De første 197 linjer.
=قسمت چهارم=
!چه تصادفی، دکتر گو
دنبالت میگشتم
دکتر گو، به نظرم تو دکتر خوب و
مسئولیت پذیری هستی
....نمیدونم
قبلا چی به سرم اومده بود که
عقلمو از دست دادم و
اون حرف های عجیب و
احمقانه رو بهت زدم
کارم اشتباه بود، منو ببخش
دیگه اون حرف هارو تکرار نمیکنم
..دکتر گوی ما
این شکلی قدم زدن تو بیمارستان خطرناکه
موقع راه رفتن حواستو جمع کن
باشه
دکتر گوی ما خیلی به فکر
خانواده بیمار هاست
دکتر گو
میدونم که حتما دلیلی داری که
نمیخوای جراحی رو انجام بدی
ولی فقط کافیه که بهم بگی
اگه بهم بگی، دوتایی میشینیم حلش میکنیم
اگه نگی، اونوقت چطور...؟_ هی،دو_
دکتر گو، چه کاری از دستم برمیاد؟_ اوه، راستی_
داروهای بیمار تخت بیست و پنج باید عوض بشه
لوله زهکشی بیمار تخت چهل و پنج هم باید برداشته بشه
بیمار تخت چهل و شش هم باید مرخص بشه
همه ی این کارهارو انجام دادی؟
البته، دکتر گو
قبلا وقتی توی گشت بودی
بهم این نکته هارو گوشزد کردی
بهم گفتی زود به زود به بیمارها سر بزنم
من همه ی این کار هارو انجام دادم و
گزارشش رو برای بخش پرستار ها فرستادم
..میدونم
همین امروز صبح بهت گفتم
...فقط داشتم یادآوری میکردم که
یکوقت توی کارت به مشکل بر نخوری
..در ضمن
مقاله گزارشی که گفته بودم بنویسی
رو نوشتی؟
...نه تنها توی گزارش ایراد بود
توی نحوه نگارشش هم به مشکل خورده بودی
همه رو دوباره نوشتم
امروز چه بلایی سرت اومده؟ شب خوب نخوابیدی؟
..دیشب توی دفتر
راهنماییم کردی که درستش کنم
بسیارخب
نهار خوردی؟
چی خوردی؟
وی، انقدر منو نترسون
بگو کار اشتباهی کردم؟
فقط بهم بگو
داری راجع به چی حرف میزنی؟
من فقط به فکر
زندگی روزمره تم
ممنون که بفکرمی، دکتر گو
من قراره توی عمل جراحی دستیار دکتر چن باشم
دیگه باید برم حاضر شم
واقعا باید برم
باشه، میتونی بری
ممنونم، دکتر گو
..اوه راستی، شیائو وی
..دکتر دو کار داره
ولی من به جاش هستم، دکتر گو
لین جی شیائو
پدرت امروز دیگه به مراقبت تو احتیاج نداره؟
وقت آزاد گیر آوردی؟_ آره_
پس وقتتو سر من هدر نده
دکتر گو
وضعیت آقای لین مطلوبه
منم کلی وقت آزاد دارم
کاری برای انجام دادن نداری، درسته؟_ آره_
حس میکنم یکدفعه گرسنه م شد
برو برام یه چیزی بیار بخورم
این نون سبوس دار رو امروز صبح خریدم
نوش جون کن، دکتر گو
وقتی تشنمه که نون از گلوم پایین نمیره
فکر اونجاش هم کردم
چای توت وحشی آوردم
لیوانش هم خوب استریل شده
خودم برات درستش کردم
حالا دیگه تشنه م نیست
میخوای کجا بری؟
منم همراهت میام، دکتر گو
دکتر گو
صبر کن منم بیام
کجا داری میری؟
میخوای بیای داخل؟
نه، نه
راحت باش، دکتر گو
جلوی در منتظرت میمونم، دکتر گو
عجله ای نیست، به کارت برس
سلام، آقای مدیر
هومم
