De første 200 linjer.
.گلناکسی
.بالاخره هم رو ملاقات کردیم
.لرد زورتاک،منتظرت بودم
.چهار جهان رو طی کردم تا بگایمت
.بیا انجامش بدیم ای پیلپیکر کهکشانی
!اوه
!برو سراغ سکسش
.اوه باشه
!آی! آی! آخ
چی شده؟
.هیچی، دوباره امتحان کن
!عقب نشینی. آخ، عقب نشینی کن
...اوه - چرا نمیره تو؟ -
.نمیدونم
سلام
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: محمد نجفی ::» |^| Mohammad_Na |^|
نرفتی سر تمرین؟
.نمیرم. لازم نیست
.هی
...میدونی، چیزی که قبلا گفتم
."همون جریان "دوستت دارم
.خیلی ضایع بازی بود
...پس انتظار ندارم که تو
تو هم بگیش، میدونی؟
.باشه
بابا؟
.من برگشتم خونه
.برو و آماده شو بری مدرسه
.و لطفا سروصدا نکن
.مادرت بدجور نگران بود و تازه رفت که بخوابه
.یا مسیح
.صبح بخیر عزیزم
یکم چایی میخوای؟
میشه جدولش رو برام بذاری کنار؟
.این اواخر خیلی ساکت شدی عزیزم
مشکلی پیش اومده؟
.یکم تو کتابت اصلاحات انجام دادم
.همونی که درباره ی منه
.دفعه بعد از فرهنگ لغت هم استفاده کن
.گنجینه لغتت خیلی پایینه
اوتیس، بیا آروم و منطقی دربارهش حرف بزنیم
!نه آرومم! نه منطقی
.بعدا دربارهش حرف میزنیم عزیزم
!بی خیال
!دوچرخه ی احمق
به خاطر کتاب مامانته؟ - ،اوه نه، خب -
فقط یه نوشته دقیق و با جزییاته که با تحقیق فراوان
رو یه پسر 16 ساله با امیال جنسی سرکوب شده به دست اومده
.یا به عبارتی، من
."بخش یک : "جنب ناگهانی اوتیس
.ببخشید، خنده دار نبود، خیلی کار بدی کردی جین
خیلی خب، ببین، حداقل .با یه دختر واقعی به مراسم رقص رفتی
.این خودش یه پیشرفته مرد - .بهش گفتم بز و اون گذاشت رفت -
.بازم یه پیشرفت به حساب میاد
. کبیخیال، فکر میکردم بهش گفتی گربه خونگی
.آره، بهش بز هم گفتم
از اولا خوشت میاد؟
.آره، من... خوشم میاد، خیلی
پس چرا بهش گفتی بز؟
.قول بده که نخندی
اون فکر میکرد که یه خبرایی بین
...میو و من، از لحاظ احساسی هست، و من
.ببخشید، خنده دار نبود
داستم سعی میکردم بهش بفهمونن که حرفش چقدر چرته
چون یکی مثل میو ،هرگز امکان نداره به من علاقه داشته باشه
چون من یه بازنده ام .و اون یه شیر ماده است
آها
.در نتیجه، اولا میشه یه گربه خونگی
،اوتیس، میدونی، با اینکه درمانگر جنسی هستی .ولی احساسات بقیه اصلا برات مهم نیست
نیمه پر لیوان اینه که، حداقل .به خاطر این کتاب جدید مشهور میشی
.مثل اون مرده که سه تا دست داشت
.میو وایلی و اوتیس میلبورن به دفتر آقای گراف
.شیر ماده منتظرته
.هنوزم باهام حرف نمیزنه
.اوه، زنا واقعا ازت بدشون میاد
.لباس قشنگیه
...مرسی انور، منم - .واقعا نیازی نیست که جواب بدی -
.خوشحالم که میبینمت اریک
.ممنونم قربان
.میخواستم عذر خواهی کنم - ...هی، این -
.میدونی، همهمون روز بد داشتیم
.ولی تو هر ابری، بارون شدیدی هست
.نه صبرکن، ببخشید این درست نبود
تو هر ابری رنگین کمون هست"، این بود؟"
...خب - بیخیال، همه چی گذشت -
اره - ...و -
و اون دو هفته تنبیه چی؟ - .هنوزم کاملا سر جاشه -
.خیلی خب، باشه - ...خب -
.بعد از مدرسه میبینمت - ...باشه -
...ببین، بابت... بابت اتفاقی که افتاد
.من فراموش کردم
.میو
.اول تو
.تو و دوست کوچیکت رو زیر نظر داشتم
،قبل مدرسه هم رو میبینین
،تا ساعتها با هم میگردین
،در گوشی های یواشکی
.پول رد و بدل میکنین
.خب... ما فقط با هم میگردیم
.به نظرم بیشتر از با هم بودن انجام میدین
.همه چی رو درباره ی حلقه ی موادت میدونم
.مال من نیستن
