Vanquish

Vanquish

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Vanquish 2021 720p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
Vanquish 2021 1080p BluRay AC3 x264-CMRG
Vanquish 2021 1080p BRRip AAC 2 0 X 264-EVO
Vanquish 2021 1080p BluRay x264 DTS- FGT
Vanquish 2021 1080p BluRay x264 AAC-[YTS MX]
Vanquish 2021 1080p BluRay x264-YIFY
Vanquish 2021 720p BRRip XviD AC3-XVID
Vanquish 2021 720p BRRip XviD AC3-EVO
Vanquish 2021 720p BRRip 800MB x264-GalaxyRG
En kommentar af Sadegh.Db
██► AbG و ســـروش Sadegh.Db صـادق | Bia2Movies.bid ◄◄

Tags

BluRay
x264
720p
720
TS
YTS
AC3
1080
brrip
XviD
Udgivet den: 2021-04-16
Downloads: 47
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

« غــلــبــه »

یک پلیس مأمور مخفی ] [ عالی‌ترین نشانِ ارتش را دریافت کرد

‫دِیمون هیکی، ‫پلیس برتر آمریکا

‫امروز صبح جلوی درِ خونه‌اش ‫با سلاح گرم مورد حمله قرار گرفت.

‫مقامات معتقدند ممکن است ‫این یک تلافی از طرف یک کارتل مواد مخدر باشد.

‫او در حال حاضر ‫در وضعیت بسیار بحرانی به‌سر می‌برد.

‫دیمون هیکی، رئیس‌پلیس آمریکا، ‫پس از بهبودی معجزه‌آسا

‫از ضرب گلوله، امروز مرخص شد.

‫متأسفانه هیکی مجبور است باقی عمرش را ‫روی ویلچر سپری کند.

‫هنگام مرخص شدن با خبرنگاران مصاحبه کرد ‫و به نظر می‌رسد دارای روحیه‌ی خوبی‌ست.

«« تـقـدیـم بـه فـــارســـی‌زبـانـان عـزیـز »»

« تـــرجـــمـــه: صــادق دادبود و ســــروش » :.:.: SuRouSH_AbG & Sadegh.Db :.:.:

‫مرا ببخش پدر که گناه کرده‌ام.

‫از آخرین اعترافم ‫دو هفته می‌گذره.

‫ادامه بده.

‫تو گناهان منو می‌دونی، تام.

‫همینطوره.

‫و همچنین می‌دونی که

‫من از مسیر درستم گمراه شدم.

‫خب، همه گمراه شدیم.

‫شیش میلیون از قسمت جنوبی.

‫پول فروش مواد مخدر ‫این ماه یه مقدار کم بود.

‫پول فاحشگی هم کاهش پیدا کرده و ‫به زیر 800 هزار رسیده.

‫قمار افزایش پیدا کرده. ‫سودش ماه گذشته یک میلیون بوده.

‫آیا راهی هست تا ‫دوباره به راه راست هدایت بشم؟

‫جدی میگی؟

‫مطمئن نیستم.

‫ولی فکر کردن بهش حس خوبی داره.

‫من یک دوستم.

‫و پاسخ‌های معنوی ‫برای سوال‌هات ندارم.

‫یه زنی هست...

‫- پرستارت؟ ‫- آره.

‫- فکرهای ناسالم درموردش داری؟ ‫- نه، نه، نه.

‫دخترش مشکل بدی پیدا کرده.

‫و تو می‌خوای کمک کنی.

‫با کمک به اون ‫به خودم هم کمک می‌کنم.

‫- محموله‌ها چطور؟ ‫- همون جاهای همیشگی.

‫شنیدم یک مشکلی هست.

‫- همون مشکل؟ ‫- آره.

‫اون شایعه دست بردار نیست.

‫آره، ولی متوجه شدم این بار ‫دارن قضیه رو خیلی جدی می‌گیرن.

‫بذار بگیرن.

