماناش رو بررسی کردم
.به نظرم نیومد داره ماناش رو محدود میکنه
.نوساناتِ معمولی ای ندیدم
هیچ موجودی نمیتونه این .نوسانات رو پنهان کنه
حتی اگه ممکن باشه زمان خیلی زیادی میبره تا آدم یاد بگیره
.مهارت کاربردی ای نیست
فریرن تمام عمرشو صرف یاد گرفتن این مهارت غیرکاربردی کرده
.تا اهریمن ها رو شکست بده
اهریمن ها خیلی بیشتر از ما .به مانا حساسن
بدون استعداد ذاتیش یکی دو قرن تمرین میخواد .تا بشه فریبشون داد
No comments yet. Be the first to leave one.