De første 185 linjer.
عشق ابدی فصل سوم
قسمت یازدهم
برادر هشتم
از اونجا که تو با اقامتگاه پرنسس وصلت کردی
تو باید به قانون فضیلت پایبند باشی و همسر وفاداری باشی و با احتیاط رفتار کنی
وقتی می بینم این روزا انقدر با پرنسس درگیر هستی
کمی نگران می شم
می دونم
اگه تو شخص دیگه ای بودی شرایط اینجوری که الان هست نبود
من از جاه طلبی و رویاهات با خبرم
ولی وصلت با اقامتگاه پرنسس
رویای خیلی از آدماست
برادر ارشد
چیزی که من می خوام
این نیست که همیشه پشت یک زن مخفی بشم
و از زندگی مجللم لذت ببرم
و برای خود شناسی هم نیست
و حتی برای رسیدن به نقشه های پدر و صدمه زدن به دیگران هم نیست
این سال ها
من هم کمی راجع به نقشه های پدر می دونم
گرچه من باهاش موافق نیستم
ولی چیزی برای متوقف کردنش هم ندارم
ولی برادر هشتم
چرا بعد از اون حادثه با میل خودت وارد
این شرایط خطرناک شدی؟
برادر ارشد
تو به خاطر
ازدواج با پرنسس دومه اقامتگاه از من کینه به دل گرفتی؟
غافلگیر شدم
ولی کینه به دل نگرفتم
زیر این آسمون ها
کدوم مرد خوبی نمی خواد با یه خونه خوب وصلت کنه؟
قبلا تو شهرت خیلی خوبی نداشتی
پرنسس دوم قدری مهربان بود که ازت دست نکشید
من برات خوشحالم
برادر ارشد تو من رو مقصر نمی دونی
ولی من عذاب وجدان دارم
نمی خوام بیشتر از این توی این اقامتگاه بمونم
می تونی بهم بگی
به غیر از فرار کردن
راه دیگه ام هست یا نه ؟
چی؟
دیوونه شدی؟
اگر این کارو بکنی با دست های خودت بقیه زندگیت رو نابود کردی
من خیلی وقته که به این فکر می کنم
توام باید راجع بهش خبر داشته باشی
لازم نیست که منو متقاعد کنی
من خودم عواقبش رو به دوش می کشم
اگه حاضر نیستی کمکم کنی
خودم به تنهایی انجامش می دم
ولی چطور می تونم ببینم که خودت رو به خطر می اندازی؟
همون کاری که گفتم رو انجام می دم
برای اینکه تو به عنوان همسر شاهزاده همسر خودت رو ترک کنی
باید از پرنسس دوم برگه ی طلاق رو بگیری
...ولی برادر هشتم
من تصمیمم رو گرفتم
بیا
اگر بخوام برگه ی طلاق رو بگیرم
باید هفت شرایط زمینه ای رو داشته باشم )شرایطی که در اون زن می تونه از شوهرش جدا بشه(
گرچه تو فرد سازگاری نیستی
ولی رسیدم به هفت شرایط زمینه ای
کار راحتی نیست
اول اینکه به بانوان بزرگ خانواده بی احترامی کنید
تو با یه خانواده سلطنتی وصلت کردی
می خوای به ملکه بی احترامی کنی؟
درباره اینکه دختری نداره
تو تان اِر برای مدت طولانی نیست که ازدواج کردین
چطور می تونن بفهمن که تو می تونی یا نمی تونی یه دختر به دنیا بیاری؟
به غیر از هوس باز بودن
فقط بیش از حد حسود بودن و خبرچین بودن
دزدی کردن و بی غیرتی باقی موندن
بقیه فقط قراره فکر کنن من بی وجدانم
خانواده مو حتما درگیر این ماجرا می شه
یا شاید
بتونم سعی کنم نشون بدم که به سختی مریضم
می دونی که هر یک از شرایط
یه جرم فجیع به حساب میاد؟
ازدواج دوباره برات غیر ممکن می شه
می دونم
حتی خطر این هست که غرقت کنن
بدادر ارشد نگران نباش
من از خودم مراقبت می کنم
می شه یه بار دیگه به نصیحت هام گوش کنی؟
