De første 200 linjer.
آنچه گذشت...
خان دنبال پوله
قضیه تروریسم نیست
یه سرقته
تمام این مدت...
فقط یه چیز لازم داشت که از پس این سرقت بر بیاد
درفش روح چنگیز خان
میلیونها سپردهی بانکی سوئیفت...
داخل درفش گیر کردن
پس منظورت اینه که 1.5 تریلیون دلار...
داخل روح چنگیز خان گیر کرده
باید اون درفش رو برداریم
پلیس هنگکنگ. اسلحههاتونو بذارید زمین
- تو پلیس خبر کردی؟ - فکر کردم تو خبر کردی
راستش من خبرشون کردم
زانو بزن، خان
من خان نیستم، باشه؟
صبر کنید، درواقع داره راستشو میگه
آره، تمام این مدت من طرف شما بودم
فهمیدیم سایمون هاردویک و درفشم رو کجا بردن
پسش میخوام
اون حمله به پایگاه نظامی روسیه رو یادتونه؟
وایولت قطعاً یه بمب اتم دزدیده
وایولت با تمام توان افتاده دنبال درفش
واسه مخفی کردن ردپاش کل هنگکنگ رو منفجر میکنه
سلام
- حالت خوبه؟ - شرمنده که دیر کردم
سه تا اژدهای کاملاً متفاوت نزدیک بود زیرم بگیرن
اژدهای الکی، ولی به هر حال...
ترسناک بود
دنی هنوز منتظر صحبت با رئیسکلـه؟
آره، بیست دقیقهست که منتظره و همچنان ادامه داره
این رئیسکل خبر داره...
که یه بمب اتمی...
- عه، عه، عه - آهای
نمیخوایم الان همه رو به وحشت بندازیم
میدونید چیه؟ نمیشه بمب رو بذاریم توی یه قایق...
و بفرستیمش توی لنگرگاه؟
نمیشه. طوری تنظیم شده که اگه کسی تکونش داد، منفجر بشه
عالیه
ببینید، وایولت تا زمانی که درفش...
با یه تریلیون دلار داخلش اینجا باشه نمیتونه بمب رو منفجر کنه...
- وگرنه همهی این کارا واسه هیچ و پوچ بوده - خب واسه هیچی هم که نه
با توجه به چیزی که سری آخری که اینجا بودم بهم گفت...
از هنگکنگ متنفره
فکر نمیکنم بمب فقط واسه پوشوندن ردپاش باشه
میخواد اینجا رو منفجر کنه
مگه از روی جنازهی ما رد بشه
- آره، میترسم همین کارو کنه - آره، منم همینطور
چی شده؟
الان رئیسکل داره میاد
قشنگ حسابی طولش داد
فکر میکنن سایمون خان بزرگه
واسه همین توی یه سری سلسلهمراتب غولپیکر گیر افتادیم
که ترتیبش داده میشه ولی تو این مدت...
باید مطمئن بشیم که بمب خنثی بشه...
و حفاظت اینجا تأمین بشه
باید درفش رو برداریم و بریم
حتی اگه میتونستیم این کارو کنیم...
اینجا با درفش جامون امنتره تا اون بیرون...
که تکتک خلافکارای آسیا...
- دنبالمون خواهند گشت - میدونم که قبلاً اینو گفتم
ولی یه بار دیگه امتحانش میکنم
باید درفش و پول داخلشو نابود کنیم
هر چقدر هم که وایولت الان خطرناک باشه...
اگه اون پولو به دست بیاره چقدر دیگه خطرناک میشه؟
پول قدرته
درفش مثل حلقهی یگانهست و ما هم...
باید اون لاشی رو بندازیم توی کوه هلاکت، قبل از اینکه سائورون...
سرزمین میانه رو تصاحب کنه
ارباب حلقهها
عجب مقایسهی معرکهای
- ممنون داداش - آره، باریکلا
خیلیخب، تمرکز کنید اسکلا
نمیتونیم درفش رو نابود کنیم
- اینطوری وایولت رد میده - خب بذار رد بده
حالا همهمون میدونیم چه بازیای تو سرشه
ایل اون، همه یه مشت مزدورن که به خاطر پول اومدن وسط
اینطوری ضعیف میشن
پول که ناپدید بشه...
کل قدرتش از بین میره
من وسط ارباب حلقهها خوابم برد
اونجا هم آدم بدا بمب اتم داشتن؟
ببینید، درفش و پول داخلش مال ما نیست که نابودش کنیم
حالا اینجا مثل یه دژ میمونه
ارتش کامل خودشو داره
پس روی اونا حساب باز کردی که ازمون محافظت کنن؟
پس چی شد؟ همیشه میگفتی....
"بهتره آدم روی کسی حساب باز نکنه"
آقای مکنامارا، از این طرف لطفاً
همهچی تحت کنترله
سازمان اطلاعات چین سایمون هاردویک رو بازداشت میکنه...
و به سرزمین اصلی انتقالش میده
تهدید تموم شده
حین ارتکاب جرم در تلاش برای دزدیدن درفش دستگیر شد...
