De første 200 linjer.
²⁵⁄₂₁
تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملاً غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، سازمانها،مؤسسهها، یا مکان ها ارتباطی ندارد
خبرنگار عزیز آقای بک یی جین حالتون چطوره؟
...نیویورک همچنان پر از اندوهه
ولی زمان طوری میگذره که انگار اتفاقی نیوفتاده
در آخر همکارم نتونست برگرده
ولی به لطف شما ...خیلی ها تسلیت گفتن
!و گفتن که ازش یاد میکنن
بابت همه چی ازتون ممنونم
ممنونم، کریسمس مبارک
یو بی اس
شبکه ی تلویزیونی کره است، آره؟
آره
من به خاطر این حادثه با همه ی مردم دنیا از طریق ایستگاه های تلویزیونی
آشنا شدم
خبرنگاری؟- بله-
شما هم؟- نه من آتشنشانم-
پس آتشنشانین
آتیش سوزی کاملاً خاموش نشده، نه؟
نه هنوز، سرعت عملیات هم کمه
لیست افراد گمشده بیشتر و بیشتر میشه
!و هیچ بازمانده ای پیدا نشده
نمیخوای این کار رو ول کنی؟
همه این مدت سرگردون بودن
در موردش نمیدونم
این شغلیه که من انتخاب کردم و اینجام تا کار کنم
برای همینم هر کدممون شغلمون رو انجام میدیم
زندگی اینطوری میگذره
آماده است
قهوه ی من آماه است
روزم اینطوری تموم میشه
از دیدنتون خوشبختم- منم همینطور-
"قسمت آخر"
مطالب چاپ شده رو نگاه کنین و بررسی کنین ببینین درسته یا نه
چشم
تبریک میگم
الان احساس میکنم راحت شدم چون این موقعیت دست آدم درستیه
ممنونم
انتظار اینو نداشتم
اوقات سختی داشتی
مشکلی پیدا نمیکنی؟
...خب
شاید به این خاطره که باید چیزای زیادی یاد بگیرم
هنوز به این دنیا امیدوارم
خوبه
به خانواده ات گفتی؟
دوست دخترت چی؟
هنوز به کسی نگفتم
فکر نمیکردی به دست بیاریش
هی دو
منم
زود بیدار شدی
آره، شام خوردی؟
آره، یکم پیش خوردم
فکر میکنم که ماه بعد برگردم کره
واقعاً؟
من ماه بعد کره نیستم
مسابقه داری؟
آره
مسابقات گرند پری و جام جهانی پشت سر هم برگزار میشن
پس بیش از 1 ماه اروپام
که اینطور
هی دو
...راستش
من برای موقعیت خبرنگاری تو نیویورک درخواست دادم و قبول شدم
...این
این خبر عالیه
برات خوشحالم
برای همینم برمیگردم کره تا همه چی رو راست و ریست کنم
متاسفم که تونستم سر قولم بمونم
بک یی جین
...من میخوام که
!که دیگه به خاطر من متاسف نباشی
قطع میکنم
یک، دو، سه
یک، دو، سه
خودشه، خیلی خوبه
ممنونم، پس واقعاً میخوای اینو تو مون استریت پست کنی؟
من هر روز به اون وب سایت سر میزنم
ممنونم، فردا اونجاست پس میتونی چک کنی
باشه
دیدن حضوریت خیلی سورئاله
من یه طرفدارم
واقعا؟- بله-
چشات خوب میبینه
باشه پس من فردا چک میکنم خداحافظ
میشه از منم عکس بگیری؟
دارم خواب میبینم؟
بیخیال، حتی اگه بیدار بشی هم ناراحت نمیشی
!مون جی وونگ
خواب نیست
چخبره؟
قرار نبود هفته ی بعد بیای؟
بدون اینکه تو روسیه توقف کنم مستقیم اومدم کره
سونگ وان بهم گفت که تو ایجایی برای همینم اینجام
امروز وقت داری مون جی وونگ؟
معلومه، وقت من همه اش برای توئه
میخوای تو خونه ی من شام بخوریم؟
خونه ی تو؟
جی وونگ
پدر و مادرت چیکار میکنن؟
