Undead Unluck

Undead Unluck (アンデッドアンラック)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Undead Unluck - 01 [AioFilm click]
Undead Unluck 01
Undead Unluck 01
Undead-Unluck-01
En kommentar af AioFilm
🔷 AcknoV آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tags

other
Udgivet den: 2023-10-11
Downloads: 24
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 146 linjer.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫نرو.

‫هیچ‌وقت درست بهت نگفتم.

‫خودم می‌دونم.

‫1 اوت، 2020

‫شینجوکو

‫آخیش... اینجوری تموم شد.

‫حیف شد که جوونی من اینجوری نگذشت...

‫خب! حالا که مانگای مورد علاقمو تا ته خوندم

‫وقتشه که...

‫...خودمو بکشم!

‫اوی.

‫خطرناکه ها.

‫من فقط می‌خواستم مثل این مانگا ‫بتونم یه زندگی عاشقانه داشته باشم.

‫ولی به خاطر بدنم، هیچ‌وقت نمی‌تونم...

‫برای همین باید بمیرم.

‫کاری بهم نگیر.

‫گوش کن!

‫اگه بدنمو لمس کنی...

‫ام... ‫یه بیماری بدون درمان می‌گیری...

‫...و می‌میری!

‫جدی می‌گم!

‫با همچین بدنی دلیلی برای زندگی کردن ندارم.

‫برای همین باید بمیرم.

‫پلخش؟

‫ها؟

‫چطور اینجوری شد؟

‫ها؟ من این کارو کردم؟

‫یه بیماری کشنده که با تماس منتقل بشه؟ ‫تا حالا راجع بهش نشنیده بودم!

‫عالیه!

‫خودکشیا اخیرا یک‌کم حوصله سربر شده بودن.

‫خب؟ دستم کامل بهت چسبیده بود.

‫قراره چی بشه؟ کجام درد بگیره؟ ‫از بیرون؟ یا از داخل؟

‫داره میاد.

‫چی؟

‫بدشانسیم!

‫ها؟

‫ببخشید...

‫باز اینجوری شد.

‫باز پای یه نفر دیگه به این قضیه باز شد.

‫همش هم به خاطر اینه که کلی لفتش دادم.

‫اوی.

‫حالا گرفتم!

‫اون «بیماری» و اینا که می‌گفتی برای ‫محافظت کردن از بقیس!

‫ها؟ کلۀ همین یاروی الآن؟

‫عالیه!

‫این یعنی... تو هم این طرفی.

‫انگار امروز روز خوش‌شانسیمه!

‫نهههه!

‫زامبیه!

‫ز-زامبیه!

‫لعنتی... دیگه نبینم...

‫...منو با اون گوشت‌های پوسیده یکی کنی!

‫من... نامیرام!

‫یک‌کم رک و راسته ولی ‫چندتا سوال باید ازت بپرسم.

‫اون موقع گفتی «بدشانسیت» داره می‌آد نه؟

‫نمی‌شه بیشتر از این اینجا بمونیم. باید بریم.

‫سفت بچسب.

‫ها؟

‫وایسا!

‫ترسناکه! خیلی ترسناکه! نهههه!

‫پریدن از این ساختمون به اون یکی چطور بود؟ ها؟

‫محض اطلاع، پاهام که کنده شده بودن رو ‫با سرعت خیلی زیاد ترمیم کردم و با نیروش حرکت...

‫کجا داری می‌ری؟

‫هنوز برات سوال دارم. فعلا همینجا هستی.

‫داری به پاهام دست می‌زنی!

‫باز بدشانسیم می‌گیرتت! ولم کن!

‫اگه لباستو بگیرم مشکلی نداره دیگه نه؟

‫هر-هرچی که هست ولم کن!

‫من که مشکلی ندارم، ولی خیلی بلنده ها.

‫کی اومدیم اینجا!؟

‫این بدشانسیتو توضیح بده و کمکت می‌کنم. ‫قول می‌دم.

‫و-ولش کن! اصلا می‌خواستم امروز بمیرم!

‫تهدیدات یه نقطه هم منو نمی‌ترسونن!

‫بسه!

‫می‌افتم... اینجوری می‌افتم!

‫اوکی، خیلی ترسیدم!

