De første 200 linjer.
!دلوا - !کمک -
!ژاک! ولش کنید
!ولم کن! دلوا
!نمیتونید این کار رو بکنید
!پایین نگهش دار
!ولش کن
!ببرش بیرون
!نه
!ژاک - !دلوا -
!ژاک - !بسه -
!ولش کنید! ژاک! ژاک - !ولش کنید -
!ژاک - !دلوا -
!دلوا - !ولش کنید -
!ژاک
!دلوا
!ولم کنید
!ژاک
!پایین نگهش دار
!آروم باش
یالا
!ژاک
!ژاک
!در رو باز کنید
!در رو باز کنید
!در رو باز کنید
میتونی لباست رو دربیاری؟
باید لباست رو ببینم - لباس نه. کادوئه -
متأسفام، دلوا، برای تحقیقات لازمش داریم
چه تحقیقاتی؟ - پلیس مسئولشه -
،من چیز بیشتری نمیدونم
ولی قول میدم پسش میگیری
دراینبین یه لباس دیگه بهت قرض میدیم
باشه؟
خیلیخب، پشت پرده میتونی لباست رو دربیاری
باید معاینهت کنم
میشه لطفاً دستهات رو ببری بالا؟
میتونم زیر پیراهنت رو ببینم؟
خیلیخب، دلوا
حالا ازت میخوام به پشت دراز بکشی
میشه شرتت رو دربیاری؟
با حالت قورباغهای آشنایی داری؟
باید پاهات رو دراز کنی و کف پاهات رو بچسبونی به هم
از یه پنبۀ کوچک برای تمیزکردن استفاده میکنم
فقط نگاه میکنم ببینم مشکلی نباشه
سلام، دلوا
من جیدنام
من یه مددکار جوانانام. اون هم همکارمه، زورا
خوش اومدی، دلوا
اینجا پرورشگاه «جیوه»ست
فعلاً پیش ما میمونی، باشه؟
نترس، اینجا جات امنه
فاصلۀ زیادی هم با خونهت نداری. اهل «بونی»ای دیگه؟
اهل «بونی»ـه، درسته؟ - بله -
!اوه، تُف. هی
!وایسا - !صبر کن -
!وایسا
!ولم کن - !آروم بگیر -
!بس کن
!آروم باش
!آروم باش
حالت خوبه؟ - !آروم باش -
چیزی نیست
.برای اینه که همه رو بیدار نکنی فردا میری توی اتاق خودت
این هم کمدیه که بچهها میتونن وسایلشون رو بذارن توش
...غذاخوری، جایی که غذا میخوری - چه غذایی؟ -
احتمالش هست مدتی رو اینجا بمونی
چی؟
دادستان ازـمون درخواست کرده - کی هست؟ -
کسی که از حقوقت حمایت میکنه - حقوقم؟ -
چه حقوقی؟
بیا بازدید رو ادامه بدیم. اینجا اتاق نشیمنه
بین ساعت 8 صبح تا 10 شب میتونی بیای اینجا
،تلویزیون هست، بازیهای ویدئویی ...سیدی، میز فوتبالدستی
جاییه که میتونی پیش بقیه باشی
ادامه بدیم؟
ولی چرا باید اینجا بمونم؟
اینجا دفتر مددکاران جوانانه، جایی که میتونی ما رو پیدا کنی
همیشه قبل از واردشدن در بزن
همینجا وایسا تا بیام
چرا دادستان میخواد اینجا بمونم؟
فکر میکنه اینجا برات بهتره
چرا؟
فکر میکنه ممکنه پیش پدرت در خطر باشی
بیا، ملافههات
با سامیا هماتاقیای
اون چون بهمدت یک هفته از مدرسه اخراج شده اینجاست
هی، ننهت یادت نداده قبل از اینکه بیای توی، در بزنی؟
چه وضعشه، دادا؟
بهت گفتهام بیرون سیگار بکشی
پسرها هم
اون جزء قوانین نیست - سامیا -
این کیه؟
این؟ دلواست، هماتاقی جدیدت
چی؟ جدی میگی؟
اون چمدونشه؟
!سامیا - ...گُه بگیرن -
!ریدم تو این شانس
باربی» رو جایگزین «کنزا» میکنن»
چمدون من چرا اینجاست؟
پلیس وسایلت رو آورد
فقط این لباسها رو پیدا کردن
و دنبال گوشی بودن. داری؟ - نه -
من نمیخوام اینجا بمونم
تصمیمش با تو نیست. با قاضیه
غذا سر ساعت 12 و 7ـه
