De første 200 linjer.
...اوه واقعا
= قسمت 30 =-
هیونگ سون
شما اینجا چیکار می کنی؟- هیونگ -
دستشویی خراب شده؟
...نه ، فقط
اوه چاری هنوز نرفتی؟>
رفتم دوباره برگشتم
چـرا؟
بخاطر یه چیزی برگشت
اوه پس دوباره میری همین الان خداحافظی کنم
چطور شد؟ درست نبود مگه نه؟
...اون
چاری چرا دوباره اینجایی؟ پدرت بیرونت کرده
...نه اینطوری نیست فقط
ای ببا چاری ما با هم توافق کردیم
خودت می دونی که با اینجا بودنت پدرت چه احساسی داره
...بابا من خودم حواسم هست
ببینم چیزی خوردی می خوای غذا بخوری؟
من شام خوردم پدر
بابا می خوام در مورد یه چیزی با چاری حرف بزنم
...پس ببینم...شربت می خوری
چای شیرین خیلی الان می چسبه
هی بچه ، بچه
حتی اگه بخوای قاطع با چاری برخورد کنی این وقت شب موقعش نیست
نباید اجازه بدی این وقت شب این وسط وایسه
چاری بیا تو ، بیا تو
پدر یه چیزی می خواستم به هیونگ سون بگم
اوه فهمیدم باشه خوبه
اینطوری نمی شه بیا بریم بیرون حرف بزنیم
اوه چاری
چاری قرار نبود امشب بری خونه تون
بعد از اینکه رفتم خونه دوباره بخاطرکاری برگشتم
حالا که بهش فکر می کنم اینقدرسرم شلوغ بود که نتونستم یه وعده غذا مهمونت کنم
یه روز بیاین دفترم با هیونگ سون یه چیز خوشمزه مهمونتون کنم
ممنونم برادر شوهر
چـاری
راستی از اون فلفل گیلاسی سرخ شده یه ظرف درست شده دادم به مادر
درسته
پس شما دوتا با هم حرف بزنین
اینجا خوبه
نتیجه تست چی شد؟
لطفا یه چیزی بگو چاری
فکر کنم الان تمام خونای بدنم خشک می شه
نتیجه تست - ...نتیجه -
...نتیجه تست
درست بود - درست بود؟ -
اگه درست بود یعنی بارداری؟
اوپـا حالت خوبه؟
هی می دونی اینجا چقدر سرده؟
اینطوری نمی شه بیا بریم یه جای گرم باشه
لطفا اوپـا
حالا باید چیکارکنیم؟ - هان؟ -
می دونی اینجا چقدر سرده بایدبریم یه چیز داغ بخوری
ما الان دیگه ازدواج می کنیم؟
ها؟
بیا از دواج کنیم اوپـا
...واقعا مشکلی شد
آروم باش هیونگ سون حتی اگه این اتفاق افتاده باشه بازم هر چی بگی بچه ما می تونه بشنوه
بچه ناراحت می شه اگه من با آغوش باز ازش استقبال نکنم
بله معلومه
حتی اگه خیلی برامون تکون دهنده باشه
هر طور شده باید به بچه نازنینمون حسابی خوش آمد بگیم
اینطوری می گی برای اینکه ممکنه بچه ناراحت بشه؟ نگران نباش مشکلی نیست
فکر نکنم هنوز اون بتونه حرفای ما رو بشنوه
فقط صدا نیست بچه می تونه همه چی رو حس کنه
در هر صورت ماخیلی سپاسگزاریم که تو بچه مایی
فکرکنم باید حسابی در این مورد فکر کنیم
در هر صورت این حقیقت که ما خیلی خیلی تو رو دوست داریم
اوپـا تو واقعا فوق العاده ای
ها؟
اوه
آجومونی اینو درست کرده اینجا آورده
آره من حدس می زنم قبلا بهش گفته بودم که اینو دوست دارین
فکر کنم به عنوان عذر خواهی اینو برات درست کرده
لطفا یه ظرف مرغ بیارین
بله دارم میارم
لطفا اینبار فلفل گیلاسی سرخ شده با خودت بیار خیلی خوشمزه است
امید خودتو از دست نده
سلام خانم
هی جو از کار اومدی ؟
بله بخاطر اون فلفل گیلاسی ازتون ممنونم
هیونگ گیو گفت تو از این خوشت میاد
طبق سلیقه ات بود؟
بله واقعا خوشمزه بود متشکرم
اگه بازم چیزی دلت خواست بگو برات درست کنم
چه می شه کرد تو یکی ازکارمندای هیونگ گیویی
بله
خانم شما میدونی که بخاطر کار پدر سان خیلی متاسفم
نه بابا من متاسفم
من شوکه شده بودم برای همنی حرفای بدی زدم
نه من درک می کنم
...اما می دونین
آقای وکیل و من همچین رابطه ای که پدر سان بهتون گفت نداریم
البته ...برای چی باید نگران باشم؟
من می دونم تو چطور دختری هستی
از وقتی که کوچیک بودی تو یه دانش آموز نمونه بودی
امکان نداره ، البته که نه
می یون
منم