حالا هم...
خان توی زندانه
- باهات منصفانه رفتار میشه - من قربانیام
هر چقدر هم که باور حرفم سخت باشه، قربانی منم
با اسلحه گروگانم گرفتن، بهم تیر زدن
روی بدنم داغ زدن و علیرغم میل باطنیم...
مجبورم کردن برای اون روانی کار کنم، وگرنه منو میکشت
بخش خوبش اینه که درواقع از بخش آخر نقشهاش خبر دارم...
و میخوام کمک کنم
با فرض اینکه بتونیم قبل از اینکه همهمونو بکشه، با هم معامله کننیم
ببین جناب رئیسکل، با کمال احترام باید بگم که راست میگه
داری میگی سایمون هاردویک کاملاً بیگناهه؟
نه، میگم اون خان نیست
خان اصلی داره میاد
همین الان. میاد که درفش رو به چنگ بیاره
یه بمب اتم هم زیر شهر کار گذاشته
- چی؟ - میتونم جاشو نشونتون بدم
ولی باید فوراً یکی رو ببریم که اونو خنثی کنه
اگه خان درفش رو به چنگ بیاره و فرار کنه...
اون بمب اتم رو منفجر میکنه...
که ردپای خودشو مخفی کنه
این هیچ دخلی به من نداره
کل این شهر توی خطر بزرگیه
باید با دوستام...
دنی مکنامارا و لکسی وزیری صحبت کنید
شما دوستانشید؟
- نه، نه دقیقاً - اصلا و ابدا
چی بود؟
حتماً کار خودشه
تلفن وصل نمیشه
برق کل هنگکنگ رو قطع کرد
اینطوری نمیتونیم نیروی پشتیبان خبر کنیم
رئیسکل، افرادتو آمادهی یه حمله کن
نه، خیلی دیر شده
همین الانشم رسیده اینجا
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
واسه هرچی که پیش رومون باشه، آمادهایم
تکتک افسرهای در دسترس رو...
گذاشتم از ورودی جلو و عقب محافظت کنن
از تنها راههای ورود
ببین، با کمال احترام...
وقتی به واتیکان حمله کرد، من اونجا بودم
اونجا هم خیلی امن در نظر گرفته میشد
نمیتونید جلوشو بگیرید
ولی تا وقتی که تمرکزشو گذاشته روی تسخیر ساختمون...
میتونیم درفش رو برداریم و ناپدید بشیم
و برای افرادت زمان بخریم که بمب اتم رو خنثی کنن
- میتونیم کمک کنیم - اینجا امنترین جا برای شماست
به قول شما آمریکاییها...
اینجا قلعهی آلاموی ماست
دلم نمیخواد اونی باشم که اینو میگه...
ولی هرکی توی آلامو بود، کشته شد
چی؟ واقعاً؟
آره
رئیسکل...
آیا ما بازداشتیم؟
نه خانم
عالیه، چه خوب. پس زحمتو کم میکنیم
اصرار میکنم که بمونید
نمیخوام اگه تحت نظر من بلایی...
سر یه مشت غربی بیاد...
یه حادثهی بینالمللی بیفته گردنم
همینجا میمونید تا وقتی که بگم همهجا امنه و میتونید خارج بشید
ما...
وایولت منتظر چیه پس؟
هر کاری که تا الان کرده، برای ردگمکنی بوده
چرا باید اون علامت رو با آتیش ایجاد کنه و به پلیسا...
وقت بده که درها رو بپوشونن؟
صبر کن ببینم، فکر میکنی حمله نمیکنه؟
از در وارد نمیشه
درفشمو برام پیدا کنید
هر جنبندهای رو هم که دیدید، بکشید
متوجه شدم به نظر میاد...
اوضاع اون پایین خیلی جالب نیست
خفه شو
گوش کن چی میگم، رئیسکل. خواهش میکنم
در این مقطع از زمان...
همه توی دنیا فکر میکنن من خان بزرگم
اونم دقیقاً همینو میخواد
این یعنی همه رو...
توی این کلانتری میکشه، از جمله شما رو
مهمترین مسئله اینه که شاهدی از خودش به جا نذاره
پس باید فرار کنیم، رئیسکل
باید از اینجا خارج بشیم
گوش کن
تعداد نفراتش کمتر از ماست
ما هم اهل فرار نیستیم
پس عین گوشت دم توپیم
باید از این اتاق بزنیم به چاک
نه، باید از این شهر بزنیم به چاک
آره، گفتمش
منم پایه بودم که جلوی فاجعه رو بگیریم...
ولی الان وقت فراره
مثل همیشه، شاو، اگه بخوای میتونی فرار کنی
من میرم سراغ درفش
- من میرم سایمون رو نجات بدم - سایمون رو نجات بدی؟
آره، وایولت میخواد اونو بکشه
در ضمن گفت از کل نقشهی وایولت خبر داره
اگه وایولت زودتر دستش به درفش برسه...
باید بدونیم چطوری میخواد از شهر خارج بشه
منصفانهست. با سیم اینو راه میاندازم
میدونی چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.