De første 200 linjer.
... آنچه در دیفاینس گذشت
خب رفتی به مندوسینو، مادرت رو پیدا کردی ؟
آره، تو انداختیش بیرون
نمیفهمم، چطور تونستی اینکارو بکنی ؟
من یه انتخاب کردم
،که از پیلار محافظت کنم ،زنی که دوستش داشتم
یا از بچههاش
سلام عشقم
باید منو شریک خودت میکردی
.ایریسا بهم نیاز داره یه تراسفیر دزدیده
با یه تراسفیر میخواد چیکار کنه ؟
نمیدونم، ولی یه تراسفیر میتونه این شهرو با خاک یکسان کنه
بهم کلک زدی
کازیری داره احساساتت رو کنترل میکنه
ایریسایی که میشناختی رفته
هی، هی
طاقت بیار
زمانی که دور از هم بودیم برای قوه مردونهت خوب بوده
قوه مردونه من همیشه همینطور بوده
ولی این کار نباید عادتمون بشه
خب، کی میخواد جلومونو بگیره ؟
افردات همه کارهام رو با دقت زیرنظر دارن
،اگه بدونن من و تو با هم بودیم
احساس خطر میکنن
باید هم احساس خطر کنن
مشکل همینه
چطور میتونم اجازه بدم به خونه برگردی
درحالی که میدونم دلت میخواد آدمامون رو تنبیه کنی ؟
اونا مثل یه حیوون کتکم زدن
دستورش رو من دادم
پس اگه قول بدم که
،گناهای خائنانه و کثیفشون رو ببخشم
میذاری برگردم خونه ؟
خب سکس به اندازه کافی خوب بود
ولی شرایط دیگهای هم هست
مثلاً ؟
قول میدی که دیگه هیچوقت روی پسرت دست بلند نکنی
... خب تا وقتی که بهم احترام بذاره
هیچوقت
هر چی تو بخوای
هروقت دلم خواست تنهایی حموم میکنم
باشه
تمام کسب و کار رو من سرپرستی میکنم
و در مواقع مهم هر تصمیمی که مناسب بدونم میگیرم
تو مسئولِ
امنیت و درآمدهایی
یه شراکت برابر خواهیم داشت
قبلاً نقشهش رو کشیده بودی
کاری کردی حس کنم بالاخره دلتو به دست آوردم
میخواستی با دلبریهات
فکرم رو مسموم کنی
و فریبم بدی تا درخواستهای مضحکت رو قبول کنم
درخواستهام منصفانه هستن
کسی نمیتونه منو زیردست خودش کنه کسی نمیتونه به من امر و نهی کنه
نمیذارم زنم وانمود کنه
که از من زرنگتره
من وانمود نمیکنم
- عشقم ! - گم شو اونور
! گم شو بیرون زنیکه هرزه
... بهت گفتم
اینجا چیکار میکنی ؟
دفتر کارمه
شاید کسی دلش نخواد من کلانتر باشم
ولی بهتون کمک کردم از شر ارتش ولجها خلاص بشین
ممنون
خب میخوای چیکار کنی ؟ بشینی اینجا و مشروب بخوری ؟
اگه بن، دستیار آماندا، از کما خارج شد چی ؟
موقع صحبت باهاش نمیخوای هوشیار باشی ؟
... ببین، تو بچه خوبی به نظر میرسی
- من بچه نیستم - پس چندتا نصیحت بهت میکنم
،وقتی یه غریبه رو خطاب قرار میدی
بهتره لحنت محترمانه باشه
این شغل فقط شلیک به ولجها نیست
در مورد عدالته
عدالت یعنی چی درسته
،و بعد از روزی که داشتم
کار خوب و درست اینه که مست کنم
خبر خوب برای تو، بچه جون
دخترم یه جا آرومش نمیگیره
دو یا سه هفته دیگه از این شهر میزنیم بیرون
میتونی اون نشان خوشگل و درخشانت رو پس بگیری
فکر کنم تا تور محافظتی 15 کیلومتر فاصله داریم
تا اونجا زنده نمیمونم نولان
عاشق مثبت اندیشیتم
،ببین، اون چاقو شاهرگت رو نبریده، خب
برمیگردیم به دیفاینس و پانسمانش میکنیم
حالت خوب میشه
ولی دنیا چی
ترافورمرها میخوان زمینو نابود کنن ترافورمر: دستگاهی که زمین را تغییر ماهیت داده ) ( و آن را برای زندگی وتانها مناسب میکنند
تموم این سیاره از بین میره