مامانم توی بیمارستان پرستاره
...و بابام وقتی بچه بودم والدینم از هم طلاق گرفتن
برای همینم باهاش در تماس نیستم
حتماً چون بچه بودی برات خیلی سخت بوده
ببخشید
باید با مامانت خوب باشی
مطمئنم برای اینکه تو رو تنهایی بزرگ کنه خیلی سختی کشیده
بله، حتماً
...ولی الان همه ی فکر و ذکرم یوریمه
برای همینم برای مامانم متاسفم
خیلی قشنگ حرف میزنه
آدم خوبی هم هست
باشه، وای
هی دو هم برگشته کره؟
شما دوتا برنامه یکسانی داشتین
آره، اونم فردا میاد
بله، همین الان رسیدم
بله
بله فکر کنم فایل رو دارم
بله
باشه، دنبالش میگردم و بهتون بر میگردونم
باشه
ببخشین، میشه یه لحظه نگه دارین؟
باید لپ تاپم رو از چمدونم بیارم
باشه
ممنونم
حتماً چون شبیه همن قاطی شده
همینجا ولش کرده؟
بله، گفتن که این مال شماست
و برمیگردین که برش دارین
راستش، به خاطر این اتفاق ایرلاین مقصر نیست
انگار هم دیگه رو میشناسین میخواین بهش زنگ بزنین؟
یا میخواین ما بهشون زنگ بزنیم؟
همینجا میذارمش لطفاً بهش خبر بدین
بک یی جین
چرا اینطوری میری؟
...چون
فکر میکنم میدونم این کارت یعنی چی
پس تو هم باید اونجا میذاشتیش
نمیتونستم
من همه چی رو بهم ریختم؟
اینجا هیچ کدوممون مقصر نیستیم
ولی با این حال اینقدر از هم دور شدیم
و اینطوری شده
فکر میکردم که نمیخوای ...همه چی رو رها کنم
!و برگردم کره
نه، نمیخواستم
پس باید چیکار میکردم؟
بک یی جین
نمیخوام بگم کی اشتباه کرده
و حق با کیه
...فقط
این عشق دیگه بهم قوت قلب نمیده
ما با سرزش هم دیگه کار رو سخت میکنیم
میخوام تمومش کنم
...من و تو
برای هم دیگه خیلی ارزشمندیم
میتونی این کار رو بکنی؟
منظورم بهم زدنه
همین حالا هم داریم بهم میزنیم
ما نمیتونیم از هم دوری کنیم
ارتباطات متقابل زیادی داریم
و یه جا زندگی میکنیم
پس بیا حداقل به هم سلام کنیم
اینجا جایی بود که اولین بار تو رو دیدم
و جایی که همه چی بینمون تموم میشه
فکر کنم
باید برم
...بک یی جین صحبت میکنه
ببخشین، فوراً دنبالش میگردم
بله، ببخشین، خیلی زود بهتون زنگ میزنم
بله
در رو ببند، چک کن
!وای! ببین کی اینجاست
سونبه جان
کی برگشتی؟
چند روز پیش صبح به این زودی داری از کجا برمیگردی؟
دیروز رفتم بیرون و امروز برگشتم
خیلی خوبه که میبینمت
خیلی وقته ندیدمت سونبه جان
!سونبه جونم
خیلی خوب به نظر میای
سونبه جان، از دیدنت خوشحالم
مستی، باید بری داخل
راستی، میدونستی که هی دو و یوریم هم برگشتن کره؟
چقدر گذشته؟
باید دور هم جمع بشیم
باید باهم نوشیدنی بزنیم، سونبه جان
!به سلامتی- !به سلامتی-
پس بیش از 3000 تا بازدید در روز داری؟
آره، این تازه شروعشه
آدمای زیادی به مد علاقه دارن
برنامه ات برای وقتی که وب سایت معروف میشه چیه؟
سعی میکنم لباس بفروشم از اونجایی که میان تا لباس ها رو ببیننن
حرف نداری
...خب
الان فقط یه رویاست
ممکنه طبق برنامه پیش نره
به نظر میاد شبیه بزرگسال ها داریم در مورد این چیزا حرف میزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.