‫حرف می‌زنم! می‌گم حرف می‌زنم!

‫حالا بگو بینم.

‫ده سال پیش شروع شد.

‫پدر و مادرم داشتن برای یه سفر کاری ‫می‌رفتن خارج از کشور

‫2010

‫فرودگاه بین‌المللی توکیو

‫اون موقع بود که فهمیدم، با اینکه مقدارش فرق می‌کنه،

‫...اما کسایی که منو لمس کنن آسیب می‌بینن.

‫اینطوری فهمیدم که اتفاقی که برای ‫مامان و بابام افتاد تقصیر من بود.

‫و از اون موقع پوستم رو می‌پوشونم که-

‫پس یعنی می‌گی بیشترین بدشانسی...

‫وقتی که بغلت کنن می‌آد نه؟

‫وایسا! چیکار- ‫اصلا به حرفام گوش می‌کردی؟

‫آره که گوش می‌کردم. حالا دارم تستش می‌کنم.

‫ولم کن! و چرا داری همینجور می‌مالونیم!؟

‫چون... باید تماس مستقیم باشه دیگه نه؟

‫دلیل نمی‌شه!

‫دروغ گفتی که توله!

‫اینجوری که کافی نیست!

‫ها؟

‫نــــه!

‫هم؟

‫ابله.

‫عمرا بذارم بمیری.

‫- وقتی که بالاخره پیداش کردم. ‫- ها؟

‫قدرتی که... یه مرگ واقعی بهم بده!

‫قدرتت یه قانونی داره که ازم پنهونش کردی.

‫اگه بفهمم چیه می‌تونم یه بدبختی بزرگتری ‫به‌پا بکنم. درسته؟

‫شاید بیشترین بدبختی‌ای که می‌تونی ردیف کنی

‫...بتونه بالاخره به این زندگی الکی طولانی من تمومی بده.

‫حالا داره خوش می‌گذره!

‫وقتشه که پناهگاهم برگردم و ‫ته و توه این قدرت بدبختی رو دربیارم.

‫بله. به نظر می‌آد که با ‫گونۀ جدید داره به پناهگاهش می‌ره.

‫چشم.

‫بعد از تأیید کردن قدرتش اون رو دستگیر می‌کنیم.

‫مدت تماسم باهات با میزان بدبختی ‫نسبت مستقیم داره.

‫حالا نوبت سطح تماسه.

‫لباساتو دربیار! می‌خوام با بدنم ‫بیشترین سطح ممکن بدنتو...

‫...بپوشونم.

‫باز کجا داری می‌ری؟

‫عمرا اگه برات لخت کنم!

‫تو رو خدا ولم کن!

‫اینا همش به خاطر اینه که داری قوانینشو ازم قایم می‌کنی.

‫حالا تقصیر منه؟ نمی‌خوام بهت بگم خب!

‫بگو دیگه! مشکلی نیست که!

‫برای قلبم مشکل بزرگیه!

‫عجب یالی.

‫همشو دید!

‫چیکار کنم خب!؟ ‫کسی نمی‌تونه برام کوتاهش کنه!

‫هر آرایشگری باشه می‌میره!

‫چ-چیکار داری می‌کنی؟

‫تکون نخور. تا وقتی که هنوز باهات در تماسم ‫بدبختی‌ای سراغم نمی‌آد.

‫تو همین وضع کارو تموم می‌کنم.

‫ولی وقتی که ولم کنی همۀ ‫بدبختیا یکجا می‌آن.

‫نگران کی هستی؟

‫من نامیرا هستما.

‫قبلا آرایشگر بودی؟

‫خیلی وقت پیش.

‫اینم از این.

‫بعد این همه وقت خوب دراومده نه؟

‫واقعا؟ جدی می‌گی؟

‫اینقدر خجالت نکش. تو آینه نگاه کن.

‫دیدی؟

‫ام... ممنون.

‫ایول! یه ربع گرفته بودمت!

‫این یکی قراره بترکونه نه؟

‫من از کجا بدونم؟

‫بسیار ممنون... آنلاک. ‫خانم ایزومو فوکو.

‫به خاطر تو... از حالت تدافعی دراومده بود.

More Farsi Persian subtitles for Undead Unluck

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left