توی دفترخاطرات ایریسا، نقاشی یه مرد رو دیدم
اینو میشناسم، مردکای
وکیل قبیله ایراتینتها
ایریسا یه عکس ازش بهمون نشون داد
بهمون گفت هروقت دیدیمش بکشیمش
خیلی ترسیده بود
ایریسا فقط درصورتی ازش میترسه
که بدونه میتونه جلوشو بگیره
یه جورای، دوتاییشون به هم مرتبطن
آروم تر
وقتشه که کشتی رو تصرف کنیم
کلیدها رو بردار
یکی برای هر کدوممون
تا وقتی جدا از هم بمونیم کازیری نمیتونه به کسی آسیب بزنه
... وقتی اینکارو بکنیم
دیگه هیچوقت نمیتونیم باهم باشیم
چه مدت بیهوش بودم ؟
پنج دقیقه
البته دستور غذای اصلی میگه باید از جو استفاده کرد
ولی مجبور شدم با گندم جایگزینش کنم
امیدوارم از سس هولاندی خوشت بیاد ( ( سس مركب از كره و زرده تخم مرغ و آب ليمو وسركه
به جای آبلیمو از شراب سفید استفاده کردم
و یه ذره زردچوبه
مم، خوشمزهست
واقعاً ؟
زیاد شور نیست ؟
- نه عالیه - صبر کن
خیلی وقت میشه کسی برام غذا درست نکرده
زیاد آشپزیم خوب نیست
وقتی توی اردوگاه پراگ بودم سعی کردم آشپزی یاد بگیرم
اولین چیزی که پختم سیبزمینی آبپز بود
- پراگ ؟ - آره
وای
میدونی من و کنیا، وقتی کوچیک بودیم
یه کتاب پیدا کردیم که چندتا عکس داشت
از شهرای قدیمی اروپا
پراگ واقعاً جادویی بود
آره، وقتی که
از خیابونای پیچ در پیچ سنگ فرش شدهش رد میشدی، همین حس رو پیدا میکنی
فکر کنم به خاطر همین
از اون همه جنگ جون سالم به در برده
ای کاش میتونستم ببینمش
میتونی
- درسته - جدی میگم
من توی وزارت تجارت دریایی نفوذ دارم
میتونم انجامش بدم
هر چیزی که آرزوش رو داری میتونم برآورده کنم
این لحظهم شاهدی برای حرفامه
از اینجا ببرینش
بازش کن
از این طرف
سلام
سلام، سرحال به نظر میای
بچهها چطورن ؟
کوئنتین خیلی وظیفهشناسه
خیلی بهم میرسه
به خاطر اون الان آزادم
و کریستی ؟
همنوز نتونستم ببینمش
... یه کم میترسم. با توجه به
آره، کاری که خواستی بکنی
هیچوقت بهش نگفتم
به همهشون گفتم کشته شدی
توسط راهزنها، درسته ؟
آره
باهاشون جنگیدم یا نه ؟
مثل یه گربه وحشی
کسی رو هم کشتم ؟
دو نفر رو
زدی تو سرشون
همیشه تیراندازیم خوب بود
دفعه بعدی که ماجرا رو تعریف کردی بگو سه نفرو کشتم
سه، عدد شانسمه
فکر نکنم دوباره اون داستان رو تعریف کنم
میتونم ببوسمت ؟
میخوام ببینم چه حسی داره
آره
ممنون
کوئنتین میگه دیگه حالت خوب شده
راست میگه ؟
دیگه مریض نیستی ؟
هیچوقت بهتر از الان نبودم
،چون اگه نیستی
خواهش میکنم قول بده بهم کمک میکنی
چند نفرو میشناسم ... که میتونی باهاشون حرف بزنی و
به زودی میبینمت
چطور پیش رفت ؟
خیلی خیلی خوب
آمادهام
بریم خواهرت رو ببینیم
استاما ؟
استاما، حالت خوبه ؟
کجاییم ؟
نمیدونم
یه تصمیم ساده ست
کارت بعدی رو بگیر یا کنار بکش
میخوای تمام شب طولش بدی ؟
چرا ؟ برنامه دیگهای داری ؟
- فکر نکنم - چه خشن
میرم یه چیزی بیارم بخوریم
مطمئن باشم تقلب نمیکنی ؟
من یه توهمم که توسط یه دستگاه توی گردنت ایجاد شدم
کارتها هم همینطور چرا باید به خودم زحمت بدم ؟
- جواب سوالم رو ندادی - البته که تقلب نمیکنم
! اوه گندش بزنن
چی شده ؟
غذامون کرم زده
همهش خراب شده
اوه عزیزم خیلی بد شد
خیلی بد ؟
No comments yet. Be the first to leave one.