...انتظار داری باور کنم اون دیلاق بی عرضه میلبورن
مسئول این مواده؟
.اوتیس هیچ ارتباطی با این قضیه ندارخ
...اینا داروهایی برای در خوندن هستن قربان - به نظر میاد با اینکه اینا مال تو نیستن -
.خیلی چیزها دربارهشون میدونی
تو و دوست کوچولوت اینا رو از برادرت گرفتین؟
.اوه آره
.همه چی رو درباره سابقه ی نامشروع خانواده ات میدونم
...و تو
.یه بچه ی بیگناه مثل میلبورن رو ساقی کردی
.اوتیس هیچ کاره است .اون رو وارد این قضیه نکن
چیکار میکنی؟
.میخوام گزارش داداشت رو به پلیس بدم
.صبرکن
.اونا مال منن
حالا چی میشه؟
،بهم میگی دقیقا چه اتفاقی تو مراسم رقص افتاد
و بعد برات محکمه ای برگزار میشه
.تا مشخص شه آینده ای تو این مدرسه داشته باشی یا نه
.میلبورن - .بله آقا -
.یه نصیحت
.حواست به زنای وحشی باشه
.اونا مثل غذای خشک میجَونت و بعدم تف میکنن
.برو سر کلاست
.باشه
.دیگه تو دردسر نیستی، درستش کردم
خیلی خب، چه... اتفاقی افتاد؟
ما... قرار نیست دربارهش حرف بزنیم؟ همین؟
.من بهت اعتماد کرده بودم اوتیس
...ولی
!من نمیخوام باهات سکس داشته باشم
.منم همینطور
.داغون بودی
.صدای وال پخش کردی و دست از حرف زدن بر نمیداشتی
و بعد بهت حمله عصبی دست داد .و مجبور شدم مامانت رو خبر کنم
.یه تجربه ی سکسی ناجور و ترسناک بود
...ببین، درباره ی
.نصیحت میخوام
.کلینیک دیگه نیست. متاسفم
من به کسی نگفتم چه اتفاقی افتاد
.میشه گفت بهم مدیونی
وقتی که تو رو از واژنم .انداختم بیرون هم اصلا خنده دار نبود
بله؟
جین میلبورن؟
سیمون مک آلیستر هستم از برایت اند ساندرز زنگ میزنم
اولین بخش مرد تربیت کردن رو برامون فرستادین
وسط بحران مردیت هستیم
.و این به نظر کاملا پتانسیل این رو داره که فراگیر شه
بخشهای بیشتری برای خوندن هست؟ - بله -
.بله هست - .عالیه -
به طور خاص به
.رابطه ای که شما با نمونه دارین علاقه داریم
.خیلی شخصیه
.به نظرمون واقعا میتونه با مادرای دیگه ارتباط بده
به نظرتون کی میتونین صفحات بیشتری برامون بفرستین؟
میشه خودم در این باره بهتون خبر بدم؟
.بله حتما
.فقط خیلی طول نکشه
.نمیکشه
.مرسی
.لعنتی! لعنتی، لعنتی
.اوه خدا
بله؟ - .سلام یاکوپ، جینم -
،واقعا متاسفم که مزاحمت میشم
.ولی متاسفانه لوله ی زیر سینک خونهم شکسته
...و آب داره همه جا رو برمیداره - .جین -
باید دست از شکستن وسایل .موقعی که سکس میخوای برداری
.نه، نه... نه
.اون... سوتفاهم شده .واقعا شکسته
.فکر کنم منظورم رو خیلی واضح گفتم
.من یه رابطه میخوام
.نمیخوام که بازیچه ات باشم
.خدا نگه دار جین
...خب، جریان - واژنم بهم خیانت کرده -
خیلی خب، دقیقا چطور؟
،بالاخره یکیو پیدا کردم که دوست داره سکس کنه
ولی نمیتونه کیر سایز نسبتا متوسطش رو .وارد واژن کوفتیم کنه
چرا این اتفاق برای من افتاده؟
...خب
.اصلا با عقل جور در نمیاد
.من خیلی تلاش کردم
.فضا، لباسا، گریم
.همه چی بی نقص بود
.حتی نمیتونستم انگشتمو داخلش کنم
.انگار واژنم تریسموس* داره
حالا چیکار کنم؟
.خب از کلمه "بی نقص" استفاده کردی
.شاید این یه راه برای تحت کنترل موندنه
.تو... تو فانتزیت، تو رئیسی
...و واقعیت میتونه .کاملا متفاوت باشه
.نه، من از فضاییا خوشم میاد، همین
خوشت میاد اوضاع از کنترل خارج شه؟
.فکر کنم نه
.ببین، من از ترن هوایی متنفرم
.منم همینطور. از خطر شبیه سازی شده خوشم نمیاد
.گمونم تو دسته ی الفم
...خب، شاید
No comments yet. Be the first to leave one.