برادر ارشد لطفا کمکم کن
برادر هشتم
به حرف من گوش کن برادر هشتم
من واقعا صادقانه سعی کردم لیانگ چنگ رو قانع کنم؟
ولی تان اِر خیلی عوض شده
دیگه این تغیرات نباید اتفاق بیافتن
اقامتگاه پرنسس
چو شیائو تان
کسی که بهت بی محلی می کنه چنگ چنگ تو نیست
قطعا تا حالا کسی به تو بی محلی نکرده
چنگ چنگ
یه دسته از هلو های خوشمزه رسیده
...من می خواستم به تو بدم
جیغ نزن
منم
یو خائو منو تا سر حد مرگ ترسوندی
پرنسس اتفاق خیلی بدی افتاده تو منو ترسوندی
من فقط داشتم می اومدم تا به شما گزارش بدم
دیشب ارباب جوان احساس خستگی کردن
و بعدش اسهال شدن
من بالافاصله دکتر خبر کردم
دکتر گفت که این بیماری مُسریه
احتمالا ارباب جوان نتونن برای مدت طولانی تری در دربار برفی زندگی کنن
پرنسس
اتاق همسر دوم شاهزاده آتش گرفته
نه نه نه
این بخور ریزوما آتراکتیلودیسه
ما داری می سوزونیمش
اون دیروز خیلی سرحال به نظر می رسید
باورم نمی شه که یه روز بعدش به این شدت مریض شده باشه
دقیقا
این مریضی جدی به نظر می رسه
من دیروز صحبت کوتاهی با همسر شاهزاده داشتم
ممکنه منم آلوده شده باشم
باید برم یه نگاهی بیاندازم
پرنسس شما نباید برید داخل
شما واقعا نباید برید داخل
برای اطمینان از امنیتتون شما دو نفر نمی تونید وارد شید
پرنسس
پرنسس برای ایمن بودنتون
بهتره که داخل نرید
دارن میان تو
چنگ چنگ پرنسس
عجله کن
اینو بکش کنار چنگ چنگ حالت چطوره؟
چنگ چنگ
پرنسس چنگ چنگ
همسر دوم شاهزاده گرفتار بیماری جدی شدن
این بیماری به شدت مُسریه ایشون باید قرنطینه بشن
یعنی انقدر جدیه؟
پرنسس لطفا خیلی نزدیک نشید
چنگ چنگ
چنگ چنگ چه احساسی داری؟
چنگ چنگ ببخشید
همش تقصیر منه
من خیلی بهت فشار آوردم
ولی تو نمی تونی اینجا مریض بشی
ما باید باهم برگردیم
چنگ چنگ
پرنسس
پرنسس نباید نزدیک تر بیاین
اگر بیاین
و اتفاق بدی بیافته
من باید ده هزار بار بمیرم
چطور این تقصیر توعه
انقدر راجع به مردن و اینا حرف نزن
تا وقتی که من اینجام
دیگه هیچوقت این حرفو نزن
ما گفتیم که هیچوقت همدیگر رو ترک نمی کنیم
خیلی خب
خوب استراحت کن دیگه حرف نزن
ما رو تنها بزارید
اگر این بیماری مُسریه
من خودم تنها کنارش می مونم
نمی خوام توهم مریض بشی
شما نباید بمونید پرنسس
تنهامون بزار
پرنسس
چنگ چنگ،چنگ چنگ
ببخشید،ببخشید بیا بریم
چنگ چنگ بیدار شدی؟
خوبی؟
خیلی نگران بودم
چطوری؟
پرنسس معلوم نیست چطوری مریض شدم
و مطمئن نیستم که قابل درمان باشه
پرنسس اجازه بدید که جای دیگه ای زندکی کنم
احمق نباش
چطور می تونم توی همچین موقعیتی تنهات بزارم
پرنسس
بیماری تمام بدن منو فراگرفته
اگه من اقامتگاه رو ترک نکنم
می ترسم که کل افراد داخل اقامتگاه آلوده بشن
من به هیچ یک از اینا اهمیت نمی دم
فقط تو رو می خوام
من در مرگ و زندگی همراهت می مونم
...من
خیلی خب دیگه حرف نباشه
ما خیلی وقته که ازدواج کردیم
بین من و تو نیازی به تمایز نیست
الان مهمترین چیز اینه که
تو حالت بهتر بشه
No comments yet. Be the first to leave one.