‫این همه اتفاقات میوفته ‫و باز هم شب‌ها می‌تونی بخوابی؟

‫من بقیه رو بیدار نگه می‌دارم.

‫خودم راحت می‌خوابم.

‫خیلی محکم زدیش.

‫فکر نمی‌کنم ‫به این محکمی زده باشیمش.

‫واسه ما غش نکن.

‫پاشو! پاشو!

‫اگه درموردش اشتباه کرده باشیم، چی؟

‫اگه اشتباه کردیم که کردیم.

‫اگه از کما بیاد بیرون، ‫با وکیل‌هاش میاد سراغمون.

‫سراغ همه‌مون میاد.

‫منکه فکر نمی‌کنم اصلاً بهوش بیاد.

‫لعنتی.

‫تو روحت! چیکارش کردی؟

‫من چیکار کردم؟

‫منظورت اینه که ما چیکار کردیم.

‫این بازیا رو درنیار، پسر.

‫دست همه‌مون به خونش آلوده‌ست.

‫تو... تو باید یادت باشه ‫دوستات چه آدمایین.

‫الان واسه ما نازک‌نارنجی نشو.

‫یادت باشه که تو التماس کردی ‫بیاریمت تو این جریان.

‫- بچه‌ها؟ ‫- الان نه.

‫- لعنت! ‫- بچه‌ها...

‫الان نه، بی‌جِی!

‫حتماً یه جاییش مخفی کرده.

‫شلوارشو چک کن. ‫شلوارشو چک کن.

‫من اینکارو نمی‌کنم.

‫کیهو!

‫خفه!

‫بچه‌ها...

‫گفتم خفه!

‫کیهو!

‫کثافت! اینجا نیست!

‫شاید بهتر باشه یکم بیشتر ‫اونجارو دستمالی کنی.

‫دهنتو ببند!

‫ببین!

‫دنبال این می‌گردی؟

‫حرومزاده.

‫کجا پیداش کردی؟

‫توی کمدش بود.

‫چه زمانبندی خوبی، بی‌جِی.

‫آفرین که پیداش کردی.

‫ممنون.

‫حق با تو بود.

‫حرومزاده می‌خواست ما رو لو بده.

‫همیشه حق با منه. ‫واسه همین رئیسم.

‫می‌دونی که هنوز تموم نشده.

‫نوارهای بیشتری وجود داره.

‫ما نمی‌دونیم ‫دیگه با کیا حرف زده.

‫اینو بذار به عهده‌ی من

‫و آدمایی که از تو سَرترن، استیونز.

‫حالا گورشو از اینجا گم کنین بیرون.

‫باشه.

‫بله؟

‫سلام، منم کیهو.

‫بگو.

‫خبر خوبی ندارم. ‫میکروفن داشت.

‫لعنتی.

‫خب، بهتره بری خونه‌اش.

‫طولی نمی‌کشه که یه ‫آژانس دیگه بویی از این ماجرا ببره

‫اگه تا الان نبردن.

‫حتماً.

‫درمورد محموله‌ها چیکار کنیم؟

‫باید یه فکری درباره‌اش بکنم.

‫یکی از ما رو بفرست.

‫نه، نه، به هیچ وجه. ‫معلوم نیست کی داره ما رو می‌پاد.

‫پس دیگه به کی می‌تونیم اعتماد کنیم؟

‫من درستش می‌کنم.

‫سلام، دیمون.

‫ببخشید دیر کردیم.

‫مشکلی نیست.

‫فرشته کوچولوی من چطوره؟

‫چیزی شده، عزیزم؟

‫بذار برات یه شام درست کنم، باشه؟

‫باشه.

‫بیا عزیزم.

‫منو ببین، عزیزم...

‫همه‌چیز درست میشه. ‫قول میدم.

‫- باشه. ‫- خوبه، حالا مامان بره آشپزی کنه

‫و تو هم تماشاش کنی؟

‫- آره. ‫- دوست داری؟

‫- آره. ‫- خیلی‌خب.