می دونی...می تونی اجازه بدی یه مدت خونه تو بمونم
یه مشکلی با پدر سان پیدا کردم
متشکرم تو خیلی خوبی
من دوباره باهات تماس می گیرم
آره
چرا نمی تونم جلو گریه مو بگیرم
جدی که
برو تو
اوپا چه خواهد شد ما در حال حاضر؟
دیگه چیه؟
ما باید بهشون بگیم و آماده بشیم برای پدر مادر شدن
اوپا شما اعتماد به نفسش رو داری؟
فکر نکنم پدرم بی کار بمونه
من باید شجا ع باشم ، حتما باید شجاع باشم
منم یک پدرم
اوپای من واقعا باحاله
تازه فهمیدی؟
تو مگه همونی نبودی که اون موقع گفتی من ترسو و پر از عقده حقارتم
چرا همچین حرفایی زدی؟
متاسفم من اون موقع خیلی عصبانی بودم
چاری من مراقب همه چی هستم
اصلا نگران نباش ، خوب بخور و به چیزی فکر نکن
تمام این کارارو بکن
این واقعا شگفت انگیزه
سریع برو داخل
من فقط به تو اعتماد دارم
آره فقط منو باور کن
من همه چی رو حل می کنم
بخواب و به هیچی فکر نکن باشه
حالا میخوای چیکار کنی لی هیونگ سو؟
من به دست مامان کشته می شم حالا چیکار کنم
باید چیکار کنم؟
اما هنوزم من یک پدرم و از نظر اخلاق باید بهش اطلاغ بدیم
چطوری می تونه اینطوری فکر کنه؟
اصلا حسی ندارم
هیچ حسی در همه
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
مدیر عامل
کارت تموم شد؟ - بله -
رییس حالتون خوبه ؟ به نظر رنگ پریده میای
آره خوبم بریم
خیلی خوبه که با هم اومدیم اینجا
بله
با هم شراب خونه خوردیم ولی اولین باره با هم میایم بار
درسته
اون زمان ما خیلی با هم دوست بودیم
درسته؟
بله
بعد از اون شما دیگه منو دوست نداشتی
درسته
جطوری کار ما به اینجا کشید؟
تو کسی بودی که من خیلی دوستت داشتم
...چطوری
چطوری رابطه ما اینطوری شد؟
من واقعا شمارو دوست داشتم...خیلی ناراحتم
ایگو خیلی ا عصابمو خرد کرده
کی؟ چاری؟
نه هه جو فکر می کردم خیلی بجه سختی باشه
خیلی ناراحتم برای بستن صداش از این فلفل گیلاسی سرخ شده بهش دادم
اون مهارتات کجا رفته؟ - هان ؟ -
همون مهارتهایی که از مادر من یادگرفتی
همون مهارتهایی که در مقابل زن پسرش انجام می داد
با چنگ و دندون
مهم نیست چطوری
پس که اینطور
به قول معروف آدم به کسی میره که دوستش نداره ...منم مثل اینکه همینطور شدم
منم بالاخره به مادرشوهرم رفتم
اما این انسان چرا اینقدر احمقه؟
چرا اون همه سختی که در گذشته کشیدمو فراموش کردم؟
اشکالی نداره به همین دلیل به ما می گن انسان
می خوای بری خونه می یون زندگی کنی؟
سان بیدار می شه
سان خوابش برده
پس از شرکت اومدی بیرون؟
آره ، پدر سان با این شرط قرار شده شکایتش رو پس بگیره
در ضمن اون بخاطر من خیلی مشکل براش درست شده
من باید برم
هم خوب کار نمی کنم هم کار آقای وکیل سخت تر کردم
با این حال زیاده روی می کنی
فکر نمی کنی باید صادقانه موضوع رو به هیونگ گیو بگی؟
نه نمی تونم ، نمی تونم این کارو بکنم
الان احساس می کنم کلی براش مشکل درست کردم
مامان لطفا مراقب سان باشه
مدرسه هم یه معظل شده فکر نمی کنم با سان بتونم خونه کسی بمونم
باشه
آخرش ...ببین بخاطر اون آدم به چه وضعی افتادی
...خیلی وحشتناکه
...من واقعا
زنی شدم که به بچه اش وسواس پیدا کرده
یه زمانی همچین مادرایی رو نمی تونستم درک کنم
اما الان خودم توی همون موقعیت قرار گرفتم
همیشه فکر می کردم من یه مادر باحالم
ولی نبودم
...شما در مورد تحصیل نیویوک می دونی
با دونستن اون بازم این موقعیت رو برای من گذاشتی
من اینو می دونم که بخاطر دور کردن من از هون جه این کارو کردین
فکر من درست نیست مگه نیست رییس
پس در مورد تحصیل چی فکر می کنی؟
من فقط می خوام یه کم شما راحت باشی
...اما می تونم به شما حقیقت بگم
No comments yet. Be the first to leave one.