باشه؟
!هی، دخترجدیده، بیا بشین اینجا، برات جا داریم
!ما مهربونایم! گاز نمیگیریم
بیا اینجا
!جیدن، ما رو بهش معرفی کن !من الآن پنج ساله تکپری میکنم
!آروم باش - !هی، خفه شو! کافیه -
!لطفاً غذاتون رو بیسرصدا بخورید
تو چیزی نمیخوری؟
باید قوت داشته باشی
اون کجاست؟
کی؟ - ژاک -
داره محاکمه میشه
همون چیزی که دوربین داره؟ - آره -
با این تفاوت که از بزرگسالها فیلم نمیگیریم
پرسید من کجام؟
دلوا، اون نمیاد ببردت
بیا بشینیم
!جیدن! جیدن، اینجا! اینجا
!همینجا! همینجا
!میتونی اینجا بنشونیش، لطفاً
!بهت گفتیم که بشینی - !آره -
اینجا برات خوبه؟
خوشآمدگویی گرمی از دلوا کنید، باشه؟
!طرز لباسپوشیدنت رو خیلی دوست دارم
!لباس عالیایه. باکلاسه
!آره، من از خانوادۀ باکلاسیام
...تو خیلی پولداری - تو چرا اینجائی؟ -
نمیدونم
دروغگو. ما همه میدونیم چرا اینجائیم
من بهخاطر این اینجام چون مامانم هرجاییه و نمیتونه به من رسیدگی کنه
و تو؟
مامانت؟
پس قضیه پدرته؟
اون هیچوقت به من صدمه نزده
تقصیر کیه؟
شیطان؟
!داری زیادهروی میکنی
!اون حتی نمیدونه بهخاطر کیه
سلام
آقای دوخکِل؟ - بله -
من خانم کوتنام - خوشوقتام -
سلام، دلوا
من لِیلا کوتنام، وکیلت
من اینجام که ازت دفاع کنم - در برابر چی ازم دفاع کنی؟ -
متوجهای چرا اینجائی؟
چون اشتباه کردید - نه -
ما یه گزارشی از محله دریافت کردیم
دادستان دستور تحقیقات داد
ما نگران بودیم، بنابراین، تو رو از خونۀ پدرت جابهجا کردیم
چرا؟
نتایج آزمایشهات رو دریافت کردیم
،از چیزی که من دارم
پدرت متهم به آدمربایی والدانه و زنا با محارمه
میدونی زنا با محارم چیه؟ - اون کاری نکرده -
...گوش کن
...شاید این چیزیه که اون میخواد تو فکر کنی - ولی ما اینطوری نیستیم -
چرا؟
...دلوا - کجاست؟ -
رنس»، توی بازداشت قبل از محاکمه»
افرادی که مرتکب جرایم جدی میشن قبل از محاکمه فرستاده میشن اونجا
کِی دوباره میبینمش؟
قبل از محاکمه نمیشه
!دلوا، وایسا
!دلوا
چیکار داری میکنی؟
میرم ژاک رو ببینم، میخوام باهاش حرف بزنم
اون چیز مشکلیه
ولی میتونم اجازهش رو از قاضی بگیرم که براش نامه بنویسی، باشه؟
میخوام ببینمش! میخوام برم خونه - مقدور نیست -
!وایسا
!وایسا
عقلت رو از دست دادی؟
!راه بیوفت
!هی، دخترخانم
چیکار داری میکنی؟
!برگرد
!دخترخانم - !اون کار ممنوعه -
!وایسا
کجا داشتی میرفتی؟
هان، کجا؟
!جواب من رو بده
«رنس»
واقعاً خیال کردی اونجوری میتونی کسی که زندانه رو ببینی؟
زنگ رو میزنی و راهت میدن داخل؟
دیگه اونطوری فرار نکن
ببین، سوای پرورشگاه، جایی برای رفتن نداری
دلوا؟
لطفاً بیا داخل
میخوام درک کنی که
مشکل تو و احساساتت چیه
کی گفته پدر وْ دختر نمیتونن همدیگه رو دوست داشته باشن؟
خب، کمی پیچیدهتر از اونه
پدر وْ دختر میتونن مهرورزی متقابلی ...نسبت به هم داشته باشن، ولی
...نمیتونن گرایش جنسی به هم داشته باشن
و اگه پدر برای محافظت از دخترش اون کار رو بکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.