Udgivelsesinfo

[AnimWorld-Temari] Kakuriyo no Yadomeshi - 14
En kommentar af AHEE
Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

Tags

other
Udgivet den: 2018-07-09
Downloads: 19
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 141 linjer.

دنیای انیمه تقدیم میکند

Forums‏‏‏.‏‏‏Animworld‏‏‏.‏‏‏Net

ترجمه و زیرنویس‏‏‏‏:‏‏‏‏

Temari

اون چیه دیگه‏.‏‏.‏‏.‏؟

‏"‏اوری‏"‏

یعنی ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏

این کشتی اوریو‏-‏یاست‏.‏

امکان نداره‏!‏ این سیران‏-‏مارو اوریو‏-‏یاست‏!‏

یعنی اومده اینجا دنبال ما؟

رانمارو‏.‏‏.‏‏.‏

آزمایش می شه‏،‏ آزمایش میشه‏.‏‏.‏‏.‏

خانم ها و آقایان مستقر در تنجین‏-‏یا‏.‏

آزمایش میشه‏،‏ آزمایش می شه‏.‏‏.‏‏.‏

همون ماسکه‏.‏‏.‏‏.‏

اوه‏،‏ درسته‏.‏ اون ماسک بین مردم سرزمین جنوبی خیلی معروفه‏.‏

خب‏،‏ اینو از سرزمین جنوبی خریدمش‏.‏ آره‏.‏

ببخشید که دیر وقت بهتون سر زدیم‏.‏ این سیرن‏-‏مارو از اوریو‏-‏یاست‏.‏

اومدیم دنبال کارمندامون‏.‏

زود باشین بیاین اینجا‏.‏ رئیس اوریو-یا هم اینجاست تا بهتون سلام کنه‏.‏

خیلی ازتون ممنونم که قدم رنجه کردین و این همه راه رو تا اینجا اومدین‏.‏

مدیر کل اوریو‏-‏یا‏،‏ رانمارو‏.‏ ممکنه بدونم چی شما رو به اینجا کشونده؟

خب‏،‏ گفتیم که اومدیم یه سلام احوالپرسی ای ازتون بکنیم‏،‏ نگفتیم؟

شنیدم که با کارمندام خیلی خوش برخورد بودین‏.‏

رانمارو یه کوماینوئه‏.‏ بهش خدای سگی هم می گن‏.‏

اون الان مدیر کل اوریو‏-‏یاست‏.‏

‏"‏خدای سگی‏"‏؟ ‏"‏مدیر کل‏"‏؟

یعنی مقام اونم درست مثل مقام ارباب ماست؟

هوم‏.‏‏.‏‏.‏خب‏،‏ آره‏،‏ رسما‏،‏ همین طوره‏.‏

ولی در حقیقت توی اوریو‏-‏یا یه نفر از اون بالاتره‏.‏

ازش بالاتره؟

اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما هم اکنون تشریف فرما می شوند‏!‏

این نور‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

چطور ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏؟‏!‏

این همون دختره‏.‏ چرا پس‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏؟

اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما‏.‏‏.‏‏.‏

اون کیه دیگه؟

ایشون اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما‏،‏ بانوی مهماندار مسافرخانه و رئیس اصلی اوریو‏-‏یاست‏.‏

بانوی مهماندار اوریو‏-‏یا؟

اون سرمایه گذار تنجین‏-‏یا هم هست‏.‏

چی؟ توی تنجین‏-‏یا هم؟

قبلا دیده بودمش‏.‏ فکر می کردم بچه اس‏.‏

به هیچ وجه‏!‏ ایشون اولین بانوی مهماندار تنجین‏-‏یا بودن‏.‏

چی؟ ولی حالا شده بانوی اوریو‏-‏یا؟

آره‏،‏ ایشون تنجین‏-‏یا رو به دست ارباب سپرد

و خودش در سرزمین جنوبی اوریو‏-‏یا رو تاسیس کرد‏.‏

ولی اینا همش مال مدتها پیشه‏.‏

خانم ها و آقایان ساکن تنجین‏-‏یا‏.‏ سرتون رو بلند کنین‏.‏

مدتی می شد که ندیده بودمتون‏،‏ ارباب خدا غول‏.‏

فرض کنین شما به دیدن تنجین‏-‏یا اومدین‏.‏‏.‏‏.‏ چی باعث شده تشریف بیارین اینجا؟

فکر می کردم دیگه هیچ وقت به اینجا سر نمی زنین‏.‏

داری بهم طعنه می زنی؟ ذره ای عوض نشدی‏،‏ جناب خدا‏-‏غول‏.‏

ما اومدیم دنبال کارمندامون‏،‏ همین‏.‏

خودتون تنها اومدین؟

با شما دوتام‏،‏ دیگه وقتشه که برگردین‏.‏

بله بانو‏.‏

هر طور میل شماست‏.‏

شیزونا‏،‏ برای دیدن دوباره ات بی صبرانه لحظه شماری می کنم‏.‏

بله‏،‏ آقا معلم‏.‏ منم تا اون روز خودم رو مشغول کار می کنم‏.‏

آره‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏ ارباب جوان تنجین‏-‏یا گینجی‏.‏‏.‏‏.‏

تو هم دیگه باید برگردی به اوریو‏-‏یا‏.‏

چی؟‏!‏

ارباب جوان‏!‏

گینجی‏-‏سان؟ چرا آخه؟‏!‏

گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

از همون اولش قرارمون همین بود‏.‏‏.‏‏.‏

که بعد پنجاه سال خدمت در تنجین‏-‏یا برگردی به اوریو‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏

هیچ اعتراضی وارد نیست‏.‏ این یه انتقال نیروئه‏،‏ همین و بس‏.‏

ارباب‏.‏‏.‏‏.‏

اوگون‏-‏دوجی‏-‏ساما‏،‏ با تمام احترامی که براتون قائلم منظورتون از این حرف چیه؟

ما تا حالا هیچ وقت جابه جایی نیرو نداشتیم‏،‏ حتی یه بارم همچین چیزی نداشتیم‏.‏

تازه‏،‏ تنجین‏-‏یا و اوریو‏-‏یا دو تا مقوله کاملا متفاوت هستن‏.‏

ساکت شو‏،‏ مدیر حسابداری بیاکویا‏.‏

این که جلسه بحث آزاد نیست‏.‏ هر دو اونها رو خودم ساختم‏.‏

حالا حق دارم هر تصمیمی که می خوام در قبالشون بگیرم‏.‏

درست نمی گم‏،‏ ارباب خدا‏-‏غول؟

بله کاملا درسته‏.‏

غیر ممکنه‏.‏‏.‏‏.‏ چرا آخه؟‏!‏

گینجی‏.‏ اوون‏-‏دوجی‏-‏ساما بهت دستور دادن‏.‏

زود باش برگرد اینجا‏.‏

گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

متوجه شدم‏.‏

دوستان عزیزم در تنجین‏-‏یا‏.‏‏.‏‏.‏ به خاطر همه چیز ازتون ممنونم‏.‏

من برمی گردم به اوریو‏-‏یا‏.‏

هنوز یه کارایی هست که باید اونجا انجام بدم‏.‏

گینجی‏.‏‏.‏‏.‏ تو همین رو می خوای؟

قرار بود از همون اول اینجوری بشه‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

هر کار دلت می خواد بکن‏.‏

چی؟‏!‏ نه‏!‏

ارباب جوان‏!‏

داری ترکمون می کنی؟‏!‏

یعنی ارباب جوان جاسوس اوریو‏-‏یا بوده؟

این نمی تونه حقیقت داشته باشه‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏ بازم‏.‏‏.‏‏.‏

چرا؟‏!‏ صبر کن‏،‏ گینجی‏-‏سان‏!‏

تمومش کن آئویی‏.‏ از جات تکون نخور‏.‏

ولی اگه دست روی دست بذاریم‏.‏ گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏

می دونم‏.‏ ولی این تصمیم خودشه‏.‏

هیچ سر در نمیارم‏!‏

می خوای بگی که با رفتن گیجی‏-‏سان هیچ مشکلی تو تنجین‏-‏یا پیش نمیاد؟

آئویی‏.‏‏.‏‏.‏

چرا؟‏!‏ همش به خاطر اینه که اون قبلا تو اوریو‏-‏یا کار می کرده؟

خیلی وحشتناکه‏!‏

من قبلا تو اوریو‏-‏یا مسافرخانه رقیب تنجین‏-‏یا کار می کردم‏.‏

بنابراین می ترسم اینجا نتونم اعتماد همه رو به دست بیارم‏.‏

این درست نیست‏.‏

متاسفم آئویی‏-‏سان‏.‏

گینجی‏-‏سان‏.‏‏.‏‏.‏ اون تو بودی؟

صبر کن‏!‏ صبر کن‏،‏ گینجی‏-‏سان‏!‏

اون موقع‏!‏ اون موقع تو بودی‏.‏‏.‏‏.‏؟‏!‏

باید می فهمیدم‏.‏‏.‏‏.‏

خیلی خب‏،‏ همه حاضرن‏.‏ برمی گردیم به اوریو‏-‏یا‏.‏

ارباب‏!‏ جلوشون رو بگیر‏!‏ هی‏!‏ ارباب‏!‏

این تصمیم خود گینجیه‏.‏

ولی گینجی‏.‏‏.‏‏.‏ قولی که به ما دادی رو هم فراموش نکن‏.‏

یه لحظه صبر کن‏!‏

چیه‏،‏ دختر آدمیزاد تسوباکی آئویی؟‏!‏

ما هیچ کاری به کارت نداریم‏!‏

حتی اگه کاریتون بهم نباشه‏،‏ من باهاتون کار دارم‏.‏

می دونین این چیه؟

ها؟

نوبوناگا‏!‏

اینا چند تا کوکی اوکارا واسه توئه‏!‏

‏-‏‏-‏آئویی‏-‏کون‏!‏ ‏-‏‏-‏آئویی‏-‏دونو‏!‏

هی‏،‏ آئویی‏!‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏ گینجی‏-‏سان رو بهمون پس بدین‏.‏

آئویی‏!‏

نوبوناگا‏!‏ نوبوناگا‏!‏

ای دختره عوضی‏!‏

نوبوناگا رو گروگان گرفتی؟ چه حرکت کثیفی‏! نمی تونی همین جوری قسر در بری‏!‏

اون داره از نوبو‏-‏سمپای به عنوان سپر خودش استفاده می کنه‏!‏

چقدر پسته‏!‏

درست همون طور که از نوه شیرو انتظار می رفت‏!‏

واقعا که اون عروس غوله‏!‏

آئویی‏!‏

الم شنگه به پا شد‏!‏

هیچ خوب نیست‏!‏

دارم به زبون خوش می گم گینجی‏-‏سان رو بهمون برگردونین‏.‏

اگه اینکار رو نکنین‏،‏ با این بادبزن ضربه ای می زنم که با کشتی تون بلند شین رو هوا‏.‏

More Farsi Persian subtitles for Kakuriyo -Bed & Breakfast for Spirits-

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left