بفرمایین، بفرمایین
آقای مدیر
گو
اینجا بیمارستانه
باید مراقب رفتارت باشی
..اون دختری که بیرونه
بهم نگو که دوست دختر سابقته
دیدم که داشتی بهش کم محلی میکردی
...آقای مدیر
اون فقط همراه یکی از بیمار هاست
من نمیتونم روی پدرش عمل جراحی انجام بدم
اون هم مرتب افتاده دنبالم که دلیلش رو بدونه
برای همین فعلا میخوام ازش دوری کنم
همراه بیمار؟
لازم نیست انقدر ازش بترسی
...من ازش نمیترسم، فقط
توی بیمارستان ما
به غیر از تو جراح های دیگه ای هم
وجود دارن
تو مجبور نیستی روی
یه بیمار خاص عمل جراحی انجام بدی
..به علاوه
وقت هایی که سرت خیلی شلوغ بود
بیمار های زیادی رو رد کردی
حالا چیشده؟
چیشده که اینبار تحملش برات سخت شده؟
...میترسی
روی اون بیمار عمل جراحی انجام بدی
یا اینکارو انجام نمیدی چون
میترسی خوب از پسش برنیای؟
بهش فکر کن
دکتر گو
دکتر گو
میدونم که هنوز اونجایی
ولی اشکالی نداره. به کارت برس
اصلا عجله نکن
فقط میخواستم بهت بگم که
..ما بازم
باید همدیگه رو ببینیم
پس، بعدا می بینمت
زود خوب میشی، چیو چیو
اشکالی نداره، چیو چیو
من از دکتر یان خوشم نمیاد
!دکتر گو رو میخوام
!دکتر گو رو میخوام
!دکتر گو از همه بهتره
دکتر یان هم دکتر خیلی خوبیه
درسته، چیو چیو
دکتر یان هم دکتر خیلی خوبیه
درمانت میکنه، باشه؟_ !نمیخوام_
اگه دکتر گو نباشه، اصلا عمل جراحی نمیخوام
اشکالی نداره، اشکالی نداره_ !پسر بد_
خانوم، خانوم_ خانوم_
عصبانی نشین
اشکالی نداره، اشکالی نداره
این ابر قهرمان رو ببین، چیو چیو
مثل اون باش
چیو چیو
گریه نکن، گریه نکن
زود خوب میشی، چیو چیو_ ابر قهرمان رو ببین_
می بینیش؟ بگیرش
!نه، نمیخوامش
الو؟
گریه نکن
الو، دکتر یان. منم
...یه
درخواستی ازت داشتم
میتونم امروز عصر برای
جراحی چیو چیو بیام اتاق عمل؟
..میدونم
..میدونم که مسئله خیلی پیچیده ست
...برای همین ازت
درخواست کردم
دکتر گو اینجاست؟
نگران نباش، چیو چیو
دکتر یان میتونه جراحی رو به خوبی پیش ببره
...من تا زمانی که جراحیت
تموم بشه کنارت میمونم، باشه؟
این کتاب هشتصد و نود و نه تا صفحه داره
باید همه شو حفظ کنم
خیلی برام سخته
گو وی
به موقع رسیدی
یه امدادی بهم برسون
کلی مطلب توی این کتاب هست که باید حفظشون کنم
میشه کمکم کنی هایلایتش کنم؟
نظرت چیه؟
فکر میکنی بیماری مردم هم مثل هایلایت های کتابه؟
بیمار ها چون بهت اعتماد دارن
جونشون رو به دست های تو میسپارن
..ما پزشک ها
هیچ میونبری نداریم
باید برای هر موقعیتی آماده باشیم
پس همه شونو حفظ کن
دوشنبه هفته بعد کارتو بررسی میکنم
باشه
حتی اگر ابهامی هم وجود داشته باشه
...نمیتونیم هیچوقت
بذاریم جون بیمارها به خطر بیوفته
دکتر گو
می بینم که اینجایی
No comments yet. Be the first to leave one.