Udgivelsesinfo

MahoutsukainoYomeS2-24 [AioFilm uno]
En kommentar af AioFilm

Tags

TS
Udgivet den: 2023-12-28
Downloads: 10
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 131 linjer.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

نمایش باید ادامه پیدا کنه. 1

‫خیلی خب...

‫کلکشو بکنیم دیگه؟

‫ای کسی که از خرابه‌های زمان عبور می‌کنی...

‫کسی که از میان خاکسترها می‌گذری...

‫ای ارباب ویرانی زمان...

‫اصلا شبیه وقتی که تو مخفی‌گاه داشتم می‌خوندمش نیست.

‫شاید ساخته شده که ‫توسط انسان‌ها استفاده بشه.

‫واکنش داد!

‫فیلوملا؟

‫فیلوملا!

‫تو یه دختر بدردنخور کودنی.

‫اگه فقط به‌دنیا نمی‌اومدی،

‫آدام و لیلیث شاید می‌تونستن فرار کنن.

‫فیلوملا!

‫فیلوملا، حالت خوبه؟

‫یه‌چیزی داره جلوشو می‌گیره!

‫اگه بیشتر عرضه داشتی، ‫مجبود نبودم که بزنمت.

‫ولی عیبی نداره.

‫خوشحالم که ناقص به‌‌دنیا اومدی.

‫بلاخره قراره آخرش بهم ثابت کنی به دردم می‌خوری.

‫تو کسی هستی که خواستی اونطوری باشم، مادربزرگ.

‫همه بخاطر اینکه بهت گوش کنم.

‫تا اینکه نتونم درباره خودم فکر کنم.

‫تو منو نفرین کردی.

‫ولی به من یاد داده شد...

‫که من اجازه دارم بهت محل ندم.

‫که عصبی بشم.

‫که فریاد بزنم.

‫می‌تونم واسه خودم انتخاب کنم ‫آرزوهای خودمو داشته باشم.

‫پس امیدوارم که همین کارو بکنم.

‫اون چیز...

‫چیسه این روون ثوریسازو به من داد.

‫اون یه دونه حرف روون بیشتر از یه معنی داره.

‫ ‫«دروازه.»

‫«غول.»

‫«روح.»

‫«خار.»

‫و... «چکش ثور!»

‫فیلوملا!

‫مادربزرگ، من مطمئنم که کارای ‫زیادی هست که می‌خوام انجام بدم.

‫پس قراره نفرینی که ‫گذاشتی روم رو خنثی کنم.

‫هی، حالت خوبه؟

‫بچه‌ها، به من بچسبید!

‫باشه.

‫لازم نکرده بهم بگی.

‫می‌تونی رومون حساب کنی.

‫در اینجا، یه دروازه به منزله یک روزنه بسته می‌شود.

‫انگشتان ویران‌کننده را از دنیای ما بکن.

‫دید ما را از ستارگان در ‫آسمان که نقش افکنده‌اند قطع کن.

‫به پیشواز دستان پذیرا از ‫فاصله‌های دست‌نیافتنی برو.

‫داره قدرت جادوییمو می‌گیره!

‫یه‌چیزی اونجاست.

‫یه‌چیز دیگه.

‫پس اومدی، توجهت توسط اون بو ‫که به یه مادر کافر کمک کنی جلب شد.

‫دوشیزه منو واقعا خیلیا می‌‌خوان.

‫به تو یک سرود برای بازگشت به دوردست‌ها را پیشکش می‌کنم!

‫نگاه نکن.

‫بیدار شدی؟

‫آخ...

‫چه‌کار داشتم می‌کردم؟

‫ورونیکا-ساما!

‫خدا رو شکر.

‫رفت؟

‫سرود دل‌پذیری بود.

‫دوشیزه کوچک، که توسط یه خدای بیگانه دست و پاگیر شدی...

‫خوب خودتو آزاد کردی.

‫با اون دیگه جشن‌ها تمومن.

‫خیلی وقته توی همچین نبرد پرثمری نجنگیده بودم.

‫برای تشکر واسه این لذت، غرامت دیگه‌ای نمی‌خوام.

‫دوشیزه من، هیچ‌وقت قربانی رو فراموش نکن.

‫چشم.

‫هی.

‫خیلی خفت‌بار بود.

‫پسر تو دیگه وجود نداره.

‫من آدام نیستم.

‫چرا نیومدی بکشیم؟

‫تو می‌تونستی انجامش بدی.

‫تو پسر منی به‌هرحال.

‫تو هم می‌تونستی.

‫لیزبث سارجنت.

‫اون توسط زنی که به‌شدت ‫ازش بدت می‌اومد متولد شده بود.

‫می‌تونستی بکشیش.

‫ولی نکشتی.

‫فقط فکر کردم می‌تونم ‫یه‌روزی ازش استفاده کنم.

‫چه زن رقت‌انگیزی هستی.

‫اینقدر قوی بودی که نتونستی کسیو به داخل راه بدی.

‫و نه حتی تلاش کردی.

‫تا آخرشم، کسی کنارت نبود.

‫وظیفه منم به‌نظر انجام شده.

‫خداحافظ، دختر آدام.

‫مادربزرگ، شما...

‫ولم کن!

‫من نیازی به حرفای تو ندارم.

‫یه‌چیزی هست که می‌خوام بپرسم.

‫چرا به خانواده وبستر حمله کردید؟

‫باید بدونم.

‫باید به لوسی توضیح بدم.

‫هرچه کمتر....

‫چقدر از زیردست درمی‌ری!

‫زاکرونی!

‫هی، همتون زنده‌اید.

‫چه پرستار بچه خوبی از آب دراومدی.

‫تو هم همین‌طور.

‫که اینطور.

‫نمی‌دونم مانوس کیه، ولی هدفش باید اون باشه.

‫روث!

‫باشه!

‫چیسه!

‫بچم...

‫بچه من...

‫هنوز زنده‌س!

‫چیسه، حالت خوبه؟

‫آره.

‫کتاب...

‫فیلوملا.

‫مثل چیسۀ همیشگی‌ای.

‫خودتو خسته کردی.

‫الیاس، چه‌کار کنیم؟

‫کتاب...

‫دزدیده شده. کاری نمی‌تونیم بکنیم.

‫انگار زاکرونی دنبالشه درهرصورت.

‫واقعا اهمیتی نمی‌دی.

‫چیسه.

‫کارم این دفعه خوب بود؟

‫بفرما.

‫واقعا که.

‫بیا بریم خونه.

‫بیدار شدی.

‫صبح به‌خیر!

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left