‫ببینیم چیا داریم!

‫مرسی.

‫- بله؟ ‫- من بی‌جی رو فرستادم خونه‌ی ریک.

‫پر از پلیس‌های فدرال بود.

‫خیلی‌خب، گم و گور بشین.

‫نگرانم چیزی پیدا کنن.

‫یادت رفته داری با کی حرف می‌زنی؟

‫من آشنا زیاد دارم. ‫نگران نباش.

‫باشه. رئیس شمایی.

‫حرومزاده.

‫ویکی!

‫ویکی؟

‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

‫آره، البته.

‫الان برمی‌گردم، باشه؟

‫چی شده؟

‫به من بگو.

‫خبرای بد گرفتی؟

‫آره.

‫بذار کمکت کنم.

‫دیمون، امیدوارم متوجه شده باشی

‫که ما چقدر بخاطر کارهایی که ‫برامون کردی، ازت متشکریم.

‫واقعاً میگم. ممنونم.

‫متأسفانه فقط توی این ‫یه مورد نمی‌تونی بهمون کمک کنی.

‫چرا، می‌تونم.

‫خیلی ناجوره.

‫حتی نمی‌تونن با قاطعیت بگن بیماریش چیه.

‫آزمایش پشت آزمایش و ‫دکتر پشت دکتر.

‫یه راهی پیدا می‌کنیم.

‫با همدیگه.

‫می‌دونی اون اولین دستاور زندگی‌مه؟

‫و فوق‌العاده‌ست!

‫عادلانه نیست.

‫نه، نیست.

‫بعضی وقتا به این فکر می‌کنم که...

‫خدا داره منو بخاطر کارهای وحشتناکی ‫که تو زندگیم انجام دادم، مجازاتم می‌کنه.

‫حس خوبی نیست.

‫فکر نمی‌کنم کار خدا اینطوری باشه.

‫شاید نه، ولی...

‫اگه اینطوری بود، من فقط...

‫آرزو می‌کنم کاش ‫کاری می‌کرد من درد بکشم.

‫با این می‌تونستم کنار بیام.

‫اینطوری با عقل جور درمیومد.

‫ولی دخترم رو نه.

‫بذار هزینه‌شو بدم.

‫شما دوتا تقریباً ‫تنها کسایی هستین که برام موندن.

‫دیمون...

‫در عوض یه چیزی ازت می‌خوام.

‫حتماً!

‫دیمون، حتی اگه اینکار رو نکنی ‫من هرکاری برات می‌کنم.

‫فقط بگو.

‫شامل این میشه که...

‫یکم از مهارت‌های قدیمی‌ات استفاده کنی.

‫امشب بهت نیاز دارم.

‫پنج ایستگاه. پنج محموله.

‫محموله؟

‫چجور محموله‌هایی؟

‫پول. خیلی زیاد.

‫فکر نمی‌کنم متوجه باشم ‫این مکالمه قراره به چه نتیجه‌ای برسه.

‫متوجه نیستی؟

‫یا نمی‌خوای متوجه باشی؟

‫بی‌خیال!

‫تو که فکر نکردی من این خونه رو

‫با گرفتن خسارت صدمه‌ای که دیدم گرفتم؟

‫شک هم نکردم.

‫نخواستی شک کنی.

‫مطمئنم یه چیزایی درمورد من شنیدی.

‫البته!

‫ولی فرقش اینجاست که من می‌شناسمت، ‫برای همین هیچکدومشون رو باور نکردم.

‫باورشون کن.

‫همشو.

‫تو تنها کسی هستی که مطمئنم

.می‌تونم کاملاً بهش اعتماد کنم

‫ازت می‌خوام بس کنی.

‫من حتی راجبش بحث نمی‌کنم.

‫من نمی‌تونم اینکار رو برات بکنم.

More Farsi Persian subtitles for Vanquish

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left